محمود پاک نیت در برنامه7 بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با محمود پاک نیت در برنامه هفت

 

عشق ما را سرپا نگه می دارد

از بازیگران بی ادعایی که خاک خورده بازیگری به حساب می آید و همچنان متواضعانه به فعالیت خود ادامه می دهد . پاک نیت ، گرچه بیشتر با بازی در سریال هال شاخص تلویزیونی به دل های مخاطبان راه یافته است ، ما در سینما نیز ، هم نقش های ماندگاری را ایفا کرده است  . نکته ای که که در کارنامه پاک نیت جلب توجه می کند این است که فیلمسازانی که توانسته اند جوهر بازیگری او را بشناسند ، معمولا در چند فیلم با پاک نیت همکاری کرده اند و ماحصل این همکاری های مداوم ، همیشه موفق بوده است . پاک نیت ، از آنجا که بازیگری را می شناسد و به آن مسلط است ، در نقش های متفاوت سینمایی اش خوش درخشیده است و با اخلاق حرفه ای و منش منحصر به فردش ، همواره توانسته است عیار خود را به نمایش بگذارد و راه های تازه ای را در این عرصه بیازماید . او در بخشی از این گفت و گو ضمن صحبت درباره فراز و نشیب های فعالیت در دنیای بازیگری امروز ، به واسطه همکاری با همسر بازیگرش ، به ابعاد خانودگی حضور در سینما و ویژگی هایش نیز پرداخته است .

 

 

شور و عشق به بازیگری در شما کماکان زنده است. پس از سال ها فعالیت ، چه چیزی به شما برای بازیگری انگیزه می دهد؟ چه ویژگی هایی در یک متن یا فیلمنامه شما را ترغیب می کند که یک پیشنهاد را بپذیرید ؟

همان طور که اول اشاره کردید ، در وهله اول عشق به بازیگری مطرح است . اگر این عشق نباشد ، جهنمی به پا می شود ! و آن عشق است که آدم ها را در گرما و سرما در این حرفه سرپا نگه می دارد . برای بازیگری ، متن و فیلمنامه ، اولین شاخصه ای است که برایم اهمیت دارد و بعد  ، گروهی که قرار است با آن کار کنم که کارگردان در راس اش قرار می گیرد . من معتقد هستم که اگر یک متن خوب در اختیار یک گروه معمولی قرار بگیرد ، کار خوب در می آید ولی اگر یک متن بد به یگ گروه عالی هم برسد ، هر چه قدر هم که تلاش و تقلا کنی ، کار خوب از آب در نمی آید ، چون اصل و ریشه کار خراب است ، پس هر کاری هم انجام بدهی ، شاکله یک اثر آن طور که باید و شاید قوام پیدا نمی کند . از سویی کارگردان برایم مطرح است و اخلاق کارگردانی که من باید با او کار کنم برایم از تخصص و کارش اهمیت بیشتری دارد چون اگر نتوانم با خلق و خوی آن آدم بسازم و با او ارتباط برقرار کنم ، هر چه قدر هم کارگردان مطرح و خوبی باشد ، چیزی نمی تواند به من اضافه کند و من هم نمی توانم برای کار او انرژی بگذارم .

 

می توانم یادی بکنم از امرالله احمد جو که اولین کار سینمایی تان ، شاخه های بید را در سال 67 با او پشت سر گذاشتید . همکاری با او هم با همین رویکرد پذیرفتید ؟

بله ، در تهران یک جشنواره تئاتری در حال برگزاری بود و من هم در این جشنواره یا یک نمایش حاضر بودم . امرلله احمد جو آن نمایش و بازی من را دید و مرا برای یکی از نقش های اصلی فیلم شاخه های بید انتخاب کرد . وقتی اجرای نمایش من تمام شد ، به پشت صحنه آمد و گفت من فیلمی دارم که می خواهم آن را در میمه اصفهان جلوی دوربین ببرم و دوست دارم یکی از شخصیت های فیلم را تو ایفا کنی . به او گفتم که محبت می کنید و فیلمنامه را بدهید تا بخوانم . اولین برخورد هر آدم است که طرف مقابل را جذب خود می کند . در اولین برخورد ، متانت انسانی که واقعا در وجودش هست ، من را گرفت .

 

محمود پاک نیت در برنامه هفت

 

و متقابلا ، آقای احمدجو هم احتمالا همین خصیصه را در وجود شما یافته بود ؟

بخش عمده ای از کار یک بازیگر و یک کارگردان ، تحلیل آدم هاست . یعنی اگر نتواند شخصیت آدم های اطرافش را به درستی تحلیل کند ، نمی تواند با آدم های اثرش با مخاطب ارتباط برقرار کند . بنابر این او باید روانشناسانه به افراد نگاه کند . من قبل از این فیلم آقای احمد جو را نمی شناختم اما آن نگاه و لبخند و تن صدایش در برخورد اول ، مرا جذب کرد و متن را هم که خواندم به نظرم زیبا آمد و سبب شد تا در اولین نقش سینمایی ام ظاهر شدم و بعد هم با او در یکی دو سریال مثل روزی روزگاری و تفنگ سرپر کار کردم .

 

 

پس راز همکاری بلند مدت شما با فیلمسازی چون مجتبی راعی هم می تواند همین باشد ؟

بله ، با آقای راعی هم هفت فیلم کار کردم و او هم چنین ویژگی هایی داشت . اصولا من از هر کدام از عزیزانی که به عنوان بازیگر همکاری کردم ، یاد گرفتم و همیشه تلاشم این بوده که خودم از ریزترین حرکات آن ها درس بگیرم چون بازیگری را بهترین فرصت براش شناخت و یادگیری بیشتر می دانم . یعنی توی بازیگر باید به هر طریقی که هست آنچه را می خواهی از افراد بیرون بکشی و به دانسته هایت اضافه کنی . آقای راعی هم اینگونه است . در بازی گرفتن هم سخت گیر است . من برای آدم هایی که برای کارشان اهمیت قائل هستند ، ارزش قائل هستم  چون در واقع آنها کارشان را دوست دارند . عاشق کارشان هستند . در واقع اگر این عشق نباشد، هیچ اتفاقی در کار هنر رخ نمی دهد ، برای خودم نیز این یک اصل است .

 

شهریار بحرانی را که در دنیای وارونه و ملک سلیمان با او کار کردید ، چگونه دیدید ؟

یک شخصیت ماه و بی نظیر . او از همه لحاظ یک انسان واقعی است ضمن آن که به کارش تسلط دارد و یک متخصص است . من از هر دو همکاری که با شهریار بحرانی داشتم ، لذت بردم .

 

با فرج الله سلحشور در یوسف پیامبر هم اینگونه بودید ؟ کاری که بازی شما در آن خیلی دیده شد ؟

او که دیگر حرفش را نزنید !

از چه لحاظ ؟

من سه سال با آقای سلحشور کار کردم و در آن سه سال با یکی از صادق ترین افراد عمرم طرف شدم . این اعقتاد من است و اهل تملق و چابلوسی هم نیستیم . بر خلاف آنچه بعضی ها درباره سلحشور مطرح می کنند ، من واقعا از کار کردن با او لذت بردم . آدمی که هم کارش را دوست دارد ، هم خدایی است و آدم بسیار خوش قلبی است . به نظرم انسان ها باید تلاش کنند تا روی یکدیگر بیشتر فکر کنند و به شناخت بیشتری برسند و هیچکدام از ما نباید بدون شناخت ، دیگری را خراب کنیم . این تخریب ها متاسفانه از جنس فرهنگ و هنر نیست و نباید در کار ما جایی داشته باشد . ما در یک دایره هستیم و همیشه با هم در ارتباطیم . یک مدت خانه سینما دچار یک معضل بزرگ شده بود و من در آن مقطع خیلی رنج می بردم ، چون واقعا هر دو طرف را دوست داشتم .

 

 

چون همه از یک خانواده هستیم ؟

بله و ما نمی توانیم و نباید خانواده سینما را از هم جدا کنیم . مثل یک زنجیر که اگر اجزایش از هم جدا شود ، کیفیت کل کار پایین می آید و این اتحاد و پیوستگی است که به آن قوام می دهد . اگر بخواهیم همدیگر را دفع کنیم و به بهانه های مختلف ، به هم شکنجه روحی روانی بدهیم ، اصلا نمی توانیم کار کنیم .

 

محمود پاک نیت در برنامه هفت

 

اخیرا با انسیه شاه حسینی در فیلم زیباتر از زندگی همکاری داشتید که به بهانه آن فیلم با شما هم صحبت شده ایم . این همکاری چگونه شکل گرفت ؟

من با خانم شاه حسینی کار نکرده بودم اما با همسرشان آقای سید زاده ، سال 72 در فیلم جای امن آشنا بودم و چهار ماه در تهران با او زندگی کرده بودم . روزی زنگ زد و گفت و با تو خانم ات باری این فیلم کار داریم . گفتم : شما هر کاری بگویی انجام می دهم . گفت : یک نقش کوتاه در فیلم هست که خانم شاه حسینی دوست دارد تو این نقش را بازی کنی ، گفتم : چه نقشی است ، یک شکنجه گر دیگر !

 

و واقعا نقش یک شکنجه گر بود ؟

بله شکنجه گری که البته شخصیت خاص تری دارد و در بیابان گرفتار می شود و ماشین او به دلیل تمام شدن باک بنزین ، متوقف می شود . او به طور اتفاقی با شهید علم الهدی برخورد می کند سال ها او را شکنجه داده و یک ارتباط نگاهی و معنادار بین آنها برقرار می شود . هر دو یکدیگر را می شناسند اما علم الهدی ، به روی خود نمی آورد و گالن بنزین را برایش می گذارد و می رود . من در واقع در همین تک سکانس ، باید تمام بزرگی شخصیت آن شهید را در نگاه و فرو ریختن ام به نمایش می گذاشتم . سکانسی که یک روزه آن را گرفتیم .

 

ادامه دارد…