اکبر عبدی بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو با اکبر عبدی بخش دوم در برنامه هفت توسط
محمود گبرلو

 

کارگردان ها چه قدر در اکبر عبدی شدن به شما کمک کرده اند ؟

کارگردان ها ، نقش عمده ای در شناخت توانایی من و موفق شدن من داشته اند . مرحوم حاتمی و استاد مهرجویی سرآمد آنهایی هستند که با آنها کار کرده ام . ما کارگردان داریم که خودش را بازیگری را بلد نیست اما خیلی ظریف تفاوت بین بازی کردن با زندگی کردن را می فهمد . من با کارگردان های زیادی بازی کرده ام . برخی از آنها اینگونه بوده اند و برخی هم مسلط به دانش بازیگری . با برخی از فیلمسازان هم فرصت دست نداد کار کنم اما همیشه از آنها انرژی های خوبی گرفته ام . با استاد بیضایی فیلمی بازی نکردم ام این افتخار را داشته ام که 50 دقیقه جلوی دوربین او تست دادم و برایش بداهه بازی کردم.

سالی که می خواست فیلم چه کسی رئیس را کشت ؟ را بسازد . او بعد از آن یک مصاحبه کرد و گفت که عبدی ، بازیگری است که فقط 15 درصدش کشف شده است . جمله ای که خیلی روی من تاثیر گذاشت . یا اخیرا جناب کیارستمی یکی از فیلم های به نمایش در نیامده من را دیده بود و از بازی من در آن تعریف کرده بود . یا مثلا مرحوم سمندریان که به شاگردانش گفته بود که عبدی ، نمونه ای از بازیگران زنی سینمای ما ست که بازیگر به دنیا آمده . او وقتی در قید حیات بود ، به خودم من هم گفته بود که دوست دارد یک همکاری مشترک با هم داشته باشیم . این واقعا افتخاری برای من است که بزرگان اینگونه درباره من فکر می کنند.

 

 

یکی از شخصیت هایی که در ایفای آن متبحر هستید و هر دفعه هم متقاوت تر از دیگری ایفایش می کنید ، شخصیت زن ها در برخی فیلم هاست ، که از آدم برفی شروع شد تا خوابم می آد و خواب زده ها ادامه یافت ، علت بازی با اکبر عبدی در این نقش ها چیست ؟

شاید علت اش این باشد که بازیگر زن در برخی مقاطع سنی کم داریم و بیشتر بازیگران خوب ما در سن و سال بالا ، از دنیا رفته اند .

 

چگونه مختصات این نقش ها را می شناسید و به دست می آورید ؟

من نمونه این شخصیت ها را در زندگی دیده ام و با آن ها برخورد داشته ام . مثلا پیرزن فیلم خوابم می آد نزدیک به شخصیت مادر یا خاله های من است . یا نظیر دو زنی که در خواب زده ها بازی کردم ، از نزدیک دیده ام . البته گاهی کارگردان یا نویسنده ، شناسنامه دقیقی از کاراکتر را دست بازیگرش می دهد و گاهی بازیگر به ایجاد این شناسنامه کمک می کند . من حتما تلاش می کنم تا این اتفاق بیفتد تا برای ایفای  یک شخصیت متفاوت ، دست باز شد .

اکبر عبدی بخش دوم

یعنی به خاطر اینکه شخصیت را کامل بشناسید ، سعی می کنید هویت کاملی به آن بدهید یا هویت ترسیم شده اش را کامل کنید ؟

دقیقا . من تا او را نشناسم نمی توانم نقش اش را درست بازی کنم .

 

با این تلاشی که برای در آوردن بازی خودتان می کنید ، بازیگری که مقابل شما هستند ، در بازی با شما چه قدر راحت هستند ؟

به نظر من به آنها هم کمک می شود . من وقتی درست سرجای خودم قرار بگیرم ، ری اشکن آن ها هم نسبت به من در جای خودش قرار می گیرد و اگر پارتنر نزدیک  من هستند ، کمک می شود که واکنش آن ها نسبت به کار من و بازی من ، طبیعی تر شود . به خاطر دارم رضا عطاران در خوابم می آد به من می گفت که وقتی من با گریم جلوی دوربین آماده بازی در یک صحنه می شوم ، او یک دقیقه محو من می شود که واقعا اکبر عبدی هستم یا مادر کاراکتری که او نقش اش را ایفا می کند !

 

 

مردم به فیلم های شما رای داده اند . از هر کدام از بزرگانی که با آنها کار کرده اید یک شاخصه بگویید . علی حاتمی برای مادر ، داریوش مهرجویی برای اجاره نشین ها ، فریدون جیرانی برای خواب زده ها … ؟

خدا بیامرز علی حاتمی واقعا ما را مثل یک پدر دوست داشت و به ما مثل فرزندش عشق می ورزید . داریوش مهرجویی رفیق بود و یک آدم بسیار شیرین وخنده رو . وقتی من خوب بازی می کردم ، می خندید وقتی هم حرف می زدم ، می خندید . من به او می گفتم ، خدا کند در سینما هم مردم اینگونه که شما می خندید ، بخندند . فریدون جیرانی هم کارگردان ریز بین و خیلی دقیقی است . ممکن است نتواند به جای بازیگر بازی بکند ، اما او از همان طیف کارگردان هایی است که گفتم بازیگری را خیلی ظریف می فهمد .

داوود میرباقری ، داوود میرباقری آدم بسیار صاف و زلالی است و هر مشکلی داشته باشد ، همان جا مشکل را با تو در میان می گذارد و از جمله فیملسازانی است که که جملاتش مخصوص به خودش است و دیالوگ هایش را به هیچ وجه نمی شود عوض کرد . مسعود ده نمکی هم آدم خالص و با اعتماد به نفسی است . هم کارگردانی می کند و هم اجازه می دهد که تو آزادانه خودت را بروز بده . البته او در مجموعه فیلم های اخراجی ها دست ما بازتر بود ولی در رسوایی من یک واو را هم از فیلمنامه جابه جا نکردم چون نقش سختی بود و من نمی توانستم چیزی جای آنچه نوشته شده بگذارم . مثل نوشته های داود میرباقری و خدابیامرز علی حاتمی .

 

کارگردانی بوده که سرکار شما را ناراحت کند ؟

بله حتی با هم درگیر هم شده ایم ! یک روز نور داشت می رفت و برای صورت مرحوم ورشوچی مشکلی پیش آمد . کارگردان گفت این را یک کاری بکنید ،نور دارد می رود ! من از لحن آن کارگردان ناراحت شدم با صدای بلند به او گفتم که این چه طرز حرف زدن است ، شما به دنیا نیامده بودی ، ایشان روی صحنه تئاتر بازی می کرد . به خاطر این بی حرمتی با آن کارگردان که نمی خواهم اسمش را ببرم ، درگیر شدم …

 

 

چه پیشنهادی برای موفقیت بازیگران جوان این عرصه دارید ؟

این که با خودشان رو راست و راستگو باشند و اگر بازیگری را در خودشان نمی بینند ، وقت شان را بیهوده تلف نکنند . اولین کسی که می تواند به آدم راست بگوید ، خود آدم است ! ما هر چه قدر هم که بخواهیم از دادگاه ذهنی مان دور شویم ، وقت هایی هست که تنها می شویم و دراز می کشیم ، درگیر آن دادگاه ذهنی هستیم . هر چه قدر هم بخواهیم از دست طبیعت و قانون فرار کنیم ، در دادگاه خودمان گرفتاریم . آن دادگاه ، همیشه با ما است .

پس جوان ها با مراجعه به آن دادگاه باید به این نتیجه برسند که اگر این کاره نیستند ، وقت شان را هدر ندهند و انرژی و استعدادشان را در یک زمینه دیگر امتحان کنند تا شاید به یک فرد درجه یک در آن زمینه بدل شوند . من تراشکاری و قالب سازی خوانده ام و در این حرفه کار هم می کردم و در کنارش ، در بازیگری و تئاتر هم فعال بودم . آن زمان یادم است که با خودم این قرار را گذاشتم که اگر در یکی از این دو زمینه بهتر رشد کردم ، واز آن یکی جلو زدم . در همان حرفه کارم را ادامه بدهم و می دانستم اگر بخواهم هر دو کار را با هم جلو ببرم و به یک اندازه برای هر دو انرژی بگذارم ، ممکن است در وسط راه ، ببرم و نه به این برسم و نه به آن . هم بخودم ظلم کرده ام و هم به اطرافیان ام .

 

پایان.