بخش چهارم نمایشنامه نویسی دانش آموزشی

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

بخش چهارم نمایشنامه نویسی دانش آموزشی به زبان ساده 

حال چنانچه این خلاصه ماجرا را بررسی کنید ، می بینید که موضوع آن بدین صورت است شخصی خود ، دوستانش را از دست می دهد و عاقبت شرمنده و منزوی می شود .

همانطور که گفته شد موضوع در واقع حرف است که نویسنده می‌خواهد در پایان به اثبات برساند با در نظر گرفتن دو مثالی که آوردیم می‌بینید تمام ماجراهایی که در طول نمایشنامه اتفاق می افتد در جهت اثبات حرف نویسنده است .

موضوع در واقع فکر و عقیده نویسنده است نسبت به شخص یا اشخاصی که مثلاً خودخواه یا حسود و یا …. هستند که در انتها باید منتظر عواقب آن باشند .

در هر موضوعی باید شخصیت ها ، ماجرا و نتیجه آن مشخص باشد . یک نمایشنامه خوب یک موضوع مشخص دارد . بر می گردیم به مثال‌هایی که در بخش پیش یاد کردیم در مثل پستی آیا صرفا نشان دادن اینکه پول هایش به سرقت می رود می تواند موضوع برای نوشتن یک نمایشنامه باشد .

 

 

جواب این سوال منفی است نشان دادن یک پیشامد استثنایی کافی نیست بلکه همانطور که گفته شد باید شخصیت ها ماجراها و نتیجه آن برای ما مشخص شده باشد تا بتوانید فکر و عقیده خود را نسبت به آن پیش آمد ابراز نماید بدون داشتن یک موضوع مشخص هیچ وقت شروع به نوشتن نمایشنامه نکنید اگر چنین کنید بدون شک موفق نخواهید شد .

حادثه ای که برای پستچی رخ داد ایده ای به شما می دهد که می توانید آن را به صورت یک نمایشنامه بنویسید اما ابتدا باید ببینیم چگونه می‌تواند این ایده را در ذهن خود پرورش دهید به موضوعی برسید که قابلیت نمایش داده شده را داشته باشد .دیدن حادثه و شنیدن وضعیت جسمی ، اجتماعی ، خانوادگی و …تنها اطلاعات شما را نسبت به شخص مورد نظر تکمیل می‌کند اما اینکه چگونه این که شخص روی صحنه نشان دهید و چه نتیجه بگیرید بستگی به قوه تخیل و تفکر شما دارد . ممکن است صد  نفر این ماجرا را ببینند و هر کدام موضوعی برای نمایشنامه خود پیدا کند که هیچکدام شبیه هم نباشند . این مسئله بسیار طبیعی است زارا خاصیت هنر این است .

و فرق آن با علم نیز در این نکته است . به طور مثال اگر  صد پزشک شخصی را که سرما خورده است ، معاینه  کنند همه یک نتیجه خواهد گرفت که او دچار سرماخوردگی است و ۳۹ درجه تب دارد اما آن  پستچی این موضوع کار صد نمایشنامه نویس قرار گیرد در می‌یابیم که هر کدام را به گونه ای خاص که با دیگران متفاوت است ،  می‌بینند . در نتیجه اگر شما موضوعی انتخاب کردید که با موضوع انتخابی دوستانتان یکی بود دلیل بر آن نیست که موضوع انتخابی شما بی ارزش است و هر یک از شما از نقطه نظر خاصی به نگاه می‌کنید و باید در نظر داشته باشید شخصیت‌ها ماجرا و نتیجه حاصل فکر و اعتقادشان در موضوع مشخص و منطقی باشد .

شهامت یکی از مهم‌ترین خصوصیات است که یک نویسنده باید داشته باشد داشتن اطلاعات کافی در زمینه موضوعی که انتخاب می کنید و همچنین مشخص بودن موضوع باعث ایجاد شهامت در شما می شود .

 

ماجرا در موضوع

ماجرا حوادثی که به شکل درگیری و ستیزه بین دو جناح متضاد ، اتفاق می‌افتد . این درگیری و ستیز با این شخصیت ها باید سرانجامی داشته باشد و منجر به پیروزی یکی از طرفین شود . در این حالت است که ماجرای نمایشنامه شما از نظر بیننده صورت منطقی و درستی پیدا می کند . در غیر این صورت همه تلاش‌های شخصیت های نمایشنامه به نظر بیهوده می‌رسد و هیچ نتیجه روشنی نمی توان از آن گرفت .

پس نویسنده باید از شخصیت های نمایشنامه خود شناخت کامل و دقیقی داشته باشد تا بتواند با موفقیت به معرفی آنها بپردازد و ماجرای نمایش را به صورت منطقی و جذابی ارائه دهد و این بستگی دارد که شما شخصیت های اصلی نمایشنامه خود را با چه ویژگی های اخلاقی معرفی می کنید اگر یکی از شخصیت‌های اصلی نمایشنامه شما آدم خسیس باشد لاجرم ماجراهایی که به وجود می‌آید رابطه تنگاتنگی با اخلاق را پیدا می‌کند و در نتیجه نحوه درگیری و ستیزه شخص خسیس هم  معین می شود .

 

 

عاقبت ماجراها که توام با درگیری و ستیزه شخصیت های اصلی نمایشنامه است موضوع نمایشنامه شما را مشخص می‌کند در مجموعه شما فکر و عقیده خودشان را نسبت به یک آدم خسیس بیان می‌کنید اگر شجاعت در میدان نبرد موجب سربلندی و افتخار است موضوع نمایشنامه شما باشد شجاعت در شخصیت اول بازی می بینید که باعث به وجود آمدن اجرا می‌شود و سربلندی و افتخار نتیجه نمایشنامه است .

هنگام موضوع نمایشنامه خود را پیدا می‌کنید که درباره رویداد و شخصیت های آن تحقیقاتی کافی کرده باشید .

همانگونه که گفته شد موضوع نمایشنمامه خود را پیدا می کنید باید از جهت گیری و قضاوت شما نسبت به یک رویداد بنابراین هیچ وقت نمی تواند از مسئله نتیجه بگیرید مگر این که پیرامون آن تحقیق و فکر کرده باشید .

مرحله پیدا کردن موضوع مرحله تفکر و تحقیق یک نویسنده است چرا که می‌خواهد در مورد مسئله اجتماعی، سیاسی ، فلسفی و یا … نظر بدهد و سپس قضاوت کند اینکه چگونه نظریه خود را در قالب نمایشنامه بیان کند خود بخش جداگانه است که به ذوق، استعداد و توانایی نویسنده و به کارگیری تکنیک نمایشنامه نویسی او مربوط می‌شود هرچه موضوع برایتان صریح و روشن تر باشد بهتر می توانید جوهر و خلاصه نمایشنامه خود را از آن استخراج کنید در واقع موضوع برای شما دست مایه ای است تا بتوانید وقایع را نشان دهید و شخصیت‌ها را معرفی کنید حالا به مثالی که زدیم برمی گردیم بعد از شناخت روحیات اکبر آقا با توجه با توجه به دزدیده شدن حقوق او، چه فکر می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید کسی که نتواند اموال خود را حفظ کند عاقبت به رنج و ناراحتی گرفتار می‌شود .

یا در سختی‌هایی که پیش می‌آید باید صبر و شکیبایی خود را حفظ کرده و یا کسی که به یاد خدا متعقد به حکمت او نباشد رسیدن یک بلا برایش  به منزله نابودی است و یا در هنگام سختی ها باید آرامش خود را حفظ کرده و نزدیکان خود را نرنجاند اگر بخواهید زاویه دید خود را بیشتر معطوف به بچه‌های اکبرآقا کنید و فداکاری و از خودگذشتگی علی را که پسر بزرگ اکبرآقاست و مطرح نمایید باید در تنگنا افتادن اکبرآقا را به عنوان انگیزه به کار گیرید و علی را به آن وضعیت روبرو سازید.

 

بخش چهارم نمایشنامه نویسی دانش آموزشی

 

حال شبکه های مختلف مثال خود را در نظر می‌گیریم اکبر آقا قرار گذاشته بود که با حقوق این ماه برای علی غیر از خریدن کفش، کتابخانه ای هم تهیه کنند علی هزار تومان پس‌انداز کرده است تا پولی که پدرش به او کمک می‌کند کتابخانه را که قبلاً دیده اند بخرد. در ضمن پدر علی به عنوان تشویق به خاطر نمره‌های خوب و علی برای شروع یک دوچرخه خریده است ولی با کمک مادرش دوچرخه را می‌فروشد و با پس اندازش نه تنها دو هزار تومان بدهی پدر رامی  پردازد و مقداری هم به خرج خانه کمک می‌کند.

پدر از این کار علی خوشنود می شود و داشتن چنین فرزندی احساس سربلندی می کند موضوع نمایشنامه چه می‌شود گذشت و فداکاری و فرزندان موجب سربلندی خشنودی پدران می‌شود حال این ماجرا را از طریق همسر اکبر آقا ببینید او بعد از این اتفاق خواهد افتاد طوری رفتار می‌کند که بچه ها متوجه می‌شود در ضمن بد اخلاقی اکبر آقا را تحمل می‌کند و نمی‌گذارد گرما و شادی کانون خانواده از این روند در این صورت موضوع نمایشنامه چه می‌شود فداکاری و از خودگذشتگی زن موجب گرمی و سلامت خانواده می‌شود . شما می‌توانید این رویداد را بنابه ذوق و سلیقه خود به شکلی وصل کنید. همانطور که دیدید از زبان یک رویداد که نظر ساده می آید چند موضوع نوشتن نمایشنامه پیدا کردیم اگر جوانب دیگر این رویداد را بررسی کنید می‌توانید به موضوع‌های دیگری هم دست یابید از دیدن یا شنیدن یک رویداد یا حادثه هیچ وقت نباید ساده و بی تفاوت گذشت .

یک نمایشنامه نویس با دیدن یا شنیدن یک حادثه و رویداد آنقدر حول و  هوش ان تحقیق می‌کند تا سرانجام به موضوع بکر و جدید دست می یابد ممکن است حوادثی که شما را متاثر میکند بارها برای خودم اتفاق افتاده باشد و به نظر تکراری بیاید اما اگر این حادثه از نقطه نظر شما مطرح شود به اثر شما رنگ و بوی تازه می بخشد به دنبال یافتن حوادث و وقایع عجیب و غریب نباشید بلکه سعی کنید حرف تازه ای را با بیانی تازه به عبارت دیگر با دیدن یا شنیدن یک واقعیت که موضوع تازه‌ای باشید .

 

 

موضوع در واقع یک برداشت شخصی که مقدمه نوشتن نمایشنامه به حساب می آید آنچه مهم است این است که در زندگی هیچ حادثه ای  نمی‌تواند تکراری باشد ممکن است در ظاهر دو حادثه مشابه هم در دو زمان متفاوت مختلف اتفاق بیافتد اما اگر با دید عمیق و موشکافانه هر دو را بررسی کنید به این نتیجه می‌رسیم که چقدر با هم تفاوت دارند . علت آن هم معلوم است چون شرایط هر روز و هر ساعت در حال تغییر است در ضمن این حوادث جدا از حوادث دیگر نمی‌توانند به وجود می آیند هر حادثه به حادثه دیگر مربوط است شما نمی توانید در هنگام نوشتن نمایش نامه یک حادثه  را از حوادث دیگر بگیرید و برای نمایشنامه خود موضوع انتخاب کنید .

باید در نظر داشته باشید که یک حادثه چه تاثیراتی روی زندگی یک فرد می‌گذارد و باعث چه حوادث دیگری می شود .

خست یک خصیصه انسانیست آیا این خصیصه به تنهایی می تواند موضوع یک نمایشنامه قرار بگیرد یعنی بگویید موضوع که می خواهید به صورت نمایشنامه‌نویسی بنوسید خست است . در این جا می توان سوال کرد که خست چیست خوب است یا بد آیا خست آدم را خوشبخت میکند یا منزوی ،  سرخورده و یا .

بنابراین ، تنها بیان یک  خصیصه بشری را نمی‌توان موضوع دانست زیرا نه ماجرایی دارد و نه شخصیت و نتیجه به این ترتیب فکر و اعتقاد نویسنده هم نمی‌تواند در آن مطرح شده باشد. پس باید این خصیصه یعنی خست را بسته اید جمله خست بد است کامل تر از قبلی است ، اما نتیجه گیری خیلی کلی است و ماجرایی هم در آن وجود ندارد وجود شخصیتی هم در آن احساس نمی‌شود  بد بودن یک معنی کلی است انسان می تواند هزار جور بد باشد  ولی به طور یقین نظر ما در مورد بد بودن به معنای عاقبتی است  که آن آدم خسیس در پایان پیدا می‌کند بنابراین می‌توانیم آن را کامل کنیم آدم خسیس عاقبت به انزوا کشیده می‌شود و در تنهایی از بین می‌رود چنانچه ملاحظه می کنید ماجرا در این موضوع مشخص است  مرد خصیص با خست نشان دادن از خود و طی ستیزه و درگیری‌هایی که صورت می‌گیرد به انزوا کشیده می شود شخصیت مرد خسیس است و نتیجه آن را هم می‌توان به روشنی دریافت چنانچه کسی خسیس باشد و خست نشان دهد محکوم به انزوا و نابودی است همانطور که می بینید نویسنده نسبت به یک  چنین شخصیتی موضع‌گیری و قضاوت کرده است زیرا فکر و اعقتاد او در موضوع متبلور است .