رضا میرکریمی در برنامه7
22
ژانویه

 

 

دعوت به یک سکوت کنش مند

سبک فیلمسازی سیدرضا میرکریمی از نخستین سال های حضورش در تلویزیون و بعد در سینمای ایران ، تا دوران مدیریتی اش در خانه سینما و بازگشت دوباره اش منبعث از شخصیت ویژه اوست . او در این گفت و گو به دغدغه هایش در ساخت فیلم امروز پرداخته و دعوت به سکوت کنش مند ، را هدف از ساخت این فیلم برشمرده است . او همچنین شائبه هایی که در خصوص فیلمسازی دولتی و همکاری با نهادهای دولتی در ساخت فیلم پیرامون او و دیگر فیلمسازان وجود دارد ، پاسخ داده است . به عقیده فیلمساز، فیلمسازی با نهاد دولتی ، نه تنها قابل نکوهش نیست که متقاعد کردن نهادها برای سرمایه گذاری روی فیلم ها ، می تواند به نفع صنعت سینمای ایران باشد ، به شرطی که محصول نهایی قابل دفاع باشد .

 

در فیلم امروز باز هم از قصه گویی به روش کلاسیک پرهیز کرده اید ؟

البته فقط من نیستم که اینگونه فیلم می سازم ، خیلی ها این کار را می کنند ،موج میانالی که در قصه و ادبیات و سینما طی 10 سال اخیر ایجاد دشه ، محصولات زیادی را به وجود آورده و طبعا من هم دو ، سه تجربه اینگونه کرده ام .

 

شما هم بر اساس این موج حرکت کردید؟ یا رویکرد و نظر خودتان به این سمت بوده است ؟

هر موجی حتما یک خاستگاه واقعی داشته و در واکنش به یک نیاز اجتماعی بوده است . آدم ها با اشکال و نقطه نظرهای مختلف ، آنقدر هم با هم هماهنگ نیستند که حالا با هم تصمیم گرفته باشند که بیایند و موجی راه بیندازند و .. بخشی از این که من سمت سینمای غیر کلاسیک و غیر داستانگو رفتم این بود که فضای فیلم اینگونه اقتضا می کرد .

 

نیاز اجتماعی از نگاه آقای میرکریمی چه بوده ؟

دعوت به سکوت کنش مند دعوت به گمنامی در فضایی که خیلی تظاهر در آن بیداد می کند . دعوت به کم حرف زدن و بیشتر عمل کردن و دعوت به گذشت. اینها ، گاه امروز در قالب داد و ستدی قرار گرفته اند.

 

یعنی شما مردم را با فیلم امروز دعوت به سکوت می کنید ؟

فیلم باید یک پیشنهاد را ارائه بدهد و از آن سو مکانیزم قصه باید به شکلی باشد که راه را برای نه گفتن مخاطب فراهم کند.

 

بله اما این فیلم در سکوت مخاطب را به پیش می برد ؟

من تجربه پیش بردن مخاطب در سکوت را در یک حبه قند داشتم . باید توجه کنیم که هر حرف زدنی ، به معنای اطلاعات دادن نیست . در یک حبه قند کلی حرف می زنند ، ولی بیشتر برای رنگ آمیزی از این صحبت ها استفاده می شود . در یه حبه قند هم ما نوعی امساک در ادامه اطلاعات را شاهد بودیم و در اینجا به شکلی دیگر . من شخصیت هایی را که رازی را با خود داشته باشند دوست دارم به شرطی که رازشان در فیلم باز نشود و بین خودش و مخاطب باز شود .

 

شما بیشتر به اثر گذاری عمیق بر ذهن و ناخودآگاه مخاطب عقیده دارید ؟

بله به نظرم باید شرایط به گونه ای پیش برود که تماشاگر جلوتر از فیلمساز و صاحب اثر حرکت کند .

 

راننده تاکسی را به دلیل محوری بودن در اتفاقات روز جامعه انتخاب طراحی کردید ؟

این نقش اصولا خیلی سینمایی است و آنها آمار خوبی از اجتماع پیرامونی شان دارند . از سوی دیگر من این شخصیت را دوست داشتم . در عین حالی که یک نوع تنهایی با او هست اما در بطن جامعه حضور دارد . من خودم وقتی سوار ماشین می شوم ، در ترافیک ماشین ها به این نتیجه می رسم که این هم ظرفیتی است که می شود از آن جهت شناخت آدم های پیرامون استفاده کرد . اطراف را نگاه کرد و دید که آدم ها چه کار می کنند.

درست است که یک فضای شیشه ای بین ما هست ، اما شما هم تنهایی و هم در جمع هستی . یک پارادوکس زیبا در این وضعیت وجود دارد . گویی تو اتاق کارت را به وسط خیابان آورده ای . تاکسی برای شخصیت اول فیلم من ، یک غار تنهایی نیست . چون او وسط جمعیت است و می تواند آدم ها را به مقصد برساند ، به حرف هایشان گوش بدهد ، به آنها کمک کند و … دو واقع ماموریت هایی که برای شخصیت اصلی فیلم در نظر گرفته بودم ، سبب شد تا به یک راننده تاکسی برسم.

رضا میرکریمی در برنامه7 (2)

 

یکی از ویژگی هایی این شخصیت در فیلم شما این است که او هیچوقت قضاوت نمی کند . آنچه ما به ازای بیرونی اش در جامعه هم وجود دارد و می توان از نزدیک لمس اش کرد ؟

بله ، نه تنها قضاوت نمی کند ، بلکه اصلا مقدمه اش را هم ایجاد نمی کند ، یعنی پرسش هم نمی کند او یک پیشنهاد اخلاقی دیگه می دهد که مزاجم همدیگر نشویم ، می گوید با گذتشه ماجرا کاری نداشته باشیم ، بیاییم ببینیم الان برای همدیگر چه کار می توانیم انجام بدهمی . آیا امروز به کمک احتیاج داری ؟ من اگر بتوانم کمک ات می کنم.

 

منشا این رویکرد اخلاقی هم این است که گاهی وقت ها قضاوت های خیلی صریح و خیلی سریع ، زمینه ساز کدورت و ناراحتی و اختلاف می شود ؟

همینطور است . در فضای ملتهبی که طی چند سال اخیر آن را تجربه کرده ایم ، یک گفتمان خیلی عمومی شد و به نظرم همه درگیر آن شدند . یعنی همان فضایی که در آن ، حرف زدن یک امتیاز و دفاع کردن از خود ، یک حق است . حقی که باید حتما از آن استفاده بکنی .

 

 

و دفاع نکنی ، محکوم می شوی؟

همه نگران این هستند که دیگران راجع به آن ها چه قضاوتی دارند و به همین دلیل ، اول قضاوت می کنند تا قضاوت نشوند . یعنی برای این که در معرض قضاوت قرار نگیرند ، پیش دستی می کنند یا سهم خودشان را در اتفاقاتی که برایشان رخ می دهد ، نادیده می گیرند . شروع به نق زدن می کنند ، درحالی که خودشان در آن اتفاق سهیم هستند . چه خوب ، چه بد ، این یک فرافکنی است که متاسفانه عمومی هم شده و … متاسفانه از سیاستمدارهای ما هم شروع شد یعنی این قضیه از یک جا شروع شد و مردم آرام آرام به آن عادت کردند .

یعنی دیگری را محکوم کنی به این که مسئولیت اش را انجام نمی دهد و همه رفتار تو در تایید این باشد که فقط تو آدمی هستی که همه کارهای را درست انجام می دهی ، و این دست از سیاستمدارها ، معمولا به عواقب اخلاقی حرفه هایشان هم فکر نمی کنند همیشه اینگونه تصور می کنند که مثلا حالا در این شرایط ائتلاف کنیم ، در یک دوره دیگر ، می توانیم رابطه مان را به هم بزنیم و در دوره ای دیگر ، دوباره با هم شام می خوریم و رفیق می شویم .

 

رفتاری که خود می تواند برای جامعه آسیب زا باشد ؟

علت اش این است که تبعاتش را نمی دانند این رفتار سال ها بر جامعه اثر منفی می گذارد و در بین افراد جامعه می ماند ، چون فرهنگ را نمی شود یک شبه اصلاح کرد . آسیب های فرهنگی ، ریشه دار می شود و گاهی هم تبدیل به یک گفتمان می شود . امروز هم می بینیم که ادبیات و رفتار آسیب زای برخی ها ، به پایان رسیده اما هنوز اثرات آن رفتار در خیلی از ما ، هست . و خیلی از ما ، به شکلی صحبت می کنیم که ظاهرا دوره اش گذشته است .

 

امروز اولین همکاری شما به پرویز پرستویی است . وقتی فیلم را می بینیم ، گویی حین نگارش فیلمنامه به او فکر شده است . اینگونه بود ؟

من با پرویز پرستویی بدون این که با هم همکاری سینمایی داشته باشیم ، رفیق بودم . از زمانی که من مدیر عامل خانه سینما بودم و پرویز به من کمک کرد تا جشن یازدهم را برگزار کنیم . در این سال ها ، خیلی منش و مردانگی او را دوست داشتم . به نظرم او در قله بازیگری بعد از انقلاب سینمای ماست . یعنی با این وسعت ، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی و پراکندگی نقش و گوناگونی کارهایی که انجام داده ، بلامنازع است و باید بگویم که همیشه دوست داشتم با اوکار کنم .

 

همکاری با پرویز پرستویی متاثر از فیلم های قبلی او که نبوده ؟

به نوعی این قضیه هم دخیل بوده . اما من دقیقا به خاطر این قضیه سراع او نرفتم . یعنی شاید نقش او در فیلم امروز ، در ادامه آن نقش ها دیده شود . نقش هایی که بخشی از افراد جامعه را نمایندگی می کنند.

 

اما حالا خیلی درونی تر و امروزی تر به تصویر در آمده است ؟

بله ، ما خیلی به هم کنجار رفتیم . خیلی به این فکر می کردم که از این فرصت که می توانم با پرویز کار کنم ، بهترین بهره را ببرم . نهایتا به این نتیجه رسیدم که آنچه او با خود برای این فیلم می آورد ، به نفع فیلم خواهد بود و همینطور هم شد . یعنی پرویز پرستویی در میان مردم ، آنقدر مجوب است که فوری پذیرفته می شود و البته او نقش اش را هم بسیار خوب بازی کرد.

 

و چگونه به استفاده از سهیلا گلستانی رسیدید ؟

او را از همان ابتدا انتخاب کردم . یعنی قبل از همه بازیگران فیلم امروز ، و زمانی که فیلمنامه را می نوشتم ، شبنم مقدمی را انتخاب کردم . از آن جا که تئاتر زاید می بینم بازی او در روی صحنه تئاتر دیده بودم و به نظرم بازیگر با استعدادی بود و از جمله بازیگرانی بود که چندین بار مصمم بود با او کار کنم و این اتفاق رخ نداد . بعد خانم گلستانی را انتخاب کردم که البته او فیلمساز بود و یک فیلم کوتاه از او دیده بودم که به نظرم فیلم بسیار زیبایی بود. او البته علاوه بر کارگردانی بازی هم کرده بود و بازی اش در سریال زیبای وضعیت سفید ساخته حمید نعمت الله را دیده بودم و بازی اش را دوست داشتم.

 

شما از فیلمسازانی هستید که با نهادهای دولتی کار کرده اید . امروز با آی فیلم و یک حبه قند را با حوزه هنری ساختید و در تولید برخی فیلم های دیگر هم حمایت هایی داشته اید . از همکاری با سیستم های دولتی راحت هستید ؟ حرف ها و ایده های تان راحت به تصویر در می آید ؟

ببینید ، هر جایی که به من پول بدهد و در کارم دخالت نکند ؛ من با آنجا همکاری می کنم .

 

یعنی مشکلی ندارید که این کمک از سوی یک نهاد دولتی باشد ؟

نه ! چه اشکالی دارد ، وقتی در کار من دخالتی نمی کند ؟ در همین فیلم امروز با آی فیلم تعامل خوبی داشتیم . یعنی اصولا دعوت برای همکاری از طرف خودشان مطرح شد و اینگونه نبود که من به سمت آن ها بروم .

 

پس شما همکاری با نهادهای دولتی را ایراد نمی دانید ؟

نه ! چه اشکالی دارد ؟ مگر ما با دولت کجا داریم کار می کنیم که بد باشد ؟ دولت کشور خودمان است دیگر ، با کجا باید کار کنیم ؟ اگر منظور فیلمسازی در بخش خصوصی است . خب طبیعی است که اگر بخش خصوصی بیاید و روی کار من سرمایه گذاری کند ، من با کمال میل این همکاری را می پذیریم ، ولی واقعیت این است که ما بخش خصوصی خیلی فعالی آن هم در حوزه فیلم های فرهنگی نداریم .

من اتفاقا طرفدار بخش خصوصی هستم اما امروز بخش خصوصی این سینمای ایران خیلی تضعیف شده است . یعنی در یک سطح خیلی کوچکی مانده و برای اینکه بتواند امرار معاش کند ، مجبور است به یک سری کلیشه تن بدهد . اگر بخش خصوصی فربه بود ، می توانسنت روی فیلم های فرهنگی و هنری هم سرمایه گذاری کند . اگر کمپانی وجود داشت و چرخه اش می چرخید ، یک بسته فرهنگی تولید می کرد که در این بسته ، چهار فیلم سرگرم کننده وجود داشت و یک فیلم خاص و فرهنگی ، اما باور کنید بخش خصوصی در سینمای ایران نحیف شدنه و حال و روز خوبی متاسفانه ندارد .

 

فیلم امروز را با مردم دیدید . از واکنش آنها نسبت به این فیلم متفاوت راضی بودید ؟

میزان رضایت مندی مخاطبان مطلوب بوده است البته این از آن دسته سوالاتی است که اگر هر فیلمسازی بپرسید ، می گوید همه دارند از فیلم من لذت می برند ولی اوضاع خوب است . آنچه برای خودم جالب تر است این است که افرادی خارج از حوزه سینما دارند . درباره این فیلم حرف می زنند.

 

این به خاطر فضای خاص و متفاوت حاکم برا فیلم است ؟

حتما به حرف هایی بر می گردد که در فیلم هست و حساستی که به وجود آورده است .

 

شما علاوه بر فیلمسازی ، در مناصب دیگر هم فعالیت دارید . در این سال ها در شورای صدور پروانه نمایش هم حکمی را دریافت کردید اما به این جلسات نرفتید .علت اش چه بود ؟

واقعیت این است که دکتر ایوبی رئیس سازمان سینمایی به من لطفی کرد و حکم مرا برای عضویت در این شورا صادر کرد . اما من از همان ابتدا گفتم به خاطر پروژه هایی که درگیرشان هستم ، نمی توانم در این شورا حضور پیدا کنم . من در این شورا حضور ندارد و این تصمیم را هم داشتم که استعفا بدهم اما چون صورت خوشی نداشت قرار شد که صبر کنم تا نفر جایگزین من انتخاب شود .

 

دوست ندارید عضو این شورای دولتی بشوید یا واقعا گرفتارید ؟

واقعا گرفتارم .

سید رضا میرکریمی2

 

به وضعیت امروز سینمای ایران که امید دارید ؟

به هر حال باید بپذیریم که اتفاق مهمی در سینمای ایران افتاده و آن بازگشت احترام در رابطه بین سیاستگذار و سینما گر است . احترام متقابل خوبی شکل گرفته و ممکن است توقع وخواسته کمی باشد و هیچ تغییر بنیادینی هم اتفاق نیفتاده باشد اما چند سالی این احترام وجود نداشت و خیلی بد بود . همین که این احترام متقابل در این رابطه سر جای خود برگشته ، بسیار خوب است ، و البته باید بگویم یکسری اقدامات مفید هم انجام شده است . من دکتر ایوبی را از زمانی که رایزن فرنگی ایران در پاریس بود ، خیلی خوب می شناسم و فکر می کنم اگر اغراق نکنم ، او شاد از شاخص ترین و موفق ترین رایزن های فرنگی کشور ما بود .

 

خب البته فعالیت در خارج از کشور و در آن موقعیت با کارکردن و در داخل کشور ، آن هم بر مسند مدیریت سینمای ایران ، خیلی متفاوت است .

بله ، من در مقدمه اشاره به توانایی او بودم . ایوبی در سازمان اکو هم بخش فرهنگی آن را زنده کرد و همکارهای منطقه ای خوبی اتفاق افتاد که من از دور شاهدش بودم . البته وقتی هم به سمت سینما می آمد و قرار بود رئیس سازمان سینمایی شود ، شخصا به او گفتم که این کار را نکند و این پیشنهاد را نپذیرد و صریحا این پیشنهاد را به دکتر ایوبی مطرح کردم که با توجه به توانایی هایش ، بهتر است در سمت معاونت هنری وزارت ارشاد فعالیت کند چرا که معتقد بودم آن بخش قابل کنترل تر است ، در آن بخش می تواند خدمات بهتری ارائه دهد و اقداماتش هم بهتر دیده شود .

سینما پیچیدگی های خاصی دارد و آدم های بد و خوب اش هم موسمی هستند.

 

از جمله خدمات طلوع فیلم: ساخت مستند

 

واقعا به سینما و آدم های سینما اینقدر بدبین هستید ؟

نه بدبین نیستم ، به نظر من می رسید که شاید پیچیدگی های سینما ، یک دانشمند اهل قلم و در واقع کسی مثل دکتر ایوبی را خسته کند و او نتواند از پس ماجراهای سینمای ایران بر بیایید و اما او در عمل ، توانایی هایش را ثابت کرد و نشان داد که یک روی دیگر هم داشته که من آن را نمی شناختم و با آن روبرو نشده بود .

 

پس ارزیابی مثبتی از فعالیت او در سازمان سینمایی دارید ؟

بله ، در این مدت گام های مثتبی در سینمای ایران برداشته شده . البته ارزیابی کارنامه ایشان هم دیر است و هم زود ، دیر است چون تجربه نشان داده که مدیران بیشتر از سه یا چهار سال بر مسندشان نیستند و زود است ، برای انیکه واقعا در عرض یک سال نمی شود آسیب های ایجاد شده در گذشته را جبران کرد . با وجود محدودیت های منابع مالی نسبت به گذشته ، اقداماتی در زمینه سینمای دیجیتال ، سالن سازی ، کارت سینما و … رخ داده اما در زمینه زیر ساخت ها اتفاقی نیفتاده و من هنوز برنامه ای در این زمینه ندیده ام .

 

سینماگران ما امروز نیازمند وحدت هستند چه چیزی باعث وحدت و تداوم وحدت بین سینماگران می شود ؟

شاخصه های مختلفی در این زمینه اثر گذارند . سرمایه اعتقاد به نظر من خیلی مهم است . ما هنوز هم درگیر سوءتفاهمات جدی بین سیاستمداران و برنامه ریزان سینمایی کشور هستیم و دائم شاهد دعوایی هستیم که اصلا از اساس با یک سوءتفاهم شکل گرفته و براساس یک بی اعتمادی پیش رفته است . این فضا را به سمتی برده که گویی همواره عده ای در آن ، به دنبال مچ گیری هستند ، به همین دلیل است که ماموریت های بزرگی به سینمای ایران واگذار نشده یا شاید به سینمای ایران اعتماد نشده و این سبب شده تا از ظرفیت های سینمای ایران هم به خوبی استفاده نشود .

 

ما فارغ از این فضا ، فعالیت سینماگران ، مطلوب بوده است ؟

بله ، من هم معتقدم که سینماگران ما علی رغم وجود این فضای منفی علیه سینمای ایران ، خیلی خوب و بعضا درخشان کار کرده اند . به همی دلیل است که وقتی سینما را با زمینه های دیگر در این کشور مقایسه می کنیم به این نتیجه می رسیم که خروجی قابل دفاع تری دارد . باید به این نکته توجه کنیم که اگر سینمای ما مشکل دارد همه مشکل به سینماگران بر نمی گردد . باید قبول کنیم که برنامه ریزی ما هم مشکل دارد.

همه مشکل به سینماگران بر نمی گردد باید قبول کنیم که برنامه ریزی ما هم مشکل دارد و همه چیز بر اساس برنامه ما پیش نمی رود باید ببنیم که کدام برنامه وجود داشته که سینماگران ما نتوانسته اند خودشان را با آن وقف دهند ؟ اگر این اتفاق افتاده ، بخشی از آن به نبود سیاست کلان بر می گردد . بخشی به نبود اعتماد و اگر همه چیز سر جای خودش باشد سینما بازسازی و احیا خواهد شد . البته بگذریم از این که من هر چه به گذشته باز می گردم ، می بینم که هر گاه به تلویزیون آمده ام و حرف زده ام ، همین حرف را زده ام . حال این که چه زمانی قرار است اوضاع بهبود پیدا کند ، نامعلوم است .