محمد مهدی عسگر پور در برنامه 7 بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت وگوی محمود گبرلو با محمد مهدی عسگر پور در برنامه 7
بخش اول

 

فیلم‌سازی در فضای متضاد آرمان‌ها واقعیت‌ها

گرچه مدیرعامل سابق خانه سینما در دوران پر تشنجی که به تعطیلی و بازگشایی این خانه انجامید روزهایی سخت و پر سوء‌تفاهمی را پشت سر گذاشت اما او در دنیای فیلم‌سازی چه در سینما و چه در تلویزیون همچنان جزو سینماگران آرمان‌گرا بشمار می‌رود و در و درعین‌حال معتقد است که فیلم‌ساز سفارش خود را جامعه پیرامونش می‌گیرد و نه از هر جای دیگر . عسگرپور در این گفتگو به بحث پیرامون جایگاه واقعیت‌ها و آرمان‌ها در سینما پرداخت و سوء‌تفاهم‌ها را دلیل رقم خوردن فاصله‌ها در این زمینه قلمداد کرده است او همچنین در بخشی از این گفتگو به اوضاع و احوال صنفی سینمای ایران آسیب‌هایی که همواره این جامعه صنفی را تهدید می‌کند پرداخته است.

 

 

وقتی “فیلم مهمان داریم” را نگاه می‌کنم احساس می‌کنم شما در شرایطی که می‌توانید اثر دیگری را در مسیر تولیدات رایج سینمای ایران بسازید به سراغ مضمون متفاوت و خاص رفته‌ایم این برای شما موقعیت فیلم‌سازی فراهم است چون جلب توجه می‌کند این که بجای ساختن فیلم‌های ساده تر سراغ یک مضمون خاص و غریب رفته‌اید ؟

من البته آن‌قدر که درباره غریب بودن این مضمون می‌شنوم خودم چنین حسی ندارم نسل ما به صورت طبیعی یک سری ویژگی دارند که اگر این ویژگی‌ها را دسته‌بندی کنیم بخشی از آن را بتوان ویژگی مثبتی تلقی کرد و شاید بخشی از آن اصل مثبت نباشد. به هر حال ما نمی‌توانیم نسبت‌مان با دوره انقلاب و جنگ را نادیده بگیریم درواقع وجود داشتن این نسبت سبب می‌شود بخشی از موضوعات و سوژه‌هایی که در ذهن ما شکل می‌گیرد به شکل بالقوه همچنان به عقاید و مربوط باشد و این ذهنیت در چارچوب زندگی جاری ما هم به نوعی خودش را نشان بدهد.

 

 خودتان به چه نوع سینمایی بیشتر علاقه‌مندید این پرسش را از آن‌جا مطرح می‌کنم که معمولاً فیلم های شما از حال‌ و هوای خاص و غیرمعمول برخوردارند؟

من راستش نمی‌توانم به گونه خاصی از سینما اشاره بکنم و بگویم علاقه مندی به یکی از حیطه خاص از سینما بیشتر است. من گاهی اوقات فیلم‌های طنز را دوست دارم، گاهی فیلم های تخیلی را اما فیلم‌های اجتماعی را بیشتر می‌پسندم اما وجه مشترکی که در این زمینه وجود دارد اینست که نگاه خالق اثر در یک فیلم فراتر از آن باشد که فیلم فقط قرار باشد به صورت آیینه عمل کند چراکه آن را حداقل کارکرد هنری یک اثر سینمایی می‌دانم وقتی شما با لایه‌های جدیدتری از جهان هستی مواجه می‌شوید درواقع شما به یک کشف و شهود دعوت می‌شوید و چنین رویکردی در یک فیلم سینمایی را بیشتر می‌پسندم و نظر من می‌تواند یک فیلم ارزشمند تلقی شود.

 

 به نظرم این رویکرد و سلیقه به نوعی در میهمان داریم هم دیده می‌شود چه چیز در طرح اولیه فیلم نظر شما جلب کرد؟

وقتی قرار است چنین ذهنیتی به مخاطب ارائه شود اول باید این آمادگی در خود من بوجود بیاید و ببینم که درباره چه چیزی قرار است صحبت بکنند و جامعه چقدر به این حرف نیاز دارد البته موقعیت ساده هم نیست یعنی این نگرانی هست که با که ما با یک نگاه کلیشه‌ای و تکراری مفهومی که جزء ارزش‌های عقیدتی مملکتمان محسوب می شود آسیب بزنیم. این موقعیتی است که باید همه‌مان همه ما از آن مراقبت بکنم به هرحال وقتی که در میهمان داریم توسط منوچهر محمدی تهیه‌کننده فیلم به من پیشنهاد داده شد برای من جذاب بود درواقع گم‌گشتگی موجود در مضمون اثر جزو درگیری‌های ذهنی من در همه این سال‌ها بود این طرح اولیه به شکل بالقوه وجود داشت و پرداختن به آن برای من جذاب بود به همین دلیل این همکاری را پذیرفتم و نتیجه فیلمی شد که شما را دیده‌اید.

 

از لحاظ فرم ، از ابتلا به چه شکل روایت به چه شکل روایتی فکر کردید؟

 وقتی با این طرح مواجه شدم ، می‌دانستم که قرار است با دو شکل روایی روبرو شوند یک عرصه واقعی و ملموس و آنچه در زندگی واقعی آدم‌های امروزی می‌بینیم و آنچه به این واقعیت قرار است اضافه شود و ممکن است ما از آن به‌‌عنوان یک عرصه فرا واقعی تلقی داشته باشید ، حتی ممکن بود بعضی‌ها با خواندن طرح اولیه احساس می‌کردند که ما با یک عالم تخیلی روبرو می‌شویم . این ماجرا کار ما را کمی دشوار می‌کرد و من باید می‌گشتم و فرمی را میافتم که به علاقه‌مندی خودم هم نزدیک باشد ، یعنی یک اثر یکپارچگی حسی کاملاً واقعی از درون آن استخراج شود به گونه‌ای که خودم انحصار داشته باشند و بعد بتوانم آن را منتقل بکنم این ترکیب باید به گونه‌ای عمل می‌کرد که لحظه به لحظه فیلم بتواند این کارکرد را داشته باشد و ما تا پایان متوجه نشویم که کدامیک از بخش‌های فیلم فقر واقعی است و کدام واقعی دغدغه ذهنی من بود و انرژی زیادی هم در زمان نگارش فیلم‌نامه از من برد البته در موقع ساخت هم باید این دقت صورت می‌گرفت.

 

آنچه من با دیدن مهمان داریم از آن لذت می‌برم نوع روایت فیلم است روایتی که من را درگیر می‌کند و وادار به تامل و تفکر و رسیدن به یک فضای جدید و یک نگاه سوم جدا از نگاه خود فیلم‌ساز. این برای من خیلی ارزشمند است فیلم شما سعی می کند نگاه متفاوت‌تری را به تماشاگر منتقل کند؟

 من این ذهنیت را داشتم و خوشحالم که شما هم که از منتقدان خوب سینمای ما هستید چنین نظری دارید و یک انرژی مثبت به من انتقال می‌دهد . به‌هرحال من امیدوار بودم که خدا کمک کند و بتوانم روایت موجود در فیلم میهمان داریم را به گونه‌ای پیش ببرم که با لحظه‌های فیلم جلو برود و نتواند یک لحظه از فیلم غافل شود ما در این سینما گاهی از آن غافل می شویم که باید فیلم را طوری بسازیم که تماشاگر اگر یک لحظه چشم از پرده بردارد ممکن است دریافتش از فیلم ناقص شود به همین دلیل است که ما بعضاً با کارهایی روبه‌رو می‌شویم که گویی با مدیوم تلویزیون ساخته شدند که این ملاحظه را ندارد.

محمد مهدی عسگر پور در برنامه 7 دوم

 

شما در صحبت خود به نکته اشاره کردید که فیلم‌ساز سفارش خود را از جامعه پیرامونش می گیرد و بخشی از این‌که نیاز بخشی از این که نیاز درونی یک فیلم‌ساز به سمت چنین نظامی نمی‌رود نشأت گرفته از نیاز یک جامعه است فکر می‌کنید جامعه ما چقدر نیاز به دیدن چنین مضامین و قصه‌های بر پرده سینما دارد؟

 من فکر می‌کنم که نیاز جامعه ما به این‌گونه مضامین اتفاقاً خیلی زیاد است ولی ما گاهی اوقات یا نسبت به این نیاز غافل‌گیر هستیم یا ممکن است از درون نیاز جمعی به یک تئوری جدید برسیم و نفهمیم کی نیاز جامعه است. ما در دوران بعد از پیروزی انقلاب در کشورمان با پدیده‌ای مواجه شدیم که در دنیا منحصربه‌فرد است درواقع ما در دوران انقلاب و دفاع مقدس با یک دوره آرمان‌گرایی بسیار جدی روبرو شدیم که کمتر می توانیم مشابهش را در تاریخ پیدا کنیم . امروز هم با دوره مواجه هستیم که آن را می‌‌توان امتداد همان دوره تلقی کرد اما با این تفاوت که واقعیت‌ها پی‌درپی خودشان را طوری نشان می‌دهند که انگار ما بعضی وقتا با یک تضاد با مواجه هستیم ، تضاد بین آرمان‌ها و واقعیت‌ها.

 

 

و به نظرم فیلم شما بخوبی به این تضاد می‌پردازد.

این همان چیزی بود که در بدو امر در طرح اولیه میهمان داریم برای من جذاب شد . این درحالیست که شاید اگر شما طرح اولی را بخوانید احساس کنید که ردی از این تضاد در آن وجود ندارد . در واقع این مسئله ذهن من در طول این سال‌ها بود که جای ارائه آن را در این طرح پیدا کردم البته این بحث سخت و گسترده‌ای است که من در آن باید توضیح بدهم که آرمان‌های من چیست و موقعیت‌هایمان کجا قرار گرفته که بعضی وقت‌ها با آرمان‌ها مغایرت پیدا کرد .

 

ولی خب اصل بر اینست که ما بتوانیم آمارها را با واقعیت‌های جامعه هماهنگ کنیم یعنی بتوانیم درضمن آن ماجرا بودن واقعیت‌ها را هم ببینیم ؟

 حتماً همین‌طور است . من ازآنجاکه این بحث مورد علاقه‌ام است ، مشتاقانه پای نظر عزیزانی که در این حوزه نظریه‌پردازی می‌کنند ، می‌نشینم و به سخنانشان گوش می‌دهم . در خلال این جستجوها بیشتر وقت‌ها با قضیه روبه‌رو شده‌ام که برخی افراد برای حل این مسئله طرفین وسطین می کنند. به‌‌عنوان مثال نزدیک یکی از بزرگان بودیم که ایشان برای حل این معادله گفت ما باید آرمان‌هایمان را واقعی بکنیم و موقعیت‌هایمان را آرمانی کنیم این حرف را می‌زنند گویی مساله حل می شود به نظرم قضیه به این سادگیا هم نیست باید این موضوع شکافته شود . راستش را بخواهید ما برای این که بتوانیم ماجرا را مرور بکنیم و درباره‌‌اش کندوکاو کنیم احتیاج به جسارت و صراحت داریم تا این کار را خودمان انجام بدهیم وگرنه خارجی‌ها برایمان انجام می‌دهند آن‌ها می آیند برای ما نظرپردازی می‌کنند و اتفاقاً فیلمش را هم می‌سازند .

 

 یعنی چشم‌هایمان را روی واقعیت‌ها نبندیم تا بتوانیم آسیب‌ها را ببینیم و بشناسیم؟

 بله ما باید این مبحث را باز بکنیم و بفهمیم که وقتی از آرمان حرف می‌زنیم آرمان ما چه بود چرا دسته‌بندی شده باید بتوانیم این را توضیح بدهیم و بعد بگوییم چگونه واقعیت‌ها به میان آمده‌اند و ما آمادگی پذیرش بسیاری از موقعیت‌ها را نداشته‌ایم. یعنی درواقع گویی ما جامعه‌ای بودیم که برای این تربیت نشده بودیم که با واقعیت ها چگونه مواجه شویم . این به نظرم نکته بسیار مهمی است که مثال‌ها و مصداق‌های بسیاری هم می‌شود درباره‌‌اش مطرح کرد که اگر قرار باشد درباره‌‌اش صحبت کنم شاید نیاز به زمان فراتر از این باشد اما می توانم یک نمونه را مطرح کنم.

این اواخر من بارها دیدم که در تلویزیون افراد مختلفی نظریه‌پردازی می‌کنند و بیشتر آن ها جوان هستند که خیلی هم خوب و خوشحال‌کننده است بعضی از روحانیون هم هستند که در زمینه سینما و هالیوود مطالعه کردند که در این زمینه صحبت می‌کنند آن‌ها من‌باب نقد خیلی به هالیوود علاقه‌مند هستند و اطلاعات خوبی هم دارد اما متأسفانه دیدم که در تحلیل‌ها گاه دچار اشتباه می‌شوند یعنی اشتباهاتی را مرتکب می‌شوند و با آن اشتباه مدام بر سر سینمای ایران می‌زنند.

مثلا درباره بحث لانه جاسوسی بارها دیدم هر سال وقتی به مهاباد می‌رسیم برنامه‌هایی از تلویزیون در این خصوص پخش می‌شود جوانی را دیدم که آمده بود و در تلویزیون از این می‌گفت که آمریکایی‌ها چقدر بر حق در مورد مسائل نا حقشان فیلم می‌سازند و ما در ایران در دفاع از موضوع حقمان چقدر ضعیف عمل می کنیم نمونه‌اش هم همین تسخیر لانه جاسوسی اما دوستان باید به این نکته توجه بکنند که جامعه آمریکا و خیلی از جوامع دیگر آرمان‌ها موقعیت‌هایشان خیلی نزدیک بهم است وقتی که شما جنگ‌هایشان را مطالعه می‌کنید احساس می‌کنید یکسری آرمان دارند که شبیه موقعیت‌هایشان است ، ما این تفاوت را با آن‌ها داریم که آرمان‌هایمان با واقعیت‌های ممکن متفاوت شده است. بنابراین اگر گاهی در فیلم‌سازی به آرمان‌ها نزدیک شویم این احساس در مخاطب ایجاد می‌شود که شعار می دهیم .