بابک حمیدیان بخش سوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو  محمود گبرلو با بابک حمیدیان بخش سوم
در برنامه هفت

 

یعنی انتخاب بازیگر همیشه بر اساس شخصیت و نقش نیست و گاه بر اساس رابطه ها و رفتار دار و دسته ای نیست ؟

بله ، یک بخش اش این است . نمی خواهم واقعا زیاد در این زمینه صحبت کنم . آن ها زحمت می کشند و رفتارهای شان دلپذیر است اما برخی رفتارها به نظرم خوشایند نیست و تاثیرش را من دیده ام . احتمالا بازیگرهای دیگر هم دیده اند . و ما یک سال بعد می شنویم که فلانی ، در فلان جا ، دستیار کارگردانی بود که رویای من است که به آن کارگردان نزدیک شوم ، ولی آن کارگردان هرگز با خبر نمی شود که من چه قدر انتظار می کشم و هیجان دارم از این که با آن کارگردان کار کنم . اگر می گویم حرف بری ، به این دلیل از این واژه استفاده می کنم که بچه های دستیار ، خیلی بر سینمای ما تاثیر می گذارند که ما بتوانیم با کارگردان هایی که دوست شان داریم ، کار کنیم .

 

 

مردم در نظر سنجی ما، ابتدا هیس را با 3/41 درصد آراء انتخاب کرده اند و در رده های بعدی ، فیلم های چ ، قدمگاه ، بی پولی ، ریسمان باز ، و چ قرار گرفته اند . مقداری از شخصیت شهید اصغر وصالی و کار با ابراهیم حاتمی کیا در فیلم چ بگویید .

 

فیلمسازی که همیشه دغدغه سینمای دفاع مقدس دارد و بیشتر در این حوزه قدم بر می دارد ؟

آقای حاتمی کیا در این شکل از سینما ، یک فیلمساز شاخص است . مرحوم رسول ملاقلی پور هم این جایگاه را داشت که من در مزرعه پدری تجربه بسیار کوتاهی با ایشان داشتم . باید بگویم کار با آقای حاتمی کیا ، آسان نیست . برای این که آقای صحنه فیلمبرداری باشد ، اما قرار نیست که تیم بازیگری همان روز صحنه ای را که در فضای خالی اش قرار گرفته اند ، فیلمبرداری کنند . یعنی وارد یک پلاتوی نسبتا مجازی از صحنه ای می شوی که قرار است آن را فردا بازی کنی و سعی می کنی بازی ات را از صفر به صد برسانی ، از هیچ چیزی را به وجود بیاوری که برای فردا نیاز صحنه است .

 

 

و آن جا یک بازیگر باید خودش را نشان بدهد . این کار ساده ای هم نیست .

بله ، خیلی سخت است . یعنی آقای حاتمی کیا فرصت که نمی دهد ، هیچ ، یک هندی کم عجیب و غریب هم دارد که اتفاقا مدرن هم نیست و با او ، روند بازی تو را دنبال می کند . یک هندی کم قدیمی که به آن خیلی علاقه دارد . با آن ، دنبال تو می آید . یک مرتبه رهایت می کند و تو متوجه نمی شوی که رها شده ای ، چون که در همان زمان ، باید با همان دوربین به دنبال بازیگر دیگری برود . در همین حالت با دست اشاره می کند که تو وارد قاب شو و تو آرام آرام باید شبیه عسل باشی و شکل بگیری و مثل موم جلو بروی . تو فکر می کنی که رضایت او صد در صد است ، ولی فردا می آیی و می بینین که نه ، از تمرینی ، که اتفاق افتاد ، دکوپاژ جدیدی در راستای احوالات صحنه شکل می گیرد که آن جا تازه حال بازیگر خوب می شود .

 

شیوه جالب و منحصر به فردی است . و تفاوت اش با کارگردانی کیومرث پوراحمد ؟

آقای پوراحمد عزیزم . شاعر است . یعنی حال شاعرانه ای دارد . من از دوستی با او ، از اعتمادی که به من کرد و اطمینانی که من به داشت ، از این که که هر لحظه را به من سپرد ، از این که اجازه  داد برای هر پلان بتوانم با او گفت و گو کنم ، حس خوبی دارم . فیلم پنجاه قدم آخر محصولی سخت و جانکاه است . به دلیل لوکیشن و جنس تولید سخت آن فیلم و ….

 

و آن نقش هم هم ، نقش سختی بود ؟

بله ، نقش سختی بود . در فیلمنامه ابتدایی ، آن نقش طنازی هایی داشت که مقداری شیرین اش می کرد . ما در شرایط ساخت ، به مرور این حالت رخ از احوالات آن نقش بربست و آقای پوراحمد هم آن را پذیرفت.

 

 

یعنی سر صحنه تغییراتی به وجود آمد ؟

این آدم ، یعنی هرمز شکیبا به مرور تغییر کرد و نقش مسیر سختی را طی کرد . من خودم اگر بخواهم صادقانه قضاوت کنم و نخواهم کاری را که کرده ام ستایش کنم ، از ابتدا تا نیمه ، طرفدار فیلم هستم . شاید خود آقای پوراحمد هم اگر در یک موقعیتی قرار بگیرد ، تلفنی بزند و من صدای قشنگ او را بشنوم ، شاید نظر من را رد کند ، شاید هم نظر من را دوست داشته باشد .

 

پنجاه قدم آخر جز دفعاتی است که نقش اصلی را بازی کردید . آن هم پس از مدت ها . از این که کیومرث پوراحمد این نقش را برای شما در نظر گرفت ، چه حسی را داشتید ؟

بابک حمیدیان بخش سوم

 

بله ، من مدت ها بود که نقش اصلی یک فیلم را بازی نکردم بودم . به هر حال این نقشی بود که مسیر سختی را طی می کرد و من از ایفای آن ، احساس خوبی داشتم .

بازی در نقش اول ، با خودش ترس هایی به همراه دارد . از این بابت که آیا تماشاگر تحمل تماشای تو تا پایین فیلم را دارد یا خیر ! این از مصائب ایفای نقش اصلی است .

 

این را بستگی به فیلمنامه و به کارگردان هم دارد که تماشاگر بتواند یک بازیگر را تا آخر فیلم دنبال کند ؟

بله ، صد در صد . این قضیه به آن بخشی بر می گردد که دوست ندارم وارد آن بشوم .

 

پور احمد چگونه از بازیگری ، بازی می گیرد ؟

او آرام می آید در گوش بازیگرش می گوید که ببین ! من اگر جای تو باشم ، این ها را هم می گویم ها ! حالا تو ببین اگر دوست داری بگو ، اگر دوست نداری خب نگو ! این قدر رها شده این رفتار را با بازیگر می کند ، که تو حتما سعی می کنی آن را که می گوید بگویی و آنچه را می خواهد انجام بدهی . حتما مطمئنی چیزی که آقای پور احمد می گوید ، درست است . من تمام تلاشم را برای این فیلم کردم . از روزگاری که در آن فیلم داشتم ، حال خوشی داشتم . سینما به هر حال بعضی وقت ها روی خوش نشان می دهد ، بعضی وقت ها روی خوش نشان نمی دهد . امیدوارم که آقای پوراحمد باز هم فیلم بسازد .

 

 

فیلم دیگری که به آن اشاره می کنم و مردم هم به آن رای داده اند ، بی پولی است . یک فیلم متفاوت اجتماعی است که بازی هایش جزو شاخصه های آن هستند ؟

کار با حمید نعمت الله و رضا کاهانی برای هر بازیگری واجب است . به دلیل اینکه اولا تو حس نمی کنی با آن ها اختلاف سنی داری و از آن طرف ، آن قدر عمیق و پیچیده و امروزی راجع به بازیگری فکر می کنند که ممکن است این خطر تو را تهدید کند که فکر کنی هر آن چیزی را که درباره بازیگری فکر می کرده ای ، باید فراموش کنی وارد بستر جدید شوی .

 

این امروزی نگاه کردن را از چه بابت می گویید ؟

یعنی رفتاری که تو را با خواسته های جنس بازیگری امروز در دنیا مواجه می کند .

 

یعنی مشخصا کدام جنس . جنس بازیگری امروز دنیا چیست ؟

مثلا تو را با گونه ای تحلیل مواجه می کنند که سه ماه در یک دفتر برای یک نقش تمرین می کنی و عاجز می شوی از این بابت که این جا و در این محیط کوچک ، من نمی توان آن چیزی را که تو می خواهی ، تخیل کنم . بعضی اوقات بازیگری ، تو را مواجه می کند با این که تخیل بکنی که مثلا در یک  چرخ و فلک نشسته اند و می توانی خودت را در آن فضا قرار دهی . یک وقتی هست که تو واقعا روی چرخ فلک می نشینین اما اینجا باید این نشستن را تخیل کنی . حمید نعمت الله تمام آن چیزهایی را که خواسته تو از بازیگری است ، به هم می ریزد و با کم ترین خواسته ، پبیچده ترین رفتار بازیگری را از تو می خواهد .

 

به نتیجه مطلوب هم می رسد ؟

به نظرم می آید که این اتفاق می افتد . من در بی پولی اولی آدمی هستم که در زندگی واقعی می توانم حرف بزنم ، اما نقش یک ناشنوا را بازی کرده ام . ما نیز این نقش را در پرنده کوچک خوشبختی با در رابطه داریم ، اما بازیگر آن نقش ها ، خود ناشنوا بوده است . این که می گویم به تعاریف امروزی می رسیم یعنی همین که تو بتوانی نقش ناشنوا را بازی کنی ، واقعا می توانی به یک مدیوم جهانی در بازیگری وصل شوی . نه به این دلیل که این نقش را من بازی کرده ام ، برای این که زبان ناشنوایان دنیا تقریبا یکی است و آن ها نیز می توانند تو را تایید یا رد کنند . حمید نعمت الله بسیار کارگردان دلپذیری است و امیدوارم بتوانم باز هم با او کار کنم.

 

پایان.