شهاب حسینی بخش سوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با شهاب حسینی بخش سوم در
برنامه هفت 

 

ما در عرصه بازیگری دو نوع بازیگر داریم . بازیگری که نقش را در سطح آن بازی می کند و بازیگری که به عمق نقش می اندیشد و به شخصیت فکر می کند.

 

وقتی نقشی را بازی می کنید، چه قضاوتی روی آن دارید . چه قدر شناخت آن شخصیت تازه برای شما اهمیت دارد ؟

وقتی نقشی را بازی می کنم ، هیچ نوع قضاوتی درباره آن ندارم ، چرا که موظفم آن شخصیت را با تمام ابعادش به نمایش بگذارم و برای این کار ، به عنوان یک مخاطب فیلمنامه را می خوانم ، تا با این کار ، بتوانم لذتی را که خود از خواندن و تماشای کار می برم ، انتقال بدهم . بازیگری از نگاه من ، نمایش جسمیت نقش نیست ، نمایش اندیشه ها ، عمق و روح نقش است . بازیگر باید کشف کند که یک نقش چگونه فکر می کند . برای به دست آوردن نقش ، باید به روح نقش متصل شد ، چون اعمال تابع افکار است . بنابراین بازیگر باید آبشخور اندیشه خود را غنی تر کند . دغدغه کائنات پیدا کند و از مسائلی غمگین شود که شاید هیچ ارتباطی با وی نداشته باشد .

فضاهای زیادی داشته باشد که بتواند به آن فضاها سر بزند . به عنوان مثال ، من قبل از شروع بازی در حوض نقاشی به موسسه عمل رفتم و برایم جالب بود که عزیزانی که آنجا بودند ، فکر می کردند ما غیر عادی هستیم و در دنیای خودشان ، خود را عادی می پنداشتند . الزاما اینگونه نیست که اگر آدم رل یک فرد مبتلا به اوتیسم را بازی کند ، ادای راه رفتن و حرف زدنش را در بیاورد . بازیگر باید ببیند که او چگونه به دنیا نگاه می کند !

 

 

فکر می کنید چرا امروز این ذهنیت کم تر در بازیگران وجود دارد یا کم تر درباره این دغدغه ها صحبت می شود؟

امروزه شاهد بسیاری چیزها هستیم که به غلط نهادینه شده است . اول از همه چیز یادمان رفته است که کارمان بیشتر از تجارت ، فرهنگی است و به نظرم انگیزه های اقتصادی و مالی ، پر رنگ تر از سایر انگیزه های درونی افراد شده است .

 

البته اقتصاد بحشی از سینماست که نمی توان آن را کنار گذاشت اما وقتی این رویکرد ، غالب می شود آسیب زا خواهد شد؟

بله و آسیب این ذهنیت و رویکرد در این است که سینماگر ، همچون هر تجارت دیگری ، به سری دوزی و تولید انبوه دچار می شود تا بی توجه به کیفیت پایین تر محصول خود ، مخاطبان بیشتری جذب کند .

 

یعنی فکر می کنید این روال در سینمای ایران جدی است؟

بله و اگر هم خیلی از دوستان نمی خواهند این روال غالب باشد ، به دلایل مختلف و به اجبار به سمت آن می روند و به هر حال برای آن ها هم اتفاق می افتد .

 

علت این حرکت اجباری در چیست؟

دلایل مختلفی دارد . من به ساخت هیچ دوست بزرگواری توهین نمی کنم و برای همه کسانی که برای سینمای ایران زحمت کسیده اند ، ارج و احترام قائل هستم اما حقیقت تلخی وجود دارد که یا آن را می پذیریم و از این شرایط نجات پیدا می کنیم یا نمی پذیریم و به دور باطل خودمان ، ادامه می دهیم ، این که سینما و سینماگران امروز ما به شدت از مخاطب عقب اقتاده اند . در واقع مخاطب امروز به شدت از سینما و سینمای ما پیشی گرفته است . دلیلش هم واضح است . انبوه اطلاعاتی که مخاطب امروز در اختیار دارد و با آن سروکار دارد ، او را جلوتر از همیشه برده است .

 

اما همین اطلاعات انبوه را فیلمساز هم در اختیار دارد . اینطور نیست ؟

متاسفم که بگویم نه . این را حداقل بارها شاهد بوده ام که روند کلی و استاندارد سینمایی که در دنیا با سرعت و شتاب پیش می رود ، از طرف دوستان سینماگر خیلی مورد مطالعه و تحقیق قرار نمی گیرد . موضوع این است که ما در نبود سلایق و افکار و اندیشه های خودمان ، پیله ای به دورخومان می تنیم و در آن پیله ، می خواهیم پیشنهاد ارائه بدهیم و طرح موضوع کنیم .

 

 

یعنی به دنیای امروز ، خیلی خوب و واضح نمی کنیم  ؟

نه و این در حالی است که این اتفاق  دائم در تماشاگران سینمای ما می افتد . این خیلی بد است که فیلمساز ما بگوید اگر این بخش از فیلم را اینگونه طرح کنیم ، مخاطب عام آن را متوجه نمی شود . عام به معنای کم سواد و ناآگاه و نظایر آن نیست . عام به معنای مخاطبی است که کارش و حرفه اش ربطی به سینما ندارد ولی در حرفه خودش ، ممکن است یک سوپر استار باشد و به اندازه خودش ، در همه چیزهایی که به سینما ربط پیدا می کند از تحیلی و نقد و … از خیلی ها هم بهتر باشد و بهتر سینما را بشناسند . چند نفر را می خواهید به شما معرفی کنم  که در منزلشان آرشیوهای درخشان فیلم دارند ؟

 

به زعم شما برخی از فیلمسازان ما دچار سطحی نگری شده اند و این نگرش بر آثارشان اثر گذاشته و باعث شده مخاطب ار سینمای ایران گریزان شود چون به چیزی فراتر از فیلمساز می اندیشد ؟

دلیلش هم این است که چون مخاطب نمونه های خیلی موفق تر ، گیراتر و جذاب تر را در این آثار دنیا می بیند و به آن آثار دسترسی دارد . در هر ژانری در سینمای جهان ، آثار فاخری به لحاظ ساختاری ، نوع روایت ، تعلیق ها ، کشف نقاط جدید برای تحریک احساسات تماشاگر و … در حال تولید است . اما اینجا در اکثر مواقع ، مخاطب یک فیلم ایرانی ، اقناع شده و با یک روح سبک ، از سالن بیرون نمی آید .

 

دو ، سه گروه در روند سینمای ایران نقش دارند ، تهیه کننده ، فیلمساز و سیاستگذار ، به نظر شما کدامیک از اینها در رقم خوردن این شرایط مقصر هستند ؟

به نظرم مقصر تفکری است که فعالیت هر سه دسته را رقم می زند . من الان انگشت اشاره را به کدامشان بگیرم وقتی ما مثل حلقه های زنجیر به هم متصل هستیم ؟

شهاب حسینی بخش سوم

 

چرا بازیگر ما باید در سه جای مختلف به طور همزمان نقش آفرینی کند ؟

او سرلارنس اولیویه هم که باشد ، نمی تواند همزمان خودش را تقسیم بکند . این ناشی از غلبه نگاه تجارت زده است . یا مثلا به طور همزمان پنج قصه در دست فیلمنامه نویس ماست . این دیگر چه شرایطی است ؟ چرا تهیه کننده ما به جای تمرکز روی یک کار ، باید همزان سریال ، تله فیلم و فیلم سینمایی بسازد . این جا نقش تمرکز تامل و تفکر چه می شود ؟ اینگونه است که ما از مخاطب عقب می افتیم ، چون وقتی حجم کمی کارهای مان زاید می شود ، مجبوریم از کیفیت کار بزنیم .

با این وضعیت ، مطرح کردن رقم های میلیاردی فروش فیلم ها در سینمای ایران هم نمی تواند منطقی باشد چون آثار آنگونه که باید با مخاطب نزدیک نیستند ، خب این که دیگر به فضاسازی بر می گردد چون اگر قیمت بلیت سینماها را درنظر بگیریم ، به این پی می بریم که نسبت جمعیت سینماروی ما به نسبت کل جمعیت چه قدر است.

 

در نظر سنجی از مردم ، از میان بازی های شما در شش فیلم ، فیلم دلشکسته بیشترین رای را آورده ، حوض نقاشی دوم شده و فیلم های جدایی نادر از سیمین ، سوپراستار ، درباره الی و پرسه در مه در رده های بعدی جای گرفته اند . نظر شما درباره نظر مردم چیست ؟

این تعدد آراء و سلیقه ها زیباست . راستش من فکر نمی کردم که این رای به فیلم دلشکسته شود چون خودم مرارت بیشتری برای پرسه در مه کشیده بودم و اتفاق نکته جذاب و شیرین هم این است که آدم فکر کند چیزی که ذهن خودش است ، قطعیت دارد.

 

 

در جدایی نادر از سیمین و حوض نقاشی چه قدر ایده ها از خودتان بود؟ چه قدر در ایفای این نقش های دشوار مشارکت دارید؟

در جدایی نادر از سیمین ، محاسبات میلی متری اتفاق افتاد . اصغر فرهادی که خیلی برایش احترام قائل هستم ، این عشق در کار کردنش وجود دارد . کمتر کسی برای بازیگری اثرش ، به پیش تولید می رود . کمتر کسی است که برای بازیگرانش قبل از اینکه بیایند جلوی دوربین ، اینگونه برنامه ریزی می کند . خیلی وقت ها پیش می آید که ما همکاران خودمان را در روز فیلمبرداری می بینیم و هیچ ذهنیتی درباره یکدیگر نداریم . تازه می خواهیم بیاییم و یک صحنه حسی هم بازی کنیم ! اما فرهادی این کار را نمی کند . او از مرحله پیش تولید فنی و تکنیکی کارش ، دارد پیش تولید بازیگری اش را هم انجام می دهد . او ما را جمع می کند و با ما اتود می زند . از آن جا که تحصیلات فرهادی در تئاتربوده است ، ان اسلوب ها در سینما به او کمک می کند . ما در درباره الی بالغ بر 100 اتود می زنیم که اصلا در فیلم نیست.

به خاطر اینکه پشتوانه کاراکترها و سایه شان در بیاید . ترانه علیدوستی و صابر ابر عزیز اصلا قرمز در بیاید ، بنابراین با باور می آیند جلوی دوربین و این ، همان چیزی است که کارگردان می خواهد . در فیلم حوض نقاشی برای من این مهم بود که بتوانم به نوع تفکر نقش نزدیک شوم و خودم را جای آن شخصیت بگذارم و ببینم که او چگونه دنیا را می بیند . برای رسیدن به رمز و راز آن نقش ، آثار شاخصی هم از سینمای جهان رصد کردم . چیزی که کشف کردم این بود که بازیگران آن فیلم ها ، خودشان را به نقطه باور نقش خیلی نزدیک کرده اند . یعنی وقتی به آن نقطه باور برسیم ، بعد از آن نیاز به دست و پا زدن و اجباری بازی کردن نقش نیست.

 

پایان.