گزارش تا نمایش

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

گزارش تا نمایش ، جزیی از فرهنگ تئاتر تلویزیونی 

 

گرچه تلویزیون از تئاتر توشه ی بسیار بر گرفت و پای در راهی گذاشت گه پیش از آن سینما و رادیو آن را آماده کرده بودند ، اما برای شناسایی و سپس تدوین قواعد ویژه ی خود و سپس تعمیق آن ها ، نمایش تلویزیونی راه درازی را طی کرد . برخلاف رادیو که به خاطر همان خصلت یگانه ی شنیداری بودنش ، ویژگی های دراماتورژی خود را در همان گام نخست باز شناخت ، تلویزیون مراحل تکوینی و تکاملی ویژه ی خود را در یک سیر تطوری گام به گام و گام آرام طی کرد .

این گذر از گزارش تا نمایش با تطور و تکامل شکل اجرای تئاتر در تلویزیون همراه و قرین بوده است تا جایی که امروز قاطعانه می توان گفت که تئاتر تلویزیونی کامل ترین ، پیچیده ترین ، نافذترین و تاثیر گذارترین قالب در ساختار نمایشی و در میان برنامه های تلویزیونی بوده و منسجم ترین رویداد در تحول و تطور زبان تلویزیون است . پژوهشگران عرصه ی نمایش در تلویزیون با بررسی تاریخچه تلویزیون و توجه به طبقه بندی ساختاری نمایش در تلویزیون ، تاریخ تحولات نمایش در تلویزیون را به چهار دوره ی تطوری و به پیرو آن انواع تئاتر تلویزیونی را به چهار دسته متمایز از یکدیگر تقسیم می کنند.

 

 

گزارش اجرای تئاتر در تلویزیون

گزارش اجرای تئاتر در تلویزیون

در روزهای نخستین کار تلویزیون در همه جای جهان ، عموما گزارش اجرای نمایش هایی بود که در حضور تماشاگران بر روی صحنه تئاتر می رفتند . امروز نیز پخش مستقیم زنده و یا ضبط اجرای تئاتر صحنه ای در مقابل تماشاگران و پخش آن از تلویزیون یکی از انواع متداول برنامه های نمایشی از تلویزیون است . این نوع از برنامه ی تلویزیونی سعی دارد اجرا به بهترین شکل گزارش کند ، تماشاگر حاضر در تالار نمایش نیز برای تلویزیون عنصری از عناصر ارتباطی و حتی نمایشی محسوب می شود که با رجوع به آن می توان بر نقاط عطف نمایشی و یا تاثیر لحظه های عاطفی منظور شده و یا برآمده از اجرا تاکید ورزید و این چنین بر تاثیر و تفهیم بهتر تئاتر از تلویزیون بیافزاید . نهایت اعتلای این گونه از تئاتر گزارش شده از تلویزیون زمانی است که گزارش اجرا جذاب تر و شاید بتوان گفت موثرتر از خود اجرا می شود همچنان که برخی از گزارش های ورزشی ، بخصوص فوتبال ، از تلویزیون هیجان انگیزتر و تماشایی تر از تماشای آن در استادیوم ورزشی جلوه می کند ، چیزی که به آن گاهی با کمی مبالغه معجزه تلویزیون می گویند .
در این نوع از تئاتر تلویزیونی بهتر است بگوییم تئاتر در تلویزیون ، دراماتورژی تئاتر صحنه ای ، حاکم بر اجرا و حتی حاکم را گزارش تلویزیونی آن است . تصویرنامه ی تلویزیونی براساس نه فقط نمایش نامه بلکه بر حسب اجرایی که بر روی صحنه جاری است و تاثیری که آن اجرا بر تماشاگران و مخاطبان مورد نظرش در تالار نمایش می گذارد نگاشته می شود . در این جا انتخاب تماشاگر یا تماشاگرانی از میان تماشاگران و تاکید بر روی آن ها مخاطب آینده این گزارش تئاتری را مشخص و معین می دارد . دکوپاژ تلویزیونی تابعی است از میزان سن صحنه ای در ارتباط با سنوگرافی اجرایی .همچنان که تصویرنامه تابعی است از اجرا و تدوین نهایی ، تابعی است از ضرباهنگ اجرا و در غالب موارد تابعی است از داد و ستد عاطفی میان صحنه و تالار تئاتر . در دوران نخستین کار در تلویزیون ، تصویرنامه نویسی برای تلویزیون نخستین تمرین های خود را بر روی سرمشق های اجرایی تئاتری به انجام می رساند .

در بانک اطلاعاتی تاریخ تلویزیون ، آندره لانژ پژوهشگر نامدار تاریخ تلویزیون و برنامه های آن زیر عنوان تئاتر در تلویزیون به صراحت اعلام می کند در دوران نخستین پخش امواج الکترونیکی نزدیک به چهارصد نمایش از تلویزیون انگلستان پخش می شود که از آن میان سهم تئاتر 150 اجراست و نزدیک به دو سوم آن ها پخش مستقیم اجرای صحنه ای است . گویی از همان روزهای نخست ، تلویزیون در می باید که حیثیت و اعتبار تولید برنامه هایش چه از نظر فنی ، چه از حیث ارتباطی و جذب و جلب مخاطب و چه از دیدگاه فرهنگی و حتی زیباشناختی ، یعنی هنری در گروه اجرا و پخش تئاتر است .

 

 

 تئاتر استودیویی

بازخوانی نمایش نامه ای که برای صحنه نمایش نگاشته شده در استودیوی تلویزیونی و سپس جرح و تعدیل های اندک به مدد تدوین و از پس آن پخش در زمانی دیگر . در این نوع تئاتر تلویزیونی ، نمایش نامه ای که پیش از این ها منحصرا برای صحنه ای تئاتر و اجرای تئاتری نگاشته شده برگزیده می شود گاه این نمایش نامه پیش از این اجرای صحنه ای داشته و حتی اجرای صحنه ای است که اکنون پایش به استودیوی تلویزیونی کشیده شده است و پس از گزینش نمایش نامه و اجرای آن ، همان اجرا یا همان مشخصه های صحنه ای و حتی همان سبک و سیاق اجرایی به استودیوی تلویزیونی آورده می شود .

در تئاتر استودیویی ، اجرای تلویزیونی دارای همان مشخصه های اجرای صحنه ای است ، فقط امکانات استودیوی تلویزیونی به مدد تکامل تصویرنامه ی تلویزیونی برگرفته از متن نمایش نامه ی صحنه ای می آید ، دکور گاهی به لحاض اندازه ، زوایا و رنگ تغییر می کند و به اصطلاح سینمایی می شود . نورپردازی با حفظ سبک و سیاق تئاتری خود با ابزار تلویزیونی و برای پخش از تلویزیون پردازش می شود . حرکات بازیگران ، تابع نمابندی تلویزیونی و زوایای دید دوربین ها دستخوش تغییرات جزئی می شود و بیان بازیگر تابع میکروفون و فاصله و جهت آن دگرگونی اندکی می یابد . با حذف تماشاگر ، اکنون دوربین واسطه ی اصلی برای ارتباط میان بازیگر و تماشاگر قلمداد می شود ، در یک کلام کنش اجرای تلویزیونی همچنان تابعی از کنش اجرای صحنه ای باقی می ماند .

اگر در نوع اول تئاتر تلویزیونی ، بازیگر بر حسب دکور و صحنه ی تئاتری حرکت و عمل می کند ، در نوع دوم بازیگر مجبور است محدوده ی میانگین دکور و دوربین را برای ارائه کنش صحنه ای برگزیند . در این نوع از تئاتر تلویزیونی ، باز هم نمایش نامه مبنای اصلی همه چیز اجرای تلویزیونی است و تصویرنامه همچنان تابع و خدمتگزار نمایش نامه است و می کوشد آن را چنان که هست ، عرضه کند و به همین دلیل است که کارگردان تلویزیونی همچنان تابع و خدمتگزار کارگردان هنری باقی می ماند . در دوران نخستین کار در تلویزیون و به هنگام پخش این نوع از تئاتر بود که دراماتورژی تلویزیونی ، مخاطب و مکان ویژه نمایش را بهتر شناخت و گامی بلند در راه بازشناساسی نهایی خود برداشت .

 

 تئاتر اقتباسی برای تلویزیون

 تئاتر اقتباسی برای تلویزیون

در این نوع از تئاتر تلویزیونی به زبان تلویزیون و رمزگان ویژه آن نزدیک تر می شویم . از این جا به بعد به زبان راندن تعبیر تئاتر تلویزیونی درست تر می نماید . متن اولیه آنجه زمینه ی اقتباس برای تلویزیون قرار می گیرد ممکن است نمایش نامه ای تمام و کمال باشد ، یا قصه ای ، یا داستانی کوتاه و یا یک رمان و یا حتی خبری در صفحه حوادث روزنامه و حتی خاطره ای و .. به هر ترتیب از روی آن یا به بیان دگیر ،، براساس آن ، ابتدا نمایش نامه ای تلویزیونی نگاشته می شود و بر اساس آن نمایش نامه ، مبتنی بر داده های فنی تلویزیونی و در چارچوب فرایند برنامه سازی در یک شبکه معین و برای مخاطبی محضی در آن شبکه ، تصویرنامه ای تنظیم می گردد و بر همین روال کار تولید آن نمایش تا پخش ادامه می یابد . در نخستین سال های دوره شکوفایی تئاتر تلویزیونی بین سال های 1950 تا 1955 شیوه اقتباس برای تلویزیون همان برگردان به شیوه ی عمومی و رایج در تئاتر بود .
نمایش نامه ی نگاشته برای تلویزیون بر اساس یک داستان کوتاه ، یا یک رمان ، در واقع برای صحنه تنظیم می شد و این تنظیم از اصول دراماتورژی صحنه ای تبعیت می کرد . به عوان مثال نگاه کنیم به اقتباس های نمایشی از دون کیشون اثر میگوئل سروانتس و یا بینوایان نوشته ی ویکتور هوگو در دهه های چهل و پنجاه قرن گذشته اما با پیشرفت فناوری تلویزیونی از یک سو و شناخت آنچه با اغماض به آن زبان مستقل تلویزیون می گویند از سوی دیگر ، نمایش نامه نویسان که به طور عمده تهیه کنندگان همان برنامه های نمایشی بودند کار نگارش تصویرنامه های مستقل تلویزیون بر اساس داستان ها ی کوتاه ، رمان ها و حتی نمایش نامه های شناخته شده را آغاز کردند .
در این نوع و یا در این دسته از تئاتر تلویزیونی ، اصالت با تصویرنامه است ، نه نمایش نامه . در این گونه از نمایش تلویزیونی ، بازیگر به مقتضای حضور دوربین ، نه بر حسب دکور فضای صحنه ای و در داخل آن منطقه بازی و در صحنه نمایش به حرکت و عمل می پردازد . مشخصه های صحنه ای تئاتر جای خود را به شاخص های اجرای تلویزیونی می سپارند . ابزار و شگردهای تلویزیونی جایگزین ابزار فرسوده و شگردهای کهنه تئاتری می شوند و بدین سان نمایش صاحب سبک اصطاحا تلویزیونی می شود و سبک های تلویزیونی یکی پس از دیگری از میان اجراهای تئاتر تلویزیونی سر بر می آورند . فصل بندی داستان ، دکور ، صحنه آرایی ، نورپردازی ، لباس شخصیت پردازی ، در جزء به جزء اثر نمایشی تاثیر می گذارد . فصل بندی داستان ، دکور ، صحنه آرایی ، نورپردازی ، لباس ، شخصیت پردازی ، پردازش موقعیت در قالب محدود تلویزیون و تعمیم به ویژه اجتماعی و فرهنگی آن ، حرکت بازیگران و حالات جسمانی و بازتاب واکنش های درونی آنها از طریق چهره در مقابل دوربین و … و حتی کلام نیز از مشخصه های بیان در تلویزیون و به ویژه زیبایی شناختی دیداری و شنیداری خاص آن پیروی می کند . در همین جاست که کارگردانی تلویزیونی حوزه استقلال و کارایی خود را گسترده تر کرده و سعی می کند در یک تن واحد عموما یک کارگردان برای هر دو منظور هنری و فنی به عمل بپردازد و در همین مقام است که که کارگردان تلویزیونی صاحب اثر تلویزیونی می شود .

اهمیت تهیه کننده در تولید برنامه های نمایشی در تلویزیون کم رنگ تر شده و کارگردان در مقام مولف تلویزیونی به ارائه دیدگاه های خویش بر حسب سبک هنری خود می پردازد . با پیشرفت فناوری تلویزیونی و سبک شدن دوربین ها ، این نوع نمایش و یا این قسم از تئاتر تلویزیونی گسترش یاقته و دیگر نه فقط استودیوی تلویزیونی که مکان های دیگر گاهی مکان های حقیقی ، واقعی و حتی طبیعی ، برابر مقتضیات اثر بر اجرای نمایش های تلویزیونی از این دست انتخاب می شود و کارگردان ( برای مطالعه آموزش اصول کارگردانی کلیک کنید. ) سینمایی با استقلال کامل به اجرای نمایش خود بر حسب مشخصه ها و زبان تلویزیون می پردازد . اینک بیش از چهار دهه است که تئاتر اقتباسی برای تلویزیون گسترش فراوان یافته و بسیاری از آثار مکتوب داستانی و حتی قصه های عامیانه به جامعه ی نمایش تلویزیونی درآورده شده است . امروزه حتی بسیاری از نمایش نامه هایی که صرفا برای صحنه های تئاتر نوشته شده بودند ، بر حسب روش های رایج در این نوع تبدیل به تئاترهای تلویزیونی تمام و کمال شده اند و پس از این هم خواهند شد . نکته جالب توجه و در خور پژوهش اینکه این نوع از تئاتر تلویزیونی به سختی با انواع پیش از خود همساز است ، گویی استقلال خود را در همه ی زمینه ها طلب می کند و به آسانی از دست نمی دهد . گاه با اختصار به این نوع از تئاتر تلویزیونی ، اقتباسی تلویزیونی هم می گویند .

 

مطالعه بیشتر: ژان کوکتو

 

تئاتر از پایه و اساس تلویزیونی

آنچه ما آن را تئاتر از پایه و اساس تلویزیونی می خوانیم و انگلیسی زبان ها به اصرار به آن تله پلی می گویند که در فرهنگ لغت تلویزیون ما شاید به خاطر روابط بیشتر با فرانسه زبان ها تله تئاتر نامیده می شود .

تئاتر از پایه و اساس تلویزیونی و یا به عبارت ساده تر تئاتر تلویزیونی آنچه که آن را نوع چهارم و یا برترین نوع تئاتر در تلویزیون می خوانند ، از انواع برنامه های تلویزیون است نه گونه ای از تئاتر صحنه ای و یا از مستقات آن شاید به همین خاطر است که برخی از به کار بردن لفظ تئاتر برای نام گذاری آن پرهیز کرده اند . ترجیح می دهند و تعبیر تله پلی را به کار گیرند . در این مقام ، ار هر چه تئاتری و سینمایی است دور می شوند و یکسره از تلویزیون آغاز می کنند و در تلویزیون هم به انجام و به پایان می رسانند .تله پلی با دو مفهوم وتوامان نظری و عملی آن ، به نمایش نامه ای اشاره دارد که برحسب ویژگی های تلویزیون و فضای ارتباطی آن و صرفا برای اجرا در تلویزیون و آن هم در شبکه های خاص و برای زمانی معین نگاشته شده است و پس از اجرا نیز به طریقی اولی به آن تله پلی و یا تله تئاتر می گویند .

درباره سابقه اجرای نخستین تلی پلی در تلویزیون ، در سالنامه ی 1956 بی بی سی آمده است که رابرت بولت نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس معاصر انگلیسی ، در سال 1954 نمایش نامه ای را برای رادیو بی بی سی می نویسد و با عنوان مردی برای تمام فصول برحسب سنت ، آثار نمایشی رادیویی رادیویی می آورد . موفقیت بی نظیر اجرای این درام رادیویی در بی بی سی دست اندرکاران تئاتر در شبکه تلویزیونی آن سازمان را بر آن می دارد که به نویسنده سفارش نگارش یک متن مناسب برای تلویزیون را از روی این اثر رادیویی بدهند . بولت دو سال پس از آن تاریخ یعنی در سال 1956 نمایش نامه ای را با همان عنوان برای تلویزیون می نگارد و این بار تعبیر تله پلی را شاید برای نخستین بار در زیر عنوان آن نمایش نامه قرار می دهد. شایان ذکر است که نسخه صحنه ای این نمایش نامه را بولت در سال 1960می نگارد و نسخه سینمایی یا فیلم نامه ی آن را نیز در سال 1966 به رشته تحریر در می آورد .

خیلی زود و تقریبا همان سال ها ، این تعبیر ، در عرصه ی درام نویسی عام می شود و بسیاری از نمایش نامه نویسان ، دست به کار نگارش تلی پلی می زنند .

در شبکه تلویزیونی بی بی سی واحدی بر نگارش و تولید تله پلی تاسیس می شود و برنامه ی یک شنبه با تئاتر از سال 1955 تا 1959 هر هفته به طور اختصاصی فقط تئاترهایی را پخش می کند که در این واحد تولید شده است . در آن سوی آب ها ، در آمریکا هم خیلی زود تعبیر تله پلی و شیوه ی کامل خاص آن مقبول تهیه کنندگان و به ویژه تماشاگران می افتد ، آنچنان که طی سال های 1956 تا 1957 بیش از ده نمایش نامه با عنوان تله پلی در آنجا نگاشته شده و با موفقیت کم و بیش بی نظیر در تلویزیون به نمایش در می آید . رجینالدرز نویسنده و تهیه کننده تلویزیون با نمایش نامه ی معروفش دوزاده مرد خشمگین در سال 1954 طلایه دار این نهضت در آمریکا می شود . تله پلی به عنوان متن نمایشی یا نمایش نامه تلویزیونی مبتنی است بر اصول بنیادین بیان نمایشی یعنی تئاتر در مفهوم عام آن و تصویر برآمده از آن کم و بیش راهی را می پیماید که پیش از آن فیلم نامه در سینما پیموده بود .

تصویرنامه ی تله پلی به همراه خود تلی پلی و مقارن با آن نوشته می شود ، گرچه به همراه یا در کنار آن به چاپ نمی رسد و هر آنچه تا کنون به چاپ رسیده ريال متن نمایش نامه های تلویزیونی بوده است ، نه تصویرنامه آنها . البته برای شناخت تلی پلی بهتر آنکه درباره ی نمایش نامه نویسی برای تلویزیون سخن گفته شود .