بخش پنج نمایشنامه نویسی دانش آموزی

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

بخش پنج نمایشنامه نویسی دانش آموزی به زبان ساده

 

با بخش پنج نمایشنامه نویسی دانش آموزی از سری بخش های نمایشنامه نویسی در خدمت شما هستیم. برای دسترسی به بخش چهارم این مقاله کلیلک کنید.

موضوع نمایشنامه

شجاعت ، ترس ، جوانمردی ، بدبینی ، خوش بینی ، خود پرستی ، جاه طلبی ، مهربانی ، تندخویی ، شهرت طلبی ، خست ، دروغگویی ، ساده اندیشی ، اعتمادهای بی مورد ، بی ارادگی ، بخشندگی و … همه نیروهای محرکی هستند که هر کدام می تواند زمینه ای برای موضوع نمایشنامه باشد . اگر با انتخاب یکی از خصیصه های فوق ، نیروی محرکه موضوع خود را مشخص کرده اید ، می توانید با استفاده از آن ، ماجرای نمایش و نتیجه را پیش بینی کنید . به طور نمونه اگر بخواهید از خصیصه دروغگویی استفاده کنید ، یکی از موضوع هایی که می توان برای آن در نظر گرفت ، چنین است : شخص دروغ گو عاقبت اعتبار و شخصیت خود را در جامعه از دست می دهد . شما باید در برخورد با این خصیصه جهت گیری نشان دهید . شما در مقابل دروغگویی جبهه می گیرید و این عمل را زشت می پندارید .

در واقع ، این عقیده خود شما است که به نوشته روح می دهد . اگر در یک اثر هنری ، اعتقاد و جهت گیری هنرمند دیده نشود ، کار بی روح خواهد بود . فرض کنید می خواهید درباره ی یک نفر خودپرست نمایشنامه بنویسید . برای شروع ، اول باید تصمیم بگیرید که می خواهید از او چه چهره ای ارائه دهید ؟ آیا می خواهید او را مورد تمسخر قرار دهید ؟ یا او را به صورت یک موجود منفور نشان دهید ؟ یا اینکه از او چهره ای بسازید که همه نسبت به وی احساس ترحم کنند ؟ انجام این کار بستگی به فکر و عقیده شما دارد که درباره ی یک چنین فردی چه موضعی می گیرید . موضوع دروغگو عاقبت اعتبار و شخصیت خود را در جامعه از دست می دهد . همان گونه که گفته شده ، می توان به سه طریق نوشت و یک نتیجه مشترک گرفت .

  1. شخص دروغگو را می توان به گونه ای روی صحنه ظاهر کرد که موجب خنده و تمسخر تماشاگر گردد .
  2. شخص دروغگو را به شکلی می توان بر روی صحنه نشان داد که حس نفرت و انزجار تماشاگر را بر انگیزاند . در این حالت به جای  اینکه اعمال و گقتار اوجنبه ی تمسخر و خنده پیدا کند ، جدی تر می شود .
  3. اگر می خواهید تماشاگر نسبت به شخصیت دروغگو حس ترحم پیدا کند ، باید در پایان برای او عاقبتی دلخراش در نظر بگیرید . نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید ، این است که نحوه ی برخورد شخصیتهای اصلی نمایشنامه می تواند تعیین کند که فضای نمایشنامه کدام یک از سه حالت بالا باشد ، خنده و تمسخر ، انزجار و تنفر و یا دلسوزی و ترحم .

 

 

هیچ وقت بدون داشتن موضوع ، شروع به نوشتن نمایشنامه نکنید . در یک اثر هنری اگر اعتقاد هنرمند دخالت نداشته باشد . آن اثر به صورت جسمی بی روح است .همیشه از طریق اعتقادات خودتان با مسائل و حوادث برخورد کنید . خصیصه های بشری همچون شجاعت ، بزدلی ، ولخرجی و … هر کدام می تواند انگیزه ای باشد برای حرکت انسان ها ، و نیروی محرکی برای نمایش ، اما شما هستید که نتیجه می گیرید ، آدم ولخرج و اسراف کار به چه سرنوشتی دچار می شود . در ضمن ، این خصیصه ها به تنهایی نمی تواند موضوع یک نمایش باشند . هر موضوعی را می توان با شکل های مختلف خنده آور ، گریه آور در جهت ایجاد احساسهای مختلف در تماشاگر ، مانند تنفر ، محبت و … به صورت نمایشنامه در آورد. از ایده ای که قبلا گرفته اید ، موضوعی به دست آورید . یادتان باشد که موضوع باید از اعتقادات شما سرچشمه بگیرد .

 

پرورش موضوع ( طرح )

بخش پنج نمایشنامه نویسی دانش آموزی

منظور از طرح ، پرورش موضوع و بسط و تعمیق فکر است . بسط دادن فکر یعنی تمام جوانب کار را در نظر گرفتن . برای انجام این امر ابتدا باید به شناخت عواملی بپردازید  که می تواند برای ایجاد یک فضای نمایشی به کار گرفته شود . بعد نحوه ی به کار گیری آن ها را مورد بررسی قرار دهید . برخورد ، درگیری و غلبه بر موانع ، عواملی هستند که ساختمان یک نمایش را تشکیل می دهند . به کارگیری این عوامل مستلزم این است که اولا موضوع نمایشنامه خود را شناخته باشید . یعنی اگر می خواهید از شجاعت و فداکاری یک شخص ، نمایشنامه ای بنویسید . ابتدا باید بدانید که از طریق یک چنین شخصیتی چه پیامی می خواهید بدهید . آیا شجاعت و فداکاری موجب سربلندی است ؟ آیا آدم شجاع و فداکار در آخر صاحب قدرت می شود ؟ آیا شجاعت و فداکاری موجب کسب مال و ثروت می شود ؟ و یا …

وقتی شما موضوعی انتخاب کردید ، به ناچار باید تا پایان نمایشنامه آن را دنبال کنید . بدین معنا که اگر می خواهید بگویید : شجاعت و فداکاری موجب افتخار و سربلندی است . باید در پایان نمایشنامه بتوانید ثابت کنید که شخصیت نمایشنامه به خاطر شجاعت و فداکاری ، به افتخار و سربلندی می رسید همچنین باید در آخر ، چگونه رسیدن به این سربلندی و افتخار را نشان دهید . به طور کلی نمایشنامه اثبات یا رد یک نظریه است . چون از طریف اعقتادات خود به قضایا برخورد می کنید ، درنتیجه یک عملی را رد می کنید و یا آن را می پذیرید .

 

 

تعمیق موضوع

تعمیق به معنای عمق دادن است . بدین معنا که شما قضایا را سطحی نگاه نکنید . از حوادث تنها به عنوان یک رویداد بهره نگیرید . به این فکر باشید که در پس هر پرده ، می تواند رازها نهفته باشد .

نمایشنامه های که تنها به  بازگویی حوادث می پردازد و پیامی نو ندارد ، بدون شک بعد از گذشت زمانی اندک ، از بین می رود . انسان هر عملی که انجام می دهد ، مبتنی است بر انگیزه ای خاص و انگیزه ها در همه یکسان نیست . ممکن است در ظاهر ببینید که عده ای برای به دست آوردن موقعیتی ، تلاش می کنند . اما اگر انگیزه های آن ها را دریابید ، متوجه می شوید که هر کدام انگیزه ای خاص دارد . یک نفر برای اینکه بهتر بتواند خدمت کند ، در تلاش به دست آوردن موقعیت است . دیگری ممکن است برای ارضاء حس قدرت طلب خود اقدام به تلاش کند و …

بنابراین ، شناخت انگیزه های بشری و به نمایش در آوردن آنها ، گامی است که به نوشته شما عمق بیشتری می بخشد . تعمیق به تعبیری دیگر یعنی شناخت همه جانبه درون انسانهاست . باید آن چنان به عمق وجود شخصیتها و ماجراها بروید تا موفق شوید حرفی تازه بزنید اگر ببینید که یک نفر می آید و سیلی محکمی به گوش شخصی می زند ، در ظاهر این حرکت می تواند هم برای شما خنده دار باشد ، هم غمناک . اگر بخواهید همین صحنه را در نمایشنامه نشان دهید ، آیا تنها بر انگیختن احساسات تماشاگر کافی است ؟ آیا نباید انگیزه ها را مشخص کرد و به عمق ماجرا و شخصیتها نفوذ نمود ؟ با بسط یک موضوع می توانید ، احساسات تماشاگر را بر انگیزید ، ولی کافی نیست ، باید با عمق بخشیدن به موضوع ، تماشاگر را وادار به تفکر کنید .

بخش پنج نمایشنامه نویسی دانش آموزی

 

اکنون به نمونه هایی از موضوع توجه کنید که از سخنان حضرت محمد ( ص ) استخراج شده است :

  1. احمق به واسطه ی حماقت ، بیشتر از مردم بدکار گناه می کند .
  2. سعادت کامل و عمر دراز ، در اطلاعت از خداست .
  3. امانتداری موجب رزق است و خیانت ، باعث فقر .
  4.  سبک عقل مرد ، آن است که میهمان خود را به کار گیرد .
  5. حسد ، نیکیها را می خورد .
  6. از یار بد بپرهیزید که تو را بدو می شناسند .
  7. آدم دورو ، آبرومند نخواهد بود .
  8. خاموشی زبان ، مایه سلامت انسان است .
  9. طمع ، حکمت از دل دانشوران ببرد .
  10. دروغ مایه روسیاهی انسان است .
  11. تکبر ، نتیجه ی بی اعتنایی به حق و تحقیر مردم است .
  12. خشم ، مایه فساد انسان است .
  13. هر که ربا فراوان خورد ، سرانجام او ، به فقر انجامد .
  14. هر که از جماعت ببرد ، به رسم جاهلیت بمیرد .
  15. هر که مال از حرام به دست آورد ، در حوادث سخت ، از دست بدهد .
  16. طمع ، آدم را همیشه برده ی این و آن می کند .
  17. خصومت ، کینه و تباهی به بار می آورد .
  18. پاکدامنی ، مایه خودداری از گناه است .

 

 

چنانچه هر کدام از موضوع ها را بررسی کنید ، می بینید که در آن حکمتی نمایش داده شده است . بعد از یافتن موضوع ، باید از خود بپرسید که چه نوع نمایشنامه ای می خواهید بنویسید ؟ آیا می خواهید شخص احمق را در یک وضعیت غم انگیز نشان دهید ؟ یا یک وضعیت خنده آور ؟ اگر به این سوال جواب بدهید ، می توان گفت که تا حدودی تکلیف شما نسبت به موضوع روشن شده است . در هر دو صورت ، شما می توانید عاقبت شخص احمق را مرتکب گناه می شود ، نشان دهید .