آتیلا پسیانی بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو  محمود گبرلو با آتیلا پسیانی در قاب هفت
بخش دوم

 

یعنی بحش از این بحران ممکن است به فیلمنامه نویس هم برگردد؟

بله دلیل ایجاد بحران به همه اجزای شکل دهنده آن بر می گردد . یعنی فیلمنامه ای که چندان خوب نباشد ، کارگردانی که چندان برایش دغدغه نباشد که بازیگرش چگونه بازی می کند. بلکه فقط اسم بازیگر ممکن است دغدغه اش باشد ، یا در برخی موارد ، ممکن است یک تهیه کننده با کمک بازیگر به یک نقطه ای می رسند که بازیگری ، ساده تر از این جرف ها اتقاق می افتد و گاه حتی ، در بسازی از فیلم ها یا سریال ها ، این اتفاق به صورتی رخ می دهد که مثلا تعداد کم برداشت ، تبدیل به یک فضیلت می شود .

البته بازیگران امروز ، به خصوص بازیگران جوان خیلی معتقد به این بحران نیسنتد بلکه معتقدند که توانمندی هایی دارند اما میدان و فرصت لازم به آن ها داده نمی شود . مثلا یکی از انتقاداتی که مطرح است این است که مثلا می گویند کسانی که بازیگردان هستند یا انتخاب بازیگری می کنند ، افرادی را که با آن ها ارتباط دارند و دوست شان هستند یا در عضو دارو دسته یا گروهشان هستند ، یا زیرمجموعه آموزشگاه آن ها هستند ، انتخاب می کنند . بخشی از این بحران ، به این قضیه بر می گردد و گرنه جوان علاقه مند به بازیگری دوست دارد آموزش ببیند ، تجربه کسب کند و جلوی دوربین برود . البته تا آن جا که من خبر دارم ، در تئاتر هم همین حرف ها مطرح است … ( تئاتر تلویزیونی از آغاز تا امروز )

 

 

خب ، با این دید هم می شود به قضیه نگاه کرد . من اصلا منکر این ماجرا نیستم که به هر حال همیشه کلایه در این زمینه وجود دارد اما این کمبودهاست که انتخاب ها را محدود می کند . یعنی دایره انتخاب آن کسی را که قرار است بازیگر انتخاب کند ، محدود می کند و به انتخاب افرادی که آن ها را می شناسند و از انرژی و توان آنها مطمئن است ، می رساند . این صرفا مهنای پارتی بازی یا باندسازی نیست . بعضی وقت ها می تواند معنایش کمبود وقت و کمبود حوصله در حرفه ما باشد که اتفاقا من به آن اشاره کردم و معتقدم باید سریع تر ، اصلاج شود تا بتوان بهتر از آنی که هست ، به نتیجه رسید.

 

از جمله کارگردان هایی که در سینمای ایران به بازیگری اهمیت خاصی می دهد و شما هم با او همکاری کرده اید ، می توانم به ابراهیم حاتمی کیا اشاره کنم .

حاتمی کیا از جمله فیلمسازان سینمای ما به شمار می رود که مقوله بازیگری باریش خیلی جدی است . به نظرم او بازیگری را خیلی خوب می شناسد و شاید یکی از علت های پافشاری او بر این که حتما در کارهایش بازیگردان داشته باشد ، از همین دیدگاه بیاید که با استفاده خیلی از کارگردان ها از بازیگردان داشته باشد ، از همین دیدگاه بیاید که با استفاده خیلی از کارگردان ها از بازیگردان متفاوت است. این واقعیت وجود دارد که برخی از کارگردان های ما نسبت به مقوله بازیگری شناخت ندارند و حضور بازیگردان ، بدون شناخت کارگردان به کار فیلم و بازیگری لطمه می زند . عده ای هم با دیده بسته می نگرند و تصور می کنند که اگر کسی را به عنوان مشاوره امور بازیگری یا انتخاب بازیگر یا بازیگردان در کنارشان داشته باشند ، ضعف خودشان را امضا کرده اند که به نظرم چنین چیزی هم نیست.

 

 

در خارج از کشور و در کشورهای صاحب اعتبار در زمینه سینما ، معمولا تشکل ها یا بنگاه هایی هست که بازیگران در آن جا متمرکز می شوند و بازیگر ، از آن طریق انتخاب می شود . مثلا فیلمنامه به آن تشکل می رود و افراد متخصص ، بازیگران مورد نظرشان را انتخاب می کنند.

ولی در کشور ما ، چنین تشکل هایی وجود ندارد ؟

نه اصلا ، وجود ندارد .

و بیشتر این شخص است که در این زمینه دخالت می کند و رای می دهد .

بله ، دقیقا و اگر هم قرار باشد تلاشی برای به وجود آوردن چنین سیستمی صورت گیرد ، با مقاومت و حتی استهزای بسیاری از اهالی سینما رو به رو می شود !

چرا اینگونه است ؟

برای اینکه ما تنبل شده ایم و من از ابتدای بحث خود به همین مشکل اشاره کردم . برای اینکه حرفه ما بدون این که دست به چنین کارهایی بزنیم ، چرخش در حال چرخیدن است . و این به شدت ما را تنبل کرده است . در واقع ما قدمی بر نمی داریم برای اینکه سختگیری های بیشتری بکنیم ، مراکز حرفه ای تری به وجود بیاوریم . صافی ها را بیشتر و بیشتر بکنیم تا دوغ و دوشاب با همدیگر یکی نشوند و خروجی ، زلال باشد.

 

گفت و گو آتیلا پسیانی

 

مقاومتی که اشاره کردید ، به چه علت رخ می دهد؟

بخشی از اهالی سینما تصویر می کنند چرا باید این کار را کرد و چرا باید بازیگری را جدی تر از این گرفت ، در حالی که ما بدون جدی انگاری هم فیلم مان را می سازیم ، فیلم ما اکران هم می شود و خدا رو شکر فروش خوبی هم دارد ! البته منظور من از اینجاد تشکیلات ، تشکیلات صنفی نیست . ما تشکیلات صنفی داریم و ورود به مشکلات آن هم بحث دیگر می طلبد . منظور من ، ایجاد یک تشکیلات حرفه ای است که بتواند بحث آموزش اولیه ، تولید ، آموزش حین کار و … را در بر گیرد . چیزی که مطلقا در ایران وجود ندارد و اغلب بازیگران ما بعد از بازی در یک فیلم شروع می کنند درباره بازیگری نظریه و تز دادن و فکر می کنند دیگر همه چیز تمام شد !

 

در حالی که واقعا همه چیز در بازیگری او تمام نشده است ؟

من همیشه اعتقادم بر این بوده که هر بازیگری که برای خودش این تصور ایجاد شود که دیگر دوره یادگیری او به سر آمده و الان همه چیز را می داند ، کارمند این حرفه است . هیچوقت در این حرفه ، هنرمند نخواهد شد . هنرمند ، حتما با خودش پویایی دارد . یعنی مرتب سعی می کند خودش را اصلاح کند . مرتب با دیده انتقادی نسبت به کار خودش نگاه می کند . او باید نه با بدبینی ، با دید انتقادی نسبت به بازیگری خودش بنگرد تا یک قدم به جلو بردارد و اگر این کار را نکند ، به نظر من ، حتما کارمند این حرفه است و نه بازیگر ضمن آن که قطعا سعی می کند تا با شلوغ بازی ، ضعف هایش را بپوشاند!

 

 

در سال های اخیر متاسفانه بازیگران ما از زبان بدن شان استفاده نمی کنند . علت چیست ؟

اگر چنین چیزی به این وضوح وجود دارد ، زنگ خطری است که به صدا در آمده و نشان می دهد که سینما و تلویزیون ما بیشتر به سمته رادیویی شدن پیش می رود .

 

این به همان نبود جدی انگاری در بازیگری مربوط است ؟

بله ، این هم به همان مجموعه اتفاقاتی مربوط است که مانع رشد و پویایی بازیگری ما شده است.

 

خیلی از علاقه مندان به بازیگری تصور می کنند با خواندن کتاب بازیگری می توان بازیگر شد .

اصولا کتاب ، چقدر برای آن ها و برای یک بازیگر مفید است ؟

یک بازیگر به نظر من هیچوقت نباید کتاب بازیگری بخواند ! البته هیچ وقت من کمی جنبه شوخی هم دارد اما واقعا مطالعه کتاب بازیگری اگر پشتوانه تجربی بازیگری برای یک بازیگر یا یک علاقه مند بازیگری همراهش نباشد کاملا می تواند گمراه کننده باشد . علتش هم به نوع برداشت متفاوت هر فرد بر می گردد . کسی که تا به حال کار نکرده و از جلوی دانشگاه کتاب بازیگری می خرد و سعی می کند از روی کتاب ، بازیگری را یاد بگیرید ، گمراهمی شود اما کسی که بارها و بارها کار کرده ، وقتی که آن کتاب را مطالعه می کند ، این فرصت برایش مغتنم است چون می تواند آنچه در ذهنش فراموش شده و زنگار گرفته ، دوباره صیقل بدهد و به راه بیاندازد .

گفت و گو آتیلا پسیانی

چه تحلیل بر وضعیت امروز آموزشگاه های بازیگری دارید ؟

من دوست ندارم درباره این قضیه ، خیلی شفاف صحبت کنم چون سیستم آموزشی هنری در کشور ما ، متاسفانه خیلی پخته نیست و خودش را اصلاح نکرده . یعنی سال های سال است که شکل و شمایلش عوض نشده و به همان روش موجود از قبل راهش را ادامه می دهد . در آموزشگاه های بازیگری ما هم این پویایی به مراتب پایین تر از آن وجود دارد . اگر یکی دو تا تلاش کوچک هم وجود دارد ، از سوی بخری دوستان است که برایشان احترام خاصی قائل هستم اما متاسفانه تلاش آنها هم در این دریای تنبلی و بی تلاشی ، گم است .

 

یعنی بیشتر تلاش های فردی ناشی از دغدغه آن هاست تا این که سیستماتیک باشد ؟

قطعا اینگونه است .

 

و فارع از حضور استادان شناخته شد در عرصه آموزشی ،سیستم دانشگاهی ما هم دچار سستی و ضعف است ؟

سیستم آموزشی ما دینامیسم و پتانسیل نیروی محرکه شدن برای بازیگری را از دست داده است و این به نظر من خیلی ربطی به افراد ندارد . من اگر نقدی دارم ، منظورم از این نقد ، این نیست که استادان زیر سوال بروند ، منظورم این است که سیستم آموزشی در زمینه هنر و بازیگری به گونه ای ناکارآمده شده که حتی افرادی که صلاحیت دارند و در کار خودشان معتبرند و پویا هستند در چنین سیستمی کارایی نداشته باشند .

 

پایان