حامد بهداد بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با حامد بهداد در قاب هفت
(بخش اول)

یک گفت و گوی متفاوت ، حاصل هم کلامی با بازیگری متفاوت. شخصیت خاص حامد بهداد را نمی توان از دنیای بازیگری اش جدا کرد . گویی این دو ، یک نفرند و تفاوتی بین بهداد بازیگر و بهدادی که رو در رویت به گفت و گو با او می نشینی ، وجود ندارد . آغشته شدن روج بهداد با سینما و بازیگری ، سبب شده تا او هم پر طرفدار باشد و هم سخت بتوان به درونیات او راه پیدا کرد ، اما وقتی کلید را یافتی و به درون او راه رسیدی ، جز یک قلب مهربان و صفا و صداقت و صمیمیتی مثال زدنی ، چیز دیگری نخواهد یافت . بازیگری که احساساتش آنقدر بالاست که گاه بر منطق اش غلبه می کند و در عین حالی که دوست دارد نقد پذیر باشد و به نظرات احترام بگذارد ، بیشتر از درون خودش الهام می گیرد و مسیر پیشرفت را از تکاپوی درونی خود جستجو می کند. بهداد ، در این گفت و گو ، درباره جایگاه ستاره نقش فیلمسازان بر در صیقل یافتن روج و توان بازیگر ، وضعیت اقتصادی بازیگران ، تعامل و نقد پذیری بازیگری و … صحبت کرده است.

 

 

حامد بهداد در چهل سالگی با سی و چهار فیلم سینمایی ، چهل سالگی برای بازیگری مثل شما چه دورانی است ؟

ان شالله که مبعث درون ما باشد و پیغمبر وجودمان به ما بگوید که بخوان و ما هم بخوانیم و پخته بشویم و کیف کنیم از اینکه در این دنیا قدم به عرضه گذاشتیم و هر چه بیشتر خداوند بصیرت بدهد.

 

در فیلم های مختلف ، کاراکترهای زیادی را بازی کرده اید . برای انتخاب این شخصیت ها به چه می اندیشید ، به چه فکر می کنید ؟

خود زندگی ، آدرس های خیلی متنوعی به تو می دهد که با کمی خوش ، این ها را دریافت می کنی . تحصیلات و مطالعه ، این دریافت ها را کانالیزه می کند. از طرفی فیلمنامه خودش مثل یک نقشه می ماند که تو را راهنمایی می کند که از کدام سو برو ، به کجا برو و می توانی در آن صورت به نقش ات برسی و رنگ آمیزی های مختلفی به آن بدهی.

 

و چه لذتی می برید از همکاری با فیلمسازان بزرگ ؟

خب ، در این همکاری ها بخشی ار آرزوی آدم متجلی می شود. در دوران دانشجویی یا قبل از آن وقتی فیلم های فیلمسازان بزرگ را می بینی ، خیلی دوست داری روزی با آنها کار کنی ، برای اینکه دیده شوی ، برای اینکه بالقوه های خودت تبدیل به بالفعل شود ، برای اینکه بتوانی بخشی از وجود خودت را تراپی کنی و این لذت بخش است . و مهمتر اینکه دوران شاگردی و تلمذ تمام نشده است . وقتی کنارشان قرار می گیری ، آن ها هر بار یک چیز نو به تو می گویند . مثل مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی که از آن ها خیلی حرف نو یاد گرفتم.

 

همکاری با داریوش مهرجویی در نارنجی پوش خیلی بحث برانگیز شد و در جایی دیدم نظر خواهی کردند و نوشتند این بدترین بازی حامد بهداد است و…؟

حتی اگر حقیقت داشته باشد این فرض محال ، طبیعی است . هر بازیگری در کارنامه اش اوج و فرودهایی دارد . در تاریخ سینما هم شما می توانید نمونه هایش را مشاهده کنید و این شامل حال تمام بازیگران دنیا می شود . شامل حال بهترین بازیگران مملکت خودمان هم می شود . گاهی اوقات بی انگیزگی ، عدم مطالعه درست و چیزهای خیلی پیش پاافتاده ، سنگ های راهت می شوند . با این وجود ، من گمان نمی کنم که نارنجی پوش بدترین کار من باشد.

 

 

حامد بهداد

شاید هم بازی شما در چه خوبه، برگشتی بود . فکر می کنید این فیلم برای شما ، یک اوج بود یا اوفول ؟

نه . درباره اوجش حرف نمی نزم . به خاطر اینکه همان طور که در نوشته ام عرض کردم ، فیلمساز را در این فیلم قربانی سانسور می دانم . و به این دلیل است که او هرگز نمی تواند همیشه در اوج باشد . فکر می کنم سانسور نفس فیلمسازهای دهه اول را تا حدی بریده است.

 

پرکار هستید اما معمولا بازیگری نیستید که به کاری سر بزنید . برخی از بازیگران همزمان در چند پروژه سینمایی و تلویزیونی بازی می کنند .

فکر می کنید این مطلوب و مناسب است ؟ ضربه نمی نزد به ایفای آن نقش ؟ این مدل بازیگری را می پسندید ؟

در دورانی که دانشجو بودم و درس می خواندم ، فکر می کردم این کار درستی نیست . الان شاید به دلیل شرایط نامطلوب اقتصادی ، دوست داریم پول در بیاوریم تا بتوانیم شرایطی مهیا کنیم که فیلمنامه بخوانیم ، فکر کنیم مطالعه کنیم که این پول در نمی آید . نمی دام فکر می کنم کار درستی نیست ولی کار غلطی هم نیست . دقیقا جواب مناسبی برای آن ندارم . فقط می دانم زمانی که ایده آلیست تر بودم فکر می کردم یک اثری را باید به آن ورود کنی ، وقتی نقش را در آوردی ، اجرایش کردی . از آن فاصله بگیری ، بعدا ورود کنی به پروژه بعدی.

 

پس بهتر است سوال را ببرم به سمت وضعیت اقتصادی اهالی سینما. آیا در سینمای ما ، سطح اقتصادی همه ، همچون بازیگران ستاره و مشهور هست ؟

نه نیست ، و اتفاقا با دولتمردان سر این موضوع حرف دارم . باید به جامعه هنری پول تزریق شود . باید واقعا مواظب شان بود . اگر هتک حرمتی از ایشان بشود ، اگر بی اجترامی به آن ها بشود ، چه قدر شکننده اند ،چه قدر زشت است . چه قدر حیف است . نه اوضاع خوبی نیست متاسفانه . همین طور که احوال سینما کمی مریض است ، اوضاع اقتصادی اش هم کمی مریض است . شاید اگر سوتفاهم ها برطرف شود و در ضمن نظام به ما ، اعتماد بیشتری داشته باشد و اجازه بدهد که با هم گفت و گو داشته باشیم. ما بتوانیم به آهستگی ، اعتماد ها را جلب کنیم و این خب مسلما با گفت و گو و رودرویی ، می توان آسیب ها را شناخت و بودجه های کلانتری تصویب کرد.

 

 

نسل جدید وارد می شود ، فیلمسازان اول وارد می شوند . نسل یک ، نسل دو ، این ها همه فیلم می سازند ، دوستانی که افراطی تر هستند ، آن ها هم حرف شان را می زنند و ما فضای بیشتری می خواهیم . به ما اعتماد شود ، حرف مان را می زنیم . اتفاق بهتری می افتد و به آزادی و دموکراسی بهتری خواهیم رسید . یک بخش از این اتفاق ، با تزریق امید و ثروت و توجه به اقتصاد هنر ، هر چه زودتر متجلی می شود . باید به رئیس جمهور محترم که به تازگی انتخاب شده ، بگویم که اگر جامعه سینمایی و مردم و هنرمندان توقعی از شما دارند ، بیجا نیست . متاسفانه ، فضایی به وجود آمده که پر از سوءتفاهم است ، مثلا بین خانه سینما با ارشاد یا با اتحادیه ، با پا در میانی مردان پخته ، مردانی که مدیریت بسیار بالایی دارند ، فراست و بصیرت دارند ، این سوتفاهم ها بر طرف خواهد شد.

حامد بهداد

 

فکر می کنید این سوءتفاهم ها ناشی از چه باشد ؟

بخشی از این سوءتفاهم ها اقتصادی است . عذرخواهی می کنم ، اما اگر پول به رگ های این سینما جاری شود ، دوستان اینقدر به هم نمی پرند . باید فیلم ساخته شود ، باید سینما پابرجا باشد . هر تفکری از هر جناحی ، باید فرصتی برای گفت و گو داشته باشد . نکته ای بود در دوران انتخابات ، به نظرم منطقی بود ، وقتی در دوره ای جناحی جلوی جناح دیگر را می گیرد ، خب ممکن است هنگام ظهور جناج دیگر عقده گشایی ها شروع شود و این طبیعی است . ما نمی توانیم عیب و ایراد روی آن بگذاریم . چون یک ری اکشن طبیعی دارد اتفاق می افتد . هر جناحی ار هر سمت و سویی باید به گفت و گو بنشیند.

 

مخصوصا در سینما که طیف های مختلف باید یاد بگیرند که به جای پرخاشگری و عصبانیت و … با هم گفت و گو کنند ؟

البته من فکر می کنم جماعت سینما و به طور کلی هنرمندان این جنبه را دارند . گفت وگو در جامعه را  ، هنرمندان رواج می دهند . ما خودمان در معرض نقد قرار می دهیم ، خودمان را تشریح می کنیم . سعی می کنیم تحمل مان را بالا ببریم تا به تعالی خودمان اضافه کنیم .

 

 

حامد بهداد اهل گفت و گوست ؟

بله ، چون بر این باور هستم که صدقه سری امام رضا ( علیه سلام ) موفق هستم ، میزان زیادی از توفیق ام را از بابت گفت و گو و تحلیل و آنالیز به دست می آورم . من بازیگری نیستم که مثلا فیلمنامه ای به من بدهند و بگویند خب مثلا این دیالوگ اش را بخوان . بحث می کنیم ، گفت و گو می کنیم ، نقطه نظرهایی هست ، خب آن ها را می پذیرم . و نقطه نظرهایی هم هست که می توانم به کرسی بنشانم ، ولی منطقی .