مصاحبه با گلنا گوردون
09
اکتبر

مصاحبه با عکاس مستند و روزنامه نگار گلنا گوردون ( Glenna Gord )

 

سماویا ابراهیم در حجاب آبی با دو خواهر خود با قطار از لاگوس به زریا سفر می کند. آنها دو روز برای سفر آماده شدند و برنج و لوبیا درست کردند تا با خود بیاورند. تنها یکی از این سه دختر متاهل است و دو نفر دیگر به زودی ازدواج می کنند.

مصاحبه گلنا گوردون

 

در آگوست 2015 ، گلنا گوردون ، روزنامه نگار ، به مجله نیویورک تایمز مأمور شد که از قطار 720 مایل خود در نیجریه ، از لاگوس به کانو ، برای اولین بار در سفر Voyages عکس بگیرد.

گوردون می نویسد: “خط ریلی استعماری در سال 2012 هنگامی که توسط چینی ها پس از سالها ناامنی بازسازی شد ، دوباره بازگشایی شد. این سفر حماسی از لاگوس ، قطب رشد و تحول و مرکز آفریقای جدید ، به کانو ، یک شهر تجاری باستانی اما فقیر در پای کویر صحرا در حال مبارزه با بوکوحرام است . . . . شمال و جنوب در اصل دو موجودیت مختلف هستند و این سفر حماسی فرصتی برای دیدن همه کسانی است که به جلو می روند به پیشرفت و همه دلایل پیچیده ای که چیزها عقب مانده اند.

یک تکلیف رویایی – اما با موانع و چالش های فراوان – گوردون در مورد جزئیات پشت صحنه مصاحبه کرده که وی را قادر به سفر و عکاسی ( حقایق نورپردازی در عکاسی ) در یکی از دشوارترین (اگر نه سخت ترین) کشورهای جهان کرد.

مصاحبه زیر اولین مصاحبه با گلنا گوردون است:

 

چگونه وظیفه عکاسی از “آموزش سفر در سراسر نیجریه” برای مجله نیویورک تایمز به وجود آمد؟

گلنا گوردون: من همیشه می خواستم قطار را به سراسر نیجریه برسانم. من در سال 2012 امتحان کردم. من حتی با کیسه های بسته بندی شده خود به ایستگاه رفتم و آماده رفتن شدم ، اما فرانسوی ها در مالی مداخله کردند و من یک تکلیف را دریافت کردم ، بنابراین به دور برگشتم و به فرودگاه رفتم و به جای آن پرواز کردم. سپس ، من یک بار سعی کردم آن را بدون مقالات مصرف کنم.

اما بار سوم جذابیت داشت! سردبیر مجله نیویورک تایمز از من دعوت کرد تا برای اولین بار در سفر خود [Voyages] شرکت کنم و من بلافاصله می دانستم که چه کاری می خواهم انجام دهم. آنها سریع و یک هفته زمین را پذیرفتند و بعداً در قطار حضور پیدا کردم.

یک زن با حرکت به سایر قطارها به قطار صعود می کند و سوار می شود که سوار آن شوید ، همچنین در ایستگاه Abeko در خارج از وسعت گسترده لاگوس حرکت کنید.

مصاحبه گلنا گوردون

 

برای سفر به نیجریه به چه مدارک و ترخیص و غیره نیاز داشتید؟

گلنا گوردون: ویزاهای نیجریه آسان نیست ، اما من از سال 2011 به طور مرتب به آنجا می روم و اکنون دسته ای از آنها را دارم. هر وقت به کنسولگری می روید ، قانون جدیدی وجود دارد. آنها می خواهند شما به بسیاری از حلقه ها پرش کنید ، و شما باید این کار را با یک لبخند انجام دهید. این فقط اولین چالش است. وقتی همکاران به من می گویند که در مورد چگونگی انجام این کار یا مشکلی که دارند ، به مشاوره نیاز دارند ، من می توانم کمی کمک کنم ، اما در نهایت شما باید با آن همکاری کنید ، و اگر نمی توانید کنسولگری را مدیریت کنید ، شما پس از رسیدن به آنجا ، هیچ کاری را مدیریت نخواهید کرد. ( مقالات عکاسی را در این صفحه ببینید )

 

کنسولگری نیجریه چگونه است؟

گلنا گوردون: کنسولگری ها برای بسیاری از کشورها بر اساس همان عقاید حاکم و نظم و اقتصادی عمل می کنند که در کشوری که آنها نمایندگی می کنند ، کار می کنند ، حتی اگر در آمریکا باشند. بنابراین ، روابط شخصی و ضربه زدن به نوع صحیح لحن دوستانه می تواند همه چیز را معنی دهد. و هرچه وب سایت می گوید شما به آن نیاز دارید ، مردی که روی میز است تضمین می کند – از شما می خواهد یک تکه کاغذ را که ندارید بردارید  بنابراین باید مجدداً و دوباره به آن برگردید تا آن را بدست آورید.

ایستگاه قطار قبل از سفر به شمال با مسافران پر می شود. بیشتر مسافران شمالی هستند که نمی توانند از عهده پرواز برآیند یا برای حمل و نقل جاده ای بسیاری از کالاها یا چمدان های زیادی را حمل می کنند. برخی از جنوبی ها همچنین از قطار به عنوان یک “محلی” استفاده می کنند و آن را تنها چند ساعت از شمال از نقطه شروع در لاگوس طی می کنند.

مصاحبه گلنا گوردون

 

چه اقداماتی برای تقویت امنیت قبل از سفر به نیجریه انجام دادید؟

گلنا گوردون: برای این سفر ، مهمترین کاری که من کردم این بود که طبق قوانین و مجوز از رئیس شرکت راه آهن نیجریه ، با توجه به توجه HEAD RAIDING SQUAD / CHIEF HEAD GUARD هدایت شود.

من در ابتدا سعی کردم با خرید بلیط و شبانه روزی قطار را سوار شوم اما راهی نبود که نگهبانان قطار و پلیس ها اجازه دهند یک عکاس خبری خارجی اجازه عکس گرفتن داشته باشد. آنها به من اطلاع دادند که می توانم فقط از صندلی خود و نه هیچ جای دیگر عکس بگیرم .

 

 

من به قطار نرفتم. در عوض ، من به لاگوس ، جایی که دفتر مرکزی قطار بود پرواز کردم و چند روز منتظر ماندم تا با رئیس قطارها ملاقات کنم. او نامه ای به من نوشت که به من اجازه می داد و از همه مسئولان قطار درخواست می کند که به من کمک کنند و اجازه ی عکاسی به من بدهند .

این کلید جادویی بود زیرا در ابتدا پلیس ها  و نگهبانان مخالف بودند. اما یک بار که این نامه را نوشتم ، همه افراد آنجا می خواستند که من ایمن و راحت باشم و بتوانم کارم را انجام دهم. آنها هوای  من را تماشا کردند و در چندین موقعیت دشوار به من کمک کردند. من کاملاً نمی توانستم بدون این نامه این کار را انجام دهم. این کار در یک هفته زمان افزوده شد و هزینه های هنگفتی نیز به همراه داشت ، اما به معنای واقعی کلمه غیرممکن بود. من از این بابت خیلی خوشحالم .

ده‌ها و دهها بار آن را به مقامات نشان دادم. من هنوز هم آن را دارم ، در خانه ام آن را قاب کرده ام .

 

با اتحادیه عکاسان و فیلمبرداران آشنا شوید

 

چگونه رئیس شرکت راه آهن نیجریه را ترغیب کردید که به شما اجازه عکس گرفتن دهد؟

گلنا گوردون: من در شمال بوده ام و قصد داشتم با قطار به سمت جنوب بروم ، اما در عوض ، به لاگوس پرواز کردم و به دفتر راه آهن رفتم. من چند روز قبل از اینکه سرانجام با رئیس راه آهن ملاقات کنم ، او آدم خیلی منطقی و خوبی بود و وقتی فواید عکاسی ام را برایش گفتم خوشحال شد و استقبال کرد. 

 

آیا می توانید مثالی از وضعیتی که درمورد این که این نامها به شما کمک کرد بزنید ؟

گلنا گوردون: در یک مقطع ، اوایل سوار شدن ، فقط یک ساعت در خارج از لاگوس ، من قطار را در ایستگاهی که بسیار شلوغ بود ، قطع کردم و تعداد زیادی از مردم سوار و پیاده شدند. یک مأمور لباس شخصی در زمین سعی داشت ابتدا دستیارم فیصل و سپس من را برای گرفتن عکس بازداشت کند . همه دوره ما جمع شده اند و من با خوشحالی نامه ام را درآوردم و به آن ها نشان می دادم .

همچنین ، یک نگهبان از قطار ، که من قبلاً آن را ملاقات کرده بودم ، آمد و مداخله کرد و هرج و مرج را تمام کرد .

عایشه لوان ، دختر بچه ای با لباس قرمز ، قطار را از لاگوس به سمت آبادان با خانواده اش می برد.

مصاحبه گلنا گوردون

 

 

چند وقت پس از الهام گرفتن از عکس ، شما راهی نیجریه شدید؟

گلنا گوردون: اولین باری که به آفریقا رفتم ، در سال 2006 برای دیدار با برادرم که در وزارت بهداشت رواندا در آنجا کار می کرد ، بود. من هیچ برنامه ای برای کار در آنجا نداشتم ، اما فوراً می دانستم این کاری است که می خواهم انجام دهم. من قصد داشتم به مدت شش ماه به اوگاندا برگردم و نزدیک به یک دهه بمانم.

سپس به لیبریا نقل مکان کردم ، جایی که حتی بیشتر زندگی کردم. اولین باری که به نیجریه رفتم در سال 2011 برای جشنواره عکس لاگوس بود ، اما در جریان انتخابات لیبریا بود ، بنابراین مجبور شدم به سرعت به مونروویا برگردم.

من آن را دوست داشتم؛ این انرژی به من یادآوری می کند که من وقتی 20 سال داشتم به NYC آمدم احساس خوشحالی کردم و احساس کردم که می توانم در چنین مکان های پر مخاطب حضور داشته باشم و برای آن آماده بودم.

نیجریه یکی از دشوارترین کشورهایی است که می توان در آن عکاسی کرد:

  • کشوری عظیم و دارای اقتصاد عظیم
  • همه در همه زمان ها سر و صدا دارند
  • زیرساخت ها وجود ندارند
  • بنابراین افراد خلاق می شوند

 

 

مردی با قرار دادن بالای صندلی در محفظه کلاس دوم ، پاهای خود را دراز می کند و هنگام حرکت قطار به عقب و جلو ، روی قفسه چمدان نگه می دارد. صبح ها بیشتر مسافران خسته و گرسنه بودند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

چه تجهیزاتی را با خود می بردید؟

من با دوربین کانون 5دی مارک 2 و لنزهای 24 70 کانون . 24 35 . ( انواع لنز های دوربین را اینجا بشناسید ) لنزهای ثابت اولیه در نور کم بسیار خوب عمل می کنند ، بنابراین فلاش نمی آوردم. من آدم دنده ای نیستم و هر چه بار کمتری داشته باشم بهتر حمل می کنم! من همچنین به اندازه کافی کارت حافظه  و باطری دوربین آوردم تا بتوانم در تمام مدت سفر عکاسی کنم.

 

چه موارد دیگری را با خود بردید؟

گلنا گوردون: یک بالش بادی ، ضد عفونی کننده دست ، تنقلات (نان ، کره بادام زمینی ، میله های پروتئینی و غیره) ، Emergen-C ، Via (قهوه فوری Starbucks) ، یک دستمال ، عینک آفتابی ، یک kindle ، چراغ جلو ، ضد آفتاب ، بسته های باتری برای iphone ، و …

برای مسافرت سبک تر ، من لپ تاپ خود به امانت به کسی می دادم و دوباره در مسیر برگشت می گرفتم.

 

آیا آمادگی دیگری برای سفر با قطار در نیجریه داشتید؟

گلنا گوردون: من تنها سفر نکردم. در کانو ، شهر بزرگ شمال ، من در اواسط دهه 20 با یک پسر کار می کردم به نام فیصل. او یک روزنامه نگار نبود. فقط یک جوان باهوش که به زبان های  انگلیسی و هوسا ، زبان اصلی در شمال مسلط است. او دستیارو دوست من بوده است ، و من واقعاً تلاش کرده ام افرادی را پیدا کنم که در کانو کار کنند ، و او یک بچه خوب بود که در  بسیاری از موارد قبلاً به من کمک می کرد ، بنابراین پرسیدم آیا او می خواهد در این سفر با من باشد و او استقبال کرد.

او تمام وقت با من بود و به من کمک می کرد تا با مردم ارتباط برقرار کنم و هوایم را داشت . گذشته ها گذشته ولی من آرزو می کردم که دو نفر را در این سفر آورده بودم تا بتوانیم در شیفت بخوابیم و کسی همیشه بیدار باشد وهمیشه در حال عکاسی باشیم. ساعات طولانی واقعا سخت است و در پایان هر دو خرد شدیم.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

در هنگام مسافرت با چه کسی ارتباط برقرار می کنید؟

گلنا گوردون: برادر من همیشه مخاطب من است و به طور کلی یک نفر از انتشارات یا ویراستار یا تیم امنیتی در صورت نیاز. برای حرکت در قطار ، من برادرم و سردبیرم را هر دو ساعت یکبار ملاقات می کردم تا فقط در محل زندگی خود را بررسی و به روزرسانی کنم. برای کارهای دیگر ، آنها همچنین با هر کسی که با آنها ملاقات می کنم ، لیست تماس دارند و در هر جایی که قصد دارم در هر روز معین داشته باشم ، تا مسیر مشخصی از حرکت من وجود داشته باشد. ما می دانستیم که بخش هایی بدون خدمات سلول وجود خواهد داشت ، بنابراین من به آنها هشدار می دهم که کمی از خدمت خارج می شوم ، اما در واقع موارد بیشتری وجود داشت از آنچه انتظار داشتم در مسیر پوشش دهم.

 

 

آیا شب قبل از عزیمت به این سفر خوابیدی؟

گلنا گوردون: خیلی کم ! شب قبل همیشه بدترین است. همه چیز قبل از شروع کار بسیار پیچیده و عصبی است ، به خصوص که مدتهاست سعی می کنم این کار را انجام دهم. و بعد شروع می کنید و هیجان کاملی وجود دارد ، و بعد تمام می شوید و خسته می شوید و تخلیه می شوید. حتی بعد از 13 سال ، این الگوی تقریباً برای چیزهای جدید یا بزرگ تغییر نمی کند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

قطار حوالی نیمه شب به زریا می رسد و ایستگاه عمدتا متروک است.

مردی با دو مرغ که چند ساعت زودتر در ایستگاه گونی در ایالت نیجر خریداری کرده ، از قطار پیاده می شود.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

چگونه افرادی را که دوست دارند و از شما مراقبت می کنند برای سفرهای خود در کشورهای خطرناک مانند نیجریه آماده می کنید؟

گلنا گوردون: با پدر و مادرم ، تمایل دارم که کمی مبهم در مورد آنچه هستم انجام می دهم. آنها نگران کننده نیستند که مرا ایمن تر نگه دارند . برادر من ، که تماس اضطراری من است ، همیشه می داند که من چه چیزی را دارم.

 

بعد از 13 سال ، آیا فهمیدید که چه کاری باید انجام دهید تا انتقال به زندگی شما در آمریکا آسانتر شود؟

سؤال خوبی بود! این متفاوت است معمولاً حدوداً 24 ساعت خواب زمستانی انجام می دم و بعد شروع به غذا خودرن می کنم  و سفارش می دهم ، تماشای تلویزیون را انجام می دهم ، و بعد می خواهم یک دسته از آنها باشم و افرادی را که دوستش دارم ببینم. چرخه متفاوت است . من بعد از سالها آگاه تر از این هستم ، و این روزها ، من سعی کردم هنگام بازگشت فکر کنم در مورد زمین فکر کنم.

خسته شوید … در نیمه راه سفر.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

 

آیا حفظ دوستی و روابط با شغلی که مستلزم مسافرت زیاد باشد دشوار است؟

گلنا گوردون: بله ، اما من دوستان شگفت انگیزی هم دارم که در حین کار با آنها آشنا شده ام و آن ها اوراق بهادار قوی هستند. ما با انجام این کار از یکدیگر پشتیبانی می کنیم ، که اغلب می تواند بسیار تنها باشد.

 

در طول حرفه خود ، شما عکاسی کرده اید و شرایط شدید زیادی را تجربه کرده اید. آیا به طور مرتب کاری را انجام داده اید که به شما کمک می کند سالم ، عاطفی و جسمی بمانید؟

گلنا گوردون: وقتی این کار را شروع کردم ، هیچکدام را جدی نگرفتم. اکنون با گذشت 13 سال ، این موارد اولویت های بزرگی دارند. من حداقل چهار یا پنج بار در هفته کار می کنم – کمتر هنگام مسافرت ، اما سعی می کنم و حداقل در اتاق هتل طناب بازی کنم  یا پرش کنم. من در ژورنال خود چیزهای زیادی می نویسم ، که مثل یک دلسرد کننده است.

 

متوجه شدید که در چه مقطع شغلی خود به مراقبت بهتر از خود نیاز دارید؟

یک خانواده برنج را با سس سرو شده روی برگ درخت موز به اشتراک می گذارند. بیشتر مردم با خودشان غذا می آورند و در بسیاری از ایستگاه های قطار غذا می خرند.

بخش دوم مصاحبه با گلنا گوردون

بعد از یک سفر بسیار خشن در سال 2017 ، یک سگ گرفتم! و قبل از آن ، تحقق به مرحله انجامید. پس از ابولا بد ، بد ، بد بود. کل قشر مطبوعات در غرب آفریقا به نظر می رسید در اطراف لبه ها خشن است. وقت خود را از دست دادم ، و این زمانی بود كه برای اولین بار در اواخر سال 2014 شروع به گذراندن وقت بیشتر در شهر نیویورك كردم و سعی كردم آن را مانند خانه احساس كنم. من هنوز در مورد آن یاد می گیرم .

اکنون ، من در ایالات متحده بیشتر کار کرده ام ، و علائم نیاز به مراقبت از خودم بسیار متفاوت است ، مجبورم دوباره همه را یاد بگیرم.

 

 

یک عکاس حرفه ای باید چه ویژگی هایی داشته باشد که بتواند شغلهایی از این دست را به دست آورد؟

نکته اصلی تلاش است. هیچ کس این اتفاق را برای شما نخواهد داد. شما باید این کار را برای خودتان انجام دهید.