رضا میرکریمی در برنامه7 بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفتوگو محمود گبرلو با سید رضا میرکریمی در برنامه7
بخش اول

 

دعوت به یک سکوت کنش مند

سبک فیلمسازی سیدرضا میرکریمی از نخستین سال های حضورش در تلویزیون و بعد در سینمای ایران ، تا دوران مدیریتی اش در خانه سینما و بازگشت دوباره اش منبعث از شخصیت ویژه اوست . او در این گفت و گو به دغدغه هایش در ساخت فیلم امروز پرداخته و دعوت به سکوت کنش مند ، را هدف از ساخت این فیلم برشمرده است . او همچنین شائبه هایی که در خصوص فیلمسازی دولتی و همکاری با نهادهای دولتی در ساخت فیلم پیرامون او و دیگر فیلمسازان وجود دارد ، پاسخ داده است . به عقیده فیلمساز، فیلمسازی با نهاد دولتی ، نه تنها قابل نکوهش نیست که متقاعد کردن نهادها برای سرمایه گذاری روی فیلم ها ، می تواند به نفع صنعت سینمای ایران باشد ، به شرطی که محصول نهایی قابل دفاع باشد .

 

در فیلم امروز باز هم از قصه گویی به روش کلاسیک پرهیز کرده اید ؟

البته فقط من نیستم که اینگونه فیلم می سازم ، خیلی ها این کار را می کنند ،موج میانالی که در قصه و ادبیات و سینما طی 10 سال اخیر ایجاد دشه ، محصولات زیادی را به وجود آورده و طبعا من هم دو ، سه تجربه اینگونه کرده ام .

 

 

شما هم بر اساس این موج حرکت کردید؟ یا رویکرد و نظر خودتان به این سمت بوده است ؟

هر موجی حتما یک خاستگاه واقعی داشته و در واکنش به یک نیاز اجتماعی بوده است . آدم ها با اشکال و نقطه نظرهای مختلف ، آنقدر هم با هم هماهنگ نیستند که حالا با هم تصمیم گرفته باشند که بیایند و موجی راه بیندازند و .. بخشی از این که من سمت سینمای غیر کلاسیک و غیر داستانگو رفتم این بود که فضای فیلم اینگونه اقتضا می کرد .

 

نیاز اجتماعی از نگاه آقای میرکریمی چه بوده ؟

دعوت به سکوت کنش مند دعوت به گمنامی در فضایی که خیلی تظاهر در آن بیداد می کند . دعوت به کم حرف زدن و بیشتر عمل کردن و دعوت به گذشت. اینها ، گاه امروز در قالب داد و ستدی قرار گرفته اند.

 

یعنی شما مردم را با فیلم امروز دعوت به سکوت می کنید ؟

فیلم باید یک پیشنهاد را ارائه بدهد و از آن سو مکانیزم قصه باید به شکلی باشد که راه را برای نه گفتن مخاطب فراهم کند.

 

بله اما این فیلم در سکوت مخاطب را به پیش می برد ؟

من تجربه پیش بردن مخاطب در سکوت را در یک حبه قند داشتم . باید توجه کنیم که هر حرف زدنی ، به معنای اطلاعات دادن نیست . در یک حبه قند کلی حرف می زنند ، ولی بیشتر برای رنگ آمیزی از این صحبت ها استفاده می شود . در یه حبه قند هم ما نوعی امساک در ادامه اطلاعات را شاهد بودیم و در اینجا به شکلی دیگر . من شخصیت هایی را که رازی را با خود داشته باشند دوست دارم به شرطی که رازشان در فیلم باز نشود و بین خودش و مخاطب باز شود .

 

شما بیشتر به اثر گذاری عمیق بر ذهن و ناخودآگاه مخاطب عقیده دارید ؟

بله به نظرم باید شرایط به گونه ای پیش برود که تماشاگر جلوتر از فیلمساز و صاحب اثر حرکت کند .

 

راننده تاکسی را به دلیل محوری بودن در اتفاقات روز جامعه انتخاب طراحی کردید ؟

این نقش اصولا خیلی سینمایی است و آنها آمار خوبی از اجتماع پیرامونی شان دارند . از سوی دیگر من این شخصیت را دوست داشتم . در عین حالی که یک نوع تنهایی با او هست اما در بطن جامعه حضور دارد . من خودم وقتی سوار ماشین می شوم ، در ترافیک ماشین ها به این نتیجه می رسم که این هم ظرفیتی است که می شود از آن جهت شناخت آدم های پیرامون استفاده کرد . اطراف را نگاه کرد و دید که آدم ها چه کار می کنند.

درست است که یک فضای شیشه ای بین ما هست ، اما شما هم تنهایی و هم در جمع هستی . یک پارادوکس زیبا در این وضعیت وجود دارد . گویی تو اتاق کارت را به وسط خیابان آورده ای . تاکسی برای شخصیت اول فیلم من ، یک غار تنهایی نیست . چون او وسط جمعیت است و می تواند آدم ها را به مقصد برساند ، به حرف هایشان گوش بدهد ، به آنها کمک کند و … دو واقع ماموریت هایی که برای شخصیت اصلی فیلم در نظر گرفته بودم ، سبب شد تا به یک راننده تاکسی برسم.

رضا میرکریمی در برنامه7 (2)

 

یکی از ویژگی هایی این شخصیت در فیلم شما این است که او هیچوقت قضاوت نمی کند . آنچه ما به ازای بیرونی اش در جامعه هم وجود دارد و می توان از نزدیک لمس اش کرد ؟

بله ، نه تنها قضاوت نمی کند ، بلکه اصلا مقدمه اش را هم ایجاد نمی کند ، یعنی پرسش هم نمی کند او یک پیشنهاد اخلاقی دیگه می دهد که مزاجم همدیگر نشویم ، می گوید با گذتشه ماجرا کاری نداشته باشیم ، بیاییم ببینیم الان برای همدیگر چه کار می توانیم انجام بدهمی . آیا امروز به کمک احتیاج داری ؟ من اگر بتوانم کمک ات می کنم.

 

منشا این رویکرد اخلاقی هم این است که گاهی وقت ها قضاوت های خیلی صریح و خیلی سریع ، زمینه ساز کدورت و ناراحتی و اختلاف می شود ؟

همینطور است . در فضای ملتهبی که طی چند سال اخیر آن را تجربه کرده ایم ، یک گفتمان خیلی عمومی شد و به نظرم همه درگیر آن شدند . یعنی همان فضایی که در آن ، حرف زدن یک امتیاز و دفاع کردن از خود ، یک حق است . حقی که باید حتما از آن استفاده بکنی .

 

 

و دفاع نکنی ، محکوم می شوی؟

همه نگران این هستند که دیگران راجع به آن ها چه قضاوتی دارند و به همین دلیل ، اول قضاوت می کنند تا قضاوت نشوند . یعنی برای این که در معرض قضاوت قرار نگیرند ، پیش دستی می کنند یا سهم خودشان را در اتفاقاتی که برایشان رخ می دهد ، نادیده می گیرند . شروع به نق زدن می کنند ، درحالی که خودشان در آن اتفاق سهیم هستند . چه خوب ، چه بد ، این یک فرافکنی است که متاسفانه عمومی هم شده و … متاسفانه از سیاستمدارهای ما هم شروع شد یعنی این قضیه از یک جا شروع شد و مردم آرام آرام به آن عادت کردند .

یعنی دیگری را محکوم کنی به این که مسئولیت اش را انجام نمی دهد و همه رفتار تو در تایید این باشد که فقط تو آدمی هستی که همه کارهای را درست انجام می دهی ، و این دست از سیاستمدارها ، معمولا به عواقب اخلاقی حرفه هایشان هم فکر نمی کنند همیشه اینگونه تصور می کنند که مثلا حالا در این شرایط ائتلاف کنیم ، در یک دوره دیگر ، می توانیم رابطه مان را به هم بزنیم و در دوره ای دیگر ، دوباره با هم شام می خوریم و رفیق می شویم .

 

رفتاری که خود می تواند برای جامعه آسیب زا باشد ؟

علت اش این است که تبعاتش را نمی دانند این رفتار سال ها بر جامعه اثر منفی می گذارد و در بین افراد جامعه می ماند ، چون فرهنگ را نمی شود یک شبه اصلاح کرد . آسیب های فرهنگی ، ریشه دار می شود و گاهی هم تبدیل به یک گفتمان می شود . امروز هم می بینیم که ادبیات و رفتار آسیب زای برخی ها ، به پایان رسیده اما هنوز اثرات آن رفتار در خیلی از ما ، هست . و خیلی از ما ، به شکلی صحبت می کنیم که ظاهرا دوره اش گذشته است .

 

امروز اولین همکاری شما به پرویز پرستویی است . وقتی فیلم را می بینیم ، گویی حین نگارش فیلمنامه به او فکر شده است . اینگونه بود ؟

من با پرویز پرستویی بدون این که با هم همکاری سینمایی داشته باشیم ، رفیق بودم . از زمانی که من مدیر عامل خانه سینما بودم و پرویز به من کمک کرد تا جشن یازدهم را برگزار کنیم . در این سال ها ، خیلی منش و مردانگی او را دوست داشتم . به نظرم او در قله بازیگری بعد از انقلاب سینمای ماست . یعنی با این وسعت ، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی و پراکندگی نقش و گوناگونی کارهایی که انجام داده ، بلامنازع است و باید بگویم که همیشه دوست داشتم با اوکار کنم .

 

همکاری با پرویز پرستویی متاثر از فیلم های قبلی او که نبوده ؟

به نوعی این قضیه هم دخیل بوده . اما من دقیقا به خاطر این قضیه سراع او نرفتم . یعنی شاید نقش او در فیلم امروز ، در ادامه آن نقش ها دیده شود . نقش هایی که بخشی از افراد جامعه را نمایندگی می کنند.

 

اما حالا خیلی درونی تر و امروزی تر به تصویر در آمده است ؟

بله ، ما خیلی به هم کنجار رفتیم . خیلی به این فکر می کردم که از این فرصت که می توانم با پرویز کار کنم ، بهترین بهره را ببرم . نهایتا به این نتیجه رسیدم که آنچه او با خود برای این فیلم می آورد ، به نفع فیلم خواهد بود و همینطور هم شد . یعنی پرویز پرستویی در میان مردم ، آنقدر مجوب است که فوری پذیرفته می شود و البته او نقش اش را هم بسیار خوب بازی کرد.