فیلمنامه نویسی بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

فیلمنامه نویسی بخش دوم

 

طرح

نویسنده پیش از پروراندن و تکوین داستان باید بداند که قصه درباره چیست . این گفته شاید خیلی سطحی به نظر برسد ، ولی یادتان باشد که بارها اتقاق افتاده از سالن سینما خارج شده اید بدون اینکه بدانید داستان فیلم درباره چه بوده است . پس برای نویسنده نهایت اهمیت را دارد که تمامی جنبه ها و شاخه های ماده کار خویش مورد سوال و تحلیل قرار بدهد. گاه همین تجسس اولیه به نویسنده می فهماند که این آن چیزی نبوده که در اصل خیال گفتنش را داشته است . در این جا مجال برای اصلاح هست ، نویسنده می تواند تکیه را بر قسمتی دیگر از ماده کار منتقل سازد و با این مرمت نتیجه مطلوب را به دست آورد . در طرح ، وقایع مشخص سناریوئی که بعدا به دست خواهد آمد متمایز می شود .

طرح لازم نیست شامل تمامی وقایع باشد ، ولی وقایع ارائه شده باید بتواند که قصه را بدون طول و تفصیل بیان کند . بعضی از عوامل غایب را می توان بعدا اضافه کرد ، به شرط آن که غیبت آن ها مسائلی عمده و حساس را بر نینگیزاند . سایر وقایع را می توان در پرورش و تکوین بعدی افزود . اهمیت طرح اولیه نباید اندک گرفته شود مثل اینکه معماری بخواهد زمینی را برای ساختمان برگزیند و ریخت ، طول و عرض و شیب آن را مورد بررسی قرار دهد . زمینی که بر آن ایستاده اید به طور قاطع وضع ساختمانی را که می خواهید بسازید معین خواهد کرد .

 

 

اقتباس

ماده کاری که می خواهید اقتباس کنید ممکن است به شکل های مختلفی در برابر شما موجود باشد . این ماده و مصالح خواه مجموعه ای از افکار ، خاطرات یا ابداعات خود شما باشد و یا رمان و یا نمایشنامه ای باشد که بخواهید به فیلم برگردانید ، برداشت کار و نحوه تلقی در تمام این موارد یکسان است . ماده کار موجود را اول باید به خطوطی روشن و ساده خلاصه کرد . اگر خیال اقتباس قصه ای از آثار خودتان را داشته باشید فکر قصه را مدتها در سر داشته اید . در طی دوره باروری ، صحنه ها وقایع مربوط ولی پراکنده ، دور هسته اصلی جمع شده اند وقتی که می خواهید اثر را از کار در بیاورید ممکن است در شروع باز عنان تخیل خود را رها کنید . ضمنا احتمال دارد که در مودر محل وقوع قصه و شغل قهرمانان و علائق و سرگرمی ها و همسایگان آن ها یادداشت هایی بر اساس واقعیت بردارید گرچه در عمل ممکن است فقط جزئی از این اطلاعات را به کار برید ، مجموعه اینها در خلق قهرمانان و رویدادهای واقعی به جای آدمهای دو بعدی و حوادث ساختگی اهمیت بسیاری دارد . طرح اساسی را باید از میان این توده عینی اطلاعات انتخاب کرد .

قبل از آن که سناریو ترکیب جسم به خود بگیرد با اسکلت آن ساخته شود . به همین ترتیب هر کتاب یا نمایشنامه که کامل شده اول باید به صورت حقایق اساسی اش فشرده و سپس باز پرورده شود . آسان ترین و مستقیم ترین راه اقتباس رمان یا نمایشنامه به سناریوی فیلم آنست که ابتدا رمان و نمایشنامه به عواملی که نویسنده ، قصه یا نمایشنامه را آغاز به تکوین کرده خلاصه و فشرده شود . نمی توان صرفا ماده کار را جابجا یا قسمت هایی از آن را حذف کرد ، همانطوریکه نمی شود صحنه هایی که از رمان یا نمایشنامه را عینا به فیلم برگرداند چون خصوصیات مادی قالب های مختلف هنری دارای شرایط و مقتضیات متفاوتی است ، یک صحنه از یک قالب اگر عینا به قالب بیانی دیگری منتقل گردد و با شرایط این قالب جدید جفت و جور نشود احتمالا رسا و گویا نخواهد بود . تداوم نرم و روان را تغییر و تبدیل غلط ، تبدیلی که در آن به عوامل اصلی ماده کار اولیه رجوع شده باشد ، کاملا بهم می ریزد .

در نخستین روزهای پیدایش سینما ، انتقال رمان و نمایشنامه به فیلم متضمن وحشتناکترین تجاوزهای ممکنه به کار مولف اثر اصلی بود . این تغییر شکل های شدید در بینندگان ایجاد نفرت می کرد . امروزه ظاهرا انتقل از یک قالب هنری به قالب دیگر ، راه تفریط وحد نهایی دیگر را پیش گرفته است . فیلمسازان نهایت آمالشان این است که تا حداکثر به اثر اصلی وفادار بمانند . اما به به نفع بسیاری از نویسندگان خواهد بود اگر اثرشان را در جریان انتقال تغییر دهند . تا آنجایی که مفهوم و جوهر اثر در انتقال حفظ شود ، از لحاظ نویسنده بهترست که در کار تغییر و تبدیل اثر به فیلم ، فیمساز به اقتباس آزاد دست بزند ، چون نتیچه کار بهتر خواهد بود . سینکلر بوئیز در مقدمه ای که بر کتاب دادزورث اثر سیندنی هاور نوشته است می گوید : در واقع قسمت ها و گاه تمامی اثر به درام برگردانده شده ، دقیقا هنگامی ارزشمند خواهد بود که از جزئیات قصه اصلی عدول کند . وفاداری افراطی و سرسختانه به اثر اصلی می تواند زیان بخش باشد . نویسنده ای که با دقت و امانت تکه های کاملی از ماده کاری را عینا در قالبی جدید کپیه می کند می بیند که علیرغم وفاداری ، اقتباس روحی کاملا تازه ای برای خودش پیدا می کند و حق مطلب را ادا نمی سازد .

در موارد دیگر ، اقتباس که خیلی کمتر کپیه طابف النعل بالنعل اثر اصلی در آن حفظ شده ، به اثر اصلی وفادارتر از کار در می آید . وقتی که رمان پل سان لوئی ری را برای فیلم اقتباس می کردند ثورتون وایلدر اصرار داشت که تابع دقیق رمان معروف او نباشد . حرفش این بود که چون سینما قالب خاص خودش را دارد او با پیروی وفادارانه از صحنه هایی که برای خواننده در نظر گرفته شده است تا شنونده و بیننده ، در حق او خدمتی انجام نخواهد داد . وی در نامه ای به جان فورد نوشت این کار توست که تا حد زیادی به من نشان داده است که در سینما تا چه حد روش خاص داستانسرائی خود را دارد و به من باز نمایانده است که فیلم تا چه حدی می تواند و باید در اقتباس متن یک رمان یا نمایشنامه نهایت آزادی را داشته باشد .

شاید کار انتقال از یک قالب به قالب دیگر را با این مثال که لوئیس مایلستون تعریف کرد که بهتر از هر نمونه دیگری بتوان آن را درک کرد . او می گوید اگر خواسته باشی گل سرخی به وجود بیاوری که نمی شود گل سرخ دیگری را برداشت و در زمین فرو برد . با این کار گل سرخ دیگری ایجاد نمی شود ، در عوض باید تخم گل سرخ را گرفت و در زمین کاشت . گل سرخ از این بذر ایجاد می شود . به همین ترتیب هم نمی شود صحنه هایی را تمام و کمال از نمایشنامه یا رمان برداشت و در فیلم قرار داد . این صحنه ها بیرمق می شوند . به جای اقتباس بهتر است از انتقال صحبت شود ، چونکه اقتباس بیشتر حالت خلاصه کردن ، قطع کردن و دوباره مرتب کردن را دارد . ولی انتقال یعنی جوهر محتوائی را از قالب بیرون کشیدن و در قالب دیگری ریختن . اقتباس یک شاهکار بزرگ و پردوام برای تماشاگر امروزی غالبا مستلزم سازهاش هائی ماهرانه است . قراردادهای کهنه و بیان خشک و رسمی ، ممکن است بی جهت به تاثیر زنده محتوی لطمه بزند . معذلی که کمترین تلاش در جنبه امروزی بخشیدن به کلاسیک های قدیمی غالبا مورد انتقاد خلوص گرایان قرار می گیرد . دلبرت من که بین کلاسیک های امروزی نظری مارتی و آثار ادبی ماندنی مثل جین ار تبادل داشته است موفق شده است که در هر دوی این قبیل آثار صفات ذاتی بشری را که از مرزهای زمان و مکان در می گذرند به بیننده عرضه بدارد .

حتما بخش طراحی صحنه را مطالعه نمایید.

 

نویسنده ای که سناریوی خود را در خلوت اتاقکی آرام آغاز می کند احتمالا تصور اینکه کلماتی را که او می اندیشد میلیون ها فرد بشر خواهند شنید هیجان زنده خواهد شد . در اختیار داشتن یک چنین منبر خطابه رفیع و نیرومندی او را بر می انگیزد که منتهای تلاش خود را به خرج دهد : امید وی آنست که توفیق هنری یا تجارتی و یا هر دو ، پاداش زحماتش باشد . سفر هزارکیلومتری نیز با قدم اول آغاز می شود . در شروع مسافر ممکن است به طلسم محوب و دلخواهش متوسل شود و حتی اگر خجالت نکشد با فال قهوه مشورت کند که ببیند سالم به مقصد می رسد یا نه . از آغاز زمان ، انسان برای پیش بینی مسیر وقایع به غیبگویان متوسل شده است . افراد بشر کوشیده اند برای دست ورزی در مسیر وقایع ، جادو وطلسمی بیابند ، بشر همواره آرزو کرده است قوانین در اختیار داشته باشد که به کمک آن ها بتواند نیروهای آسمانی را با اجابت خواست های خود وا دارد . سلاطین و فرمانروایان استودیوهای فیلمبرداری نیز امید خویش را به یک سلسله ساحر اعظم می بستند ، که هر گاه از آنان معجره ای را که انتظار داشتند نمی دیدند به خدمتشان خاتمه می دادند .

 

برای مطالعه بخش اول فیلمنامه نویسی کلیک کنید.