نقد آلیتا فرشته نبرد
17
آوریل

 

نقد و بررسی فیلم آلیتا فرشته نبرد

 

رابرت رودریگز و جیمز کامرون زندگی رمان های گرافیکی یوکیتو کیشیرو را زنده می کنند.

 

قهرمان آلیتا

Battle Angel یک سایبورگ است که از قطعات یدکی ساخته شده است و در تلاش است تا قدرت او را درک کند. این استعاره ای مناسب برای این حماسه علمی تخیلی، اکشن جنجالی اما غیر رضایت بخش است که لحظاتی از تماشای عالی اما همچنین بسیاری از بخش های عمومی و پیچیده را که از دیگر درام های سیتوپاتیک در کنار هم قرار گرفته اند ، است. فناوری عملکرد ضبط ، برش لبه ای عالی از Alita به ما می بخشد ، اما اگرچه رابرت رودریگز به وضوح عاشق این ژانر خمیری است ، اما این محبت به ندرت به چیزی بیش از نمایش چشمگیر توانایی فنی تبدیل می شود .
وقتی با روح خسته کننده کارگردان با دامنه وسیع داستان روبرو شد ، آلیتا بهترین حالت را دارد این بیشتر وسیله نقلیه ای است و برای نبردهای عظیم و تنظیم عاقبت ناامید کننده می باشد.

این فیلم در 6 فوریه در سینماهای ایالات متحده و  در 14 فوریه در سینماهای انگلستان اکران می شود. آلیتا با بازیگران پر از اسکار (کریستوف والتز ، جنیفر کانلی و ماهارشا علی) به بازیگران پر افتخار می پردازد ، اما قرعه کشی بزرگتر ممکن است تهیه کننده و نویسنده باشد. جیمز کامرون ، که اقتباسی از رمان های گرافیکی Yukito Kishiro را برای آنچه که بدون شک امیدوار است فیلم فوق العاده ای است و رابرت رودریگز کارگردان نام آشنای سینمای مکزیک و آمریکا.

این فیلم در قرن 26 رخ می دهد ، تقریباً 300 سال پس از “سقوط” – یک جنگ فاجعه آمیز که بیشتر کلان شهرهای کره زمین را به آشیانه کاهش داده است. در شهر سیتی ، دایسون ایدو (والتز) ، پزشک متخصص در مراقبت از روبات ها ، قسمت هایی از بدن سایبورگ را در یک خراشگاه پیدا می کند و قطعات را به خانه می برد تا بتواند آن را مجدداً جمع کند. ایوو با نام سایبورگ آلیتا (روزا سالازار) می کوشد آنچه را که برای جهان اتفاق افتاده است توضیح دهد ، اما او هیچ خاطره ای از اینکه چه کسی بوده است ندارد هرچند که او از گذشته های خود چشم اندازی می کند که نشان می دهد وی زمانی جنگجو وحشی بود.

 

 

تکنولوژی در فیلم آلیتا

نقد آلیتا فرشته نبرد

کامرون دو دهه در تلاش برای توسعه این پروژه است و آنچه که فوراً در مورد فیلم قابل توجه است ، اثرات آن است. این کارگردان آواتار خود را در زمره عملکردهای ضبط حرکت پیشگام نشان داد و آلیتا نشان می دهد که فناوری از آن فیلم تا چه حد پیشرفت کرده است. چهره بیانگر آلیتا و ادغام آسان شخصیت در صحنه های اکشن زنده در کنار سایر بازیگران آنقدر عالی است که شخص تقریباً فراموش می کند که این یک کاراکتر انمیشنی  است .

اولین ساخته خود از Sin City City: A Dame To Kill For ، در سال 2014 ، یک بوم تندتر از هر آنچه که قبلاً تلاش کرده است کار می کند و آلیتا وقتی با روحیه ناخوشایند کارگردان کار می کند با دامنه گسترده داستان بهترین کار خود را دارد. این فیلم در طول سکانس های اکشن زنده می شود که آلیتا شیرین ناگهان متوجه می شود که گذشته تاریک او درگیر یک سرباز است. در حالی که او هیچ چیزی را نمی تواند به یاد آورد ، وقتی در برابر قلاب های آهنین سیتی مانند قاتل سایبورگ زپان (اد اسکرین) قدم می زند ، مهارت تحویل لگد های باله را حفظ می کند.

این لحظات زودگذر فیلمبرداری آدرنالیزه آنچه را که الهام بخش سفر کشف الیتا است ، مهار می کند. اما مسئله این است که بیش از حد آلیتا شخصیت هایی را توصیف می کند که قوانین این دیستوپی تاریک را به شخصیت اصلی ما توضیح می دهند. البته ، این نمایشگاه بی پایان به فیلمسازان اجازه می دهد تا برخی از ساخت و سازهای جهان را انجام دهند ، اما کمی درباره ماشین های شهر آهنین (چه رسد به زمین در قرن 26) جالب توجه است.

حتی از این بدتر ، تنظیمات آلیتا بیشتر مناظر پسا آخرالزمانی را به یاد می آورد ، با این که طراح تولید استیو جونر و فیلمبردار بیل پوپ در تلاش هستند تا روشهای تازه ای پیدا کنند تا آینده ای وحشتناک را به ما نشان دهند. در حالی که می توان ادعا کرد که کتاب های کیشیرو ، که در دهه 1990 منتشر شد ، پیش بینی گرایش علمی-تخیلی است ، رودریگز و تیم خلاق وی توسط همه فیلم هایی که در طی 25 سال گذشته پدیدار شده اند ، از بین رفته اند.

سالازار یک قهرمان زن را رقم می زند ، و سایر بازیگران با شخصیت های غافلگیر آنچه می توانند انجام می دهند. والتز پزشک مهربانی ایفا می کند که در مورد گذشته های آلیتا اسرار دارد ، در حالی که کانلی به عنوان یک زن مبهم که می خواهد این سایبورگ را از بین ببرد عملکرد جدی دارد. و علی اکثراً به عنوان ناظر بر محبوب ترین بازی آینده ، موتوربال ، که از ذهن Rollerball و Ready Player One استفاده می کند ، جالب توجه نیست.

 

تولید و ساخت فیلم آموزشی تان را به ما بسپارید

 

با توجه به منتقدین سه‌بعدی ، آلیتا از مقیاس صفحه گسترده خود استفاده می کند وقتی که آلیتا در هنگام رقابت با موتوربال یا چرخیدن از طریق هوا هنگام برخورد با دشمنان تحمیلش ، در اطراف گوشه ها مراقبت می کند. (از آنجا که Iron City اسلحه های غیرقانونی دارد ، او فرصت های زیادی را برای شرکت در جنگ های رزمی اکتان بالا دارد.) این فیلم روایت سفر به یک قهرمان آشنا را دارد ، اما اجرای بزرگ قلب سالازار احساساتی را در داستان کلیشه پیدا می کند. متأسفانه ، رودریگز از یک فینال صعب العبور درست جلوگیری می کند ، در عوض ، فصل دوم ما را اذیت می کند. در میان جهان بینی غمناک این فیلم ، اعتقاد وی مبنی بر اینکه عاقبت به وجود خواهد آمد ، ممکن است یک نمونه خوش بینی از آلیتا باشد.

 

فیلم های ژانر با یک مشکل مزمن روبرو هستند

آنها باید بیننده ها را به سرعت و کارآمد به دنیای جدید معرفی کنند. غالباً این زبان و تاریخ بسیار زیاد است که نویسندگان باید بین زباله های اطلاعاتی دست و پا چلفتی یا انتخاب تنظیمات خود برای طولانی مدت توضیح ندهند ، بنابراین می توانند وارد عمل شوند. تا وقتی که اصل علمی تخیلی یا تخیل علمی تخیلی شروع به احساس آشنایی می کند ، زمان آن رسیده که اعتبارات به پایان برسد. این یکی از دلایلی است که استودیوها آن را غیرقابل مقاومت می دانند که می توانند این عناوین را به حق رای دادن تبدیل کنند. با گشت و گذار دوم ، کار مقدماتی در حال حاضر گذاشته شده است ، و نویسندگان می توانند در حال اجرا به زمین برخورد کنند. این چالش تولید اولین فیلمی است که شایسته ی دنباله است.

نقد آلیتا فرشته نبرد

 

Alita: Battle Angel ، بر اساس مجموعه مانگا در دهه 1990 یوکیتو کیشیرو ، Battle Angel Alita ، یک پیروزی در جهان سازی و عدم موفقیت قصه گویی است. این فیلم پس از یک جنگ ویرانگر که در سطح شهر جز یکی از شهرهای بزرگ شناور کره زمین قرار گرفته است ، در آینده ای دور قرار گرفته است. آخرین بازمانده ، زالم ، به کارخانه های Iron City دامن می زند ، و انسان ها و سایبورگ هایی که در سایه زالم زندگی می کنند ، به معنای واقعی کلمه از ضایعات خود تغذیه می کنند ، در حالی که رویای زندگی بهتر را در سر می پرورانند. با جستجوی قطعات یدکی در میان زباله های زالم که به زمین می ریزد ، نبوغ مهربانی سایبرنتیک دکتر دیسون ایو (کریستوف والتز) دختری سایبورگ را که هنوز زنده است کشف می کند و او را ترمیم و فرزندخواندگی می کند.

فراموشی آلیتا (روزا سالازار) در طی روزها از کودک شگفت انگیز به نوجوان با خلوص پیشرفت می کند ، و از محافظت پدرانه ایودو برای گذراندن وقت با جنایتکار او “جنایتکار با قلب طلا” دوست پسر هوگو (کیان جانسون) سرکشی می کند. آلیتا دلیل خاصی برای هیجان دارد ، زیرا نبرد با جیب ریپر ، معادل سایبورگ ، خاطراتی از زندگی گذشته خود را برانگیخته و او را متقاعد می کند که درگیری شدیدتر ممکن است اطلاعات بیشتری را نشان دهد. مانند یک قهرمان بازی های ویدئویی ، آلیتا در این فیلم پیشرفت می کند ، و از این طریق می توانید از تجهیزات دنده ای و خاطره ای از هنرهای رزمی بسیار کشنده استفاده کنید که به او اجازه می دهد تهدیدهای فزاینده تری داشته باشد.

 

 

توطئه بازی کلیشه به شرورهای شرورانه کارتونی فیلم کمک نمی کند. جنیفر کانلی بازیگر Chiren ، فرخنده ، ایگو و به خطر افتاده اخلاقی در فضای مجازی سابق و همکار است. او با لباس های ریز و جواهر پیشانی خود که از جادوگری شبیه به مارک BIM به نظر می رسد ، جدا از جادوگران ریز و درشت شهر آهن است. Grewishka (جکی ارل هیلی) ، سایبورگ قاتل ، شکارچی آلیتا برای بسیاری از فیلم ، در یک لحظه به معنای واقعی کلمه یک سگ را می کشد فقط برای نشان دادن اینکه چقدر غیر قابل احترام شر است. ماهرشالا علی با توجه به یک طرح عجیب و غریب که او را به طور متناوب در حال بازی وکتور منگول ورزشی و فرمانروای شیدایی زالو نوا می داند ، کمی بهتر می شود. اما استعدادهای بازیگری وی تا حد زیادی در فیلمنامه clunky هدر می رود ، که توسط جیمز کامرون و لائتا کالروگریدس نوشته شده است.

بخش اعظم فیلم به عاشقانه YA Alita و Hugo و “ballball “اختصاص داده شده است ، ورزشی که مجموعه های اکشن و پرکننده روایت های بی ربط را به عنوان Quidditch هری پاتر یا افسانه خم شدن Korra ارائه می دهد. تنها راه واضح برای ساختن آن از Iron City تا Zalem قهرمان مسابقات اتومبیلرانی ، تبدیل شدن به آن وسواس نوجوانان شلخته مانند هوگو ، که آن را با کمی بیشتر از غلتک های موتوری ، رمپ های اسکیت و توپ بازی می کنند. اما به صورت حرفه ای تمرین می شود ، بیشتر شبیه این رویداد ناشناس در Death Race است ، ورزشی برای ورزشکارانی که بیشتر اعضای بدن خود را برای سایبرنتیک معامله کرده اند ، و آماده هستند تا برای کنترل توپ خلاقانه یکدیگر را کشف کنند. این واقعیت که آنها می توانند تقریباً در هر چیزی زنده بمانند ، از آنجا که آنها فقط بیت های فلزی را از دست می دهند ، اجازه می دهد تا ضمن حفظ رتبه PG-13 ، دعوا بسیار وحشیانه ای را انجام دهد.

 

برای دانلود این فیلم می توانید به این قسمت مراجعه نمایید.

 

عملکرد این فیلم به ویژه در سه بعدی فوق العاده است ، جایی که مسابقات اتومبیلرانی و صحنه های جنگ ، توپ و همه نوع سلاح های شرور را به بینندگان نشان می دهد. کارگردان رابرت رودریگز که کارگردان فیلم های بزرگی چون  (ال ماریاچی ، جاسوسی کودکان ، سین سیتی) کارهای بسیار خوبی را با نبردهای تحت سلطه CGI انجام می دهد ، زیبایی های انیمیشن و سایبرپانک فیلم را زنده می کند و با بهره گیری از خیالات غیر مترقبه سایبورگ می تواند اجرا کند. کاراکترهایی مثل نعشیان (انگار اگزا گونزالز) که دارای عملکرد بدن است ، به سختی انسانی هستند: وقتی گوشه گیر شد ، نیسیانا به سمت بالا می جهد ، زاویه اندام خود را می پیچد و خودش را به سمت یک کوچه می چسباند ، و مانند گربه در آلیتا می لرزد. در یک نبرد مخصوصاً هیجان انگیز و غافلگیرکننده ، آلیتا از طریق یک چرخه زنجیره ای در گرویشکا می چرخد. همچنین یک نزاع دیدنی در یک نوار شکارچی فضایی وجود دارد که به شما امکان می دهد تا طیف گسترده ای از شخصیت های جزئی مهارت های خود را نشان دهند ، از جمله گاوچران – مکینتاش (جف فای) و بسته سگ های سایبورگ.

 

تصاویر در آلیتا فرشته نبرد

تصاویر ظریف تر نیز به همین ترتیب قابل توجه است. سایبرنتیک فقط برای قاتلان و ورزشکاران دنیای آلیتا نیست، دیدن انواع تکنولوژی قابل توجه است و اینکه چقدر خوب فیلمسازان آن را در یک شهر چند فرهنگی شلوغ ادغام می کنند ، به روشی ساده به عنوان یک نوازنده خیابانی که گیتار مضاعف را با سه بازو می نوازد.

زیبایی بی سیم به انیمیشن قلب در معرض آلیتا وجود دارد ، به طور همزمان خون را به مغز او می ریزد و یک مایع آبی نامشخص در قسمت سایبورگ او. در حالی که در استعاره های فیلم کاملاً چیز ظریف و مطلوبی در مورد تحرک اجتماعی رو به بالا و طبقه بندی طبقه وجود ندارد ، ظریف بودن آن وجود دارد که بتواند در بدن شما راحت باشد ، هرچه از آن بدن ساخته شده باشد ، و اختلافات اجتناب ناپذیری که از برجستگی آن به وجود می آید، فناوری سایبرنتیک است. وقتی یکی از دوستان هوگو نسبت به دوست دختر جدید خود شک و تردید نشان می دهد ، شکایت اصلی او این است که او به عنوان “بدن سخت” نیست.

نکات مربوط به هویت آلیتا ، فتنه در زالم و اتفاقاتی که منجر به سقوط سایر شهرها شد در مقایسه با زمان آلیتا با هوگو بسیار کمرنگ و ناامیدکننده است. مراقبت از توصیه های عمومی وی در مورد درست ماندن در رویاهای خود و یا در مورد معرفی آلیتا با شکلات ، هنگامی که به بهای دعوا در ماه و سربازان نخبه مریخ در فضا می رسد ، سخت است. دلیل ناچیز بودن جزئیات در نتیجه گیری ناخوشایند فیلم مشخص می شود ، که به معنای تنظیم دنباله است. پایان آن به طرز عجیبی شبیه به Eragon سال 2006 است و با آشکار ساختن بازیگر بزرگ با بازی در نقش اصلی شرور سعی در ایجاد هیجان دارد. اما اراگون ناامید کننده مالی در ایالات متحده بود ، این عاقبت هرگز انجام نشد و جان ملکوویچ هرگز در بازی کینگ گالباسیکس هرگز نیامد.

 

آلیتا فرشته نبرد یک فیلم بسیار قوی تر است ، بنابراین به احتمال زیاد می توانید عنوان حق رای خود را پیدا کنید. اما این شرم آور است که فیلم به تنهایی نمی ایستد ، با داستانی به همان اندازه خلاقانه و جذاب به عنوان تنظیمات آن.

 

ماجرای آلیتا فرشته نبرد

بخش دوم نقد فیلم آلیتا

“ALITA: BATTLE ANGEL” یک ماجراجویی علمی – تخیلی به کارگردانی رابرت رودریگز است. جیمز کامرون در صندلی نویسندگی و تهیه کنندگی است. روزا سالازار به عنوان آلیتا در صدرنشینی قرار دارد و او با کریستوف والتز ، جنیفر کانلی ، ماهرشالا علی و اد اسکین بازیگر خوبی برای این فیلم است. خلاصه داستان این فیلم متراکم است. به طور خلاصه ، در آینده صدها سال است، فناوری سایبورگ و انسانها با هم همدرد هستند. این عصر ناامیدی برای کسانی که در شهر آهن واقع شده اند ، و سن لوکس برای کسانی که در شهر شناور Tiphares هستند. پزشک در حالی که از قسمت های نجات غافلگیری می کند ، یک سایبورگ زن جدا شده را پیدا می کند. او را به زندگی بازمی گرداند و او باید کشف کند که او کیست و از کجا آمده است. او همچنین یاد خواهد گرفت که یک جنگجو بسیار مهلک می تواند تعادل آهنین سیتی را تغییر دهد ، برای ناامیدی برای خاتمه بخشیدن.

این فیلم ترکیبی از چهار ورودی اول در سریال مانگا یوکیتو کیشیرو است و داستان های زمینی زیادی را در بر می گیرد. این فیلم با یک گفتگوی پر از نمایش در سراسر جهان در یک تن از ساختمان های جهانی متصل می شود ، اما به هیچ وجه مزاحم نبود. ممکن است برخی از مورخان داستانهای علمی این واقعیت را دوست نداشته باشند که این داستان در لایه های جهان واقع نشده است. ما در حالی که تماشا می کردیم به طور مداوم احساس کردیم که گرفتار چیزها هستیم. به علاوه ، با یک تحویل خوب از کسانی که ، چه زمانی ، چرا و از کجا می توانیم به نقاط ضعف دست پیدا کنیم ، می توانیم ارتباط بسیاری از صحنه ها و همچنین وزن و احساسات عاطفی و پویایی روابط مختلف را درک کنیم.

این فیلم یک حماسه علمی-تخیلی گسترده است. اما این همچنین یک داستان است. این یک داستان عاشقانه و همچنین سایه های یک رمان جوان برای آن است. (برای مطالعه نمایشنامه های معروف کلیلک کنید ) همه این عناصر به خوبی با هم و حتی توجه خاصی که به آنها داده شده بود ، ساخته شده اند تا هر یک از آنها بتوانند ماده را با ما طنین انداز کنند. همه آنها قوس خود را داشتند که به شخصیت اصلی پیوند می خورد و رشد در او شاهد شهادت بخش بود. عشقی که او نسبت به آن مرد که چشمش را گرفته بود احساس کرد با بی گناهی دلگرم کننده احساس صمیمیت می کند. این پویایی های داستان همه در طیف مضامین تم های علمی تخیلی کشیده شده اند تا به یک تجربه سینمایی منجر شود. موردی که کاملاً باید در صفحه بزرگ دیده شود.

به طور کلی کارهای فنی فوق العاده بود. یک قاب وجود ندارد که به زیبایی ساخته نشده باشد. این فیلم به همان اندازه غوطه ور بود که ما می توانیم بخاطر بسپاریم ، و برای دو ساعت این کار چشم هایم را با یک جشن واقعی بدون توقف از تصاویر دیدنی خیره کننده کرد. طراحی کاراکترها دقیق و تخیل بود. هر قطعه با مدل سازی پیچیده بی نقص بود. مناظر و بک گراند بسیار غنی از عمق بودند. بافتهای سنگین خیابانهای شهر ، ظرافت این فناوری و همچنین ناراحتی های آن را به خود جلب می کند. نورپردازی و پالت رنگی حالات مختلف ، لحن احساسی و همچنین دنیای آینده اندیشمندانه را به خود جلب می کند. همه اینها باعث شده این فیلم از ابتدا تا انتها انفجار کامل داشته باشد.

 

 

آلیتا فرشته نبرد یک فیلم 3 بعدی

بخش دوم نقد فیلم آلیتا

عنصر 3 بعدی به این یکی نیز شگفت انگیز بود. ما با فیلم های 3 بعدی صادقانه برخورد کردایم و از دست داده ایم ، اما وقتی درست انجام شد واقعاً از احساس اینکه به داستان کشیده می شویم لذت می بریم، زیرا بهترین استفاده از IMAX 3-D بود که می توانیم برای سالها به خاطر بسپاریم. این فیلم واقعاً زنده شد و حتی بدون این ویژگی اضافه شده ، این هنوز یک داستان پرماجرا غریب است که می تواند شما را به یک هیجان سوار کند. اما استفاده از عینک چیزی است که به نظر ما این فیلم را به یک تجربه عالی تبدیل می کند. فراموش نکنید که شما در حال تماشای یک فیلم 3 بعدی هستید زیرا همه چیز دائماً از روی صفحه نمایش و مخاطبان در حال ریختن است. هر قطعه با عمق چشمگیر لایه بندی شده است و اگر به عینک توجه ندارید ، ما آن را به شدت توصیه می کنیم تا ببینید چه چیزی این فیلم می تواند بصری ارائه دهد.

کار فیلمبرداری برتر از خط بود. به زحمت اجازه داد تا احساسات و کاریزمای عملکرد سرب درخشش پیدا کنند. روزا سالازار با صداقت فرمانروایی صفحه را انجام داد. او دامنه مورد نیاز احساسات را با زایمان طبیعی به تصرف خود درآورد و مانند رباتی بسیار انسانی، چیزی که شما  از یک سایبورگ پیشرفته انتظار دارید خلق کرد. کریستوف والتز عالی بود. او آرام ، خونسرد و در همه زمان ها جمع شده بود و برای این نقش عالی بود. او همچنین با سالازار شیمی گرم و طبیعی داشت که صحنه های آنها را بسیار جذاب تر می کرد.

اکسپرس کلمه خوبی است که باید هنگام توصیف داستان نیز استفاده شود. در بیشتر مواقع مانند روایت گلوله ای احساس می شد. مسلماً ما آنچه را که به ما گفت دوست داشتم. اما همچنین احساس می شد چیزهای بیشتری برای گفتن وجود دارد. اتفاقات خیلی سریع در کل این فیلم اتفاق می افتد. روابط در حال توسعه هستند ، رویدادها و آشکار شدن ، و موقعیت ها دائما در حال پیشرفت هستند. این نمایش کار بزرگی را برای نگه داشتن سرعت بیننده انجام می دهد. اما در همان زمان ، بخشهایی وجود داشتند که به نظر می رسد می توان مقادیر قابل توجهی از داستان را بین مواردی که روی صفحه می بینیم ، بیان کرد. این برای ما مانع این فیلم نشد ، در درجه اول به دلیل این که یک ماجراجویی خوب ساخته و دارای سکانس های شدید و بی پایان بود. بنابراین ، با بسیاری از مثبت های دیگر در گوشه و کنار آن که مرا درگیر و در صندلی خود قرار داده بود ، ما بدون در نظر گرفتن سرمایه زیاد کاملاً سرمایه گذاری کردیم.

 

 

این فیلم مطمئناً موردی نبود از سبک بودن ماده ، هرچند که ماده کمی بیشتر در آن پاشیده می شد خوب بود. ما از آنچه که این فیلم به ما بخشید ، کاملاً لذت بردیم و با وجود آنکه به نمایش درآمد ، اما هنوز هم جذابیت علمی تخیلی مدرسه قدیمی را که دوست داشتیم ، ضبط کرد. می توانست تاریک تر و اکتشافی تر در درون خود داستان باشد. اما فکر می کنم این فیلم یک موقعیت میانه خوبی پیدا کرده است که می تواند آن را پر مصرف کند و مخاطب بسیار وسیع تری برای آن جذاب کند زیرا این یک فیلم خیره کننده است و آنهایی هم ارزان نمی آیند.