بنی اعتماد بخش سوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با رخشان بنی اعتماد در قاب هفت
( بخش سوم )

 

یعنی به نظر شما این فضا ، به مخاطب هم لطمه می زند ؟

من نمی دانم به وجود آوردن این فضای فشار و حس بی اعتمادی به نفع کیست؟ باور کنید در پی این همه هجمه علیه فیلم قصه ها همه فکر می کنند نسخه اصلی فیلم ، حتما چیز دیگری بوده و الان آن چیزی که دارند می بینند با اصلاحات عجیب و غریب نمایش داده شده است . به وجود آوردن این نگاه در مخاطب ، اصلا خوب نیست . قصه ها همین است که می بینید . به صراحت درباره موضوعاتی صحبت می کند که اگر کسی فکر می کند این موضوعات خلاف واقعیت هستند یا من در بیان آن ها اغراق کرده ام ، پیشنهاد می کنم بیاید یک ماه با من هم قدم شود ، تا با همه جامعه را از نزدیک ببینم و بشناسیم . مطمئن باشد که من در فیلم نگاه تلطیف شده تری نسبت به حقیقت ماجرا داشته ام . می خواهم بگویم که من الان از آن سو هم به شدت طرف اتهام هستم . با فعالان کارگری جلسه ای داشتم و آن ها به من انتقاد داشتند . می گفتند ما و خانواده های مان به عنوان یک جمعیت عظیم ، تریبونی برای طرح مشکلات ما نداریم و فیلمی راجع به ما ساخته نمی شود . شما هم آمده اید در قصه ها به یک اشاره کوتاه بسنده کرده اید و تمام مسائل ما در همین مواردی که شما گفته اید ، خلاصه شده است.

 

 

یعنی طبقات اجتماعی که شما از مشکلات آنها می گویید ، از شما مطالبه دارند ؟

بله و دغدغه من این است که برای جلب اعتماد آن ها چه کنم . با این وضعیت ما هیچ کاری نداریم انجام دهیم . من اصلا نمی توانم باور کنم آن کسانی که نمایش قصه ها را برای مردم صلاح نما داننند ، آیا صلاح مخاطب را بیشتر از من می دانند ؟ من بایت این قضیه ادعا دارد ، من با مردم زندگی کرده ام و این موقعیت ها را که استثنایی هم نیستند می شناسم . من اگر چیزی را در فیلمم مطرح می کنم . آن آدم ها برایم حرمت دارند . نیت و قصد من این است که آدم های دیگر بیایند و این آدم ها را ببیند . در بسیازی از پیغام هایی که بعد از دیدن قصه ها برای من آمده ، این دیده شدن را دیده ام و به این مفتخرم . وقتی جوانان برای من می نویسند که ما بعد از دیدن این فیلم متوجه شده ایم دور و برمان را کم نگاه می کنیم ، این برای من کافی است و اگر بحثی را به وجود بیاورد که مثلا اگر اعتیاد در جامعه ما مساله است ، بیشتر به آن فکر کینم یا راهکاری پیدا کنیم ، این برایم مطلوب است . به نظرم آن چیزی که باید اتفاق بیفتد ، تلاش برای تغییر نگاه است .

 

با این که امروز فیلمی که از شما پس از مدت ها به نمایش در آمده ، شاید نشان دهنده عصبانیت شما نسبت به شرایط جامعه باشد اما تماشاگر خود را دارید . فکر می کنید فیلم های شما در ارتباط با مخاطب داخلی چگونه شرایطی دارد ؟

خوشبختانه من این شانس را داشته ام که همه فیلم هایم با اقبال نسبی منقتدان و تماشاگران روبرو شده است . در مورد قصه ها هم با وجود این همه محدودیت ، از جمله محدودیت نداشتن سینماهایی که باید می داشت . محدودیت نداشتن تیزر تلویزیونی و .. فیلمی موفق در اکران عمومی بود . خیلی ها پیش بینی می کردند و می نوشتند که این فیلم مخاطب نخواهد داشت و اکران این فیلم به بنیه ضعیف سینمای ایران لطمه می زند … و اما با وجود همه این فرضیه ها ثابت شد که فیلم مخاطب دارد ، مردم فیلم را می بینند و خوب هم فیلم را می بینند . از نگاه من استقبالی که از فیلم شده ، خیلی خیلی خوب است . البته من این را بگویم که خوشحالی من فقط مربوط به قصه ها نیست . ما در سال 94 افزایش تماشاگر داشته ایم و این نشانه امیدواری به آینده سینمایی است که نگرانی هایی نسبت به آن وجود دارد . معتقدم که سیاست هایی به کار گرفته شده که با وجود همه مشکلات و سختی ها ، می توان به آینده امیدوار بود .

برخی معتقدند که برخی فیلمسازان موضوعات اجتماعی را انتخاب می کنند ، نه برای این است که هشدار بدهند و یا بخواهند دلسوزانه معضلی را بیان کنند ، بلکه نیت شان حضور در مجامع جهانی است . این که جایزه ای بگیرند ، اپوزیسیون بشوند یا یک پژ روشنفکری بدهند ، انتقادهای اینگونه به برحی فیلمسازیان هست.

این رویکرد را در نمایش معضلات اجتماعی درونی کشور ما در آن سوی مرزها قبول دارید ؟

بنی اعتماد بخش سوم

متاسفانه شاید از سر نشناختن فضای محافل و جشنواره های خارجی ، همیشه این تصور به وجود می آید که فیلم های ما چون نقد اجتماعی دارد و شرایط درون جامعه را نشان می دهد ، مورد توجه قرار می گیرد . من می گویم مطلقا اینگونه نیست . شما مجموعه آثار یک جشنواره خارجی را بررسی کنید ، به فیلم هایی بر می خورید که نقدهای بسیار گزنده تری از آنجه ما در فیلم های مان می بینیم ، در آن ها مطرح شده است . ما که آنچنان نقد گزنه در فیلم های ایرانی نداریم ، یعنی اصولا ما زبان صلح جویانه ای که برای بیان موضوعات اجتماعی داریم ، اصلا با مواردی که شما در جاهای دیگر می بینید ، قابل قیاس نیست . شما مساله مهاجران خارجی را در فرانسه و آلمان ببینید . از سوئد که بالاترین سطح رفاه اجتماعی را دارد ، فیلمی به یک جشنواره معتبر خارجی می آید که نقد اجتماعی دارد . حتما در آن کشور هم همه باید مثل ما فکر کنند.

 

 

اما من مواردی را می توانم مثال بزنم که فیلمساز آگاهانه فیلم را برای جشنواره خارجی ساخته و جایزه هم گرفته ؟

در این زمینه هم فضایی که در ایران برای آن فرد صورت می گیرد ، فضا را نفع اون عوض می کند. این فقط بازتاب واکنش هایی است که آن فیلمساز در داخل کشور می بیند . یعنی این موضع گیری های مغرضانه و موضع گیریه های جناحی نسبت به کلیت سینمای اجتماعی باعث می شود که عده ای هم از این آب گل آلود ، ماهی بگیرند . یعنی همان کسانی که فقط به نیت جشنواره های خارجی فیلم می سازند . بله ، گاهی فیلم هایی در خارج از ایران نمایش داده می شود که نه شما ، نه بنده ، نه وزارت ارشاد ، از موجودیت آن فیلم بی خبر هستیم . نه اسم سازنده را می دانیم ، نه آن را دیده ایم . آن آدم آمده در یک مقطع کوتاهی ، یک فیلمی ساخته و رفته . شرایط همگانی شدن و ساده و تکنولوژی و از نخبه گرایی در آمدن ، یکسری محاسن داشته و یکسری معایب هم دارد.

 

یعنی شما تولید آن دسته از فیلم های فرصت طلبانه را مولود برخی فضاسازی های داخلی و البته تغییر مدل فیلمسازی نسبت به گذشته می دانید ؟

می خواهم بگویم شرایط امروز سینما در داخل کشور ، که در آن موضع گیری منفی نسبت به سینمای واقعی اجتماعی ایران به وجود آمده ، نوعی آب گل آلود را به جود آورده برای آن فرصت طلبانی که بلدند ماهی بگیرند یعنی آنچنان این دو فضا با هم آمیخته که تفکیک اش سخت است و بعید با این حجم بی انصافی در مورد کسانی که دارند در اینحا کار می کنند ، روبه رو می شویم و … متاسفم که مجبورم این را بگویم و شاید حمل بر امتیاز دادن به خودم باشد ولی واقعا اینگونه نیست ، آداب من و اصول من این است که من تا وقتی مطمئن نشوم فیلم ام در ایران نمایش داده می شود و مخاطب ایرانی آن را می بیند ، آن را به جشنواره خارج از ایران نمی فرستم.

اصلا هم نمی گویم چون جشنواره خارجی بد است و آبروی ما می رود ، چون به این حرف اعتقاد ندارم. می گویم من فیلم های گزنده تر اجتماعی هم در جشنواره های خارجی دیده ام. مثلا فیلم هایی که از صهیونیست ها در جشنواره نشان داده می شود ، اینگونه اند. اگر یکی از آن فیلم ها در تایید صهیونیسم بود ، شما به من نشان دهید . چه در جشنواره های مستند و چه در جشنواره های سینمایی. من دارم یک اکستریم را مثال می زنم. می خواهم بگویم اصلا این امر غریبی نیست که شما فیلم اجتماعی بسازید و ببرید در جشنواره خارجی نشان بدهید. ده تا فیلم اجتماعی به آن جشنواره می آید ، یک هم متعلق به ما است. اما اینجا تصورمان بر این است که همه دنیا کارشان را کنار گذاشته اند و منتظر هستند ببینند کدام فیلم از ایران به آن جشنواره می آید و کدام مشکلات را بیشتر نشان می دهد و بیایند و آن را انتخاب کنند ، واقعا اینگونه نیست ، چه قدر خوب بود که آنها که حضور خارجی فیلم های ما را نقد می کنند ، در فضای جشنواره های خارجی حضور داشتند و برخورد مخاطب با این فیلم ها را می دیدند.

آنچه که از نمایش قصه ها در جاهای مختلف دیدم ، متفاوت از برداشت های اینجا بود. شاید بتوانم بگویم از مجموعه بازخوردهایی که می گرفتم ، آخرین نظر این بود که شما در مملکت تان مشکل دارید ، و یعنی آنچه که جشنواره های خارجی و مخاطبان خارج از ایران بیشتر برایشان مهم است ، وجود انسانی مردم ما است. چیزی که آقای فرهادی هم در گفت و گویی به آن اشاره کرده است. واقعیت این است که آنها می گویند ما شبیه آدم هایی هستیم که انگار از یک کرده دیگر آمده ان . همدلی و همیاری مردم ما در قبال یکدیگر نظر آن ها را جلب می کند . یعنی آن وجوه که اینجا به نظر می آید ممکن است برای بقیه نقاط سیاهی باشد و نظر آن ها را نسبت به جامعه ما تغییر دهد ، برعکس عمل می کند.

 

ادامه دارد…