آنا نعمتی در برنامه 7
26
ژانویه

 

 

گفتگو با آنا نعمتی بازیگر از روح و احساساتش مایه می‌گذارد .

در مقطعی میزبان آنا نعمتی بودم که او نقطه عطف بازیگری خود را طی کرده بود و با شور و شعفی که از این مقطع داشت توانست ارزیابی خوبی از نقطه شروع فعالیت خود در سینما تا امروز داشته باشد . او در این گفت‌وگو به ریشه تئاتری‌اش و گذراندن دوره‌های بازیگری در ایران و آمریکا اشاره کرد و بازی در انارهای نارس را به‌‌عنوان یک بلوغ در بازیگری خود قلمداد کرده است . او همچنین درباره دشواری‌های رسیدن به جایگاه متفاوتی در بازیگری ایده‌آل‌هایش در دنیای بازیگری صحبت کرد و خود را بازیگری معرفی می‌کند که همچنان در پی دستیابی به قله‌های بازیگری در تلاش است و همه چیز را تمام‌شده نمی‌انگارد .

 

اولین فیلم شما هیوا اثر زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور بود و می‌دانم که پس از طی کردن دوره‌های آموزشی وارد سینما شدید چطور برای این فیلم انتخاب شدید ؟

من در آن زمان ، دوره کلاس‌های بازیگری در کلاس‌های مرحوم استاد سمندریان پشت سر می‌گذاشتم و گروه‌های مختلفی برای فیلم‌ها و سریال‌ها آن‌جا می‌آمدند از هنرجویان تست می‌گرفتند تا این‌که شاهین باباپور به من خبر داد که نقشی برای یک فیلم دفاع مقدس است که دنبال یک بازیگر جوان می‌گردند ، در ادامه نزد آتیلا پسیانی عزیز رفتم و بعد از حضور در دو سه مرحله تست بازیگری برای نقش گلشن انتخاب شدم.

خوشبختانه بعد از اولین نمایش در جشنواره فیلم فجر این نقش خوب دیده شد و با نقد های مثبتی همراه بود این ورود موفق خود عاملی شد تا بلافاصله پیشنهاد بازی در فیلم‌های بدی به من برسد تا امروز ، البته این جمله این راهم بگویم که انتخاب پنجم دانشگاهی من دانشگاه هنرهای دراماتیک بود که قبول شدم اما خانواده اجازه ندادند که برای تحصیل در این رشته نوشهر بروم . البته برای خودم هم کمی نامانوس بود چراکه اصولاً آن زمان دغدغه‌ای در این زمینه نداشتم و دوست داشتم سر فصل دیگری در زندگیم باز شود ، اما در ادامه به سمت کلاس‌های بازیگری کشیده شدم و آن اتفاق برایم افتاد .

 

حضور در کلاس‌های مرحوم سمندریان را چقدر در ورود و تداوم تان در این عرصه مؤثر می‌دانید ؟

بله ، یک تاثیر مهم انکارنشدنی در آن مقطع بیشتر تمرکزم روی تئاتر بود و تقریباً می‌توانم بگویم یک دوره مفید تاج پشت سر گذاشتند حضور استادانی چون مهدی فخیم زاده و اسماعیل شنگله و … برای همه ما مفید بود . بعد در دوره‌های فیلم‌نامه‌نویسی و تصویر و سینما شرکت کردم و در ادامه به دلیل این‌که مرحوم سمندریان نسبت بیان من انتقاد داشت یک دوره جداگانه فن بیان را پشت سر گذاشتم تا این‌که درگیر بازیگری شدم و آن‌جا واقعاً برای من الهام بخش و سازنده بود.

به‌‌عنوان مثال دوره‌های سبک استانیسلاوسکی را پشت سر گذاشتم و دانستم که یک هنرپیشه یا اکترس و یا اکتور باید هم تکنیک را بداند و هم بتواند از احساساتش استفاده کند و در حس غرق بشود فکر می کنم آن آموخته‌ها آن‌قدر جذاب و دل‌انگیز و کاربردی بود که ذهنیت بازیگری من را شکل داد به‌طوری‌که مثلاً در فیلم انارهای نارس خیلی توانست به من کمک کند.

 

و گویا بعدها در آمریکا هم دوره‌ای را پشت سر گذاشتید ؟

بله ، بعد از بازی در نقش لیلا در فیلم یکی می‌خواد باهات حرف بزنه یکی از فیلم‌هایم با نام برخورد نزدیک برای حضور در یک جشنواره در آمریکا انتخاب شد و ازآنجاکه کارگردانش اسماعیل میهن‌دوست نتوانست به آن جشنواره برود و به جایش من راهی آمریکا شدم مقطعی بود که هنوز درگیر نقش لیلای فیلم یکی می‌خواد باهات حرف بزنه بودم و تمرکزی برای کار بازیگری نداشتم در اصل دلم نمی‌خواست سر هیچ کاری برم نمی‌خواستم هیچ نقش دیگری را قبول کنم آن‌جا با کمک چند تن از دوستانی که به آن‌ها آشنایی داشتم و به واسطه فیلم‌هایی که بازی کرده بودم اطلاعاتی که از من در سیاست جهانی ای ام دی بی وجود بود در کلاس‌های هالیوودی اکتینگ استلا ادلر که بشدت دلم می‌خواست آن دوره را پشت سر بگذارم ثبت‌نام کرده‌اند اما طی یک دوره سه ماهه وارد یک دنیای بازیگری دیگر شدم.

آنا نعمتی در برنامه 7 اول

 

آن دوره چه کمکی به شما کرد؟

به نظرم طی آن دوره برای من یک امر لازم و مکمل بود . ما در دوره‌های استاد سمندریان یک سبک را آموخته بودیم و حالا این دوره در اصل در نقطه مخالف آن چیزی بود که ما کار می‌کردیم مهم‌ترین کمکی که طی کردن آن دوره در من کرد این بود که بعد از شانزده سال حضور در سینما و تلویزیون در سال‌های اخیر شاید هم بطور نامحسوس درحال بازگشت به گذشته هستم گذشته‌ای که از تئاتر شروع شده بود تئاتر برای من بازیگر دومیدانی برای تمرین می‌ماند ضمن آنکه جذابیت‌های خاص خودش را دارد وقتی به درون تئاتر می‌رویم نمی‌توانیم ترکش کنیم اما مهم‌ترین ثمره رویکرد تازم این بود که بلافاصله بازی در فیلم‌های انار نارس به من پیشنهاد شد که می‌توانم بگویم سال‌ها منتظر آن بودم و برایم هیجان‌آور بود چرا که سال‌های سال غبطه می‌خورم که شاید به خاطر فیزیک صورتم و استایلی که از من در سینما دیده شده هیچ وقت نتوانم ایفاگر نقش‌های متفاوت باشم.

 

یعنی این دغدغه در طول سال‌های فعالیت در بازیگری همیشه با شما بود ؟

بله این دغدغه حضور در نقش‌های متفاوت همیشه با من بود و فکرش را هم نمی‌کردم که کسی برای چنین نقش‌هایی به سراغ من بیاید به نظرم آن دوره ای که دیدم و تمریناتی که در تئاتر داشتم به ایفای نقش در فیلم‌های انار نارس به من کمک کرد .

برخی جوانان علاقه‌مند به بازیگری فکر می‌کنند که فقط چهره‌ای زیبا می‌تواند برای آن‌ها فرصت ایفای نقش ایجاد کند و به همین واسطه می‌توانند برای خودشان به یک چهره بدل شوند و شهرت برسند با توجه به تهاجم ها و اوج و فرودهایی که پشت سر گذاشته‌اید چه تحلیلی در این زمینه دارید ؟ به‌نظر من یک هنرمند اولین شرطش برای حضور و ماندگاری باید سیرت زیبا باشد نه صورت زیبا شاید من هم زمانی که وارد عرصه بازیگری شده بودم این دغدغه این دغدغه این را داشتم که جلوی دوربین زشت نباشم و مراقب چهره‌ام باشم چون دوربین واقعیت را نشان می‌دهد و تو همیشه با نوعی ترس همراه است اما بعد از گذشت زمان ناخودآگاه می‌فهمی که دوربین سیرت زیبا را نشانه می‌گیرد و به رخ می‌کشد .

 

 

و می‌‌توان گفت که شخصیت یک بازیگر و توانایی اش است که فارغ از ایفای هر نقشی به دل مخاطب می‌نشیند ؟

دقیقاً این‌گونه است . جزو درس‌های ما بود که باید صورت خود را آن قدر بشناسیم که بدانیم زاویه صورت از کدام طرف بهتر است و یا از کدام طرف خشن‌تر است همه این‌ها را باید پیدا می‌کردیم و با آن کار می‌کردیم ، ولی بعد از یک دور من خیلی علاقه داشتم به این‌که بخوام شیوه را بشکنم چون به نظرم این نگاه من و همه را احاطه کرده بود که چون صورت من این شکلی است  باید تیپ مشخص نقش‌ها را بازی کنم . من در ادامه فعالیت بازیگری‌ام فراموش کردم که اصلا صورتی دارم که قرار است به چه صورت و چه زاویه‌ای از دوربین قرار بگیرد تلاش کردم ذهنیت غالب درباره خودم را بشکنم که انارهای نارس به نوعی اتفاق افتاد.

 

پس انارهای نارس را می‌توانیم ماحصل بلوغ فکری و یا بلوغ بازیگری شما بدانیم ؟

این فیلم واقعاً بزرگ‌ترین اتفاق دوران بازیگری من بود ، برای این‌که همیشه غبطه حضور در چنین نقشی با این تیپیکال را می‌خورم . وقتی فیلم‌نامه رو خواندم ، به نظرم حاوی یک نگاه انسانی درباره روابط فراموش‌شده آدم‌ها مثل ایثار ، گذشت و فداکاری بود . وقتی انسانی را می‌دیدم ، او را برآمده از شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه ای در میافتم که همه ما آن را در گذشته لمس کرده‌ایم .

 

چقدر از قالب شکنی در این فیلم هراس داشتید ؟

بااینکه با یک فیلم‌نامه قوی و تیم سازنده کاربلد طرف بودم اما به‌هرحال برای این‌که بخواهم قالب شکنی کنم با نوعی ترس و استرس روبرو بودم قطعاً می‌دانید که این رویکرد برای من یک ریسک و خطر کردن بود و تا وقتی با نتیجه کار و بازتاب‌های فیلم روبرو نشده بودم این نگاه من نسبت به موفقیتم وجود داشت وقتی فیلم در جشنواره فیلم فجر انتخاب شد و هفت رأی قاطع بود و بازی‌کنان با نظر مثبت داوران کارشناسان و منتقدان روبرو شد و بعد با تایید جشنواره‌های خارجی نقد‌های منتقدان هالیوود ریپورتر سطح جهانی فیپرشی نیویورک‌تایمز و … همراه شد . آن موقع تازه به باور رسیدم آروم شدم تازه به خودم گفتم که آنا تو موفق شدی و توانستی بر آن ترس غلبه کنی.

یکی از نگرانی‌های من این بود که می گویند چه لزومی داشت با این تیپ کار فیزیکال و صورت بخواهید چنین نقشی را بازی کنی ؟ اما با دیدن بازتاب‌ها واقعاً آرام شدم و خوشبختانه با هیچ نقدی که با این رویکرد نوشته شده باشد مراجع نشدم . در این راه هوشمندی کارگردان و چهره‌های چهره‌پردازی مناسبی که روی چهره من انجام شد خیلی مرا کمک کرد .  تیم سازنده فیلم بواسطه نقشی که ایفا می‌کردم روی بینی من تغییراتی انجام دادم گفتن ناراحت می‌شوی گفتم اتفاقاً روزی که جلوی آینه گریم نشستم گفتم هر کاری که می‌دانید انجام دهید تا صورتمان تغییر پیدا کند و حال خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است .

 

خیلی از مردم ایران بازیگری را ساده می‌انگارند معمولاً برای ایفای یک نقش بازیگران ما باید چه سختی‌هایی را متحمل شوند و برای هر حضور تازه باید چه راهی را طی کنند؟

این سوال بارها از من شده است و این جا یک بار دیگر توضیح می دهم که هنرمند فقط از جسمش مایه نمی‌گذارد از وقتی از وقت و عمر و خانواده‌اش می‌زند مهم‌ترین چیزی که او باید صادقانه گروه بگذارد احساسات و روحش است بارها و بارها باید به این احساسات لطمه بزنی آسیب بزنی آن را برگردانیم عوض کنی و برای رسیدن به یک نقش این پروسه آسان نیست اگر به بحث بازیگری جدی نگاه شود واقعاً باید دشواری‌های متعددی را تحمل کرد این بویژه امروز و برای نسل جدیدی که پر از انگیزه و انرژی است و براساس یک دیدگاه جهانی پیش می رود جدی‌تر است این دوره واقعاً با دوره شروع فعالیت من متفاوت است و باید بگویم که در آن دوره کار کمی آسون‌تر بود و با آن صورت از تمرین‌ها و دورخوانی های امروز خبری نبود چون اصولاً شیوه فیلم‌سازی آن زمان متفاوت است.

 

امروز بود در خانه‌های برای بازی در فیلم یکی می‌خواد باهات حرف بزنم باید سن من بالا می‌رفت و از آنجاکه تمام حس و باید با سرعت انتقال می‌دادم گریم سنگین روی صورت من انجام شد ضمن آنکه برای این فیلم وزنم را تقریباً ده کیلو زیاد کردند قبل از اون فیلمی که دو سال کار نکردم و بعد از حضور در دو کار تئاتری و به محض این‌که داشتم وزنم به حد ایده‌آل می‌رساندم بازی در فیلم بعدی پیشنهاد شد نوعی برای من سخت  بود چون همه چیز را باید از هم می‌ پاشیدند و بهم می‌ریختند.

برای انارهای نارس موتورخانه های متعددی داشتیم و هر روز بعداز آنکه گریم می‌شدم با لباس‌های شخصیت انیس و همراه با آقای مصطفوی با اتوبوس و مترو به کوچه‌ پس‌ کوچه‌های پایین‌شهر می‌رفتیم و این سیرهای مختلف را از نزدیک می‌دیدیم و اولین سکانس فیلم در اتوبوس را واقعاً زندگی کردم جدای از این مطالعه و تحقیق و شناخت آدم کمک می‌کند ضمن آنکه عناصری در تولید یک فیلم حضور دارند خیلی همراه هستند می توانند به بازیگر کمک کنند و دشواری کمتری متحول شود فیلمنامه و قابلیت‌هایی که نقش دارد حضوری کارگران آگاه و روشن که می‌داند که از تو چه می‌خواهد و عامل حرفه‌ای دیگر در درآمدن بازی یک فیلم یک بازی بازیگر اثرگذار است.

این همراهی برای یک بازیگر خیلی مثبت است چون به‌هرحال احتمال خطا برای من بازیگر هست و با این همراهی به حداقل می‌رسد سرم خیلی جاها برای بازی خودم برنامه‌ریزی دارم تا بتوانم امتداد حصار کل بازی را نگه دارم ولی ممکن است این جاهایی که باید تمرکز زیادی داشته باشید تمرکزم به هم بخورد یا از دستم در برود ممکن است اوراکل باشیم در جایی اشتباه بازیگر آن‌جا همیشه کارگردان است که بتونم راهنمایی کنم.

 

چه قدر به آرزوها و آرمان هایتان رسیده اید؟ آرامش شغلی برای شما وجود دارد؟

از بابت آرزوهای زندگی شخصی ، بله ، خدا را شکر و خیلی خوشحالم. یک خانواده خیلی خوب ، یک پدر مادر همراه ، یک دختر گل و … رایکا 13 ساله است و از داشتن اش بسیار خوشحالم . او یکی از بزرگ ترین انگیزه های تلاش من در زندگی است و خوشحالم یک دختر دانا و عاقلی است. اما از نظر آرامش حرفه ای ، راستش برای من نه ، و مطمئنم برای هنرمندان دیگر هم این آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و البته این قضیه ، به نبود تداوم در رونق سینما بر می گردد . سینمای ما با مخاطبانش زنده است و باید برای رونق همیشگی این سینما ، کار کرد . مخاطبان ما فهیم و دانا هستند که نسبت به همه مسائلی که در سینما وجود دارد ، قطعا اشراف دارند.

قهر و فاصله گرفتن شان از سینما هم به مدیریت های اشتباهی بر می گردد که در دوران مختلف صورت گرفته است . به اینکه ما همیشه دور یک میز می نشینیم و راجع به سینما صحبت می کنیم و این صحبت ها و میزگردها و میهمانی ها و محافل ادامه می یابند اما در عمل هیچ اتفاقی نمی افتد. این خیلی ناراحت کننده است که ببینیم سینمای ما در فروردین ماه 60% ریزش مخاطب داشته است . تمرکز و تفکر فرهنگی و هنری ما باید به سمت سینمای فرهنگ و اندیشه برود. همه باید کمک کنیم که به نوعی سینمای مستقل اوج بگرد و به حیات خود ادامه دهد.

اینکه بتوانیم ذائقه مخاطب را عوض کنیم . این را بدانیم که مخاطب همیشه به دنبال فیلم های جنجالی و پر سر و صدا نیست. فیلم های گروه هنر و تجربه و فیلم های مختلفی که در سینمای بدنه در حال اکران است ، جدا از این فضا نیست . اگر ما به ارتقا و رشد فرهنگ و هنر و اندیشه در سینما کمک کنیم ، قطعا مخاطبان فهیمی خواهیم داشت و هر چه سینما به درون خانواده ها برود ، آرامش و امنیت شغلی هنرمندانش ، بهتر تامین شود.

گفتوگو محمود گبرلو با آنا نعمتی1

 

رسیدن به این هدف ، به چه کسانی بستگی دارد؟ مسئولان؟ یا فیلمسازان؟

این بستری است که باید فراهم شود. باید دغدغه مشترک همه باشد و  نه سوژه بحث در میزگردها. الان شما چند سال است که برنامه هفت را تهیه می کنید و مردم با شما همراه اند . شما با این برنامه همراه هستید ، چون مردم سینما را دوست دارند… این ها ناشی از یک دغدغه مشترک است. اگر بتوانیم با مردم همراه شویم و آنها را با مدیریت درست و فیلم خوب به سینما بیاوریم ، تولیدات مان رونق می گیرد ، و این آن چیزی است که در سینمای ما نیست یا لااقل ثبات ندارد.

وقتی شرایط آرمانی نباشد ، فعالیت برای من بازیگر که حداقل در هر فصل اکران باید فیلم روی پرده داشته باشم ، سخت می شود. هم برای من و هم برای همه هنرمندان ما که تعدادشان زیاد است و به واسطه همه علاقه مندان و چهره های جوانی که در حال ورود به این حرفه هستند ، روز به روز زیادتر هم می شود. آن جوان هم دوست دارد پیشرفت کند و به مرحله ای برسد که جایگاه داشته باشد ، ولی این اتفاق خیلی وقت ها نمی افتد . الان مهمترین مشکل ما ، امنیت شغلی است.

 

بازیگری که امروز وارد این عرضه می شود . بعد از بیست سال چه اتفاقی برای او می افتد؟ کجا قرار می گیرد؟ با عزیزان هنرمندی رو به رو می شویم که آهسته آهسته از عرصه بازی خارج می شوند و خیلی وقت ها از آن ها بر نداریم ، تا زمانی که می شنویم بیمارند و تنگناهایی دارند و باید فقط برایشان دعا کنیم . وقتی ما از هنر حرف می زنیم ، این از جمله مهم ترین مسائلی است که اصالت یک کشور را جلوه می دهد و باید کاری کنیم که هنرمند ما ، عاری از همه مشکلات باشد و آرامش داشته باشد ، در حالی که هیچ امنیتی وجود ندارد . من هنوز که هنوز است بارها و بارها هر وقت از بیمارستان تجریش رد می شوم ، یاد زنده یاد مهدی فتحی می افتم . رفتن او برایم خیلی ناراحت کننده بود.

با خود می گویم ده سال دیگر چه اتفاقی برای تو می افتد ؟ من دو سال کار نکردم ، هیچ کس از من نپرسید کجا هستم ، الان خیلی از هنرپیشه هایمان کجا هستند ؟ و چه کاری برایشان کرده ایم . این که فقط به آن ها بگوییم استاد ، کافی است ؟ خب این استاد ، جایگاه دارد . این استاد ، به من مسیر درست را یاد می دهد. او راهنمای من می شود . اولین معلم من وقتی اولین فیلمم را شروع کردم و می توانم بگویم چارچوب اخلاقی و هنری و دقت و اخلاق را از او یاد گرفتم ، خانم گلچهره سجادیه بوده است . خانم گلچهره سجادیه الان دقیقا کجای سینما است؟ او برای من الگو بوده است . الگوی من الان کجاست ؟ شاید او با سینما قهر کرده است . شاید دوست ندارد کار کند. شاید چیزی آزارش می دهد و هزاران شاید دیگر.

 

حرف درستی است ، باید این جایگاه مورد تجلیل و تقدیر قرار گیرد و از جایگاه هنرمندان ، مراقبت شود ؟

امیدوارم که سازمانی یا ارگانی یا صنفی ، گروهی ، نمی دانم که کدامشان یک روز بانی این اتفاق بشوند. امیدوارم به سن بازیگری من قد بدهد و ببینم که سازمانی وجود دارد که همه در آن عضو می شوند و می دانند که ده سال دیگر بازنشسته می شوند و در خانه می نشینند و ثمره سال های سال زحمت و تلاش و شب بیدار ماندن ها را می گیرند. این حیف است که دیگر در این دوره و زمانه کسی یاد پیشکسوت های سینما نمی کند . این ها اعتبار سینمای ایران هستند و اگر آن ها نبودند شاید ما الان اینجا ننشته بودیم و در مورد سینما با هم صحبت نمی کردیم . آرزوی سلامتی و طلوع عمر بابرکت برای همه بزرگواران دارم.