آثار اینگمار برگمان

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

مروری بر آثار اینگمار برگمان

 

بخش اول آثار اینگمار برگمان 

آثار و شهرت کارگردان سوئدی ، اینگمار برگمان متولد 1978 در بخش اعظم دوران پس از جنگ ، فیلمسازان اسکاندیناوی دیگر را تحت الشعاع قرار داد . برگمان فرزند یک روحانی لوتری متعلق به دربار سلطنتی سوئد ، در تاتر و اپرا تربیت شد و بین سال ها ی 1940 و 1944 روی فیلمنامه های صنایع فیلم سوئد ، موسسه ای ملی برای بازسازی سینمای پس از جنگ سوئد ، کار کرد . نخستین بار در فیلم شکنجه ( هتس ، 1944 ) فیلمی درباره ی یک مدیر مدرسه ی سادیست از آلف شوبرگ ، نام او به عنوان فیلمنامه نویس ( برای مشاهده ی فیلمنامه های برتر کلیک نمایید. ) بر پرده ظاهر شد . شوبرگ که خود متولد سال 1903 و در سن 80 سالگی از دنیا رفت فیلمهایی چون جاده ی بهشت در سال 1942 ، مادمازل ژولی در سال 1951 که آن را اقتباس از نمایشنامه ی آگوست استریندبرگ کارگردانی از سنت شوستورم / استیلر با واقعگرایی شاعرانه بود و نخستین فیلم های برگمان این تاثیر را بخوبی نشان می دهند . بین سال های 1945 و 1955 برگمان سیزده فیلم دلگیر کننده نوشت و کارگردانی کرد ( پیشنهاد می کنم مقاله مربوط به کارگردانی را مطالعه نمایید. ) ، و در آن ها به درونمایه های تنهایی ، بیگانگی و مسئله ی زنده بودن و زیستن پرداخت ، که بهترین فیلم های این دوره ی او عبارتند از : عطش سال 1949 ، ، میان پرده ی تابستانی 1951 ، مونیکا / تابستانی با مونیکا 1952 ، خاک اره و پولک / شب برهنه 1953 اشاره کرد . در همین دوره ی کارآموزی بود که همکار دائمی خود ، فیلمبرداری به نام گونر فیشر که متولد سال 1910 بود را کشف کرد و گروهی از بازیگران برجسته را گرد آورد : ماکس فن سیدو ، گونار بیورنستراند ، اینگرید تولین ، گونل لیندبلوم ، هریت اندرسن ، بیبی اندرسن و اوادلبک و لیو اولمان و ارلاند یوزفسن بعد ها به او پیوستند . برگمان همچنین روش ویژه ای در پیش گرفت که در آن ابتدا فیلمنامه هایش را به صورت زمان می نوشت و سپس چکیده ی آن را به صورت فیلمنامه و سرانجام تصاویر سمعی و بصری در می آورد.

 

نخستین فیلم اینگمار برگمان

نخستین فیلم اینگمار برگمان

از نخستین آثار اینگمار برگمان می توان به فیلم لبخندهای یک شب تابستانی اشاره کرد که مورد توجه جهان قرار گرفت. که در سال  1955 ساخت و برخی از منتقدان در این فیلم جای پای فیلم قاعده ی بازی که که سال 1935 ساخته شده از رنوار را یافته اند . در فیلم مهر هفتم که در سال 1956 ساخته شده ، استعاره ای شاعرانه درباره ی شوالیه ای قرون وسطایی که در بازی شطرنج از مرگ شکست می خورد ، برگمان به شکلی درخشان قرون وسطا را زنده کرد ، و در آن جا یک سلسله سوال های مابعد الطبیعه در باب رابطه ی انسان و برگمان را به عنوان هنرمندی پراهمیت تثبیت کرد . اما فیلم بعدی او ، توت فرنگی های وحشی که در سال 1957 ساخته بود که مهمترین اثر او در دهه ی 1950 شناخته شد . این فیلم زیبای استاد برجسته ی علوم ، هجوم می آورند ( کارگردان برجسته ی سوئدی ویکتور شوستروم ، پیشکسوت برگمان ، در نقش ایساک بازی درخشانی ارائه داده است ) و این زمانی است که در اتوموبیل عروس خود برای دریافت دکتری افتخاری به دانشگاه لوند در حرکت است . سفر بورگ در سوئد معاصر در واقع هبوطی است در ناخودآگاه ذهن ، و در این راه او مجبور می شود با خودش رو در رو شود و از خود خود بپرسد که در طول زندگی برای والیدن ، برادر و خواهر ، فرزندان و خودش چه بوده است . برگمان در این فیلم از نظر ساختاری صحنه ی عبور از حال به گذشته و بازگشت دوباره را در نمای واحدی انجام داده ، و بیننده احساس می کند همزمان در دو زمان قرار دارد . فیلم توت فرنگی های وحشی حتی مهم تر از مهر هفتم بود و در میان شاهکارهای برگمان جایگاه والایی را خود اختصاص داد.

 

فیلم شعبده باز چهره اینگمار برگمان

فیلم شعبده باز چهره اینگمار برگمان

از دیگر آثار اینگمار برگمان، شعبده باز چهره می باشد که در سال 1958 ساخته قصه ی رمز آمیزی است از یک نمایش دهنده ی فانوس جادویی و مردی تردست ، خود برگمان که خانواده بورژوا را فریب می دهد و با مهارت تمام و به شکلی ساختگی کابوسی جنایتبار را به آن ها می باوراند ، کابوسی که پایه و اساس ندارد . شعبده باز فیلمی است دارای سبک و شعبده بازانه که فاقد محتوا است . اما برگمان دهه ی 1950 را با اثر مهمی ، چشمه ی باکره که در سال 1959 ساخته ، فیلمی نیرومند براساس یک ترانه ی سده ی سیزدهمی ، به پایان برد . در این فیلم دختر جوان و زیبایی در راه کلیسا توسط سه نفر گله دار درجنگل با خشونت تمام مورد تجاور قرار می گیرد و به قتل می رسد ، و قاتلان در هنگام فرار در قلعه ی پدر همان دختر پناه می گیرند . پدر که عمل آن ها پی برده ، در فصلی آخرالزمانی آن ها را به سبعانه همچون خوک قطعه قطعه می کند . پس از پیدا شدن جسد دختر از جنگل پدرش نذر می کند در همان مکان کلیسایی بنا کند ، و در صحنه ی کنایی پایان فیلم چشمه ای معجزنمون ، به نشانه ی آمرزش ، از زمین سر می زند . این فیلم تکان دهنده با نشانه ی خارج از انتظاری از امید به پایان می رسد ، شاید از آن رو که برگمان آن را در اثر دیگری اقتباس کرده بود . فیلم بعدی برگمان سه گانه ی تلخ و تندی است در باب مشکل هستی و جهانی تخت نفوذ مطلقه ی خداوند .

 

پیشنهاد ویژه:  ساخت فیلم آموزشی

 

نخستین فیلم از سه گانه که می توان آن را سه گانه ی مذهبی خواند ، از واری آینه ی تاریک همچون در یک آینه که در سال 1962 ساخته ، فیلمی است سرد و ناخوش آیند درباره ی زنی دو شخصیتی که در منطقه ای پرت افتاده در بالتیک با شوهر پزشک ، پدر و برادر خود زندگی می کند . روزی که در می باید پدرش از حالات او یادداشت بر می داد تا آن ها در زمان خو به کار گیرد زن به کلی در هم می ریزد ، با برادر کوچکش زنا می کند و با هلیکوپتری از جزیره می رود . در فیلم فاقد پیرنگ نور زمستانی رابط ها که در سال 1961 ساخته دومین از این سه گانه ، برگمان با جستجوی ترشرویانه و بی رحم خود در مقوله روج انسان حتی از فیلم قبلی خود فراتر می رود : یک کشیش مطلقه ی روستایی ، که هر روز مجلس وعض دارد ، در می باید برای آرامش بخشیدن به ارواح دردمند مردمی که هر روز مجلس وعظ دارد ، در می باید برای آرامش بخشیدن به ارواح دردمند مردمی که هر روز برایشان موعظه می کند کاری از او ساخته نیست ، زیرا چیزی را که کلیسا به او ابلغ کرده باور ندارد ، توانایی معنا بخشیدن به جهان بی معنا با وساطت میان انسان و خدا . ساختار نور زمستانی فزاینده در خدمت نمایش آلام انسانی به کار می گرفت . برگمان با سومین فیلم از سه گانه ی مذهبی خود ، سکوت که در سال 1963 ساخته ، موفق به خلق یک شاهکار دیگر سینمایی شد . در این فیلم دو خواهر به همراه پسر خواهر جوا تر به اروپای مرکزی می آیند . زبان ساکنان این شهر و حتی صداهای طبیعی آن ، که با تسلط کم نظیری روی نوار صدا تدوین شده ، برای این جمع و حتی برای تماشاگر قابل درک نیست ، و بدین ترتیب همچون اکثر ما آن ها ناچار می شوند به وضعیتی بی معنا و به دور از شان خود تن دهند . به تدریج سخن گفتن برای این سه نفر به کاری نامربوط بدل می شود ، همچنان که شهواتی خارج از عرف و فاجعه ای قریب الوقوع سراسر فیلم را در خود می پیچد – چنین به نظر می رسد که برگمامن نیز همچون آنتونیونی ، بر آن است که از خود بیگانگی در دنیای مدرن موجب کاهش ارتباط انسان ها با یک سلسله هم آمیزی مذبوحانه ی جنسی شده است که نهایتا سر از آشفتگی در می آورد.

 

فیلم سکوت اینگمار برگمان

فیلم سکوت اینگمار برگمان

فیلم سکوت از دیگر آثار اینگمار برگمان است که به شکلی درخشان توسط سون نیکویست که در سال 1922 متولد شده است فیلمبرداری شده است ، که از چشمه ی باکره با او همکاری داشت و این همکاری از هنگامی آغاز شد که نیکویست در فیلم شب برهنه دستیار فیلمبردار بود . نیکویست که از سال 1959 تا با برگمان همکاری داشته ، تاریخ او را به عنوان  یکی از بهترین فیلمبرداران رنگی در جهان شناخته می شناسد . برگمان و نیکویست از اواسط دهه ی 1960 برخی از گستاخانه ترین تکنیک های تجربی فرانسوی و ایتالیایی را در آثار خود به کار بسته اند . این تغییر در محتوا نشان از توجه ی تازه ی برگمان نسبت به طبیعت روانشناسی انسان ، دریافت و هویت او داشت که دومین سه گانه ی بزرگ او در دهه ی 1960 با پایه ریزی کرد : پرسونا شخصیت یا کاراکتر سال 1966 ، ساعت گرگ و میش 1968 و شرم در سال 1968.

 

فیلم پرسونا اینگمار برگمان

فیلم پرسونا اینگمار برگمان

پرسونا فیلمی دیگر از آثار اینگمار برگمان است که گویی با فصل هایی از نمایش و فیلمبرداری خود فیلم قاب بندی شده وعملا هر نوع نسبت روایی سینما را می شکند تا در ورای آن ماهیت خیالی سینما و شخصیت انسانی را آشکار کند ، ماهیتی که به نظر می رسد می توان به شکلی واقعگرایانه در آن نفوذ کرد . فیلم اساسا بر پایه ی انتقال هویت میان پرستار و بیمار بنا شده تا نشان دهد که به تدریج چهره های آن ها با منطقی کاملا بصری در یکدیگر ادغام می شود . این فیلم ضمنا به سطوح مختلف سینما یا به طور کلی وسایل ارتباط جمعی می پردازد که گفته می شود قادرند و اقعیت را عرضه کنند . اما سبک روایی پرسونا گسسته ، بدون مفصل و خویشتاب است و بر آن است که سینما و به طور کلی وسایل ارتباط جمعی همانقدر خیالی هستند که واقعیت هست ، یعنی چیزی به نام انتقال دقیق واقعیت معنی ندارد.

 

فیلم ساعت گرگ و میش اینگمار برگمان

فیلم ساعت گرگ و میش اینگمار برگمان

از دیگر آثار اینگمار برگمان می توان به ساعت گرگ و میش اشاره کرد که تمثیلی خیالپردازانه از خلاقیت هنرمندانه و یادآور آثار برتر فلینی است . نقاشی با همسرش در جزیره ای پرت زندگی می کنند ، روزی برای شام به قصر مالک چزیره ای دعوت می شوند و نقاش در آن جا توسط صاحبخانه تحقیر می شود . همسر او بعدا یادداشت های محرمانه ی شوهرش را می رباید و در آنجا اشاراتی حاکی از دیدارهای شوهر با معشوقه ی قبلی ، و مرگ غریب یک پسر میابد . نقاش برآشفته به قصر باز می گردد و در آن جا معشوقه ی قبلی را برهنه بر تابوتی می بیند . از او می خواهند که با جسد معشوق عشقبازی کند اما جسد خود بر می خیزد و او را می بوسد و مهمانان شبح گونه ی قصر خنده های چندش آوری سر می دهند . نقاش دیوانه وار به سوی باتلاقی می دود ، در حالی که همه ی حاضران او را دنبال می کنند و سرانجام توسط پرنده ی گوشتخواری کشته می شوند . این استعاره ی غریب و در عین حال از نظر بصری خیره کننده از یک هنرمند خلاق و همسرش که در چنگال تهدید آمیز دیوانگی اسیرند ، نسبت به پرسونا موفقیت کمتری به دست آورد . اما شرم ، آخرین فیلم از سه گانه ی دوم برگمان بدون شک شاهکاری منحصر به فرد از کار در آمد.

 

 

فیلم شرم اینگمار برگمان

فیلم شرم اینگمار برگمان

فیلم شرم یکی دیگر از ارزشمندترین آثار اینگمار برگمان است که در سال 1968 ساخته شده ، به عدم امکان حفظ ارزش ها و رابطه ی انسانی ، در جهانی درگیر با جنگ دائمی ، می پردازد . که به نظر برگمان از عوارض جهان مدرن است . در شهری بی نام ، در غائله ی جنگ داخلی خونین و طولانی که در مرکر برپاست ، در جزیره ای نسبتا امن و دور از ساحل ، زن و شوهر بدون فرزندی در انزوا زندگی می کنند . آن دو پیش از این نوازندگان ارکستر فیلارمونیک بودند و می خواهد از جنگلی که آن ها را احاطه کرده دور باشند . اما هنگامی که جزیره ی آن ها نیز اشغال می شود ، درست به قلب جنگ فرو می غلتند ، و بدتر این که از دو سو متهم به همکاری با دشمن می شوند . زن قوی و تواناست اما شوهر نشان می دهد که مردی بزدل و نهایتا خیانتکار است . جنگ این جزیره ی زیبا را ویران می کند و آن را چشم اندازی از دوزخ بدل می سازد ، و این زوج منزجر از یکدیگر به کمک قایقی فرار می کنند ، قایقی که بی هدف بر دیا و به سوی مرگ شناور است . در اواخر فیلم زن در دویا می بیند که پس از جنگ صاحب فرزند شده ، در حالی که ما می دانیم این جنگ پایانی نخواهد داشت . برگمان در این فیلم با اتکا به نماهای درشت قهرمانان خود تمثیلی دهشتبار خلق می کند ، این که جنگ چگونه هر چیز باارزش و انسانی را از بین می برد.