فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

تئاتر تلویزیونی

بگذارید توضیحات فرهنگ تئاترهای تلویزیونی را این گونه شروع کنم، سینما با نمایش فیلم سینمایی به تلویزیون آمد ، تئاتر نیز با نمایش و اجرای صحنه ای در مقابل دوربین تلویزیون پای به تلویزیون نهاد . در همان آغاز کار تلویزیون ، برای نمایش فیلم در آن ، دستگاه تله سینما را ابداع کردند و برای پخش نمایش های صحنه ای ، واحد سیار تلویزیونی به راه انداختند و به تالارهای تئاتر رفتند و دوربین ها را به نسبت دکور و صحنه و ارتباط آن دو با تماشاگران همان تالار ، در مکان ها و زوایایی مناسب قرار دادند و اجراهای صحنه ای را برای تماشاگران تلویزیون به نمایش اصطلاحا تلویزیونی در آوردند و یا نمایش های صحنه ای را که متناسب با شرایط و امکانات تلویزیونی بود ، برای اجرا به استودیو تلویزیونی فرا خواندند . تئاتر تلویزیونی نمایشی است که در مقام نخست بر ساختار نمایشی از پیش تدوین شده و مستقلی به نام نمایشنامه بنا گذاشته شده ، در واقع اگر به هرم ساختاری آن توجه کنیم ، در قاعده ی هرم ، ساختار متنی آن با عنوان نمایش نامه است که خارج از اجرا و یا برنامه وجود دارد و پس از تولید و پخش نمایش بر اساس آن نیز به وجود خود ادامه می دهد و فراتر از اینکه به طور مستقل هم قابل تجزیه و تحلیل است . در مقام دوم ، تئاتر تلویزیونی در ساختار فنی ، در تمام اجزایش از مواد و ابزار تلویزیونی بهره می برد و تابع زیباشناختی ویژه تلویزیون و داده های ساختار متنی نمایش نامه این اجزا را در هیاتی تلفیقی میان نشانه های دیداری و شنیداری برای تلویزیون و در قاب تلویزیون ارائه می دهد. ساختار متنی زمینه ساز بهره گیری از مواد فنی می شود ، اما مواد گزینش شده می باید ساختار فنی را موجب شوند . این مهم ممکن نمی شود مگر آنکه برای آن قالبی تلویزیونی تابع ساختار ارتباطی یا رسانه ای برگزیده شود ، و این مقام سوم در توضیح و تشریح قالب تئاتر تلویزیونی در ساختار نمایشی در آن است . تلویزیون خود زود دریافت که اگر بخواهد در میان رسانه ای نوظهور جایگاه ویژه و در خوری فراتر از کارکردهای گذرا ، روزانه و اطلاع رسان داشته باشد ، اگر بخواهد حدود برنامه سازی خود را گسترده تر از برنامه های خبری و گزارشی تعریف کند ، باید دراماتورژی ویژه ی خود را پی افکند . در یک کلام فقط به گزارش نمایش و تئاترهای روی صحنه و پخش بی دخل و تصرف آن ها از تلویزیون بسنده نکند ، بلکه خود نیز خالق نمایش و تئاتر ویژه خویش باشد .

 

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

 

دراماتورژی

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

دراماتورژی از آن تئاتر بود و هست و نمایشنامه هم به پیرو آن متنی است کاربردی برای صحنه ی تئاتر و برای تماشاگر تئاتر ، پس تلویزیون باید متنی را تدارک ببیند که خاص صحنه ی خود و نمایش ویژه خویش باشد . اگر در تئاتر صحنه ای ، بیش ار هر رسانه دیگری تماشاگر به مفهوم مخاطب نزدیک می شود ، در تئاتر تلویزیونی مخاطب به سرعت از معنای تماشاگر ، آن هم منفعلش دور می گردد.

وضع و استقرار یک نظام قانونمند تلفیقی میان نشانه های دیداری و شنیداری به منظور نمایش داستان مضمون در تلویزیون در ابتدای کار چندار دشوار نمی نمود . پیش از تلویزیون ، سینما و پس از آن رادیو هم صاحب فن نگارش ویژه متون خود با رویکرد اجرایی خویش شده بودند .

تلویزیون ، همچون سینما و رادیو با تئاتر آغاز می کند ، اما خیلی زود در می یابد برای اینکه رادیوی عکس دار اصطاحی که روزهای نخستین برای تلویزیون برگزیده شده بود نباشد ، باید به سینما نزدیک شود . تلویزیون بی آنکه بخواهد یا بتواند به برادر و شاید خواهر بزرگترش رادیو پشت کند ، چون ابزار ارتباط شنیداری خود را از او وام گرفته ، باید به فضای دیداری خود بیشتر تکیه کند . در تلویزیون به ویژه در نمایش تلویزیونی ، فضای دیداری مقدم بر فضای شنیداری است و فضای شنیداری همیشه و در همه حال پیرو فضای دیداری است که شکل می گیرد و به کار گرفته می شود . برای به کارگیری رمزهای شنیداری ، همچنان برای ارزیابی فضای شنیداری در تلویزیون ، در ابتدا و در انتها نیز باید به فضای دیداری رجوع کرد  و از آن مدد جست و … و در یک کلام ، دراماتورژی تلویزیونی در میان نگارش تئاتری و نگارش سینمایی قرار دارد و در میانه ی راه ، آنجا که سخن از نشانه های شنیداری است ، نیم نگاهی هم به نمایش نامه نویسی رادیویی دارد .

دراماتورژی تلویزیونی در میانه ی دو بستر یا دو محمل نمایشی فنی یا همان دراماتیک ، یعنی میان دراماتورژی تئاتر و اصول نگارش فیلم نامه راه خود را به پیش می برد . به بیان دیگر ، به هنگام تهیه و تدارک عناصر اصلی دراماتیک یعنی داستان ، شخصیت و موقعیت و پردازش آن ها در ساختار متنی ، به اصول زیربنایی نمایش نامه و نمایش صحنه ای تکیه دارد و از آن تغذیه می کند و به هنگام ارائه ، یعنی به انجام و به منصه ی ظهور و ثبوت رسانیدن داده های متنی و پردازش نهایی آن ها ، به فیلمنامه ( مطالعه برترین فیلمنامه ها ) و اصول بیانگری تصویری نزدیک می شود و از ابراز و شگردهای سینمایی مدد می جوید و بهره می برد ، و صد البته بی آنکه ویژگی های زیباشناختی تلویزیونی را از نظر دور بدارد و ساختار رسانه ای تلویزیون و ویژگی های ارتباطی این رسانه را نادیده بگیرد . هرگز فراموش نکنیم همان طور که در تئاتر یا در رادیو و یا در  … ، در تلویزیون هم به هنگام اجراست که اصول دراماتورژی پایگاه و قرارگاه واقعی خود را احراز می کند و حاکمیت رسانه ای خود را اعمال می دارد .

 

فرهنگ تئاترهای تلویزیونی

 

گزارش تا نمایش

گرچه تلویزیون از تئاتر توشه ی بسیار بر گرفت و پای در راهی گذاشت گه پیش از آن سینما و رادیو آن را آماده کرده بودند ، اما برای شناسایی و سپس تدوین قواعد ویژه ی خود و سپس تعمیق آن ها ، نمایش تلویزیونی راه درازی را طی کرد . برخلاف رادیو که به خاطر همان خصلت یگانه ی شنیداری بودنش ، ویژگی های دراماتورژی خود را در همان گام نخست باز شناخت ، تلویزیون مراحل تکوینی و تکاملی ویژه ی خود را در یک سیر تطوری گام به گام و گام آرام طی کرد . این گذر از گزارش تا نمایش با تطور و تکامل شکل اجرای تئاتر در تلویزیون همراه و قرین بوده است تا جایی که امروز قاطعانه می توان گفت که تئاتر تلویزیونی کامل ترین ، پیچیده ترین ، نافذترین و تاثیر گذارترین قالب در ساختار نمایشی و در میان برنامه های تلویزیونی بوده و منسجم ترین رویداد در تحول و تطور زبان تلویزیون است . پژوهشگران عرصه ی نمایش در تلویزیون با بررسی تاریخچه تلویزیون و توجه به طبقه بندی ساختاری نمایش در تلویزیون ، تاریخ تحولات نمایش در تلویزیون را به چهار دوره ی تطوری و به پیرو آن انواع تئاتر تلویزیونی را به چهار دسته متمایز از یکدیگر تقسیم می کنند.