مروری بر آثار فرانسوا تروفو

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

مروری بر آثار فرانسوا تروفو

 

فرانسوا تروفو که در سال 1932 متولد شده و در سال 1984 از دنیا می رود از موفقترین کارگردان های تجاری پس از موج نو ، با تاسیس کمپانی له فیلم دوکروس توانست استقلال خود را حفظ کند . نام این کمپانی به عنوان تجلیل از فیلم کالسکه ی طلایی که در سال 1952 ساخته شده از رنوار انتخاب شده بود . تاثیرهای عمده ی سینمایی خود را از فیلم های رده ی ب از فیلم های نوآرهای آمریکایی ، آلفرد هیچکاک و ژان رنوار اخذ کرده بود . پس از فیلم چهارصد ضربه که در سال 1959 ساخته شده ، که خود آن را بزرگداشت احترام آمیز فیلم های رده ی ب آمریکایی خوانده ، به نوازنده ی پیانو شلیک کنید که در سال 1960 ساخته شده ، را بر اساس یک تریلر گنگستری آمریکایی از دیوید گودیس ساخت .

این فیلم داستان یک پیانیست کمروی یک میکده ی درجه ی سه ی پاریسی به نام چارلی است که از طریق یک سلسله ی رجعت به گذشته ی طولانی در می یابیم روزگاری پیانیست بزرگی به نام ادوارد سارویان بوده است . چارلی و دوست دخترش لنا با دو گنگستر برخورد می کنند که در جستجوی برادر کوچک چارلی هستندو چارلی طی ماجرایی به طور تصادفی و برای دفاع از خود صاحب رستواران را می کشد و این زوج مجبور می شوند از شهر بگریزند . فیلم با تیراندازی برادرها و گنگسترها در فیلم خانه ای روستایی در زیر برف به پایان می رسد و در این گیر و دار لنا کشته می شود .

فیلم پس از نمایش مورد انتقاد فراوان قرار گرفت زیرا فضای آن به طور ناگهانی از کمدی به درام ، سپس به تراژدی تغییر می کند و سبک روایی گسسته ای دارد . با این حال باید گفت این فیلم یک از نفس افتاده ی دیگر به روایت تروفو است . با جوهرهایی از موج نو همراه با ترفندهای عجیب و غریب تصویری ، کنایه به فیلم های دیگر ، و ترکیب یا تخریب گونه های سینمایی با همه ی آن خویشتابی های ضد سنتی در این نهضت . به نوازنده ی پیانو شلیک کنید مانند چهارصد ضربه فیلمبرداری خیره کننده ای دارد که توسط فیلمبردار موج نو ، رائول کوتار ، به طریقه ی دیالیسگوپ گرفته شده است .

 

 

سومین اثر تروفو

سومین اثر تروفو

سومین فیلم داستانی تروفو ، ژول و ژیم است که در سال 1961 ساخته شده ، یادکردی است از تاثیرهای رنوار و سنت سینمای غنایی فرانسه . درون مایه های اصلی این فیلم همچون آثار رنوار دوستی و عدم امکان دستیابی به آزادی واقعی در عشق است یا چنان که تروفو خود گفته است تک همسری ناممکن است ، اما هر راه حل دیگری کار را خراب تر می کند . ژول و ژیم اقتباسی است از رمان های هانری پی یر رسه و فیلمی است زیبا و حساس درباره ی دو دوست نزدیک ، یکی فرانسوی و دیگری اتریشی که هر دو عاشق یکه زن به نام کاترین می شوند ، جنگ دوم جهانی آن ها را از هم جدا می کند و پس از پایان جنگ آن ها دوباره به یکدیگر می پیوندند و به یک رابطه ی مثلث عشقی تن می دهند .

این فیلم با موضعی روشنفکرانه اشاره به وضعیتی دارد که از نظر عاطفی برای هر سه طرف ناممکن است و در پایان فیلم کاترین به همراه ژیم خود را در آب غرق می کند و ژول آن دو را به خاک می سپارد . از آنجا که ژول و ژیم فضای دوران خود را بازسازی می کند و در مکان های طبیعی فیلمبرداری شده است ، و نیز به خاطر اجرای درخشان بازیگران برجسته اش به ویژه بازی ژان مورو در نقش کاترین شیدا و خوشباش و معمایی فیلم درخشانی است .

با آن که تروفو در این فیلم از تکنیک زدگی خودآگانه ی فیلم به نوازنده ی پیانو شلیک کنید پرهیز کرده ، فیلم به زیبایی تمام به طریقه ی فرانسکوپ فرآیند دیگری از سینماسکوپ ، توسط رائول کوتار فیلمبرداری و ترکیب بندی شده ، و با وجود استفاده ی غیر سنتی از عدسی زوم ، حرکت کند اسلومشن ، قاب ساکن ، اعوجاج آنامورفیک  از فیلم های آرشیوی جنگ جهانی اول و حتی استفاده از هلی شات ، موفق شده غنای عاطفی آن را حفظ کند . پس از کارگردانی فیلم آنتوان و کولت ، که همچنان توسط کوتار و به طریقه ی فرانسکوپ و در مجموعه ی عشق در بیست سالگی که در سال 1962 ساخته شده فیلمبرداری شد ، ترور با همکاری همین جانبدارانه ای است در باب زنای مردی میانسال که متاسفانه پایان مولودراماتیکش به آن آسیب رسانده است .

 

پیشنهاد طلوع فیلم: آموزش طراحی صحنه

 

تروفو و هیچکاک

تروفو و هیچکاک

غالب منتقدان اقتباس پریشان تروفو از رمان ری برادبری به نام فارنهایت 451 که در سال 1966 ساخته شده ، نخستین فیلم رنگی او را که به زبان انگلیسی هم ساخته شده ، یک شکست قلمداد کرده اند ، زیرا این فیلم درونمایه ی سنتی افسانه ی علمی را نقض کرده است . اما تصویری که این فیلم از آینده ی نزدیک ، مبنی برای پیدایش جامعه ای بدون احساس و مردمانی خوشباش و بی اندیشه اما متزلزل ، می دهد که از پرده ی عریض تلویزیون رنگی بیرون زده اند با فیلمبرداری درخشان نیکولاس روگ ، امروز آن را فیلمی پیشگویانه می نمایاند .

تروفو در سال 1967 مصاحبه ای با آلفرد هیچکاک انجام داد و آن را به صورت کتابی متنشر کرد و در آن احترام عمیقش را به هیچکاک نشان داد . در این کتاب هیچکاک را نه تها با گریفیس ، هاکز و فورد ، بلکه همچنین با کافکا ، داستایفسکی و آلن پو مقایسه کرده است . در ادامه ی همین دلبستگی بود که تروفو در فیلم بعدی خود را مستقیما با الهام از هیچکاک ساخت : عروس سیاه پوش که در سال 1967 ساخته شده ، افسانه ای تعلیق دار از انتقام که در آن زنی ژان مورو پنج مرد را ، که در قتل تصادفی شوهرش در شب عروسی دست داشتند تعقیب می کند و با بی رحمی آن ها را می کشد .

این فیلم اقتباسی است از رمان ویلیام آیریش مولف رمانی که هیچکاک نیز پنجره ی رو به حیاط که در سال 1954 ساخته را از او گرفته بود . با فیلمبرداری رائول کوتار ، به همراه موسیقی برنارد هرمن ، آهنگساز برخی از آثار داستانی هیچکاکی ، یعنی غافلگیر کردن تماشاگر با یک تعلیق دور از انتظار ، فیلم دوم ، پری دریایی میسی سی پی که در سال 1969 ساخته شده ، نیز از رمان ویلیام آیریش اقتباس شده و دنی شروال آن را به طریقه ی دیالیسکوپ فیلمبرداری کرده است . تروفو این فیلم را به ژان رنوار تقدیم کرده و در آن اشاره هایی به فیلم های رنوار دارد به ویژه با تعبیه ی یک پایان بندی باز که در واقع کنایه ای بصری در تجلیل از شیوه ی پایان بندی فیلم توهم بزرگ که در سال 1937 ساخته شده است . با این حال این فیلم نیمه تریلر که در آن مرد محترمی قربانی شرارت یک زن مهلک می شود ، از نظر سبک و ساختار کاملا هیچکاکی است .

 

مطالعه بیشتر: زندگینامه ژان ‌کوکتو

 

دومین فیلم تروفو

دومین فیلم تروفو

تروفو در فاصه ی فیلم های عروس سیاه پوش و پری دریایی ، میسی سی پی دومین فیلم از سلسله ی آنتوان دوانل به نام بوسه ی دزدیده شده را ساخت . این فیلم با فیلمبراری زیبای شروال ، روایت لطیف و پرعاطفه ای است از بازگشت آنتوان که پس از سلسله رابطه با دختران مختلف قدم در دنیای بلوغ می گذارد و سرانجام با کریستین ازدواج می کند . سومین فیلم از سلسه ی دوانل ، اتاقی با دو تخت که در سال 1970 ساخته شده به سال های اولیه ی ازدواج آنتوان با کریستین می پردازد که وجود رابطه ی دیگر آن را مخدوش می کند اما سرانجام ، هرچند به سختی ، دوباره به حالت عادی برمی گردد .

این فیلم سبک و مفرح کمدی موفقی از کار در آمد ، اما همچون فیلم ژول و ژیم به خاطر خلاف عرف خود به شدت زیر سوال می رفت . تروفو خود سلسه ی فیلم های آنتوان دوانل را که بیست سال پیش با چهارصد ضربه آغاز کرده بود با فیلم عشق شتابزده که در سال 1979 ساخته به پایان رساند . این فیم با جدایی صلح آمیز آنتوان از کریستین آغاز می شود و با رودررو شدن آنتوان با اشخاصی از دوران گذشته اش به پایان می رسد .

 

برای مشاهده بخش دوم این مقاله کلیک کنید.