محمود پاک نیت در برنامه هفت
21
دسامبر

 

عشق ما را سرپا نگه می دارد

از بازیگران بی ادعایی که خاک خورده بازیگری به حساب می آید و همچنان متواضعانه به فعالیت خود ادامه می دهد . پاک نیت ، گرچه بیشتر با بازی در سریال هال شاخص تلویزیونی به دل های مخاطبان راه یافته است ، ما در سینما نیز ، هم نقش های ماندگاری را ایفا کرده است  . نکته ای که که در کارنامه پاک نیت جلب توجه می کند این است که فیلمسازانی که توانسته اند جوهر بازیگری او را بشناسند ، معمولا در چند فیلم با پاک نیت همکاری کرده اند و ماحصل این همکاری های مداوم ، همیشه موفق بوده است . پاک نیت ، از آنجا که بازیگری را می شناسد و به آن مسلط است ، در نقش های متفاوت سینمایی اش خوش درخشیده است و با اخلاق حرفه ای و منش منحصر به فردش ، همواره توانسته است عیار خود را به نمایش بگذارد و راه های تازه ای را در این عرصه بیازماید . او در بخشی از این گفت و گو ضمن صحبت درباره فراز و نشیب های فعالیت در دنیای بازیگری امروز ، به واسطه همکاری با همسر بازیگرش ، به ابعاد خانودگی حضور در سینما و ویژگی هایش نیز پرداخته است .

 

شور و عشق به بازیگری در شما کماکان زنده است. پس از سال ها فعالیت ، چه چیزی به شما برای بازیگری انگیزه می دهد؟ چه ویژگی هایی در یک متن یا فیلمنامه شما را ترغیب می کند که یک پیشنهاد را بپذیرید ؟

همان طور که اول اشاره کردید ، در وهله اول عشق به بازیگری مطرح است . اگر این عشق نباشد ، جهنمی به پا می شود ! و آن عشق است که آدم ها را در گرما و سرما در این حرفه سرپا نگه می دارد . برای بازیگری ، متن و فیلمنامه ، اولین شاخصه ای است که برایم اهمیت دارد و بعد  ، گروهی که قرار است با آن کار کنم که کارگردان در راس اش قرار می گیرد . من معتقد هستم که اگر یک متن خوب در اختیار یک گروه معمولی قرار بگیرد ، کار خوب در می آید ولی اگر یک متن بد به یگ گروه عالی هم برسد ، هر چه قدر هم که تلاش و تقلا کنی ، کار خوب از آب در نمی آید ، چون اصل و ریشه کار خراب است ، پس هر کاری هم انجام بدهی ، شاکله یک اثر آن طور که باید و شاید قوام پیدا نمی کند . از سویی کارگردان برایم مطرح است و اخلاق کارگردانی که من باید با او کار کنم برایم از تخصص و کارش اهمیت بیشتری دارد چون اگر نتوانم با خلق و خوی آن آدم بسازم و با او ارتباط برقرار کنم ، هر چه قدر هم کارگردان مطرح و خوبی باشد ، چیزی نمی تواند به من اضافه کند و من هم نمی توانم برای کار او انرژی بگذارم .

 

می توانم یادی بکنم از امرالله احمد جو که اولین کار سینمایی تان ، شاخه های بید را در سال 67 با او پشت سر گذاشتید . همکاری با او هم با همین رویکرد پذیرفتید ؟

بله ، در تهران یک جشنواره تئاتری در حال برگزاری بود و من هم در این جشنواره یا یک نمایش حاضر بودم . امرلله احمد جو آن نمایش و بازی من را دید و مرا برای یکی از نقش های اصلی فیلم شاخه های بید انتخاب کرد . وقتی اجرای نمایش من تمام شد ، به پشت صحنه آمد و گفت من فیلمی دارم که می خواهم آن را در میمه اصفهان جلوی دوربین ببرم و دوست دارم یکی از شخصیت های فیلم را تو ایفا کنی . به او گفتم که محبت می کنید و فیلمنامه را بدهید تا بخوانم . اولین برخورد هر آدم است که طرف مقابل را جذب خود می کند . در اولین برخورد ، متانت انسانی که واقعا در وجودش هست ، من را گرفت .

 

محمود پاک نیت در برنامه هفت

 

و متقابلا ، آقای احمدجو هم احتمالا همین خصیصه را در وجود شما یافته بود ؟

بخش عمده ای از کار یک بازیگر و یک کارگردان ، تحلیل آدم هاست . یعنی اگر نتواند شخصیت آدم های اطرافش را به درستی تحلیل کند ، نمی تواند با آدم های اثرش با مخاطب ارتباط برقرار کند . بنابر این او باید روانشناسانه به افراد نگاه کند . من قبل از این فیلم آقای احمد جو را نمی شناختم اما آن نگاه و لبخند و تن صدایش در برخورد اول ، مرا جذب کرد و متن را هم که خواندم به نظرم زیبا آمد و سبب شد تا در اولین نقش سینمایی ام ظاهر شدم و بعد هم با او در یکی دو سریال مثل روزی روزگاری و تفنگ سرپر کار کردم .

 

 

پس راز همکاری بلند مدت شما با فیلمسازی چون مجتبی راعی هم می تواند همین باشد ؟

بله ، با آقای راعی هم هفت فیلم کار کردم و او هم چنین ویژگی هایی داشت . اصولا من از هر کدام از عزیزانی که به عنوان بازیگر همکاری کردم ، یاد گرفتم و همیشه تلاشم این بوده که خودم از ریزترین حرکات آن ها درس بگیرم چون بازیگری را بهترین فرصت براش شناخت و یادگیری بیشتر می دانم . یعنی توی بازیگر باید به هر طریقی که هست آنچه را می خواهی از افراد بیرون بکشی و به دانسته هایت اضافه کنی . آقای راعی هم اینگونه است . در بازی گرفتن هم سخت گیر است . من برای آدم هایی که برای کارشان اهمیت قائل هستند ، ارزش قائل هستم  چون در واقع آنها کارشان را دوست دارند . عاشق کارشان هستند . در واقع اگر این عشق نباشد، هیچ اتفاقی در کار هنر رخ نمی دهد ، برای خودم نیز این یک اصل است .

 

شهریار بحرانی را که در دنیای وارونه و ملک سلیمان با او کار کردید ، چگونه دیدید ؟

یک شخصیت ماه و بی نظیر . او از همه لحاظ یک انسان واقعی است ضمن آن که به کارش تسلط دارد و یک متخصص است . من از هر دو همکاری که با شهریار بحرانی داشتم ، لذت بردم .

 

با فرج الله سلحشور در یوسف پیامبر هم اینگونه بودید ؟ کاری که بازی شما در آن خیلی دیده شد ؟

او که دیگر حرفش را نزنید !

از چه لحاظ ؟

من سه سال با آقای سلحشور کار کردم و در آن سه سال با یکی از صادق ترین افراد عمرم طرف شدم . این اعقتاد من است و اهل تملق و چابلوسی هم نیستیم . بر خلاف آنچه بعضی ها درباره سلحشور مطرح می کنند ، من واقعا از کار کردن با او لذت بردم . آدمی که هم کارش را دوست دارد ، هم خدایی است و آدم بسیار خوش قلبی است . به نظرم انسان ها باید تلاش کنند تا روی یکدیگر بیشتر فکر کنند و به شناخت بیشتری برسند و هیچکدام از ما نباید بدون شناخت ، دیگری را خراب کنیم . این تخریب ها متاسفانه از جنس فرهنگ و هنر نیست و نباید در کار ما جایی داشته باشد . ما در یک دایره هستیم و همیشه با هم در ارتباطیم . یک مدت خانه سینما دچار یک معضل بزرگ شده بود و من در آن مقطع خیلی رنج می بردم ، چون واقعا هر دو طرف را دوست داشتم .

 

 

چون همه از یک خانواده هستیم ؟

بله و ما نمی توانیم و نباید خانواده سینما را از هم جدا کنیم . مثل یک زنجیر که اگر اجزایش از هم جدا شود ، کیفیت کل کار پایین می آید و این اتحاد و پیوستگی است که به آن قوام می دهد . اگر بخواهیم همدیگر را دفع کنیم و به بهانه های مختلف ، به هم شکنجه روحی روانی بدهیم ، اصلا نمی توانیم کار کنیم .

 

محمود پاک نیت در برنامه هفت

 

اخیرا با انسیه شاه حسینی در فیلم زیباتر از زندگی همکاری داشتید که به بهانه آن فیلم با شما هم صحبت شده ایم . این همکاری چگونه شکل گرفت ؟

من با خانم شاه حسینی کار نکرده بودم اما با همسرشان آقای سید زاده ، سال 72 در فیلم جای امن آشنا بودم و چهار ماه در تهران با او زندگی کرده بودم . روزی زنگ زد و گفت و با تو خانم ات باری این فیلم کار داریم . گفتم : شما هر کاری بگویی انجام می دهم . گفت : یک نقش کوتاه در فیلم هست که خانم شاه حسینی دوست دارد تو این نقش را بازی کنی ، گفتم : چه نقشی است ، یک شکنجه گر دیگر !

 

و واقعا نقش یک شکنجه گر بود ؟

بله شکنجه گری که البته شخصیت خاص تری دارد و در بیابان گرفتار می شود و ماشین او به دلیل تمام شدن باک بنزین ، متوقف می شود . او به طور اتفاقی با شهید علم الهدی برخورد می کند سال ها او را شکنجه داده و یک ارتباط نگاهی و معنادار بین آنها برقرار می شود . هر دو یکدیگر را می شناسند اما علم الهدی ، به روی خود نمی آورد و گالن بنزین را برایش می گذارد و می رود . من در واقع در همین تک سکانس ، باید تمام بزرگی شخصیت آن شهید را در نگاه و فرو ریختن ام به نمایش می گذاشتم . سکانسی که یک روزه آن را گرفتیم .

 

ادامه گفت و گوی محمود گبرلو با محمود پاک نیت را در زیر می بینیم .

محمود پاک نیت بازیگر شناخته شده سینما و تلویزون است که از هفده سالگی کار خود را آغار کرده است که در بیشتر از صد فیلم و سریال ایفای نقش کرده است . او همسر بازیگر خانم مهوش صبر کن است . از بهترین نقش هایی که  محمود پاک نیت بازی کرده می توان به سریال یوسف پیامبر ، روزی روزگاری ، پس از باران ، شب دهم ، شهرزاد ، نفس گرم هفت سنگ و همچنین فیلم های سینمایی مرد عوضی ، ایستگاه متروک ، دل شکسته ، زیباتر از زندگی ، ترنج و آقای سانسور اشاره کرد .

 

در این فیلم هم با همسرتان خانم صبر کن هم بازی بودید ؟

بله ، من و خانم ام در تئاتر با هم آشنا شدیم و هنوز هم همکاری ما ادامه دارد .

 

چند سال است که با همسرتان هم بازی هستید یا همکاری هنری دارید ؟

از سال 56 تا کنون ، یعنی حدود 37 سال ، ما سال 56 در یک نمایش با نام شاتره کار زنده اید مجید افشاریان آشنا شدیم که آن نمایش را در سالن سنگلج تهران اجرا شد . سال 58 با هم ازدواج کردیم که حاصل این ازدواج ، دو پسر است که هر دو زندگی مشترک تشکیل دادند و ما باز تنها شدیم . مثل هر پدر و مادرهایی که با ازدواج فرزندشان بار دیگر به تنهایی می رسند .

 

یک زوج هنری منتقد کارهای هم نیز هستند ؟

بله . اصولا نزدیکان ، اولین کسانی هستند که می توانند درباره کار آدم نظر بدهند . من وقتی قرار بود در کاری بازی کنم و متن را به منزل می آوردم ، حتی فرزندانم هم درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن آن پیشنهاد نظر می دادند . همسرم هم نظر می داد و من هم درباره کارهای او نظرم را چه قبل از شروع و چه بعد از نمایش مطرح می کردم.

 

خانواده برای زوج های هنری چه قدر جایگاه دارد ؟ از چه نقشی در اعتلای آنها برخوردار است ؟

به نظرم اگر یک فرد با همکار خودش ازدواج کند ، راحت تر می تواند به کارش برسد . چون درک متقابل وجود دارد و این خیلی مهم است . این در همه حرفه ها هست و در بازیگری و سینما هم هست . ما حدود 14 ماه در میمه اصفهان با هم سر سریال پشت کوه های بلند یکی دیگر از کارهای آقای احمدجو بودیم . وقتی بازی ما در سریال تمام می شود ، در منزل تازه تمرین های مان شروع می شود و با همان عشقی که همیشه به کار داریم ، خودمان را برای روز بعد آماده می کردیم . این خیلی مفید است چون همفکری و تبادل نظر بیشتری را به همراه دارد ضمن آن که بحث هایی که به وجود می آید موجب می شود اشکالات یکدیگر را برطرف کنیم.

 

 

کمی به فضای بازیگری در سینمای امروز بیاییم . تحلیل شما نسبت به بازیگری در فضای امروز سینمای ایران چیست؟

حضور جوانان با انگیزه و مستعد آینده سینمای ایران را تضمین می کند . من حضور چهره های جوان را در این عرصه مثبت ارزیابی می کنم . ضمن آن که ما استعدادهای فراوان دیگری هم داریم که باید زمینه را برای رشد آن ها فراهم کنیم . من در هر شهری از شهرای ایران می روم با این معدن استعداد روبرو می شوم . چند وقت پیش ، داور یک جشنواره تئاتر در یکی از شهرستان ها بودم و علاقه شدید جوان ها را از نزدیک دیدم ولی متاسفانه جایی نیست که آنها بروند و آموزش ببینند یا اگر هم هست ، خیلی محدود است . به نظرم مسئولان محترمی که در راس امور فرهنگی و هنری هستند ، بهتر است این فضا را به وجود بیاورند.

فضایی که البته سبب اعتماد بیشتر خانواده ها شود و آن ها با خیال راحت فرزندان شان را روانه یادگیری یا کار در فضای تئاتر و سینما بکنند . تئاتر ریشه کار بازیگری است . اگر یک بازیگر از تئاتر شروع کند ، کار را ریشه ای می آموزد . مثال نقض آن هم عزیزانی است که به یک باره وارد کار بازیگری می شوند و بعد از چند صباحی ، رها می شوند و دیگر نمی توانند در این حرفه ادامه فعالیت بدهند . در واقع حذف می شوند و به کنار می روند چون ریشه ای این حرفه را یاد نگرفته اند.

گفتو گو با محمود پاک نیت

 

 

البته همان طور که شما اشاره کردید ، حضور یک جوان در عرصه تئاتر یا پشت سرگذاشتن آموزش های اصولی و ریشه ای ، می تواند در تربیت او مهم باشد اما بخش اعظمی از موفقیت او در ادامه راه ، به پتانسیل ، استعداد ، توانایی و پشتکار او بر می گردد و ضمن آن که اگر مراکز آموزشی متعدد داشته باشیم و ظرفیتی برای استفاده از توانمندی جوان ها وجود نداشته باشد ، مشکلی به مشکلات اضافه می شود؟

بله ، من نکاتی که شما مطرح می کنید را قبول دارم بحث من درباره شروع و ورود به این عرصه بود . شما وضعیت را آسیب شناسی می کنید که کاملا درست است . ما هم در سینما ، هم در تئاتر این مشکل را داریم . مثلا آنها که در تئاتر می مانند با مشکلی به نام کمبود سالن روبه رو می شوند و …. . حرف من این است که جوان ها را رها نکنیم و اگر می خواهیم فرهنگ و هنرمان رشد پیدا کند ، از جوان حمایت کنیم . یک بخش از این حمایت ، به ایجاد بستر مناسب برای آموزش بر می گردد و بخش دیگر به ایجاد فرصت برابر برای فعالیت . حرف من این است که آن ها را نباید رها کرد . کار هنری اینگونه است.

اگر در یک فرد ادامه پیدا نکند صیقل نمی خورد و او فرصتی برای رشد پیدا نمی کند ، پس تداوم مه است . ضمن آن که باید یک بازیگر به جایگاه خود واقف باشد و به آن اهمیت بدهد . بازیگر ، هنگام اجزا یا بازی در یک فیلم یا سریال ، با همه وجود در خدمت کارش است . بعضی بازیگران هستند که به طور همزمان ، در دو کار مختلف جلوی دوربین می روند . من اصولا مخالف این فضیه هستم . من البته خودم یک بار در این ماجرا گرفتار شده ام و ممکن است آدم بر اساس توان و تجربه از پس این تفکیک بر آید اما معتقدم نباید این کار را انجام داد . یعنی برای من بازیگر ، باید بازی ید یک شخصیت تمام شود و بعد بروم سراغ یک آدم دیگر . چون از یک طرف جدا شدن از یک ضخیت و رفتن به سمت شخصیت دیگر ، زمان بر است و از سویی ، اصولا نمی رسی این دو شخصیت را به درستی تحلیل کنی . عرض کردم که من یک بار برایم این اتفاق افتاد و زجری کشیده ام که مپرس !

 

 

و این به معنای نگاه ویژه شما به جایگاه یک هنرمند بازیگر است ؟

اطلاق هنرمند به خودم را خیلی سخت می دانم . در پی آن هستم اما واقعا دستیابی به آن دشوار است . هنرمند یک شخصیت خاص دارد که در ارتباط با جامع هاش معنا می یابد و به همین دلیل به هر کسی نمی شود هنرمند لقب داد ، ضمن آن که بعضی ها هنر را پیشه خود می کنند و این هم خطرناک است .

 

یعنی شما هنر را پیشه خودتان نمی دانید ؟

چرا . من از این راه زندگی می کنم ولی اینکه بخواهم هر کاری را به خاطر در آمد زایی انجام بدهم ، نه ! من واقعا چنین آدمی نیستم و ذهنیت من اینگونه نیست . من اخیرا یک سال و نیم کار نکردم صرفا به خاطر این که پیشنهاد ها خوب نبودند و نمی خواستم تن به هر کاری بدهم . یعنی هیچگاه تن نداده ام و نخواهم داد . مگر آن که یک وقت در رودربایستی دوستی قرار بگیرم که البته در چنین شرایطی هم واقع شده ام و کار کردم و بعد هم پشیمان شده ام . من بیشتر آرمانی نگاه می کنم . من هنوز خودم را هنرمند نمی دانم اما کماکان تمام تلاشم این است که هنرمند بشوم .

 

از بازیگری طی این همه سال فعالیت هنری خسته نشده اید ؟ به عنوان مثال وقتی نمی خواهید پیرو بسیاری از بازیگران با تجربه ، سراغ کارگردانی در سینما بروید ؟

نه ! اولا که ما وقتی بیکار هستیم ، خسته می شویم ! من از سال 48 کار بازیگری را شروع کرده ام . الان هم 67 ساله ام و هم چنان آماده کار و اساسا فکر می کنم کسانی که کار فرهنگی و هنری می کنند ، بازنشستگی ندارند . در مورد رفتن به سمت فیلمسازی هم باید بگویم که کارگردانی سینما کار من نیست . من معتقدم یک کار باید انجام داد و من اگر قرار باشد بازیگر باشم ، باید بازیگر باشم . اگر بتوانم همین کار را خوب انجام دهم ، خدا را شکر می کنم . بعضی ها می توانند هم بنویسند ، هم کارگردانی کنند ، هم بازی کنند و … اما من اصلا قصد ندارم وارد آن مقوله شوم.