مروری بر آثار اینگمار برگمان
12
فوریه

 

 

آثار و شهرت کارگردان سوئدی ، اینگمار برگمان متولد 1978 در بخش اعظم دوران پس از جنگ ، فیلمسازان اسکاندیناوی دیگر را تحت الشعاع قرار داد . برگمان فرزند یک روحانی لوتری متعلق به دربار سلطنتی سوئد ، در تاتر و اپرا تربیت شد و بین سال ها ی 1940 و 1944 روی فیلمنامه های صنایع فیلم سوئد ، موسسه ای ملی برای بازسازی سینمای پس از جنگ سوئد ، کار کرد . نخستین بار در فیلم شکنجه ( هتس ، 1944 ) فیلمی درباره ی یک مدیر مدرسه ی سادیست از آلف شوبرگ ، نام او به عنوان فیلمنامه نویس ( برای مشاهده ی فیلمنامه های برتر کلیک نمایید. ) بر پرده ظاهر شد . شوبرگ که خود متولد سال 1903 و در سن 80 سالگی از دنیا رفت فیلمهایی چون جاده ی بهشت در سال 1942 ، مادمازل ژولی در سال 1951 که آن را اقتباس از نمایشنامه ی آگوست استریندبرگ کارگردانی از سنت شوستورم / استیلر با واقعگرایی شاعرانه بود و نخستین فیلم های برگمان این تاثیر را بخوبی نشان می دهند . بین سال های 1945 و 1955 برگمان سیزده فیلم دلگیر کننده نوشت و کارگردانی کرد ( پیشنهاد می کنم مقاله مربوط به کارگردانی را مطالعه نمایید. ) ، و در آن ها به درونمایه های تنهایی ، بیگانگی و مسئله ی زنده بودن و زیستن پرداخت ، که بهترین فیلم های این دوره ی او عبارتند از : عطش سال 1949 ، ، میان پرده ی تابستانی 1951 ، مونیکا / تابستانی با مونیکا 1952 ، خاک اره و پولک / شب برهنه 1953 اشاره کرد . در همین دوره ی کارآموزی بود که همکار دائمی خود ، فیلمبرداری به نام گونر فیشر که متولد سال 1910 بود را کشف کرد و گروهی از بازیگران برجسته را گرد آورد : ماکس فن سیدو ، گونار بیورنستراند ، اینگرید تولین ، گونل لیندبلوم ، هریت اندرسن ، بیبی اندرسن و اوادلبک و لیو اولمان و ارلاند یوزفسن بعد ها به او پیوستند . برگمان همچنین روش ویژه ای در پیش گرفت که در آن ابتدا فیلمنامه هایش را به صورت زمان می نوشت و سپس چکیده ی آن را به صورت فیلمنامه و سرانجام تصاویر سمعی و بصری در می آورد.

 

نخستین فیلم اینگمار برگمان

نخستین فیلم اینگمار برگمان

از نخستین آثار اینگمار برگمان می توان به فیلم لبخندهای یک شب تابستانی اشاره کرد که مورد توجه جهان قرار گرفت. که در سال  1955 ساخت و برخی از منتقدان در این فیلم جای پای فیلم قاعده ی بازی که که سال 1935 ساخته شده از رنوار را یافته اند . در فیلم مهر هفتم که در سال 1956 ساخته شده ، استعاره ای شاعرانه درباره ی شوالیه ای قرون وسطایی که در بازی شطرنج از مرگ شکست می خورد ، برگمان به شکلی درخشان قرون وسطا را زنده کرد ، و در آن جا یک سلسله سوال های مابعد الطبیعه در باب رابطه ی انسان و برگمان را به عنوان هنرمندی پراهمیت تثبیت کرد . اما فیلم بعدی او ، توت فرنگی های وحشی که در سال 1957 ساخته بود که مهمترین اثر او در دهه ی 1950 شناخته شد . این فیلم زیبای استاد برجسته ی علوم ، هجوم می آورند ( کارگردان برجسته ی سوئدی ویکتور شوستروم ، پیشکسوت برگمان ، در نقش ایساک بازی درخشانی ارائه داده است ) و این زمانی است که در اتوموبیل عروس خود برای دریافت دکتری افتخاری به دانشگاه لوند در حرکت است . سفر بورگ در سوئد معاصر در واقع هبوطی است در ناخودآگاه ذهن ، و در این راه او مجبور می شود با خودش رو در رو شود و از خود خود بپرسد که در طول زندگی برای والیدن ، برادر و خواهر ، فرزندان و خودش چه بوده است . برگمان در این فیلم از نظر ساختاری صحنه ی عبور از حال به گذشته و بازگشت دوباره را در نمای واحدی انجام داده ، و بیننده احساس می کند همزمان در دو زمان قرار دارد . فیلم توت فرنگی های وحشی حتی مهم تر از مهر هفتم بود و در میان شاهکارهای برگمان جایگاه والایی را خود اختصاص داد.

 

فیلم شعبده باز چهره اینگمار برگمان

فیلم شعبده باز چهره اینگمار برگمان

از دیگر آثار اینگمار برگمان، شعبده باز چهره می باشد که در سال 1958 ساخته قصه ی رمز آمیزی است از یک نمایش دهنده ی فانوس جادویی و مردی تردست ، خود برگمان که خانواده بورژوا را فریب می دهد و با مهارت تمام و به شکلی ساختگی کابوسی جنایتبار را به آن ها می باوراند ، کابوسی که پایه و اساس ندارد . شعبده باز فیلمی است دارای سبک و شعبده بازانه که فاقد محتوا است . اما برگمان دهه ی 1950 را با اثر مهمی ، چشمه ی باکره که در سال 1959 ساخته ، فیلمی نیرومند براساس یک ترانه ی سده ی سیزدهمی ، به پایان برد . در این فیلم دختر جوان و زیبایی در راه کلیسا توسط سه نفر گله دار درجنگل با خشونت تمام مورد تجاور قرار می گیرد و به قتل می رسد ، و قاتلان در هنگام فرار در قلعه ی پدر همان دختر پناه می گیرند . پدر که عمل آن ها پی برده ، در فصلی آخرالزمانی آن ها را به سبعانه همچون خوک قطعه قطعه می کند . پس از پیدا شدن جسد دختر از جنگل پدرش نذر می کند در همان مکان کلیسایی بنا کند ، و در صحنه ی کنایی پایان فیلم چشمه ای معجزنمون ، به نشانه ی آمرزش ، از زمین سر می زند . این فیلم تکان دهنده با نشانه ی خارج از انتظاری از امید به پایان می رسد ، شاید از آن رو که برگمان آن را در اثر دیگری اقتباس کرده بود . فیلم بعدی برگمان سه گانه ی تلخ و تندی است در باب مشکل هستی و جهانی تخت نفوذ مطلقه ی خداوند .

 

پیشنهاد ویژه:  ساخت فیلم آموزشی

 

نخستین فیلم از سه گانه که می توان آن را سه گانه ی مذهبی خواند ، از واری آینه ی تاریک همچون در یک آینه که در سال 1962 ساخته ، فیلمی است سرد و ناخوش آیند درباره ی زنی دو شخصیتی که در منطقه ای پرت افتاده در بالتیک با شوهر پزشک ، پدر و برادر خود زندگی می کند . روزی که در می باید پدرش از حالات او یادداشت بر می داد تا آن ها در زمان خو به کار گیرد زن به کلی در هم می ریزد ، با برادر کوچکش زنا می کند و با هلیکوپتری از جزیره می رود . در فیلم فاقد پیرنگ نور زمستانی رابط ها که در سال 1961 ساخته دومین از این سه گانه ، برگمان با جستجوی ترشرویانه و بی رحم خود در مقوله روج انسان حتی از فیلم قبلی خود فراتر می رود : یک کشیش مطلقه ی روستایی ، که هر روز مجلس وعض دارد ، در می باید برای آرامش بخشیدن به ارواح دردمند مردمی که هر روز مجلس وعظ دارد ، در می باید برای آرامش بخشیدن به ارواح دردمند مردمی که هر روز برایشان موعظه می کند کاری از او ساخته نیست ، زیرا چیزی را که کلیسا به او ابلغ کرده باور ندارد ، توانایی معنا بخشیدن به جهان بی معنا با وساطت میان انسان و خدا . ساختار نور زمستانی فزاینده در خدمت نمایش آلام انسانی به کار می گرفت .

برگمان با سومین فیلم از سه گانه ی مذهبی خود ، سکوت که در سال 1963 ساخته ، موفق به خلق یک شاهکار دیگر سینمایی شد . در این فیلم دو خواهر به همراه پسر خواهر جوا تر به اروپای مرکزی می آیند . زبان ساکنان این شهر و حتی صداهای طبیعی آن ، که با تسلط کم نظیری روی نوار صدا تدوین شده ، برای این جمع و حتی برای تماشاگر قابل درک نیست ، و بدین ترتیب همچون اکثر ما آن ها ناچار می شوند به وضعیتی بی معنا و به دور از شان خود تن دهند . به تدریج سخن گفتن برای این سه نفر به کاری نامربوط بدل می شود ، همچنان که شهواتی خارج از عرف و فاجعه ای قریب الوقوع سراسر فیلم را در خود می پیچد – چنین به نظر می رسد که برگمامن نیز همچون آنتونیونی ، بر آن است که از خود بیگانگی در دنیای مدرن موجب کاهش ارتباط انسان ها با یک سلسله هم آمیزی مذبوحانه ی جنسی شده است که نهایتا سر از آشفتگی در می آورد.

 

فیلم سکوت اینگمار برگمان

فیلم سکوت اینگمار برگمان

فیلم سکوت از دیگر آثار اینگمار برگمان است که به شکلی درخشان توسط سون نیکویست که در سال 1922 متولد شده است فیلمبرداری شده است ، که از چشمه ی باکره با او همکاری داشت و این همکاری از هنگامی آغاز شد که نیکویست در فیلم شب برهنه دستیار فیلمبردار بود . نیکویست که از سال 1959 تا با برگمان همکاری داشته ، تاریخ او را به عنوان  یکی از بهترین فیلمبرداران رنگی در جهان شناخته می شناسد . برگمان و نیکویست از اواسط دهه ی 1960 برخی از گستاخانه ترین تکنیک های تجربی فرانسوی و ایتالیایی را در آثار خود به کار بسته اند . این تغییر در محتوا نشان از توجه ی تازه ی برگمان نسبت به طبیعت روانشناسی انسان ، دریافت و هویت او داشت که دومین سه گانه ی بزرگ او در دهه ی 1960 با پایه ریزی کرد : پرسونا شخصیت یا کاراکتر سال 1966 ، ساعت گرگ و میش 1968 و شرم در سال 1968.

 

فیلم پرسونا اینگمار برگمان

فیلم پرسونا اینگمار برگمان

پرسونا فیلمی دیگر از آثار اینگمار برگمان است که گویی با فصل هایی از نمایش و فیلمبرداری خود فیلم قاب بندی شده وعملا هر نوع نسبت روایی سینما را می شکند تا در ورای آن ماهیت خیالی سینما و شخصیت انسانی را آشکار کند ، ماهیتی که به نظر می رسد می توان به شکلی واقعگرایانه در آن نفوذ کرد . فیلم اساسا بر پایه ی انتقال هویت میان پرستار و بیمار بنا شده تا نشان دهد که به تدریج چهره های آن ها با منطقی کاملا بصری در یکدیگر ادغام می شود . این فیلم ضمنا به سطوح مختلف سینما یا به طور کلی وسایل ارتباط جمعی می پردازد که گفته می شود قادرند و اقعیت را عرضه کنند . اما سبک روایی پرسونا گسسته ، بدون مفصل و خویشتاب است و بر آن است که سینما و به طور کلی وسایل ارتباط جمعی همانقدر خیالی هستند که واقعیت هست ، یعنی چیزی به نام انتقال دقیق واقعیت معنی ندارد.

 

فیلم ساعت گرگ و میش اینگمار برگمان

فیلم ساعت گرگ و میش اینگمار برگمان

از دیگر آثار اینگمار برگمان می توان به ساعت گرگ و میش اشاره کرد که تمثیلی خیالپردازانه از خلاقیت هنرمندانه و یادآور آثار برتر فلینی است . نقاشی با همسرش در جزیره ای پرت زندگی می کنند ، روزی برای شام به قصر مالک چزیره ای دعوت می شوند و نقاش در آن جا توسط صاحبخانه تحقیر می شود . همسر او بعدا یادداشت های محرمانه ی شوهرش را می رباید و در آنجا اشاراتی حاکی از دیدارهای شوهر با معشوقه ی قبلی ، و مرگ غریب یک پسر میابد . نقاش برآشفته به قصر باز می گردد و در آن جا معشوقه ی قبلی را برهنه بر تابوتی می بیند . از او می خواهند که با جسد معشوق عشقبازی کند اما جسد خود بر می خیزد و او را می بوسد و مهمانان شبح گونه ی قصر خنده های چندش آوری سر می دهند . نقاش دیوانه وار به سوی باتلاقی می دود ، در حالی که همه ی حاضران او را دنبال می کنند و سرانجام توسط پرنده ی گوشتخواری کشته می شوند . این استعاره ی غریب و در عین حال از نظر بصری خیره کننده از یک هنرمند خلاق و همسرش که در چنگال تهدید آمیز دیوانگی اسیرند ، نسبت به پرسونا موفقیت کمتری به دست آورد . اما شرم ، آخرین فیلم از سه گانه ی دوم برگمان بدون شک شاهکاری منحصر به فرد از کار در آمد.

 

از جمله خدمات ما: ساخت مستند

 

فیلم شرم اینگمار برگمان

فیلم شرم اینگمار برگمان

فیلم شرم یکی دیگر از ارزشمندترین آثار اینگمار برگمان است که در سال 1968 ساخته شده ، به عدم امکان حفظ ارزش ها و رابطه ی انسانی ، در جهانی درگیر با جنگ دائمی ، می پردازد . که به نظر برگمان از عوارض جهان مدرن است . در شهری بی نام ، در غائله ی جنگ داخلی خونین و طولانی که در مرکر برپاست ، در جزیره ای نسبتا امن و دور از ساحل ، زن و شوهر بدون فرزندی در انزوا زندگی می کنند . آن دو پیش از این نوازندگان ارکستر فیلارمونیک بودند و می خواهد از جنگلی که آن ها را احاطه کرده دور باشند . اما هنگامی که جزیره ی آن ها نیز اشغال می شود ، درست به قلب جنگ فرو می غلتند ، و بدتر این که از دو سو متهم به همکاری با دشمن می شوند . زن قوی و تواناست اما شوهر نشان می دهد که مردی بزدل و نهایتا خیانتکار است . جنگ این جزیره ی زیبا را ویران می کند و آن را چشم اندازی از دوزخ بدل می سازد ، و این زوج منزجر از یکدیگر به کمک قایقی فرار می کنند ، قایقی که بی هدف بر دیا و به سوی مرگ شناور است . در اواخر فیلم زن در دویا می بیند که پس از جنگ صاحب فرزند شده ، در حالی که ما می دانیم این جنگ پایانی نخواهد داشت . برگمان در این فیلم با اتکا به نماهای درشت قهرمانان خود تمثیلی دهشتبار خلق می کند ، این که جنگ چگونه هر چیز باارزش و انسانی را از بین می برد.

 

نخستین فیلم مهم رنگی اینگمار برگمان

نخستین فیلم رنگی اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

نخستین فیلم مهم رنگی برگمان ، هوس آنا که در سال 1969 ساخت ، به روابط متقابل چهار نفر می پردازد که در جزیره ی کوچکی در سوئد به نام فارو زندگی می کننند . برگمان خود در این جزیره اقامت داشت و فیلم های شرم و ساعت گرگ و میش نیز در این مکان فیلمبرداری شدند . این فیلم نیز همچون آثار دیگر برگمان درامی است در باب گناه ، اضطراب و سرانجام خشم و خورش ، که در آن هر یک از چهار کاراکتر در چنگال شهادت عرفانی منحصر به خود اسیر است . فیلم هوس آنا از این نظر که از تکنیک فاصله گذاری برشت و گدار استفاده کرده فیلم متفاوتی است . در این فیلم درام در اوج تنش متوقف می کنند با تماشاگر سخن بگویند . این فیلم همچنین با فیلمبرداری درخشان نیکویست کاربرد القاگرانه یی از رنگ ، صدا و عدسی تله فتو به دست داده است .

 

فیلم تماس اینگمار برگمان

 

فیلم تماس اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

برگمان پس از ساختن یک فیلم هفتاد و هشت دقیقه ای به شیوه ی سینما وریته از خانه اش در جزیره ی فارو به به نام سند فارو ، فیلمی برای سازمان تازه تاسیس ای بی سی پیکچرز کرپوریشن ساخت : تماس که در سال 1970 ساخته شده است که نگاهی است به پایه های نااستوار ازدواج های مدرن ، و در آن یک زن خانه دار نمونه ی سوئدی زندگی راحت خود در محیطی سنتی را رها می کند تا با یک باستان شناس متزلزل آمریکایی زندگی کند . نقطه ی کانونی فیلم آسیب شناسی روانی زن خانه دار سنتی متعارف در مقابل سلامت عاطفی یک باستان شناس نامتعارف است و برگمان برای تاکید بر این تعارض فیلم را عمدا با دیالوگ های پیش پاافتاده و کلیشه ای انباشته است تا بگوید یک مراوده ی متعارف اجتماعی همانقدر بی معناست که سخنان بیگانه ی فیلم سکوت ، تماس ، نخسیتن فیلم انگلیسی زبان برگمان ، شاید به دلیل استفاده ی نا به جا از الیوت گولد در نقش باستان شناس ، معمولا فیلمی ناموفق ازیابی می شود ، اما فیلم بعدی او ، فریادها و نجواها که در سال 1972 ساخته ، که همچون یک شاهکار تجلیل شده ، برگمان را به پایگاه پیشین خود بازگرداند .

 

ساخت تیزر تبلیغاتی برای تلویزیون

 

این اثر بشدت شیوه پردازانه درباره ی طبیعت مرگ و مردن زیبایی آزارنده ایی دارد که در آن واقعیت ، خاطره و خیال یکی می شوند . فریادها و نجواها یا فیلمبرداری تحسین انگیز سون نیکویست با مایه های رنگ پاییزی به روابط متقابل چهار زن می پردازد که در اویل سده ی بیستم به دعوت مرگ به خانه ای اربابی و با شکوه خوانده می شوند . یکی از آن ها دختر ترشیده ای است که دارد آرام آرام از بیماری سرطان می میرد ، دو خواهر سالم و ثروتمند و شهور کرده ی او نیز آمده اند تا در هنگام مرگ بر بالینش باشند ، چهارمی خدمتکاری روستایی ، آنا ، در واقع تنها خواهر حقیق دختر در حال مرگ است ، زیرا او تنها کسی است که قادر است با عشقی گرم و نفسانی روح در حال پرواز بیمار را آرامش بخشد . ساختار فریادها و نجواها با ابعاد وهمناک ، معما گونه و پر تب و تاب ورای تصوری طراحی شده که ما را به یاد نمایشنامه ی یک رویا بازی از استریندبرگ می اندازد ، هر چند در عین حال اثر انگشت برگمان را برخود دارد : عصاره ی درخشانی از دلمشغولی های سبک گرایانه و درونمایه های ویژه ی برگمانی .

 

روایت شش گانه اینگمار برگمان

روایت شش گانه اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

فیلم بعدی ، صحنه هایی از یک زندگی زناشویی که در سال 1974 ساخته شد اساسا در شش قسمت پنجاه دقیقه ای برای تلویزیون سوئد ساخته شد ، و برای پخش سینمایی تا دو ساعت و چهل و هشت دقیقه کوتاه شد ، روایت شش گانه در سال 1977 در تلویزیون دولتی آمریکا پخش شد . در روایت سینمایی این فیلم ساختار چند قسمتی آن حفظ شده است : شش صحنه از ازدواح زن و مردی متعلق به طبقه ی متوسط در فاصله ی یک دهه . در این فاصله ی ده ساله ی رابطه ی زن و شوهر کم کم رو به فشار می گذارد و به جدایی منجر می شود . اما این زن و شوهر پس از جدایی به تدریج قوی تر می شوند و در پایان هر دو با شخص دیگری ازدواج می کنند . مطابق معمول برگمان در این فیلم هم فضای اضطراب آلود داستان را با اتکا به نماهای درشت القا می کند ، او همچنین البته ، آن را مناسب نمایش در تلویزیون می سازد اما واقعگرایی روانشناسانه و ویژه ی برگمان در اینجا با واقع نمایی بی سابقه ای ، شامل حداقل خیالپروری ، خاطره و استعاره عرضه شده است . پایان باز صحنه هایی از زندگی زناشویی ، با ضرباهنگ کند و برخورداری از اوج های نمایشی فراوان ، عملا ساختاری مشابه با سپ آرا همان اپراهای صابونی دارد ، با این تفاوت که احساس عمیق و زیرکی ویژه اش آن را از سپ آپرا متمایز می کند .

 

فیلم فلوت سحر آمیز اینگمار برگمان

فیلم فلوت سحر آمیز اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

برگمان با فلوت سحر آمیز که در سال 1975 ساخته پیروزمندانه عمری دلبستگی به اقتباس از اپرای موتسارت ، در باب نیروی تعالی بخش عشف و هنر ، را واقعیت بخشید . فیلم نازک اندیش و عافیت طلب فلوت سحر آمیز نمایشی است بازیگوشانه از آن جنبه ای از برگمان که به ندرت در یک دهه فیلمسازی او دیده شده است . برگمان با این فیلم همچون یک تولید تئاتری سده ی نوزدهمی برخورد کرده و در واقع اشتیاق خود را در خیالپردازی با امکانات تئاتری ارضا کرده است . فلوت سحر آمیز برگمان را بار دیگر تلویحا به دوران پرسونا و شعبده باز مربوط کرده است .

 

مطالعه بیشتر: فیلمبرداری همایش

 

 فیلم چهره به چهره اینگمار برگمان

فیلم چهره به چهره اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

فیلم های بعدی ، چهره به چهره در سال 1976 ساخته شده داستان سقوط دهشتبار زنی روانشناس در بیماری روانی ، و تخخم مار که در سال 1977 ساخته شده درباره ی تضادهای روانی  یک مجری سیرک یهودی در آلمان پیش از نازی ، که هر دو به زبان انگلیسی و در برلین فیلمبرداری شدند ، نظر منقدان را جلب نکردند . او با فیلم های سونات پاییزی که در سال 1978 ساخته شده ، پژوهشی محکم از ارتباط میان یک پیانیست کنسرت و دختر میان سالش ، که در نروژ فیلمبرداری شد ، و با فیلم از زندگی عروسک های خیمه شب بازی که در سال 1980 ساخته شده روایتی سوزان از سقوط ناشی از بیماری حنسی ، که در آلمان فیلمبرداری شد ، برمگان با موفقیت تمام بار دگیر به روابط پریشانی انسانی ، که در گذشته به خوبی پرورش داده بود ، بازگشت . 

برگمان با فیلم فنی و الکساندر که در سال 1982 ساخته شده ، پر زرق و برق ترین و سهل الهضم ترین اثر خود را به سینما عرضه کرد و چهرا جایزه ی اسکار به دست آورد . او در این فیلم موفق شده دینای جادویی کودکی خود در شهر اوپسالا در سال های اولیه ی سده ی بیستم را بازسازی کند . اگر چه فنی و السکاندر دقیقا زندگینامه ی برگمان نیست اما به هر حال همچون آثار پیشین او خاطره هایی است که به زبان سینمایی عرضه شده اند .

برگمان در جلسه ی افتتاحیه ی این فیلم اعلام کرده بود که فنی والکساندر آخرین فیلم او خواهد بود ، اما پس از آن دو فیلم دیگر ساخت ، نخست یک فیلم 16 میلیمیتری برای تلویزیون که قصد نداشت در سینماها به نمایش بگذارد ، و سپس فیلم پس از تمرین که در سال 1984 ساخت ، این فیلم داستان رابطه ی میان یک کارگردان میانسال تئاتر با دختر معشوقه ی مرده ی او که اکنون بازیگر شده است . فیلم اخیر در حقیقت یک نمایشنامه ی تک پرده ای با سه کاراکتر است و برگمان کوشید از پخش سینمایی آن جلوگیری کند اما موفق نشد و تهیه کننده ی فیلم ، یورن دونر ، آن را به پخش کنندگان آمریکایی فروخت . او اکنون عزم جزم کرده تا جهان سینما را ترک و باقی عمر خود را صرفه حرفه ای کند که عشق اول او بود یعنی همان تئاتر .

 

پیشنهاد طلوع فیلم: اصول مستند سازی

 

اینگمار برگمان هنرمندی است با استعدادی گسترده و نامتعارف ، و بی تردید یکی از مهم ترین هنرمندان تاریخ سینمای غرب به شمار می رود . نگاه او به شرایط انسانی همانقدر تیره است که پیشگامان بزرگ او در سینمای اسکاندیناوی ، از جمله تئودور درایر که برگمان به ویژه از او تاثیرات عمیقی گرفته است . درونمایه ی آثار او به دو تن از غول های درام نویسی سده ی نوزدهم ، ایبسن و استریندبرگ ، که نمایشنامه های قوی تر و یک رویاپردازی او پشتوانه ی فیلم های پرسونا و فنی و السکاندر بود .

برگمان به رغم نیست نگاری کمیک خود اساسا هنرمندی مذهبی است و در فیلم هایش پرسش های بنیادینی در باب هستی اسنان طرح می کند ، معنای درد و رنج ، غیر قابل توضیح بودن برگمان به استثنای احتمالا پرسونا از نظر قالب روایی هرگز نوآور بزرگی همسنگ ولز ، آنتونیونی یا گدار نبوده اما در جذب نوآور بزرگی همسنگ ولز ، آنتونیونی با گدار نبوده اما در جذب نوع آوری های دیگران چالاک بوده است . تجربه هایش به جای قالب همواره تجربه هایی روشنکرانه و مابعدالطبیعه بوده اند ، و او با پرسش های مشکل خود و اصرار در پرداختن به مایه های آزاردهنده ، در برخورد با مخاطبان خود همواره خطر کرده است .

به واسطه ی ساختار اقتصادی سازمان صنایع فیلم سوئد برگمان آنقدر آزادی داشت تا جهان بینی سیاه خود را با سربلندی و استقلال به تصویر در آورد . این سازمان بود که به جز چهار فیلم کلیه ی فیلم های او را ، که بالغ بر چهل می شود ، سرمایه گذاری کرد ، و همین سازمان هزینه ی تولید و پخش همه ی طرح های تصویب شده ی او را پرداخت ، حتی اگر طرح قادر به بازگرداندن هزینه ی خود نمی بود .

لذا بی راه نیست اگر بگوییم برگمان به ندرت تحت فشارهای اقتصادی شدید ، که گریبانگیر اکثر فیلمسازان جهان بوده است ، قرار داشته است . اما باید اذعان داشت که به هر حال او نگاه خود را تحت هر شرایطی ، هر چند مشکل ، دنبال کرده است ، چنان که بارها اعلام داشته برای من ساخت فیلم یک ضرورت طبیعی است ، نیازی همچون گرسنگی و تشنگی . او ضمنا با صرفه جویی قابل تحسینی استقلال خود را حفظ کرده است : با گروه محدودی از بازیگران و همکاران کار کرده و فیلم هایش را در هر جای ممکن در مکان طبیعی فیلمبرداری کدره است .

مثلا همه ی فیلم های او را گونر فیشر و سون نیکویست فیلمبرداری کده اند و او خود غالب فیلمنامه هایش را با یاری برخی از بازیگران گروه ،که نقشی در فیلم او داشته اند ، نوشته است . آنچه بیش از همه ی این ها اهمیت دارد این است که اینگمار برگمان فیلمسازی ( حتما مطالب فیلمسازی را مطالعه نمایید. ) را همچون یک قالب هنری جمعی می نگرد ، و فیلمسازی را غالبا برا فرآیند بناکردن یک کلیسای جامع مقایسه کرده است که در آن هر کسی حداکثر مهارت خود را ، بدون نام و نشان ، در خدمت شکوه خداوند قرار می دهد ، چنان که خود نوشته است من جدا از آن که مومن باشم یا نه ، مسیحی باشم یا نباشم ، سهم خود را در بناکردن یک کلیسای جامع ادا می کردم .