بخش سوم نمایشنامه نویسی دانش آموزی

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

بخش سوم نمایشنامه نویسی به زبان ساده ویژه دانش آموزان

 

گرفتن ایده از زندگینامه ها و شرح احوال

یکی از منابع مهمی که می توان برای نوشتن نمایشنامه از آن ایده گرفت ، شرح حال و زندگی بزرگان تاریخ است . این کار باید با احتیاط و مطالعه ی دقیق انجام بگیرد . نوشتن نمایشنامه از شخصی که در ذهن خود خلق کرده اید ، با شخصی که نام او در تاریخ ثبت شده است ، تفاوت دارد . شما در نوشتن یک نمایشنامه که شخصیت های آن زاده ی فکر خودتان است ، آزاد هستید می توانید هر خصوصیتی را که مورد نظرتان است ، به او بدهید و هر عاقبتی برای او در نظر بگیرید ، اما اگر شخصیتی تاریخی برای نمایشنامه خود انتخاب می کنید ، به رعایت آنچه در تاریخ ثبت شده است ، مقید هستید . البته این سخن بدان معنا نیست که مانند یک مورخ موضع بی طرفی داشته باشید و فقط وقایع را ثبت کنید . در واقع این عمل مانند عمل یک دوربین عکاسی می شود که هیچ احساس ، عاطفه و عقیده ای ندارد . برای دوری از این حالت ، می توانید فکر و عقیده ی خودتان را هم در کار دخالت دهید ، بدین طریق که با شناخت کامل زندگی آن شخصیت ، پی به هویت و چگونگی ماجراهای زندگی او ببرید ، بعد از تحلیل آن نتیجه گیری کنید . در واقع با این نتیجه گیری ، موضع خود را در مقابل شخصیت مزبور نشان می دهید .

 

 

 گرفتن ایده از داستان ها ، حکایت ها ، افسانه ها و….

با خواندن کتابهای داستان ، حکایت و افسانه و یا با شنیدن آن ها نیز می توانید برای نوشتن ایده بگیرید . گاهی اتفاق افتاده است که چند نفر داستانی را خوانده اند و هر کدام از آن برداشت خاصی کرده اند . در هنگام نوشتن نمایشنامه ، چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد استنباط خود شما از داستان است . ممکن است داستانی خیلی خوب باشد ، اما قابلیت تبدیل به نمایشنامه را نداشته باشد . داستانی برای نمایشنامه شدن مناسب است که در آن لااقل دو شخصیت در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و با هم مبارزه کنند . به طور مثال داستانی که شخصیت آن آدم خودخواهی است که در آخر به فساد کشیده می شود ، برای نمایشنامه شدن خوب است ، اما کافی نیست . هنگامی می توان آن را به صورت نمایشنامه نوشت که شخصیتی دیگر هم در ماجرا حضور داشته باشد و با او درگیری ایجاد کند . در غیر این صورت نمایشنامه ای که از این داستان نوشته می شود ، بسیار خسته کننده  کسالت آور خواهد بود .

 

گرفتن ایده از طریق مطالعه حوادث در روزنامه ها و مجلات

صفحه ی حوادث و یا خبرهای مختلف در روزنامه ها و مجلات می تواند در پیدا کردن ایده به شما کمک کند . ممکن است در ظاهر ، نوشتن از روی این حوادث کار آسانی به نظر آید ، اما چنین نیست . خطر بزرگی که برای یک نویسنده وجود دارد ، این است که کارش به صورت خبرهای روزنامه ای در آید . قبل از هر چیز درباره ی حادثه ای که انتخاب کرده اید ، تحقیق کنید و از درستی آن مطمئن شوید . سپس آن را تحلیل کنید . یک هنرمند و یا نمایشنامه نویس خوب ، هیچ وقت با حوادث سطحی برخورد نمی کند ، بلکه درباره ی آن فکر می کند . تحقیق می کند و سپس از دل آن حادثه ، یک تجربه بزرگ بشری و مناسب با اعتقاد خود ارائه می دهد . اگر همه موی را می بینند ، هنرمند باید پیچش موی را ببیند . اگر روزنامه نگار یک حادثه را فقط بازگو می کند ، هنرمند و یا نمایشنامه نویس باید آن را تحلیل کند .

شما هیچ وقت موفق به نوشتن نمایشنامه خوبی نخواهید شد . مگر اینکه در ابتدا با یکی از شش طرق ذکر شده ، ایده ای بگیرید و سپس آن را در ذهن خود تحلیل کنید . بنابر این باید با نگاه وسیع و عمیق به حوادثی که برخودرد می کنید بنگرید . این کار برای شما ضروری است و هیچگاه نباید نسبت به حوادث و مسائل اطراف خود بی تفاوت باشید حتی اگر به ظاهر ساده باشند . شرح حال بزرگان را مطالعه کنید و از سرگذشت آنان ایده بگیرید . آدمها را با آرزو و آمالشان بشناسید تا وسعت نظر پیدا کنید . به زندگی گذشته خود بنگرید . به طور یقین حوادثی برای شما اتفاق افتاده است که قابلیت نمایشنامه شده را دارد . یا اگر حادثه ای را دیدید و موفق نشدید که ادامه ی آن را دنبال کنید ، یادتان باشد با حساب احتمالات جلو بروید . مطالعه را فراموش نکنید .

 

 

کتابهای داستان ، شنیدن حکایت و  افسانه از بزرگان فامیل می تواند دید شما را نسبت به مسائل وسعت بخشد و ایده های جدیدی در اختیار شما بگذارد . خود را امتحان کنید با استفاده از شش طریق یاد شده ، ایده ای برای نوشتن پیدا کنید . بعد از دست یابی به ایده ، به یک موضوع نیاز داریم . آیا هر موضوعی برای نوشتن نمایشنامه مناسب است ، در یک موضوع چه ویژگی های نمایشی باید وجود داشته باشد ؟ آیا برای نوشتن نمایشنامه داشتن یک موضع مشخص الزامی است یا خیر ، به طور کلی موضوع چیست ،  قبل از نوشتن نمایشنامه ، به سوال های فوق توجه نمایید . اما بهتر است قبل از هر چیز ، دو سوال آخر را به طور مشخص در نظر بگیرید و اگر جواب آن را پیدا کردید ، با توجه به اصولی که در بخشهای بعد خواهد آمد شروع به نوشتن نمایشنامه کنید .

 

موضوع چیست ؟

بخش سوم نمایشنامه نویسی دانش آموزی

قبل از هر چیز از خود بپرسید که آیا برای نوشتن یک نمایشنامه احتیاج به موضوع مشخصی داریم ؟ به نظر می رسد که جواب آن ساده است . بله اما اگر کسی دلیل آن را بپرسد ، شاید نتوانید به سادگی جواب دهید . ولی مگر می شود معماری آجرها را روی هم بگذارد و نداند که چه عمارتی می خواهد بسازد ؟ نمایشنامه نویس حرفی دارد که می خواهد بیان کند . شما هم از خود بپرسید چرا می نویسم و چه حرفی را می خواهم بگویم ؟ اگر موضوع در ذهنتان کاملا شکل نگرفت باشد ، به احتمال زیاد نمی توانید نمایشنامه خوبی بنویسید. برای روشن شدن مطلب و درک کامل مفهوم موضوع مثال زیر را که طرح کلی یک نمایشنامه است با هم برسی می کنیم . موضوع آن را به دست می آوریم .

آقای جوادی مرد ثروتمند و تندخویی است که طاقت شنیدن انتقاد از خود را ندارد . او تمام دوستانش که خیر و صلاح او را می خواهند و عیبهایش را تذکر می دهند . از خود می راند . اکنون تنها شده است و تمام دوستان خود را دشمن می داند . اجازه نمی دهد که هیچ کدام از آن ها به او نزدیک شوند . فقط یک نفر که طمع به مال او دارد ، نزدش می ماند و برای منافع خود ، اعمال ناشایست او را تایید می کند . حتی به گوش آقای جوادی می خواند که باید هر چه بیشتر از بستگانیش دوری کند ، زیرا آنها از او منتفر هستند . دشمن طماع چنان اعتماد آقای جوادی به خود جلب می کند و به چابلوسی می پردازد که آقای جوادی او را تنها دوست و غمخوار خود می پندارد . در پایان جوادی به دست شخص طماع از پای در می آید و همه ی ثروتش را از دست می دهد .

 

 

طماع از پای در می آید و همه ی ثروتش را از دست می دهد . چنانچه دقت کنید ، در می یابند که موضوع نمایشنامه ، یعنی حرف نویسنده چنین است : شخص تندخو که طاقت انتقاد ندارد ، عاقبت به انزوا کشیده می شود و در زندگی شکست می خورد . طبق تعریفی که در کتابهای مختلف شده است ، می توان گفت که موضوع جان کلام و عصاره حرفی است که نویسنده در طول نمایشنامه خود به اثبات آن می پردازد . اکنون برای روشن شدن مطلب ، به مثالی دیگر از خلاصه ی یک نمایشنامه توجه کنید . نویسنده ی آن طی ماجراهایی به اثبات موضوع مورد نظر خود پرداخته است . در یک کلاس سه نفر به نامهای احمد ، رضا و حسن با هم دوست هستند .

رضا با آنکه درسش بسیار خوب است اما نسبت به احمد که همیشه نمراتش عالی است ، احساس حسادت می کند . در واقع رضا و احمد هر دو از بهترین شاگردان کلاس هستند. احتمد معقتد است که باید در درس خواندن رقابت وجود داشته باشد . حسن که در همسایگی  رضا است ، جزو شاگردان تتبل کلاس محسوب می شود . اکنون یک هفته به امتحان نوبت دوم باقی مانده است . در امتحان نوبت اول ، احمد معدلش کمی از رضا بیشتر شده است . حالا رضا تصمیم دارد تا از راهی که می تواند آن کمبود را جبران کند . از طرفی در سر جلسه امتحان نوبت اول ، حسن از احمد خواسته بود که جواب سوال ها را به او برساند . اما احمد از انجام این کار خودداری کرده بود . بنابراین حسن نسبت به احمد کینه به دل گرفته و منتظر فرصتی است که بتواند ضربه ای به او وارد آورد . در نتیجه به فکرش می رسد که از حسادت رضا نسبت به احمد استفاده کند و انتقام خود را از او بگیرد .

حسین با این فرض به رضا می گوید که چون احمد در امتحان ثلث اول تقلب کرده ، معدلش بیشتر از رضا شده است . رضا از شنیدن این خبر بسیار ناراحت می شود و آن را با معلم خود در میان می گذارد و او را نسبت به احمد بدبین می کند . همچنین حسن به رضا پیشنهاد می کند که برای جبران این عقب افتدگی او هم در امتحان ثلث دوم تقلب کند . رضا ابتدا قبول نمی کند ، ولی بر اثر اصرار حسن ، می پذیرد . رضا در سر جلسه امتحان تقلب می کند ، معلم متوجه می شود و او را از امتحان محروم می کند . وقتی معلم علت این عمل ناشایست را از رضا می پرسید ، او همه ماجرا را شرح می دهد . حسن به خاطر این عمل ناشایست خود ، مجازات می شود . رضا چنان از احمد شرمنده شده است که خجالت می کشد نزد او برود . بچه های دیگر هم از این کار دلگیر می شوند . در پایان رضا مجبور می شود مدرسه خود را عوض کند .