فرهنگ تئاترهای تلویزیونی
21
فوریه

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

تئاتر تلویزیونی

بگذارید توضیحات فرهنگ تئاترهای تلویزیونی را این گونه شروع کنم، سینما با نمایش فیلم سینمایی به تلویزیون آمد ، تئاتر نیز با نمایش و اجرای صحنه ای در مقابل دوربین تلویزیون پای به تلویزیون نهاد . در همان آغاز کار تلویزیون ، برای نمایش فیلم در آن ، دستگاه تله سینما را ابداع کردند و برای پخش نمایش های صحنه ای ، واحد سیار تلویزیونی به راه انداختند و به تالارهای تئاتر رفتند و دوربین ها را به نسبت دکور و صحنه و ارتباط آن دو با تماشاگران همان تالار ، در مکان ها و زوایایی مناسب قرار دادند و اجراهای صحنه ای را برای تماشاگران تلویزیون به نمایش اصطلاحا تلویزیونی در آوردند و یا نمایش های صحنه ای را که متناسب با شرایط و امکانات تلویزیونی بود ، برای اجرا به استودیو تلویزیونی فرا خواندند .

تئاتر تلویزیونی نمایشی است که در مقام نخست بر ساختار نمایشی از پیش تدوین شده و مستقلی به نام نمایشنامه بنا گذاشته شده ، در واقع اگر به هرم ساختاری آن توجه کنیم ، در قاعده ی هرم ، ساختار متنی آن با عنوان نمایش نامه است که خارج از اجرا و یا برنامه وجود دارد و پس از تولید و پخش نمایش بر اساس آن نیز به وجود خود ادامه می دهد و فراتر از اینکه به طور مستقل هم قابل تجزیه و تحلیل است . در مقام دوم ، تئاتر تلویزیونی در ساختار فنی ، در تمام اجزایش از مواد و ابزار تلویزیونی بهره می برد و تابع زیباشناختی ویژه تلویزیون و داده های ساختار متنی نمایش نامه این اجزا را در هیاتی تلفیقی میان نشانه های دیداری و شنیداری برای تلویزیون و در قاب تلویزیون ارائه می دهد. ساختار متنی زمینه ساز بهره گیری از مواد فنی می شود ، اما مواد گزینش شده می باید ساختار فنی را موجب شوند .

این مهم ممکن نمی شود مگر آنکه برای آن قالبی تلویزیونی تابع ساختار ارتباطی یا رسانه ای برگزیده شود ، و این مقام سوم در توضیح و تشریح قالب تئاتر تلویزیونی در ساختار نمایشی در آن است . تلویزیون خود زود دریافت که اگر بخواهد در میان رسانه ای نوظهور جایگاه ویژه و در خوری فراتر از کارکردهای گذرا ، روزانه و اطلاع رسان داشته باشد ، اگر بخواهد حدود برنامه سازی خود را گسترده تر از برنامه های خبری و گزارشی تعریف کند ، باید دراماتورژی ویژه ی خود را پی افکند . در یک کلام فقط به گزارش نمایش و تئاترهای روی صحنه و پخش بی دخل و تصرف آن ها از تلویزیون بسنده نکند ، بلکه خود نیز خالق نمایش و تئاتر ویژه خویش باشد .

 

 

 

دراماتورژی

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

دراماتورژی از آن تئاتر بود و هست و نمایشنامه هم به پیرو آن متنی است کاربردی برای صحنه ی تئاتر و برای تماشاگر تئاتر ، پس تلویزیون باید متنی را تدارک ببیند که خاص صحنه ی خود و نمایش ویژه خویش باشد . اگر در تئاتر صحنه ای ، بیش ار هر رسانه دیگری تماشاگر به مفهوم مخاطب نزدیک می شود ، در تئاتر تلویزیونی مخاطب به سرعت از معنای تماشاگر ، آن هم منفعلش دور می گردد.

وضع و استقرار یک نظام قانونمند تلفیقی میان نشانه های دیداری و شنیداری به منظور نمایش داستان مضمون در تلویزیون در ابتدای کار چندار دشوار نمی نمود . پیش از تلویزیون ، سینما و پس از آن رادیو هم صاحب فن نگارش ویژه متون خود با رویکرد اجرایی خویش شده بودند .

تلویزیون ، همچون سینما و رادیو با تئاتر آغاز می کند ، اما خیلی زود در می یابد برای اینکه رادیوی عکس دار اصطاحی که روزهای نخستین برای تلویزیون برگزیده شده بود نباشد ، باید به سینما نزدیک شود . تلویزیون بی آنکه بخواهد یا بتواند به برادر و شاید خواهر بزرگترش رادیو پشت کند ، چون ابزار ارتباط شنیداری خود را از او وام گرفته ، باید به فضای دیداری خود بیشتر تکیه کند . در تلویزیون به ویژه در نمایش تلویزیونی ، فضای دیداری مقدم بر فضای شنیداری است و فضای شنیداری همیشه و در همه حال پیرو فضای دیداری است که شکل می گیرد و به کار گرفته می شود . برای به کارگیری رمزهای شنیداری ، همچنان برای ارزیابی فضای شنیداری در تلویزیون ، در ابتدا و در انتها نیز باید به فضای دیداری رجوع کرد  و از آن مدد جست و … و در یک کلام ، دراماتورژی تلویزیونی در میان نگارش تئاتری و نگارش سینمایی قرار دارد و در میانه ی راه ، آنجا که سخن از نشانه های شنیداری است ، نیم نگاهی هم به نمایش نامه نویسی رادیویی دارد .

دراماتورژی تلویزیونی در میانه ی دو بستر یا دو محمل نمایشی فنی یا همان دراماتیک ، یعنی میان دراماتورژی تئاتر و اصول نگارش فیلم نامه راه خود را به پیش می برد . به بیان دیگر ، به هنگام تهیه و تدارک عناصر اصلی دراماتیک یعنی داستان ، شخصیت و موقعیت و پردازش آن ها در ساختار متنی ، به اصول زیربنایی نمایش نامه و نمایش صحنه ای تکیه دارد و از آن تغذیه می کند و به هنگام ارائه ، یعنی به انجام و به منصه ی ظهور و ثبوت رسانیدن داده های متنی و پردازش نهایی آن ها ، به فیلمنامه ( مطالعه برترین فیلمنامه ها ) و اصول بیانگری تصویری نزدیک می شود و از ابراز و شگردهای سینمایی مدد می جوید و بهره می برد ، و صد البته بی آنکه ویژگی های زیباشناختی تلویزیونی را از نظر دور بدارد و ساختار رسانه ای تلویزیون و ویژگی های ارتباطی این رسانه را نادیده بگیرد . هرگز فراموش نکنیم همان طور که در تئاتر یا در رادیو و یا در  … ، در تلویزیون هم به هنگام اجراست که اصول دراماتورژی پایگاه و قرارگاه واقعی خود را احراز می کند و حاکمیت رسانه ای خود را اعمال می دارد .

 

 

 

گزارش تا نمایش

گرچه تلویزیون از تئاتر توشه ی بسیار بر گرفت و پای در راهی گذاشت گه پیش از آن سینما و رادیو آن را آماده کرده بودند ، اما برای شناسایی و سپس تدوین قواعد ویژه ی خود و سپس تعمیق آن ها ، نمایش تلویزیونی راه درازی را طی کرد . برخلاف رادیو که به خاطر همان خصلت یگانه ی شنیداری بودنش ، ویژگی های دراماتورژی خود را در همان گام نخست باز شناخت ، تلویزیون مراحل تکوینی و تکاملی ویژه ی خود را در یک سیر تطوری گام به گام و گام آرام طی کرد . این گذر از گزارش تا نمایش با تطور و تکامل شکل اجرای تئاتر در تلویزیون همراه و قرین بوده است تا جایی که امروز قاطعانه می توان گفت که تئاتر تلویزیونی کامل ترین ، پیچیده ترین ، نافذترین و تاثیر گذارترین قالب در ساختار نمایشی و در میان برنامه های تلویزیونی بوده و منسجم ترین رویداد در تحول و تطور زبان تلویزیون است . پژوهشگران عرصه ی نمایش در تلویزیون با بررسی تاریخچه تلویزیون و توجه به طبقه بندی ساختاری نمایش در تلویزیون ، تاریخ تحولات نمایش در تلویزیون را به چهار دوره ی تطوری و به پیرو آن انواع تئاتر تلویزیونی را به چهار دسته متمایز از یکدیگر تقسیم می کنند.