اقتباس از نگاه وودی آلن

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

اقتباس از نگاه وودی آلن 

چکیده

وودی آلن در نظر مطبوعات عامه ‌پسند و نیز علاقه­ مندان جـدی سینما نابغه‌ای نامتعارف اسـت که هم‌چون هنرمندی مبدع، با صداقت تمام در رسانه و صنعتی کار می‌کند که تحت سلطه‌ی علائق تجاری‌ و سلایق توده‌ای قرار دارد. افزون براین، امروزه کارگردانانی نیز وجود دارند که به گونه‌ای از او تقلید می‌کنند که نشان می‌دهد منزلت آلن نزد مـنتقدان به عنوان یک عامل محرک و تأثیرگذار ارتقاء یافته است.

وودی آلن با تیغ برنده‌ی‌ آگاهی فرهنگی‌ و انتقادی معاصر، بخش اعظم تعابیر ما‌ از‌ مؤلفیت (اقتدار)، روایت، چشم‌انداز، بسط‌ شخصیت ، درونمایه ، ایدئولوژی ، ساخت جنسیت و امور جنسی را به چـالش می‌گیرد. دو مورد آخر یعنی ساخت جنسیت و امور جنسی در بحث­ های راجع به آثار آلن مشهود است.

عده ­ای معتقدند آثار آلن ضد زن است و عده­ای کاملا مخالفند و او را یک هنرمند طرفدار فمنیسم می­دانند. در مقاله حاضر سعی شده با توجه به اشتراکات فیلم blue jasmine و نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس، به این پرسش پاسخ دهیم، که با بررسی شخصیت “جاسمین” آیا فیلم بلو جاسمین به مانند نمایشنامه اثری زنانه است یا وودی آلن از این نکته به نفع ساخت فیلمی هالیوودی گذشته است و این فیلم ضد زن است!

 فیلم blue jasmine با نگاهی به نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس

فیلم وودی آلن اقتباسی نه چندان وفادارانه از نمایش­نامه تنسی ویلیامز است. اما در همین شکل اقتباس هم می­توان ردپای شخصیت­ پردازی­ های ماهرانه نمایشنامه را پیدا کرد. اما نمایشنامه چه دارد و فیلم به کجا می­رود؟

تنسی ویلیامز نمایشنامه نویس شهیر آمریکایی در دوره ی سیاه تازیخ معاصر آمریکاست که در کارنامه اش ضد سرمایه داری ترین آثار نمایشی آمریکا مانند مرگ دستفروش را می بینیم. اما اتوبوسی به نام هوس نمایشنامه ای است که روایت داستان یک زن است: بلانچی کاراکتر کلیدی نمایش که زاویه دید او بر نمایش احاطه دارد، زنی است که مشکلاتش مشکلات جامعه زنان است، محدودیت ها و تراژدی هایش خاص زنان بدون قدرت و ضعیف است. در ادامه استلا، شخصیتی که عاشق مهمانی رفتن است، نوع دیگری از زن را نشان می دهد. باز انتخاب های او نیز خاص انتخاب های یک زن است و آخرین انتخابش براساس تحمیل ها و محدودیت های اعمال شده به زنان نه تنها  در آمریکای قرن بیستم بلکه اکثر تاریخ انسان می باشد.

اتوبوسی به نام هوس دستمایه ی اقتباسی بسیاری از آثار سینمایی قرار گرفته که شاید مهمترین آنها ساخته ی الیا کازان است. اما هرگز اين نمايشنامه و اجراهايش زير سايه فیلمی كه «الیا كازان» با بازی «ویوین لی» و «مارلون براندو» ساخت قرار نگرفت. بلانش دی بویس شخصیت اصلی این فیلم و ماجراهایی كه پشت سر می گذارد از اين نمایش اثری ماندگار ساخت و البته استنلی كووالسكی تبدیل به یكی از ماندگارترین قماربازان دنیای تئاتر و سینما شد. اما وودی آلن بعد از ده ها سال با اوبوسی به نام هوس چه می کند. فیلم ودی آلن، روایت داستان زنی ثروتمند به نام جاسمین است که به خاطر خودکشی شوهرش اکنون فقیر شده. شوهرش که دلال چیره دستی بوده به جرم کلاهبرداری دستگیر شده و در زندان خودکشی کرده است. اکنون، جاسمین از نیویورک به سان فرانسیسکو  رفته تا پیش خواهرش، جینجر، برای مدتی زندگی کند و کمی پول بدست آورد. جینجر نیز زنی است که با مردانی از طبقه پایین رابطه دارد و به کلی با خواهرش متفاوت است.

داستان اصلی فیلم در سان فرانسیسکو می­گذرد ولی با چندین فلش بک، ما به آنچه در نیویورک به جاسمین با شوهر پولدارش، هال می­گذشته، پی می ­بریم. البته این فلش بک­ ها در جای جای فیلم پراکنده ­اند و در صورت لزوم و مطابق با سیر اصلی داستان استفاده می ­شوند.

نگاه به خط سیر نمایشنامه ی اتوبوسی به نام هوس و خط کلی داستان فیلم وودی آلن این دو را در یک ردیف محتوایی قرار می دهد اما با دیدن فیلم نظرمان عوض می شود.

 

مطلب پربازدید: دانلود فیلمنامه

اقتباس از نگاه وودی آلن
اقتباس از نگاه وودی آلن

 فیلم وودی آلن را می­توان مجموعه ای از عشق بازی ­ها و روابط عشقی دوطرفه در نظر گرفت، که همه حول شخصیت اصلی فیلم، یعنی جاسمین تنیده شده ­اند و به نوعی با او مرتبط­ اند. فیلم، به جزئیات تک تک این رابطه ­ها می­پردازد که در این حین به بیننده می ­فهماند که مشکلات جاسمین از کجا ناشی می­شود. علاوه بر این، مارا با عمق دیگر شخصیت­ها، از جمله جینجر آشنا می­گرداند و نشان می­دهد که تفاوت جاسمین و جینجر از نوع اختلاف طبقاتی است، و این درحالی است که هردو سعی دارند تا سرپوشی بر این اختلاف بگذارند. فیلم همچنین ناپایدار بودن روابط عشقی افراد را روایت می­کند و روشن می­سازد که چگونه این ناپایداری و بی ­ثباتی موجب بروز مشکل و آسیب رساندن به همه­ ی کاراکتر­ها، و از همه بیشتر جاسمین می­شود.

به نظرم با همه تغییراتی که وودی آلن به نمایشنامه داده، ارتباط جاسمین با بلانشت (نمایشنامه) در یک چیز بر سرجایش مانده که آن چیز میتواند همان محل آسیب او باشد. مسئله “سنت”.

تمام رفتارهای جاسمین بـا سـنت او‌ سروکار‌ دارد. با‌ این تصور او سروکار دارد که یک زن چه باید باشد. این زن «آرمانی» مونس وفادار او‌ بوده‌ است. این زن آرمانی، خود اوست. خویشتن (ego) اوست. اگر با آن زندگی نکند، نمی‌تواند زنده باشد؛ در واقع‌ کل‌ زندگی‌ او صرف چیزی نابوده شـده اسـت.

جاسمین بر خلاف بلانشت با جـنبهء جسمانی یا‌ شهوانی‌ خود رودررو نمی‌شود. او آن را «هوس حیوانی» می‌نامد و وقتی که پزشک محل کارش به هرنحوی قصد دارد او را تصاحب کند به او بی محلی میکند تا آخر پزشک مجبور به تعرض به او میشود. جاسمین گمان می‌کند اگر خود را بـه پزشک تـسلیم‌ کـند‌ گناهی‌ مرتکب شده است اما درعین‌ حال بعد از اینکه گذرزمان اوضاعش را بدتر میکند به دلیل تنهایی، خود را به شخص دیگری تسلیم می‌کند. و برای داشتن او هرگونه دروغی میگوید.

اگر با طرح ادعاهای فمنیست های تندرو مثل دوبوار پیش برویم رفتار جاسمین در جهت یافتن حامی و سرپناه، یافتن دستاویزی برای حفظ خود، قدرتی که او بتواند تحت حمایتش زندگی کـند، فیلم میگوید که سنت زن (یا همه زنان) همچون کـوسهء شـیرخواره یا انگل، فقط به اعتبار قدرت شخصی دیـگر می‌تواند زنده باشد. پس‌ جاسمین‌ کاملا وابسته است و آخرین بار به یک مرد در مهمانی!

پیوند خاص جاسمین با همهء زنان در این امر نهفته است که وی مـرحله‌ای بـحرانی را پشـت‌ سر‌ می‌گذارد‌ که در طی آن عاملی‌ که‌ وجود او کاملا بدان وابسته است، یعنی جاذبه‌اش بـرای مـردان، کم‌کم رنـگ می‌بازد. جاسمین مانند همهء زنان وابسته است به یک مرد، و کسی را می‌جوید تا‌ بـه‌ او تکیه‌ کند

در این فیلم با نشان دادن تبعیض و تفاوت خانه دو خواهر، اختلاف طبقاتی نشان داده می‌شود. همچنین مفاهیمی چون تنهایی، تجمل‌گرایی و مدگرایی به تصویر کشیده می‌شود. حتی در این فیلم برندها و مارک‌‎ها به صراحت نام برده می‌شود. اضطراب، نامطمئن بودن و ترس از آینده ، ولخرجی ، ترک تحصیل ، ورشکستگی ، فقر ، تجاوز ، و ضعف همه زنان (هر دو خواهر و دوستانشان) ازجمله سایر مفاهیم به تصویر کشیده‌شده در این فیلم است.

 

مطلب ویژه: انواع مستند

اقتباس از نگاه وودی آلن

جاسمین در ازدواج اولش در تصاحب مردی بود که او را به خاطر جذابیت و ضعف زنانه توامانش میخواست. مردی که خیانت میکرد و جاسمینی که خود را به ندانستن زده بود و در نهایت زندگی اش را ویران کرد. اما جاسمین بعد از ورود به سانفرانسیسکو به ظاهر متحول شده و این بار نمیخواهد زن شکست خورده قبلی باشد. او در نهایت مردی‌ را در مهمانی‌ مـی‌یابد کـه به نظرش در روی زمین تنها مرد مناسب اوست. جاسمین شخصیتش را به مرد جدید طوری نشان داده که مرد او مستقل میبیند. مردی که خواهان زنی مسلط است برای مدتی کـوتاه با جاسمین سـعادتمند است و جاسمین هم به ظاهر مستقل خودش خدشه ای وارد نشده تا اینکه  گذشته‌اش او را شکار می‌کند و وقتی اتفاقی شوهرخواهر سابقش که جاسمین را مسئول جدایی او و خواهر جاسمین میداند را در خیابان میبیند، او از زندگی جاسمین در مقابل نامزد جدید جاسمین حرف میزند و مرد متوجه دروغ های جاسمین میشود. نکته مهم اینجا صرفا برملا شدن رابطه جاسمین نیست بلکه روایت و کارگردانی به گونه ای است که جاسمین رفتار گذشته و ضعف و وابستگی اش را دوباره نشان میدهد و انگار که فیلم میخواهد همان نظریه زن بدون مرد معنی ندارد را تقویت کند که زنی که برحسب سنت رفتار می‌کند و سنت او در این تمدن، در این«فرهنگ»، محکوم به شکست‌ اسـت.

در مجموع به نظرم تمام انگاره ­های پرداخت شده از منظر له یا علیه زنان در فیلم را می­شود به هر طریقی تفسیر کرد. برای مثال اگر صحنه کتک خوردن جنجر؛ خواهر جاسمین توسط شوهر سابقش را از این منظر بررسی کنیم که وودی آلن با پرداخت چنین شخصیتی با چنین وضعیتی قصد دارد بگوید که زنان همیشه کتک خورده هستند درست نیست چون همین تفسیر را میتوان از مقابل به این صورت داشت که وودی آلن قصد داشته با نشان دادن چنین واقعیتی جامعه مردسالار را محکوم کند.

به طور کلی به نظرم نتیجه گیری در مورد اثبات اینکه فیلم بلوجاسمین یا هرفیلم مورد بحث دیگری ” فمینیستی” است یا خیر، بحث بیهوده­ای است و به نظرم نقد و تحلیل فیلم از هر دیدی که فیلم را تکه پاره کند و بگوید میخواسته چنین چیزی را بگوید یا نفی کند اساسا اشتباه است. هنرمندی مثل وودی آلن جهان موردعلاقه اش را میسازد و کاری به این کارها ندارد!