مروری بر آثار اینگمار برگمان بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

مروری بر آثار اینگمار برگمان

 

بخش دوم مروری بر آثار اینگمار برگمان 

 

نخستین فیلم مهم رنگی اینگمار برگمان

نخستین فیلم رنگی اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

نخستین فیلم مهم رنگی برگمان ، هوس آنا که در سال 1969 ساخت ، به روابط متقابل چهار نفر می پردازد که در جزیره ی کوچکی در سوئد به نام فارو زندگی می کننند . برگمان خود در این جزیره اقامت داشت و فیلم های شرم و ساعت گرگ و میش نیز در این مکان فیلمبرداری شدند . این فیلم نیز همچون آثار دیگر برگمان درامی است در باب گناه ، اضطراب و سرانجام خشم و خورش ، که در آن هر یک از چهار کاراکتر در چنگال شهادت عرفانی منحصر به خود اسیر است . فیلم هوس آنا از این نظر که از تکنیک فاصله گذاری برشت و گدار استفاده کرده فیلم متفاوتی است . در این فیلم درام در اوج تنش متوقف می کنند با تماشاگر سخن بگویند . این فیلم همچنین با فیلمبرداری درخشان نیکویست کاربرد القاگرانه یی از رنگ ، صدا و عدسی تله فتو به دست داده است .

 

فیلم تماس اینگمار برگمان

 

فیلم تماس اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

برگمان پس از ساختن یک فیلم هفتاد و هشت دقیقه ای به شیوه ی سینما وریته از خانه اش در جزیره ی فارو به به نام سند فارو ، فیلمی برای سازمان تازه تاسیس ای بی سی پیکچرز کرپوریشن ساخت : تماس که در سال 1970 ساخته شده است که نگاهی است به پایه های نااستوار ازدواج های مدرن ، و در آن یک زن خانه دار نمونه ی سوئدی زندگی راحت خود در محیطی سنتی را رها می کند تا با یک باستان شناس متزلزل آمریکایی زندگی کند . نقطه ی کانونی فیلم آسیب شناسی روانی زن خانه دار سنتی متعارف در مقابل سلامت عاطفی یک باستان شناس نامتعارف است و برگمان برای تاکید بر این تعارض فیلم را عمدا با دیالوگ های پیش پاافتاده و کلیشه ای انباشته است تا بگوید یک مراوده ی متعارف اجتماعی همانقدر بی معناست که سخنان بیگانه ی فیلم سکوت ، تماس ، نخسیتن فیلم انگلیسی زبان برگمان ، شاید به دلیل استفاده ی نا به جا از الیوت گولد در نقش باستان شناس ، معمولا فیلمی ناموفق ازیابی می شود ، اما فیلم بعدی او ، فریادها و نجواها که در سال 1972 ساخته ، که همچون یک شاهکار تجلیل شده ، برگمان را به پایگاه پیشین خود بازگرداند .

 

 

این اثر بشدت شیوه پردازانه درباره ی طبیعت مرگ و مردن زیبایی آزارنده ایی دارد که در آن واقعیت ، خاطره و خیال یکی می شوند . فریادها و نجواها یا فیلمبرداری تحسین انگیز سون نیکویست با مایه های رنگ پاییزی به روابط متقابل چهار زن می پردازد که در اویل سده ی بیستم به دعوت مرگ به خانه ای اربابی و با شکوه خوانده می شوند . یکی از آن ها دختر ترشیده ای است که دارد آرام آرام از بیماری سرطان می میرد ، دو خواهر سالم و ثروتمند و شهور کرده ی او نیز آمده اند تا در هنگام مرگ بر بالینش باشند ، چهارمی خدمتکاری روستایی ، آنا ، در واقع تنها خواهر حقیق دختر در حال مرگ است ، زیرا او تنها کسی است که قادر است با عشقی گرم و نفسانی روح در حال پرواز بیمار را آرامش بخشد . ساختار فریادها و نجواها با ابعاد وهمناک ، معما گونه و پر تب و تاب ورای تصوری طراحی شده که ما را به یاد نمایشنامه ی یک رویا بازی از استریندبرگ می اندازد ، هر چند در عین حال اثر انگشت برگمان را برخود دارد : عصاره ی درخشانی از دلمشغولی های سبک گرایانه و درونمایه های ویژه ی برگمانی .

 

روایت شش گانه اینگمار برگمان

روایت شش گانه اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

فیلم بعدی ، صحنه هایی از یک زندگی زناشویی که در سال 1974 ساخته شد اساسا در شش قسمت پنجاه دقیقه ای برای تلویزیون سوئد ساخته شد ، و برای پخش سینمایی تا دو ساعت و چهل و هشت دقیقه کوتاه شد ، روایت شش گانه در سال 1977 در تلویزیون دولتی آمریکا پخش شد . در روایت سینمایی این فیلم ساختار چند قسمتی آن حفظ شده است : شش صحنه از ازدواح زن و مردی متعلق به طبقه ی متوسط در فاصله ی یک دهه . در این فاصله ی ده ساله ی رابطه ی زن و شوهر کم کم رو به فشار می گذارد و به جدایی منجر می شود . اما این زن و شوهر پس از جدایی به تدریج قوی تر می شوند و در پایان هر دو با شخص دیگری ازدواج می کنند . مطابق معمول برگمان در این فیلم هم فضای اضطراب آلود داستان را با اتکا به نماهای درشت القا می کند ، او همچنین البته ، آن را مناسب نمایش در تلویزیون می سازد اما واقعگرایی روانشناسانه و ویژه ی برگمان در اینجا با واقع نمایی بی سابقه ای ، شامل حداقل خیالپروری ، خاطره و استعاره عرضه شده است . پایان باز صحنه هایی از زندگی زناشویی ، با ضرباهنگ کند و برخورداری از اوج های نمایشی فراوان ، عملا ساختاری مشابه با سپ آرا همان اپراهای صابونی دارد ، با این تفاوت که احساس عمیق و زیرکی ویژه اش آن را از سپ آپرا متمایز می کند .

 

فیلم فلوت سحر آمیز اینگمار برگمان

فیلم فلوت سحر آمیز اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

برگمان با فلوت سحر آمیز که در سال 1975 ساخته پیروزمندانه عمری دلبستگی به اقتباس از اپرای موتسارت ، در باب نیروی تعالی بخش عشف و هنر ، را واقعیت بخشید . فیلم نازک اندیش و عافیت طلب فلوت سحر آمیز نمایشی است بازیگوشانه از آن جنبه ای از برگمان که به ندرت در یک دهه فیلمسازی او دیده شده است . برگمان با این فیلم همچون یک تولید تئاتری سده ی نوزدهمی برخورد کرده و در واقع اشتیاق خود را در خیالپردازی با امکانات تئاتری ارضا کرده است . فلوت سحر آمیز برگمان را بار دیگر تلویحا به دوران پرسونا و شعبده باز مربوط کرده است .

 

مطالعه بیشتر: فیلمبرداری همایش

 

 فیلم چهره به چهره اینگمار برگمان

فیلم چهره به چهره اینگمار برگمان
مروری بر آثار اینگمار برگمان

فیلم های بعدی ، چهره به چهره در سال 1976 ساخته شده داستان سقوط دهشتبار زنی روانشناس در بیماری روانی ، و تخخم مار که در سال 1977 ساخته شده درباره ی تضادهای روانی  یک مجری سیرک یهودی در آلمان پیش از نازی ، که هر دو به زبان انگلیسی و در برلین فیلمبرداری شدند ، نظر منقدان را جلب نکردند . او با فیلم های سونات پاییزی که در سال 1978 ساخته شده ، پژوهشی محکم از ارتباط میان یک پیانیست کنسرت و دختر میان سالش ، که در نروژ فیلمبرداری شد ، و با فیلم از زندگی عروسک های خیمه شب بازی که در سال 1980 ساخته شده روایتی سوزان از سقوط ناشی از بیماری حنسی ، که در آلمان فیلمبرداری شد ، برمگان با موفقیت تمام بار دگیر به روابط پریشانی انسانی ، که در گذشته به خوبی پرورش داده بود ، بازگشت . برگمان با فیلم فنی و الکساندر که در سال 1982 ساخته شده ، پر زرق و برق ترین و سهل الهضم ترین اثر خود را به سینما عرضه کرد و چهرا جایزه ی اسکار به دست آورد . او در این فیلم موفق شده دینای جادویی کودکی خود در شهر اوپسالا در سال های اولیه ی سده ی بیستم را بازسازی کند . اگر چه فنی و السکاندر دقیقا زندگینامه ی برگمان نیست اما به هر حال همچون آثار پیشین او خاطره هایی است که به زبان سینمایی عرضه شده اند . برگمان در جلسه ی افتتاحیه ی این فیلم اعلام کرده بود که فنی والکساندر آخرین فیلم او خواهد بود ، اما پس از آن دو فیلم دیگر ساخت ، نخست یک فیلم 16 میلیمیتری برای تلویزیون که قصد نداشت در سینماها به نمایش بگذارد ، و سپس فیلم پس از تمرین که در سال 1984 ساخت ، این فیلم داستان رابطه ی میان یک کارگردان میانسال تئاتر با دختر معشوقه ی مرده ی او که اکنون بازیگر شده است . فیلم اخیر در حقیقت یک نمایشنامه ی تک پرده ای با سه کاراکتر است و برگمان کوشید از پخش سینمایی آن جلوگیری کند اما موفق نشد و تهیه کننده ی فیلم ، یورن دونر ، آن را به پخش کنندگان آمریکایی فروخت . او اکنون عزم جزم کرده تا جهان سینما را ترک و باقی عمر خود را صرفه حرفه ای کند که عشق اول او بود یعنی همان تئاتر .

 

پیشنهاد طلوع فیلم: اصول مستند سازی

 

اینگمار برگمان هنرمندی است با استعدادی گسترده و نامتعارف ، و بی تردید یکی از مهم ترین هنرمندان تاریخ سینمای غرب به شمار می رود . نگاه او به شرایط انسانی همانقدر تیره است که پیشگامان بزرگ او در سینمای اسکاندیناوی ، از جمله تئودور درایر که برگمان به ویژه از او تاثیرات عمیقی گرفته است . درونمایه ی آثار او به دو تن از غول های درام نویسی سده ی نوزدهم ، ایبسن و استریندبرگ ، که نمایشنامه های قوی تر و یک رویاپردازی او پشتوانه ی فیلم های پرسونا و فنی و السکاندر بود . برگمان به رغم نیست نگاری کمیک خود اساسا هنرمندی مذهبی است و در فیلم هایش پرسش های بنیادینی در باب هستی اسنان طرح می کند ، معنای درد و رنج ، غیر قابل توضیح بودن برگمان به استثنای احتمالا پرسونا از نظر قالب روایی هرگز نوآور بزرگی همسنگ ولز ، آنتونیونی یا گدار نبوده اما در جذب نوآور بزرگی همسنگ ولز ، آنتونیونی با گدار نبوده اما در جذب نوع آوری های دیگران چالاک بوده است . تجربه هایش به جای قالب همواره تجربه هایی روشنکرانه و مابعدالطبیعه بوده اند ، و او با پرسش های مشکل خود و اصرار در پرداختن به مایه های آزاردهنده ، در برخورد با مخاطبان خود همواره خطر کرده است .

به واسطه ی ساختار اقتصادی سازمان صنایع فیلم سوئد برگمان آنقدر آزادی داشت تا جهان بینی سیاه خود را با سربلندی و استقلال به تصویر در آورد . این سازمان بود که به جز چهار فیلم کلیه ی فیلم های او را ، که بالغ بر چهل می شود ، سرمایه گذاری کرد ، و همین سازمان هزینه ی تولید و پخش همه ی طرح های تصویب شده ی او را پرداخت ، حتی اگر طرح قادر به بازگرداندن هزینه ی خود نمی بود . لذا بی راه نیست اگر بگوییم برگمان به ندرت تحت فشارهای اقتصادی شدید ، که گریبانگیر اکثر فیلمسازان جهان بوده است ، قرار داشته است . اما باید اذعان داشت که به هر حال او نگاه خود را تحت هر شرایطی ، هر چند مشکل ، دنبال کرده است ، چنان که بارها اعلام داشته برای من ساخت فیلم یک ضرورت طبیعی است ، نیازی همچون گرسنگی و تشنگی . او ضمنا با صرفه جویی قابل تحسینی استقلال خود را حفظ کرده است : با گروه محدودی از بازیگران و همکاران کار کرده و فیلم هایش را در هر جای ممکن در مکان طبیعی فیلمبرداری کدره است . مثلا همه ی فیلم های او را گونر فیشر و سون نیکویست فیلمبرداری کده اند و او خود غالب فیلمنامه هایش را با یاری برخی از بازیگران گروه ،که نقشی در فیلم او داشته اند ، نوشته است . آنچه بیش از همه ی این ها اهمیت دارد این است که اینگمار برگمان فیلمسازی ( حتما مطالب فیلمسازی را مطالعه نمایید. ) را همچون یک قالب هنری جمعی می نگرد ، و فیلمسازی را غالبا برا فرآیند بناکردن یک کلیسای جامع مقایسه کرده است که در آن هر کسی حداکثر مهارت خود را ، بدون نام و نشان ، در خدمت شکوه خداوند قرار می دهد ، چنان که خود نوشته است من جدا از آن که مومن باشم یا نه ، مسیحی باشم یا نباشم ، سهم خود را در بناکردن یک کلیسای جامع ادا می کردم .