ایرج رامین فر در برنامه هفت
03
فوریه

 

یکی از مشهورترین طراحان هنری سینمای ایران که راه را برای فراگیری هنر طراحی صحنه و لباس هموار کرد و به نوعی راهگشای فعالیت جوانان متخصص این حرفه در سینمای ایران شد . او در این گفت و گو درباره فعالیت فیلمسازان جوان و میزان شناخت شان از مقوله طراحی صحنه و لباس ، نقش طراح هنری در تولید یک فیلم سینمایی از مرحله نگارش فیلمنامه و اثری که تحقیق و پژوهش بر ارتقای کیفی طراحی می گذارد و .. صحبت کرده و از تداوم پنج دهه ای خود در سینمای ایران صحبت کرده است . او همچین طراحی راهکارهای لازم برای ارتقای وجه صنعتی سینمای ایران و توجه به زیر ساخت های اقتصادی را به عنوان عامل روزآمدی طراحی هنری در سینمای ایران بر شمرده است.

 

شما چندین دهه در سینمای ایران فعال هستید . چگونه کار می کنید که خلاقیت و ابتکار شما موجب شود که کارگردان های نسل جدید هم به سراغ شما بیایند ؟

البته شما خیلی لطف دارید . این تصمیم تو با زندگی ات و با حرفه ات هست . یعنی تو به جایی می رسی که در حرفه ات حل می شوی … زمانی که من وارد سینما شدم و فیلم غریبه و مه را به عنوان اولین فیلم سینمایی ام کار کردم ، فهمیدم وارد چه دنیایی شده ام . یک دنیای مرموز . دنیایی که نهایت ندارد . به طوری که من الان بعد از چندین دهه فعالیت در این سینما آن را به طور کامل بشناسم . سینما یک دنیای غیر قابل شناسایی است و هیچ گاه نمی توان به مسیر این افق لذت ببرد همین تجربه اندوزی است . این که اشتباهات قبلی را بفهمی و سعی کنی در فیلم بعدی آنها را را تکرار نکنی . نکات و جزئیاتی را دریابی که بتوانی از آنها به بهترین شکل در روند کاری خودت استفاده کنی. من البته درباره فعالیت در سینمای ایران با بضاعت و ساز و کار خودش صحبت می کنم .  این که تجربه اندوزی ، مرا آنقدر سر حال می آورد که برای فیلم بعدی می توانم همه انرژی ام را بگذارم .

 

و قطعا بضاعت سینمای ایران ، گاه جوابگوی آنچه از ذهن شما گذشته ، نبوده است ؟

بله … فیلم های زیادی را کار کرده ام که وقتی امروز بعد از سال ها به آنها مراجعه می کنم ، افسوس می خورم . این که چرا موقعیت مالی مناسبی نداشتیم یا وقت لازم را نداشتیم. این شاید در حد یک صحنه از یک فیلم باشد ولی همین که آن یک صحنه می توانست بهتر در بیاید و برخی مسائل سبب شده تا به آن چیزی که باید تبدیل شود ، برای من حسرت بر انگیز است . این درگیری همه زندگی من است و اگر این از من گرفته شود ، من دیگر وجود ندارم . در واقع تمام زندگی من به این بستگی دارد که اشتباهاتم را ببینم و تلاش کنم کار بهتری ارائه دهم . به همین جهت است که می گویم سینما برای من یک حرفه جدی است . یعنی اوجی که به آن می رسم سبب ساز تحول زندگی من می شود .

 

شما در سن نزدیک به هفتاد سالگی هستید و این یعنی بیش از پنج دهه فعالیت هنری ؟

بله ، اما بازنشسته نمی شوم و قصد دارم فعالیت ام را در سینمای ایران ادامه دهم .

 

نمی خواهید یا نمی توانید بازنشسته شوید ؟

نمی توانم بازنشسته شوم . آن قدر عاشق حرفه ام هستم که تمام زندگی ام ، حرفه من است . وقتی وارد سینما شدم ، اول دغدغه معماری داشتم اما استاد بیضایی که اینجا باید از او قدردانی کنم ، در سال 1351 مسبب حضور من در سینما شد . در واقع من هنوز دانشجوی طراحی صحنه و لباس در دانشکده هنرهای دراماتیک بودم ولی آنقدر این شخصیت بر من اثر گذاشت که دانشکده را رها کردم و به سینما آمدم ! اولین کاری که با هم انجام دادیم ، فیلم غریبه و مه بود . در نتیجه فعالیت ام در این فیلم ، سال های تحصیلی من عقب اقتاد و در واقع ، اولین تجربه طراحی صحنه من در سینما ، به تز دانشگاهی من تبدیل شد . و بعد با هم ادامه دادیم تا رسیدیم به اینجا .

 

در حال حاضر کارگردان های جوانی در سینمای ایران فعال هستند که نسبت به گذشته دیدگاهی متفاوت نسبت به جایگاه طراحی صحنه و لباس دارند . با این نسل چگونه کنار می آیید ؟

سینما برای من خیلی شخصی است . معمولا با تیمی کار می کنم که با آنها زندگی کرده ام و با هم تجربیات مشترک داریم . البته نسل جدید متفاوت هستند .

ایرج رامین فر در برنامه هفت 2

 

از چه نظر متفاوت است ؟ آکادمیک تر نگاه می کند یا مدرن تر ؟

این نسل آکادمیک تر و سنتی تر که نیست ، دنبال چیزهای جدید و نوست و این خیلی خوب است . البته من به ارزش های گروهی کارکردن اشاره کردم که در آن ، شناخت متقابل حرف اول را می زد . سینمایی که من از آن صحبت می کنم ، بر اساس سیستمی شکل گرفته بود که در نتیجه آن ، من و کارگردان آنقدر به هم نزدیک بودیم که همدیگر با می فهمیدیم و می دانستیم چه می خواهیم . در واقع فیلم به فیلم با هم جلو می رفتیم و همدیگر را تجربه می کردیم ولی الان به این صورت نیست . یک همکاری اتفاق می افتد و با یک کارگردان ، یک فیلم را کار می کنیم و بعد ، ارتباطمان قطع می شود و یا یک کارگردان دیگر فیلمی دیگر را شروع می کنیم ، غافل از این که به هر حال رسیدن به شناخت زمان می برد.

 

این نگاه خاص شماست یا همه طراحان قدیمی چنین روشی را می پسندند و ترجیح می دهند با کارگردانی کار کنند که دنیای او را می شناسند ؟

نمیدانم این نگاه خاص من است یا بقیه هم چنین نگاهی دارند . من فکر می کنم که ما هم فیلم ساختیم ، هم زندگی کردیم ، هم حرف زدیم ، هم تجربه کردیم و هم یاد گرفتیم . آن سینمایی که من با بهرام بیضایی شروع کردم ، اینگونه بود . همیشه با هم بودیم و از سینما حرف می زدیم . یعنی رابطه ما اصولا از مرز سینمای حرفه ای که در آن من طراح صحنه و لباس باشم و او کارگردان ، بیرون می آمد و تبدیل می شد به دو آدمی که با هم زندگی می کنند ، گپ می زنند ، کار می کنند و دغدغه های مشترک و بحث های زیادی راجع به سینما دارند.

 

شما با کارگردان های دیگری هم کار کرده اید . آیا آنها هم شباهت هایی با آقای بیضایی داشتند و به این زبان مشترک رسیدید ؟

آقای بیضایی برای من جایگاه خاصی دارد . بله من با کارگردان های متبحر دیگری هم مثل آقای کیمیایی ، آقای سینایی و دیگران کار کرده ام و تجربیات خیلی خوبی هم با هم داشتیم. اما مثل همکاری با بهرام بیضایی ، آن تداوم در کارهای دیگر من شکل نگرفت . البته این تداوم در تاریخ سینمای جهان هم اتفاق اقتاده است . یعنی یک طراح ، یک فیلمنامه نویس و یک کارگردان یا فیلمبردار در یک دوره با هم بوده اند و نتایج خوبی را رقم زده اند . الان هم اگر تیتراژها را نگاه کنید ، می بینید بعضی از کارگردان های خاص که برای ایده هایشان با فکرهایی که دارند ، اهمیت زیادی قائل هستد و یا وسواس ندارند ، با گروه خاص خودشان کار می کنند و برایشان خیلی سخت است که بخواهند با آدم های جدید شروع کنند .

 

و این به معنای انحصاری کارکردن نیست ، بلکه به واسطه هم فکر بودن است و اینجاست که یک فیلمنامه می تواند با بهترین شکل به یک فیلم تبدیل شود و خوب در بیاید . بنابر این می توانم بگویم طراح صحنه و لباس یا طراح هنری از جمله عوامل و اجزای یک فیلم است که باید از ابتدا همراه با گروه سازنده فیلم باشد و نباید اینگونه باشد که فیلمنامه نوشته شود ، همه عوامل تعیین شوند و بعد طراح صحنه و لباس هم وارد گود شود و به عوامل اضافه شود.

از چه زمانی طراح صحنه و لباس باید همراه با کارگردان باشد ؟

ببنید ، همان طور که اشاره کردید ، چیزی که برای من مهم است فیلمنامه است . اصلا سینما یعنی فیلمنامه ، یعنی تمام ، یعنی فیلم ساخته شده !

 

به شرطی که فیلمنامه درست نوشته شده باشد ؟

من درباره شرایط ایده آل صحبت می کنم . در این شرایط ، فیلمنامه اصولا مثل یک نقشه عمل می کند . در این نقشه تمام راه ها بر اساس ، حس ، درام و همه اجزا حساب شده طراحی شده و حالا طراح صحنه ، می تواند فضای ایده آل را بسازد. اگر اشتباه کند ، آن فیلمنامه به بهترین شکل تبدیل به فیلم نمی شود . کارگردان هم در موقعیتی قرار می گیرد که باید همه این موارد را کنترل کند .

 

طراح صحنه و لباس در تغییر فیلمنامه نقشی ندارد ؟

در تعداد زیادی از فیلم هایی که من درگیر فیلمنامه یا کارگردانی اش شده ام ، این اتفاق افتاده و درباره تغییر فضا یا لوکیشن بحث های زیادی با کارگردان داشتم یا حتی ایده هایی را مطرح می کردم که این فضا در کجا اتفاق بیفتد که البته دخیل شدن در چنین فرآیندی ، نیاز به زمان دارد . باید وقت برایش اختصاص داده شود . این البته شاید با تعاریف حرفه ای سینما متفاوت باشد یعنی تو اینجا یک کارمند نیستی وبه گونه ای نیست که یک طراح حرفه ای کار خود را در یک پروژه تاریخی انجام دهد . همه چیز در کار آواز قبل تعیین شده باشد و پس از پایان کارش نیز به یک پروژه دیگر بود که فضای معاصر دارد .

 

تحقیق و پژوهش چه قدر می تواند به روندی که شما درباره آن صحبت می کنید کمک کند؟

من همیشه در حال تحقیق هستم . امروز ، البته این کار به مدد تکنولوژی اینترنت و فضای مجازی کمی ساده تر شده است و می توانی سریع تر از گذشته ، به پاسخ هر سوالی که داشته باشی ، برسی . در سال هایی که ما کار می کردیم ، این چیزها نبود . ما باید کتاب می خواندیم و مطالعه می کردیم . پس تحقیق ما محدود می شد به رفتن به کتابخانه ها و ورق زدن کتاب ها . من تقریبا در تمام زمانی که قرار است به طراحی یک فیلم اختصاص دهم و بعد از آن در حین تولید یک فیلم ، دائم در حال تحقیق هستم . یعنی دلهره دارم که شاید اگر یک ایده را پیاده کنم ، نتیجه بهتری داشته باشد . فکر کردن ، تحقیق ، بحث با کارگردان همه وقت من را پر می کند . موازی با آن ها ، فیلم دیدن ، چیزی است که اصلا از من جدا نمی شود . از فیلم های کلاسیک گرفته تا فیلم های جدید.

 

طراحی برای فیلم های امروز سینمای ایران چه قدر برای شما نسبت به گذشته دارای تفاوت است؟

برای من که تمام تفکرم از دکور تئاتر می آید ، دشوار است چرا که پیاده کردن فکرهایم در سینما خیلی سخت است .

 

مثل کاری که برای طراحی صحنه و به خصوص دکورک فیلم مسافران در صحنه ذهنی بازیگر آن اجرا کردید ؟

بله ، یک تک دکور بود که نشسته بودیم و روی چگونکی اجرای آن فکر کرده بودیم تا به آن موقعیت معماری و فضایی که بیضایی می خواست و سخت بود ، برسیم . البته در اجرای خوب آن دکور و طراحی آن فیلم ، بودجه ای که آن زمان صرف شد ، نقش داشت . آن موقع نمی شد با جلوه های بصری به آنچه بیضایی در ذهن داشت ، رسید . ما یکسری ایده داشتیم که باید جلوی دوربین ساخته می شد . در شاید وقتی دیگر ، صحنه ای که خانم تسلیمی نزدیک یک پنجره می ایستد و آن پنجره در فکرش تبدیل به راهروی بیمارستان می شود . جلوی دوربین ساخته شد یعنی ما یک پنجره مثل همان پنجره اتاق ساختیم ، آن را به راهروی یک بیمارستان بردیم و آن صحنه با هنر مدیر فیلمبرداری آن فیلم که آقای رفیع جم بود و خیلی برای آن فیلم زحمت کشید ، به بهترین شکل اجرا شد .

 

شما که کار در آن شرایط سخت را با استفاده از خلاقیت به سرانجام می رسانید حتما از جمله کسانی هستید که امروزه ، قدر پیشرفت تکنولوژیک سینما را می دانید ؟

من اصلا  به جایی رسیده ام که فکر می کنم باید طراحی هنری در یک فیلم سینمایی با استفاده از تکنولوژی ، قدرت بگیرد . چرا که این تکنولوژی به شما کمک می کند که ایده ای غیر ممکن را ممکن کنید . سینما یعنی این و الان به اینجا رسیده است . آن زمان ما از سیم مفتول استفاده می کردیم و 12 تیک هم می گرفتیم . آن هم با نگاتیو و هزینه ای بالایی که داشت . ولی الان خیلی راحت ، همان کار را می توان با پرده سبز یا آبی انجام داد و جلوه های ویژه را با تصویر هماهنگ کرد . ما با تکنولوژی می توانیم به یکسری ایده نو فکر کنیم که در اجرا هم خیلی موفق تر خواهد بود . با این که تفکرم از جایی دیگر می آید ما اصلا مخالف روز آمدی نیستیم . ما باید با زمان جلو برویم چاره ای جز این نداریم .

 

وضعیت امروز طراحی صحنه و لباس در سینمای ایران را چگونه می بینید ؟

وضعیت خوبی است و من هیچ انتقادی به آن ندارم . فقط فکر می کنم از نظر صنفی ، اتفاقی که افتاد و خانه سینما برای مدتی طولانی تعطیل شد ، لطمه بدی به سینما و صنوف آن وارد کرد . البته این را هم بگویم که در آن مقطع نیز مدیریت خانه سینما اشتباهاتی داشت و بی اشتباه نبود .

 

هر دو طرف اشتباهاتی داشتند ؟

بله ، هر دو طرف اشتباهاتی داشتند . بود و نبود خانه سینما برای اهالی سینمای ایران مهم بود . یعنی بودنش بهتر از نبودنش بود ولی به هر حال با تمام اشتباهاتی که مدیرت کرد ، این بار دعا می کنم که این اشتباهات دوباره تکرار نشود و هر حرکتی که انجام می گیرد به نفع سینما باشد . امیدوارم وضعیت صنوف مشخص باشد و درهای ورود به حرفه های سینمای ایران ، آنقدر باز نباشد که نتوان آن را کنترل کرد . من اصلا مخالف حضور نسل جدید نیستم  ، نسل جدید باید بیاید و کار کند ، ولی این ورود باید بر اساس یک سیستم قانونمند باشد . یعنی یک آدم ، باید تجربیاتی را پشت سر بگذارد و بعد وارد سینما شود . این اتفاق وقتی نمی افتد ، دردناک است و گاه شرایطی را رقم می زند که من ، تنها راه را در کنار کشیدن خودم می بینم و این خیلی بد است . یعنی مجبورم باشم از بیرون ، ماجرا را نگاه کنم .

ایرج رامین فر در برنامه هفت

 

به آینده این صنف چه قدر امیدوارید ؟

آینده بستگی به این دارد که صنف های سینمایی قدرت بگیرند . در سینمای جهان هم این گونه است . گرچه ما باید به تعریف سینمای حرفه ای هم برسیم .

 

سینمای حرفه ای از نظر شما چه تعریفی دارد ؟ ما چه قدر از آن عقب هستیم ؟

ما یکسری فیلم متعلق به سینمای تجربه گرا داریم . در این سینما هم فیلم خوب ساخته می وشد و هم فیلم بد . اما در واقع سینمای حرفه ای نداریم و به نظر خیلی مانده تا به سینمای حرفه ای برسیم . سینمای حرفه ای ، یک سینمای منضبط و قانونمند است که در آن فیلمسازش ، از یک جای مشخص شروع می کند و بعد می آید فیملسازی می کند . حالا یا تحت تاثیر آموزش های آکادمیک یا بر اساس تجربیات عملی ، خیلی از کارگردانان بزرگ دنیا مثل جان فورد اصلا تحصیلات آکادمیک نداشتند اما تجربیات عملی بزرگی داشتند و سر صحنه ، خود را به مقام یک کارگردان توانمند می رساندند.

در سینمای حرفه ای ، همه چیز تعریف شده است . طراح صحنه باید دستیاری طراحان حرفه ای را پشت سر بگذارد تا بتواند بر اساس تجربیاتش ، در سینما خودش را نشان بدهد . اما در سینمای ما ، این تعریف ها نیست یا جا به جا شده است . معلوم نیست چرا طرف هنرپیشه خوبی است ما دوست دارد خیلی زود و بی مقدمه کارگردان شود . فیلمبردار می خواهد کارگردان شود . این در حالی است که او ابتداباید در کار و حرفه خودش ، حرفه ای شود . شما پشت صحنه فیلم های خارجی را که نگاه کنید ، می بینید یک پیرمرد80 ساله ، دارد آرک روشن می کند . چرا ؟ چون کار و تخصص اش نورپردازی ( نورپردازی در عکاسی ) است . او در سینمای حرفه ای قرار نیست فیلمبردار شود . چرا که در سینمای حرفه ای ، هر کس جایگاه خودش را دارد.

 

و بر خلاف سیستم های اداری که بعد از سی سال کار ، می گویند برو خانه و استراحت کن ، در سینما تازه بعد از سی سال کار ، باید از تجربیات یک متخصص استفاده کرد ؟

دقیقا ، سینمای حرفه ای همین است . یعنی تو به یک سنی می رسی که تازه باید شروع کنی به تجربه کردن سینما ! سینمایی که همانطور که گفتم ، محدود نیست و آنقدر وسیع است که تو هر فیلمی که بسازی و در هر فیلمی در رشته خودت فعالیت کنی و تجربه به دست بیاوری ، باز عقب هستی .

 

در سینمای ما تهیه کننده ها چه قدر به طراحان صحنه و لباس اهمیت می دهند ؟

نمی دانم چه بگویم ، سوال خیلی سختی است و جواب اش سخت تر . ببینید یک ارتباط درست و حرفه ای خیلی اتفاقی پیش می آید . قبل از انقلاب عنوان طراح صحنه و لباس نبود و در نهایت ، ساخت دکور مطرح بود . بعد از انقلاب که سینما جدی گرفته شد ، این حرفه یا مثلا صدابرداری سر صحنه جدی گرفته شد . همین که سمتی به عنوان طراح صحنه و لباس ایجاد شد ، نشانه یک گام به جلو بود اما مشکلاتش را هم به همراه داشت.

امروز هم ، تهیه کننده داریم تا تهیه کننده ! اگر تهیه کننده به شکل واقعی خودش یک آرتیست باشد ، نیمی از قضایا حل می شود . وقتی شما تاریخ سینما را مرور می کنید ، می بینید تهیه کننده کارهای هیچکاک ، در دانستن سینما ، هیچ کم از هیچکاک نداشته است . تهیه کننده حرفه ای ، جلوتر از کارگردان تشخیص می دهد که این اثر احتیاج به این طراح صحنه دارد ، این کارگردان را می خواهد ، این بازیگر باید باشد ، احتیاج به این فیلمبردار دارد . به این می شود گفت یک سینمای حرفه ای یا تهیه کننده حرفه ای . اما در ایران ، در بیشتر موارد همه این خواسته ها از سوی کارگردان مطرح می شود.

کارگردان وقتی احتیاج به من دارد ، من را صدا می کند و دیگر این را هم نمی پرسم که تهیه کننده نیست . لذت بخش ترین لحظه برای دست اندرکاران سینما ، لحظه ای است که تو را بر اساس یک شناخت قبلی انتخاب کنند . این برای یک فیلم یعنی ایده آل . یعنی مثلا تهیه کننده ای که فیلم های من را دیده باشد ، تشخیص دهد که این آدم برای این کار ، مناسب است . تهیه کننده با سرمایه گذار تفاوت دارد .