پانته آ بهرام بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو  محمود گبرلو با پانته آ بهرام در برنامه هفت
بخش دوم

 

اما بعضی از این بازیگران وارد این بازی می شوند ؟

بله خیلی از بازیگرانی که الان شما گفتید که می آیند و به نظر می آید که خیلی از پایه و اساس درستی برخوردار نیستند ، آن ها جزء کسانی هستند که بلدند در این شطرنج حرکت کنند . ببینید، بخشی از بازیگری ، نمایشگری اش است . منظورم نمایشگری خارج از حوزه بازیگری است . باز مثال می زنم به این دلیل که سینما در ایران یک پدیده وارداتی است . در کشورهای دیگری که سینما اتفاق می افتد ، مد لباس ، زندگی خصوصی ، خانه و زندگی ، سفرها ، کارهای خیریه ، این ها همه نمایش گری های بازیگران است.

کارهایی خارج از حوزه بازیگری . البته ما به نسبت سینمای دنیا ، بعضی از نمایش گری را در ایران نداریم ، به همین دلیل ، این ماجرا به صورت دیگری باید اتفاق بیفتد که تو بتوانی در ذهن مردم ، جا بیفتی و از سوی آن ها حمایت شوی . بنابراین معمولا بازیگران مجبورند وارد یک جنجال یا یک نحله سیاسی یا یک اندیشه و … بشوند تا از آن ها حمایت شود و یک گروه از آن ها حمایت کند . خیلی ها هم به این شکل وارد بازیگری می شوند و جلو می روند . خیلی صادقانه حمایت می شوند . یک تهیه کننده یا یک کارگردان از آن ها حمایت می کند.

 

 

این جا هنر متعهد دیگر مفهوم دارد؟

نه قاعدتا او فقط به خود متعد خواهد بود.

 

شما قائل به این نیستید که یک بازیگر می تواند به شغل و حرفه اش متعهد باشد ؟

نه حتما هست و باید باشد . من می گویم بعضی از دوستان و همکارانی که شما مثال می زنید که از جایی می آیند که دقیقا معلوم نیست کجاست ، نه تحصیلات ویژه ای دارند و نه چیزی برای ارائه ، به این شکل وارد بازی می شوند . یعنی ورودشان به سینما و کارکردن و بود و نبودشان ، منوط به این شکل از حمایت هاست.

 

ولی طبیعتا آن ها خیلی سخت می توانند به ماندگاری برسند؟

بعضی هایشان این قدر به این کار علاقه مند می شوند که سینما را در خود سینما یاد می گیرند و این آموزش دیدن یا خود را در معرض آموزش قرار دادن ، باعث می شود که بمانند . ولی معمولا تعدادشان کمتر است . رمز ماندگاری یک بازیگر در سینما به خیلی شاخصه ها بستگی دارد . مهمترین اش مخاطب است . تا وقتی که مردم تو را پس نزنند و دوستتت داشته باشند ، اولین داشته تو هستند . و بعد این که توانایی هات را بشناسی و درست ، به موقع و دقیق موقعیت ات را تشخیص بدهی . در شرایط درست بهترین انتخاب را انجام بدهی . و با هنر روز کشورت و جهان در ارتباط باشی ، این هم برای تمام نشدن خیلی مهم است . مدام باید در جریان همه وقایع مهم جهان و نه صرفا وقایع هنری قرار بگیری تا زنده بمانی و آدم خوبی باشی . این خیلی مهم است ، آدم خوبی باشی ، چه در حوزه همکارانت و چه در خارج از آن ، آدم ها دوستت بدارند.

پانته آ بهرام بخش دوم

 

شما خودتان فکر می کنید مخاطبان برنامه هفت از بین فیلم های چهارشنبه سوری ، من مادر هستم ، هیچ ، پستچی سه بار در نمی زند و بدرود بغداد ، به کدام رای بدهند ؟

بین چهار شنبه سوری و من مادر هستم ، فکر می کنم مردم یکی از این دو را انتخاب کرده باشند .

مردم با 5/35 درصد چهارشنبه سوری را انتخاب کرده اند و من مادر هستم ، هیچ ، پستچی سه بار در نمی زند و بدرود بغداد در رده های بعدی قرار گرفته اند .

دست شان درد نکند که من را نگاه می کنند .

 

شما با کارگردانانی مثل اصغر فرهادی ، حسن فتحی ، کار کرده اید . پستچی سه بار در نمی زند و چهار شنبه سوری ، چه قدر یک گارگردانی قدرتمند می تواند در بازی بازیگری که خود از سطح علمی برخوردار است ، اثر بگذارد و به او کمک کند ؟

من خودم جزء بازیگرانی هستم که به شدت وابسته به نگاه کارگردان هستم . به خاطر این گفتم این اقبال را داشتم که با کارگردان های خوب کار کنم . حسن فتحی کارگردان بزرگی است . با اصغر فرهادی که در جهان احتیاج به گفتگو ندارد ، اگر راجع به او حرف نمی زنم چون به حد کافی ، گاهی بیش از حد کافی درباره اش حرف زده می شود . این قدر خوب و دقیق و درست است که همه ما معتقدیم جایگاهی که در جهان دارد ، حق اوست.

هنرمندی مانند حسن فتحی ، از جنس دیگری است . نوع نگاهش اساسا به زندگی و کار ، نگاه شاعرانه ای است . حتی وقتی کارگردانی می کند ، نوع ادبیات اش با آدمی مانند رضا کاهانی و یا بهرام توکلی یا هر کدام از بچه هایی که با آن ها کار کرده ام ، بیست و پنج تا فیلم ، تا این لحظه ، من هیچ وقت فیلم هایم را نشمرده بودم . خیلی وابسته به این نگاهم ، یک اصطلاحی دوستانم در مورد من به کار می برند و می گویند انگار روی پانته آ یک مجموعه دکمه طراحی شده و فقط کافی است کارگردان به نسبت توقع و خواسته ای که در لحظه دارد ، یکی از این دکمه ها را فشار بدهد تا آن چیزی که در لحظه از پانته آ می خواهد ، بگیرد.

 

و به همین دلیل است که به راحتی در قالب یک شخصیت فرو می روید و یک شخصیت را خلق می کنید ؟

حتما همین است . اولا این که من ، معتقدم پایه جهان بر اساس عشق است و چیزی که نهایتا دنیا را نجات خواهد داد ، عشق است . چون دنیا که به نظر می رسد که رو به خوشحالی نمی رود . اگر قرار است نجاتی برای جهان و هستی ، یک روزی وجود داشته باشد قطعا در دستان عشق خوهد بود و بس ، من عاشق کارم هستم و زندگی ام را روی کارم گذاشته ام . من هیچ کار دیگری غیر از بازیگری انجام نداده ام و فکر می کنم نمی توانم به سمت دیگری بروم و اصلا نخواهم رفت ، نه این که از ناتوانی باشد . تمام زندگی ام متمرکز روی این ماجراست .

 

با عبدالرضا کاهانی در چند فیلم همکاری کردید که ما هیچ را در نظرسنجی گذاشتیم . همکاری با او چه دستاوردی برای شما داشت ؟

من با چند کارگردان بسیار باهوش کار کردم که رضا کاهانی از جمله آنهاست . او اساسا جزء باهوش ترین آدم هایی است که با آن ها مواجه شده ام ، نه فقط در حوزه بازیگری ، اساسا انسان باهوشی است . برای هر قدمش فکر می کند . برای هر کاری حتما اندیشه می کند و بعد انجام می دهد . من حداقل کمتر آدمی را دیدم که این قدر روی کارهایش تیزبین ، نکته بین و دقیق باشد . انتخاب شدن توسط چنین آدمی ، همواره در کارنامه کاری باعث افتخار است و فکر می کنم که هم چنان این قدر با هم خوب هستیم که ممکن است این اتفاق دوباره پیش بیاید . البته اگر سینمای ایران قدر عبدالرضا کاهانی را بداند و …

 

و فریدون جیرانی که الان هم دارید با ایشان کار می کنید ؟ من مادر هستم هم فیلم متفاوتی بود هم نقش شما در آن نقش بسیار متفاوتی بود ؟

آقای فریدون جیرانی هم جزء کسانی هستند که همواره به من لطف داشته اند. من را از آن زاویه درست دیدند و واقعیت این است که ، چون حالا بحث درباره من و بازی من است . من این اقبال را دارم که هر کس سراغ من می آید قطعا می داند که قرار نیست به سرمایه خاصی برسد . یعنی نه قرار است سرمایه ببرم نه به بازگشت سرمایه عجیبی فکر کنم و نه به هیچ چیز دیگری .. وقتی کسی پانته آ بهرام را صدا می کند ، فقط به بازیگری پانته آ بهرام فکر می کند ، نه به هیچ چیز دیگر . این خب از پیشانی بلندی من است .

پانته آ بهرام بخش دوم

 

این حرف یعنی این که بعضی بازیگران هستند که با خودشان سرمایه می آورند ؟

البته که این طور است . بله

 

در سینمای ایران ؟

بله . خصوصا الان . خصوصا در این روها ، من خیلی می شنوم که این اتفاق می افتد ، البته در خیلی از موارد هم همکاری در ساخت یک فیلم مستقل ، نیازمند این سرمایه هاست و اصولا سینمای مستقل برای سرپا ایستادن از این راهکارها استفاده می کند .

 

 

یعنی بازیگر با خودش سرمایه گذار می آورد؟

اصلا پیش آمده که تماس گرفته اند و به من گفته اند که می توانید با خودتان سرمایه گذار بیاورید و من گفته که نه !

 

شما این قضیه را بد می دانید یا خوب؟

ارزش گذاری نمی کنم . فایل بندی می کنم . من جزء کسانی نیستم که بتوانم این فعالیت را هم انجام بدهم . کاش اصلا این گونه نبود . کاش سینمای ما ، آنقدر سیمای ثروتمندی بود که اصلا لزومی نداشت که چنین پیشنهادی را به یک بازیگر بدهند . یا اصلا یک بازیگر فکر کنید که لازم است که این کارا را بکند . کار بازیگر ، بازیگری است . دستمزد می گیرد ،کارش را می کند . این اشتباهی است که به نظر من سینما شروع کرده و پی اش را گرفته است .