بخش دوم دیالوگ در سینما

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

بخش دوم دیالوگ در سینما

نویسندگان فیلم صامت خیلی به ندرت نویسندگان بزرگی بودند و کیفیت دیالوگ نویسی شان در سطح کیفیت نویسندگی شان بود. گفتگوهای ایماءو اشاره ی بازیگران بزرگ اغلب رساتر ، عمیق تر و تاثیر گذارتر از دیالوگ های حتی بهترین نویسندگان آن روز فیلم بود. در فیلم صامت ما حتی بدون کلمات حرف چشم های بازیگران را می فهمیدیم . یک نگاه آستانیلسن یا لیلیان گیش یا چاپلین بیش از انبوه کلمات یک نویسنده ی خوب سخن ها می گفت. گفتگوهای خاموش چنان بازیگرانی ، حتی اگر داشتن فیلم تا آن جا که می شد احمقاته بود ، اغلب ما را تکان می دادند . اما هنگامیکه این سخنگویان بزرگ دوران صامت عملا شروع به صحبت کردند اتفاق وحشتناکی روی داد ، پیش پا افتادگی غیر قابل باور حرف های قابل شنیدنشان ژرفای انسانی نگاه ها و ایما و اشارات شان را از بین برد. اکنون دیگر این بازیگران بزرگ نبودند که با زبان دست ها و چشم ها با ما سخن می گفتند ، بلکه فیلمنامه نویسان ( آموزش فیلمنامه نویسی ) بودند ! توهم بزرگی از بین رفته بود.

 

 

فیلم های صامت و صدادار

جای بسی تعجب است که تا به امروز منتقدان و عموم مردم نقش دیالوگ در فیلم صدادار را با اغماض بیشتری از نقش دیالوگ در تئاتر مورد توجه قرار داده اند . اما آن روزها هنوز هیچکس تصور این را هم نمی کرد که فیلم ممکن است روزی با ادبیات جدی سر و کار پیدا کند و دیالوگ در فیلم صدادار می تواند از دیالوگ در تئاتر امکانات وظایف ، و مشکلات بیشتر و عمیق تری داشته باشد و مهم تر اینکه چیزی کاملا جدید ، کاملا متعلق به زمان خود ما ، باشد .

حتی امروزه هنوز هم قاعده تا حد امکان کمتر حرف زدن است . با این وجود اشتباه است که به هر قیمتی که شده بازیگران فیلم را وادار کنیم تا از بازیگران تئاتر کمتر حرف بزنند . هر چه باشد ، بازیگران فیلم صامت نیز صحبت می کردند ، اما ما نمی شندیم که چه می گویند و البته آن نوشته های فیلم صامت نیز چیزی بیش از آنچه که برای فهمیدن جریان واقعه مطلقا ضروری بود ، ودر گفتگوهای خاموش بازیگران گفته می شد ، به ما نمی گفتند . اما در فیلم صدادار اگر هیچ حرفی نباشد که شنیده شود پس مسلما هیچ حرف زدنی هم نخواهد بود که دیده شود . زیرا بدون شک غیر ممکن است که هر صدایی شنیده شود غیر از صدای حرف زدن انسان . به همین دلیل نیز غیر ممکن است که فقط یکی دوجمله مهم را بازگو کنیم و بگذاریم تماشاگران باقی ماجرا را صرفا از رفتار بازیگران حدس بزنند ، همانطور که در دوران فیلم صامت معمول بود . به همین دلیل اگر در فیلم صدادار هیچ حرفی نباشد که شنیده شود پس در حقیقت بازیگران باید ساکت بمانند . اما سکوت اشخاص سرفا یک عکس العمل منفی نیست . عمل ساکت ماندن اغلب عملی ارادی و از نظر دراماتیک گویاست و همیشه نشانه حالت ذهنی کاملا قاطعانه ای است . در فیلم صامت هر نمایی بی صدا بود ، اما بسیار به ندرت سکوت را می رساند . سکوت یا باید صفت مشخصه و خلق و خوی ویژه شخصیت فیلم باشد و یا باید انگیزه ای دراماتیک داشته باشد . در فیلم نیز مثل تئاتر بازیگران صرفا به خاطر اینکه کمتر حرف زده باشند نمی توانند سکوت اختیار کنند ، اگر سکوت کردن فاقد انیگزه ی درونی باشد یک فضای تهی بوجود خواهد آورد .

 

 

حرف زدن زیاد یا کم در فیلم صرفا موضوعی مربوط به کمیت نیست ، در این جریان کمیت بسیار زود به کیفیت تبدیل می شود و تاثیر عامل سکوت به ماواء خودش ، به عاملی دراماتیک ، رشد می کند . حرف زدن زیاد یا کم در فیلم موضوعی مربوط به شخصیت پردازی است . در نمایشنامه ی مشهور استرووسکی طوفان ، قهرمان زن نمایش کاترین زنی وراج است که وراجیش هیچگاه قطع نمی شود . پر حرفی این شخصیت بی ثبات سبک مغز قدقد یک مرغ را تداعی می کند و درست همین وراجی بچگانه و احمقانه است که می تواند مسبب چنان تراژدیی باشد که بر سر کاترین می آید . اما هنگامیکه تهیه کننده پتروف وراجی بیش از حد کاترین را نپسندید و او را مثل یک زن کم حرف نشان داد در حقیقت شخصیت او را تغییر داد ، کاترین دیگر زنی موقر ، کم حرف ، و با ثبات ، شده بود که به هیچ وجه نمی توانست دچار سرنوشت طبیعی و بدیهی کاترین استرووسکی شود . حرف زدن اشخاص یک گزارش تفصیلی نیست که به تعدادی تماشاگر داده می شود ، بلکه بیان غریزی احساس و هیجان آنان است و درست به همان اندازه خندیدن یا گریستن مستقل از تعمدات عقلانی است . اشخاص ، به طور طبیعی ، فقط به دلیل اینکه منظور خاصی دارند حرف نمی زنند و حرف هایشان صرفا بیان عقلانی افکارشان و بیانگر شخصیت واقعی شان نیست . ما نباید فراموش کنیم که حتی در فیلم صدادار نیز حرف زدن ، صرفنظر از سایر جنبه هایی که دارد ، بازی قابل رویت اجزاء چهره نیز هست .

 

لحن قابل شنیدن کلام

لحن قابل شنیدن کلام

در فیلم های آمریکایی سال های اخیر آدم ها خیلی زیاد حرف می زنند ، در حقیقت بسیار بیش از حد . این یکی از علائم مرض عود کرده انحطاط فیلم آمریکایی به سمت تئاتر فیلم شده است . این نقص اغلب یا صرفا به دلایل فنی است یا بخاطر این است که هزینه ی تولید فیلم کاهش یابد . اما با این وجود دقیقا در همین صحنه های پرگفت وگو است که چیزی اختصاصا سینمایی وجود دارد . امروزه ما در فیلم صدادار کلمات و جملات را می فهمیم و بنابراین می فهمیم که معانی اغلب آن ها مهم نیستند ، اما نکته بسیار مهم لحنی است که با حرف زدن اشخاص همراه است ، یعنی آهنگ صدا ، تاکید روی کلمات ، طنین صدا ، ارتعاشات مختلف صدا ، که تعمدی و آگاهانه نیستند . لحن صدای یک شخص می تواند معانی زیادی بدهد که جزو معنی خود کلماتی که وی می گوید نیستند . این گونه ارتعاشات همیشه به نحوی ضمیمه ی حرف هایی هستند که زده می شوند و ایماء کلامی هستند . حرف زدن وسیله ای است که این گونه ایماءهای کلامی را آشکار می کند و حرف زدن آزاد و روان در فیلم صدادار مدرن بهترین امکان درک لحن های مختلف اشخاص را فراهم آورده است ، کلمات با لبخندی ملیح و کم رنگ ، یا با تیرگی اندوهگینی در چشم ها ، که تلویحا قابل تشخیص است ، از بین لب ها به پرواز در می آیند و قدرت نمای نزدیک در بزرگ نمایی بازی اجزاء صوتی حرف زدن را به نمایش قابل رویت و قابل شنیدن آن اجزاء تبدیل می کند . حتی در نمایشات تئاتر مدرن نیز بازیگران روان و سلیس حرف می زنند ، اما وضع خاص سکوی تئاتر ، طرز قرار گرفتن چراغ های ردیف جلوی سکو و فاصله بازیگران از تماشاگران ، سخن گفتن آزاد و طبیعی را اجازه نمی دهد . به علاوه ، صدایی مثل صدای نفس کشیدن که حتی مال خودمان را نیز به طور آگاهانه نمی شنویم ، بلکه آن را صرفا همچون تشعشع صوتی دائمی خودمان و دیگران دریافت می کنیم در تئاتر غیر قابل انتقال به تماشاگر است . در چنین مواردی است که فیلم صدادار از امکانات خاصی بر خوردار است . فضای از هر جهت کاملا باز سکوی تئاتر تاکید بر کلمات را خنثی می کند . بر عکس ، نمای نزدیک فیلم چنان تاکیداتی را غیر ضروری کرده است ، همانطور که شکلک سازی های تند و تیز چهره ، گریم غایظ ، و ایماء و اشارات و حرکات سریع فیزیکی را غیر ضروری کرده است.

 

 

در حال حاضر یکی از حادترین مشکلات تولید فیلم مشکل صادرات فیلم به ممالکی است که به زبان بیگانه صحبت می کنند . این مشل به خصوص بر ملت های کوچک بسیار جدی اثر می گذارد . در این کشورها بازار داخلی برای تامین هزینه های تولید فیلم کفایت نمی کند و ملت های بزرگ نیز که می توانند نیازهای بازار داخلی شان را توسط تولیدات خودشان تامین کنند بسیار به ندرت فیلم هایی می خرند که به زبان بیگانه با زبان شان باشند و برای اینکه قابل نمایش عمومی شوند باید حتما زیرنویس داشته باشند . مسلم است که در صورت اخیر نیز نیمی از تاثیر فیلم از بین خواهد رفت . دوبله کردن فیلم از سال های نخست فیلم ناطق بسیار صورت می گرفت و فن دوبله کردن فیلم نیز آن  زمان تا کنون پیشرفت زیادی کرده است ، اما صنعت فیلم باید از دوبله کردن فیلم دست بکشد و برای دست کشیدن صنعت فیلم از فن دوبله ، و در نتیجه دست شستن از منافع مالی بسیاری که از این طریق از سایر کشورها به دست می آید ، باید دلیل جدی و محکمی وجود داشته باشد .