بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

توسط tolofilmblog در عکاسی بدون دیدگاه

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

چند وقت پس از الهام گرفتن از عکس ، شما راهی نیجریه شدید؟

گلنا گوردون: اولین باری که به آفریقا رفتم ، در سال 2006 برای دیدار با برادرم که در وزارت بهداشت رواندا در آنجا کار می کرد ، بود. من هیچ برنامه ای برای کار در آنجا نداشتم ، اما فوراً می دانستم این کاری است که می خواهم انجام دهم. من قصد داشتم به مدت شش ماه به اوگاندا برگردم و نزدیک به یک دهه بمانم.

سپس به لیبریا نقل مکان کردم ، جایی که حتی بیشتر زندگی کردم. اولین باری که به نیجریه رفتم در سال 2011 برای جشنواره عکس لاگوس بود ، اما در جریان انتخابات لیبریا بود ، بنابراین مجبور شدم به سرعت به مونروویا برگردم.

من آن را دوست داشتم؛ این انرژی به من یادآوری می کند که من وقتی 20 سال داشتم به NYC آمدم احساس خوشحالی کردم و احساس کردم که می توانم در چنین مکان های پر مخاطب حضور داشته باشم و برای آن آماده بودم.

نیجریه یکی از دشوارترین کشورهایی است که می توان در آن عکاسی کرد:

  • کشوری عظیم و دارای اقتصاد عظیم
  • همه در همه زمان ها سر و صدا دارند
  • زیرساخت ها وجود ندارند
  • بنابراین افراد خلاق می شوند

 

 

مردی با قرار دادن بالای صندلی در محفظه کلاس دوم ، پاهای خود را دراز می کند و هنگام حرکت قطار به عقب و جلو ، روی قفسه چمدان نگه می دارد. صبح ها بیشتر مسافران خسته و گرسنه بودند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

چه تجهیزاتی را با خود می بردید؟

من با دوربین کانون 5دی مارک 2 و لنزهای 24 70 کانون . 24 35 . ( انواع لنز های دوربین را اینجا بشناسید ) لنزهای ثابت اولیه در نور کم بسیار خوب عمل می کنند ، بنابراین فلاش نمی آوردم. من آدم دنده ای نیستم و هر چه بار کمتری داشته باشم بهتر حمل می کنم! من همچنین به اندازه کافی کارت حافظه  و باطری دوربین آوردم تا بتوانم در تمام مدت سفر عکاسی کنم.

 

چه موارد دیگری را با خود بردید؟

گلنا گوردون: یک بالش بادی ، ضد عفونی کننده دست ، تنقلات (نان ، کره بادام زمینی ، میله های پروتئینی و غیره) ، Emergen-C ، Via (قهوه فوری Starbucks) ، یک دستمال ، عینک آفتابی ، یک kindle ، چراغ جلو ، ضد آفتاب ، بسته های باتری برای iphone ، و …

برای مسافرت سبک تر ، من لپ تاپ خود به امانت به کسی می دادم و دوباره در مسیر برگشت می گرفتم.

 

آیا آمادگی دیگری برای سفر با قطار در نیجریه داشتید؟

گلنا گوردون: من تنها سفر نکردم. در کانو ، شهر بزرگ شمال ، من در اواسط دهه 20 با یک پسر کار می کردم به نام فیصل. او یک روزنامه نگار نبود. فقط یک جوان باهوش که به زبان های  انگلیسی و هوسا ، زبان اصلی در شمال مسلط است. او دستیارو دوست من بوده است ، و من واقعاً تلاش کرده ام افرادی را پیدا کنم که در کانو کار کنند ، و او یک بچه خوب بود که در  بسیاری از موارد قبلاً به من کمک می کرد ، بنابراین پرسیدم آیا او می خواهد در این سفر با من باشد و او استقبال کرد.

او تمام وقت با من بود و به من کمک می کرد تا با مردم ارتباط برقرار کنم و هوایم را داشت . گذشته ها گذشته ولی من آرزو می کردم که دو نفر را در این سفر آورده بودم تا بتوانیم در شیفت بخوابیم و کسی همیشه بیدار باشد وهمیشه در حال عکاسی باشیم. ساعات طولانی واقعا سخت است و در پایان هر دو خرد شدیم.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

در هنگام مسافرت با چه کسی ارتباط برقرار می کنید؟

گلنا گوردون: برادر من همیشه مخاطب من است و به طور کلی یک نفر از انتشارات یا ویراستار یا تیم امنیتی در صورت نیاز. برای حرکت در قطار ، من برادرم و سردبیرم را هر دو ساعت یکبار ملاقات می کردم تا فقط در محل زندگی خود را بررسی و به روزرسانی کنم. برای کارهای دیگر ، آنها همچنین با هر کسی که با آنها ملاقات می کنم ، لیست تماس دارند و در هر جایی که قصد دارم در هر روز معین داشته باشم ، تا مسیر مشخصی از حرکت من وجود داشته باشد. ما می دانستیم که بخش هایی بدون خدمات سلول وجود خواهد داشت ، بنابراین من به آنها هشدار می دهم که کمی از خدمت خارج می شوم ، اما در واقع موارد بیشتری وجود داشت از آنچه انتظار داشتم در مسیر پوشش دهم.

 

آیا شب قبل از عزیمت به این سفر خوابیدی؟

گلنا گوردون: خیلی کم ! شب قبل همیشه بدترین است. همه چیز قبل از شروع کار بسیار پیچیده و عصبی است ، به خصوص که مدتهاست سعی می کنم این کار را انجام دهم. و بعد شروع می کنید و هیجان کاملی وجود دارد ، و بعد تمام می شوید و خسته می شوید و تخلیه می شوید. حتی بعد از 13 سال ، این الگوی تقریباً برای چیزهای جدید یا بزرگ تغییر نمی کند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

قطار حوالی نیمه شب به زریا می رسد و ایستگاه عمدتا متروک است.

مردی با دو مرغ که چند ساعت زودتر در ایستگاه گونی در ایالت نیجر خریداری کرده ، از قطار پیاده می شود.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

چگونه افرادی را که دوست دارند و از شما مراقبت می کنند برای سفرهای خود در کشورهای خطرناک مانند نیجریه آماده می کنید؟

گلنا گوردون: با پدر و مادرم ، تمایل دارم که کمی مبهم در مورد آنچه هستم انجام می دهم. آنها نگران کننده نیستند که مرا ایمن تر نگه دارند . برادر من ، که تماس اضطراری من است ، همیشه می داند که من چه چیزی را دارم.

 

بعد از 13 سال ، آیا فهمیدید که چه کاری باید انجام دهید تا انتقال به زندگی شما در آمریکا آسانتر شود؟

سؤال خوبی بود! این متفاوت است معمولاً حدوداً 24 ساعت خواب زمستانی انجام می دم و بعد شروع به غذا خودرن می کنم  و سفارش می دهم ، تماشای تلویزیون را انجام می دهم ، و بعد می خواهم یک دسته از آنها باشم و افرادی را که دوستش دارم ببینم. چرخه متفاوت است . من بعد از سالها آگاه تر از این هستم ، و این روزها ، من سعی کردم هنگام بازگشت فکر کنم در مورد زمین فکر کنم.

خسته شوید … در نیمه راه سفر.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

آیا حفظ دوستی و روابط با شغلی که مستلزم مسافرت زیاد باشد دشوار است؟

گلنا گوردون: بله ، اما من دوستان شگفت انگیزی هم دارم که در حین کار با آنها آشنا شده ام و آن ها اوراق بهادار قوی هستند. ما با انجام این کار از یکدیگر پشتیبانی می کنیم ، که اغلب می تواند بسیار تنها باشد.

 

در طول حرفه خود ، شما عکاسی کرده اید و شرایط شدید زیادی را تجربه کرده اید. آیا به طور مرتب کاری را انجام داده اید که به شما کمک می کند سالم ، عاطفی و جسمی بمانید؟

گلنا گوردون: وقتی این کار را شروع کردم ، هیچکدام را جدی نگرفتم. اکنون با گذشت 13 سال ، این موارد اولویت های بزرگی دارند. من حداقل چهار یا پنج بار در هفته کار می کنم – کمتر هنگام مسافرت ، اما سعی می کنم و حداقل در اتاق هتل طناب بازی کنم  یا پرش کنم. من در ژورنال خود چیزهای زیادی می نویسم ، که مثل یک دلسرد کننده است.

 

متوجه شدید که در چه مقطع شغلی خود به مراقبت بهتر از خود نیاز دارید؟

یک خانواده برنج را با سس سرو شده روی برگ درخت موز به اشتراک می گذارند. بیشتر مردم با خودشان غذا می آورند و در بسیاری از ایستگاه های قطار غذا می خرند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

بعد از یک سفر بسیار خشن در سال 2017 ، یک سگ گرفتم! و قبل از آن ، تحقق به مرحله انجامید. پس از ابولا بد ، بد ، بد بود. کل قشر مطبوعات در غرب آفریقا به نظر می رسید در اطراف لبه ها خشن است. وقت خود را از دست دادم ، و این زمانی بود كه برای اولین بار در اواخر سال 2014 شروع به گذراندن وقت بیشتر در شهر نیویورك كردم و سعی كردم آن را مانند خانه احساس كنم. من هنوز در مورد آن یاد می گیرم .

اکنون ، من در ایالات متحده بیشتر کار کرده ام ، و علائم نیاز به مراقبت از خودم بسیار متفاوت است ، مجبورم دوباره همه را یاد بگیرم.

 

 

یک عکاس حرفه ای باید چه ویژگی هایی داشته باشد که بتواند شغلهایی از این دست را به دست آورد؟

نکته اصلی تلاش است. هیچ کس این اتفاق را برای شما نخواهد داد. شما باید این کار را برای خودتان انجام دهید.