مسعود ده نمکی در برنامه 7 بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت‌وگو محمود گبرلو با مسعود ده نمکی در برنامه 7
بخش دوم

 

امروز سینما مخاطب گسترده‌ای دارد. میلیون‌ها تحصیل‌کرده و صاحب‌نظر در کنار دیگر طیف های مردم. این را که مخاطبان فیلم‌های شما ساده پسند هستند می‌پذیرید ؟

قطعاً این فرضیه را نمی‌پذیرم. من نام این مخاطب گسترده را مخاطب عام به معنای عوام نمی‌گذارم  و فیلم من هم صرفاً یک فیلم عامه‌پسند نیست. مخاطب گسترده‌ای که شب‌ها فیلم‌های مدرن دنیا رو در سینمای خانگی منزلش می‌بیند و با ماهواره ، تلویزیون و سایر رسانه‌های مدرن روبروست، وقتی می آید فیلم من را می‌بیند دیگر ساده پسند نیست.

اگر قرار بود نگاهی مخاطب گسترده مبتنی بر ساده پسندی باشد فیلم‌های اصطلاحاً شونه تخم مرغی هم این اتفاق برایشان باید بیفتد و اگر مخاطب ساده پسند از دیگر فیلم‌های ساده انگار سینماها هم استقبالی مشابه استقبال از فیلم‌های من داشت حال چرا این اتفاق نمی‌افتد ، نشان می‌دهد که مخاطب من اتفاقاً مخاطب ساده پسند نیست و بیشتر دنبال این است که فیلم من حرف جدیدی داشته باشد و من هم سعی کرده‌ام هر بار با فیلم جدیدم حرف جدیدی برای مخاطب داشته باشم.

 

 

واقعاً بیاییم بررسی کنیم که چه اتفاقی می‌افتد که مخاطب فیلم‌های من را، هم اقشار مذهبی و بشدت مذهبی تشکیل می دهد و هم طیفی از مخاطبان که جوانند و گفته می شود دین گریز هستند. اصولاً دفاع مقدس را قبول ندارند و غیر این‌ها به سالن سینما می‌روند می‌خندند، می‌گریند و آن مفهوم را درک می‌کنند و می‌آیند بیرون در باب دفاع از دین بهتر از رسوایی نمی‌شود فیلم ساخت اتفاقی که برای اولین بار پس از سی سال رخ داد.

من در این فیلم یک روحانی سکولار را تصویر نکردم که به مردم کاری ندارد و داخل خانه‌اش بچه‌اش را تیمار می کند او درگیر مسائل جامعه پیرامونش هست و نگاهش این‌گونه است که باید به مردم کار داشته باشد. مردمی که به خاطر فقر و نداری در آستانه گناه قرار دارند و آن‌ قدر دغدغه اجتماعی دارد که می آید و به خاطر این مردم آبرویش را به خطر می‌اندازد. متأسفانه وقتی نگاه می‌کنم ، به این نتیجه می‌رسم که حتی منتقد مذهبی ما هم این مفاهیم را درک نمی‌کند و معلوم می‌شود که او اصلاً دوتا روایت هم نخوانده است. از دید برخی آقایان سینمایی که قرار است مروج درک دینی باشد یعنی صرفاً روایت زندگی حضرت یوسف درحالی‌که ما قرار است برای مخاطب امروزی حرف بزنیم نباید دست به نمادسازی بزنیم.

 

قبل از شروع این گفتگو برای فیلم معراجی‌ها جایزه جشنواره فیلم مقاومت را دریافت کردید .چه احساسی دارید؟

راستش سعی می‌کنم کمتر در مورد این جایزه صحبت کنم.

 

یعنی کلاً نمی‌خواهید درباره‌‌اش صحبت کنید؟

به هرحال من واقعاً می‌گویم که نگاهم به جشنواره‌ها نیست. البته قبلاً فکر می‌کردم جشنواره مقاومت و دفاع مقدس با سایر جشنواره‌ها تفاوت می‌کند ، اما به نظرم این جشنواره هم تفاوتی با بقیه تفاوتی ندارد … ضمن آنکه من معتقدم فیلم را نباید برای جشنواره ساخت. حتی به این قائل نیستم که فیلمی بسازم که در جشنواره دفاع مقدس نمایش داده شود.

مسعود ده نمکی

 

پس مردم چه؟

یک بخش زیادی از این مردم قشر خاکستری هستند . بخش سیاه و سفید جامعه انتخاب‌های خودشان را کردند و پای اعتقاداتشان سفت و محکم ایستادند و حالا ریزش و رویش هر دو طرف است. هر دو طیف هستند مثلاً یک سال پنج میلیون نفر را به راهیان نور می‌برند و یک سال سه میلیون نفر را اما هفتاد میلیون نفر را نمی‌برند. هنر سینما یکی از وظایفش اینست که اگر آن هفتاد میلیون نفر را به راهیان نور نمی‌برند راهیان نور را بردارد و به داخل خانه مردم ببرد یا مردم را برای دیدن حماسه‌ها و ارزش‌گذاری روی مفاهیم به سالن سینما بکشاند کاری که غربی‌ها با فیلم و سینما برای مردم دنیا انجام می‌دهند.

نیم قرن از جنگ ویتنام گذشته اما هنوز بهترین فیلم‌های آن‌ها درباره این جنگ است مخاطب هم دارد. چرا فیلم دفاع مقدس ما مخاطب ندارد خب این نیاز به آسیب شناسی دارد من به‌‌عنوان کسی که روزنامه نگار بودم و نسبت به آسیب‌های اجتماعی منتقد بودم و از بیرون به قصه نگاه می‌کردم به این نتیجه رسیدم که به‌ عنوان کسی که جنگ را از نزدیک لمس کرده ، وارد میدان شوم و موج تازه‌ای را مقابل فیلم‌هایی که مخاطب را از سینما فراری داده‌اند ، مقابله فیلم‌هایی که به اسم شعاری نبودن ، دفاع مقدس را تحریف کردن بایستم چراکه معتقد بودم عده‌ای با نگاه کهنه و غیر جذاب درحال افتادن از آن سوی بام هستند و عده‌ای دیگر هم به اسم فرار از شعار به القای نگاه ضد دفاع مقدس واقعیت‌ها را حتی در تیپ و رفتار رزمنده‌ها تحریف می‌کنند.

 

 

به جای خوبی رسیدید مرز این‌که یک فیلم ضد دفاع مقدس باشد یا مثلاً در کنار تبیین ارزش‌های دفاع مقدس ، اصل جنگ را نکوهش کند ، کجاست ؟

شما دیدید در قسمت اول سه‌گانه اخراجی‌ها یک بخش از آدم‌های جنگ سال‌ها به دلایل مختلف سانسور شده بودند دیده شدند ، بعد از آن فیلم ده‌‌ها جلد کتاب درباره آدم‌ها منتشر شد و درواقع آدم‌ها جرئت کردن خاطرات خودشان را بنویسند ، عده‌ای می‌گویند آیا آدم‌های جبهه امثال مجید سوزوکی و … بوده اند ، واضح است که این‌گونه نبوده بلکه این آدم‌ها هم در جبهه حاضر بودند یعنی هم سوزوکی‌ها بوده‌اند و هم حاجی‌ها و سیدها.

تازه افرادی که من نشان دادم بعد به مسیر درستی هدایت می شوند مرز بین نگاه ضد جنگ و ضد دفاع اینجاست همان جمله مشهور امام خمینی است که می‌گفتند جبهه دانشگاه آدم سازی است. یعنی تصویر یکی مثل مجید سوزوکی که تا دیروز در خیابان برای دفاع از ناموس خودش قمه می‌کشیده و حالا به ظرفیتی می‌رسد که برای دفاع از کشورش مقاومت می کند نه این‌که نوار فروشی راهی جبهه شود و سی‌دی فروش از جبهه برگردد تحریف اینجاست. نکته دیگر در تشخیص این مرز رساندن مخاطب و دنیا به باورپذیری است ، ما همیشه مردان جنگ را نشان دادیم ، ما از پیروزی‌ها گفته‌ایم و از شکست‌ها نگفته‌ایم . اگر این شکست‌ها را نشان ندهیم اگر عملیات رمضان را برای این نسل روایت نکنیم ، مردم عظمت عملیات کربلای پنج را باور نمی‌کنند چون دشمن را کوچک کرده‌ایم.

 

یعنی به عقیده شما ، وقتی جلوی بیان حقیقت گرفته شود ، و نتوان نگاه ضد جنگ درست را ارائه داد ، فیلم‌ساز به سمت نگاه ضد دفاع می رود ؟

 بله ، این مسیر را باید درست رفت و تبدیل به ضد خودش نشود و نگاه بیمار و کاسب‌کارانه از آن بیرون نیاید . ما فیلم معراجی‌ها را برای بخشی از سرداران جنگ نمایش دادیم و همه با اشک از سالن بیرون آمدند چون من همه توانم را گذاشته بودم تا خلق صحنه‌های جنگ به کاریکاتور بدل نشود ، من شاهد بودم که یکی از دوستانم که در جنگ دچار موج گرفتگی شده بود در صحنه‌هایی از فیلم وسط سینما فریاد زد که یکی اون دوشکا رو بزنه همان اتفاقی که در واقعیت برای ما افتاد.

این به این معناست که فیلم کار خودش را کرد ، با این وجود از من انتقاد کردند که چرا فیلم این قدر تلخ تمام می شود و من مجبور شدم یک عملیات ایذایی را برایشان شرح بدهم و بگویم که معنای این‌که همه توان لجستیک دنیا در اختیار صدام بود یعنی چه.

واقعیت اینست که ما دشمن را در فیلم‌هایمان درست معرفی نکرده‌ایم و به همین دلیل عظمت کار بچه‌های جنگ کامل بیان نشده است ، جالب اینجاست که همین معراجی‌ها که می‌گفتند تلخ است و شکست ده نمکی را رقم می‌زند پنج میلیارد فروخت و مخاطبی آن را دید که چشمانش اشک‌بار بود و می‌دانست که قرار است نسخه سریال آن هم از تلویزیون پخش شود یا حرف‌هایی که ما در نسخه تلویزیونی این فیلم در باب شهدای گمنام مطرح کردیم حرف زیاد است در دوران جنگ ویلاهایی برای آقایان ساخته می‌شد درحالی‌که بچه‌ها در خط مقدم لودر نداشتند تا خاک‌ریز بزند ما هم می‌خواستیم بجنگیم و هم می‌خواستیم نجنگیم.

این‌ها حرف‌هایی است که سینمای جنگ هنوز نزده وسیاه‌نمایی هم نیست مدت‌هاست می‌آیند و این را مطرح می‌کنند که چرا رفتید جنگیدید اتفاقاً الان باید این سوال مطرح شود که چرا نیامدید بجنگید؟ مملکتی که بیست میلیون جوان داشت باید به تعبیر امام رحمه الله بیست میلیون تفنگ‌دار می‌داشت اما در شرایطی که مردم ما می‌دانستند قسمت صدم اوشین دارد پخش می‌شود اینا نمی‌دونستن که کدام عملیات والفجر در جبهه شروع شد و چطور می‌شود برخی حرف‌هایی که آقایون امروز مطرح می‌کنند را باور کرد این را می‌دانم که در فضای سینما خیلی سخت می‌توانم خودم را کنترل کنم و اگر دوران فعالیت سیاسی هم بود این حرف‌ها را خیلی صریح‌تر مطرح می‌کردم.

 

 

این جا در مدیوم سینما می‌گویند باید با لبخند حرف‌ها را زد و من این را زیاد بلد نیستم . فقط این را می‌پرسم که چرا ما باید بدهکار آقایان باشیم . سینمای ضد دفاع مقدس که برخی‌ها دنبال آن هستند اصلاً چرا باید وجود داشته باشد این نوع نگاه را باید کشورهایی که جنگشان تجاوزکارانه بود دنبال کنند یا آقایان بیایند در مورد اجدادشان که کشورگشایی می‌کردند فیلم بسازند چرا در  مورد نسلی می‌سازند که فقط از مرزهای این کشور دفاع کردند.

شما رفتید زندگی‌تان را کردید ، پول‌هایتان را انباشتید تا بچه‌هایتان به خارج از کشور بروند درسشان را بخوانند و جوان‌های ما رفتند و قربانی شدن این‌ها بدهکار نیستند این‌ها باید طلبکار باشند . چطور است که امام گفتند من جام زهرآگین قبول قطعنامه را نوشیدم چرا به اینجا که می‌رسد بعضی‌ها به امام نامه می‌نویسند که مردم شوق رفتن به جبهه را ندارند و صلاح بر این است که قطعنامه را بپذیریم . وظیفه سینما پرداختن به این‌گونه ناگفته هاست.