گفتوگو با اکبر عبدی بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفتوگو با اکبر عبدی در برنامه هفت توسط محمود گبرلو
بخش اول

 

ذوق بازیگری از درون بازیگر می آید

مرد هزار چهره بازیگری در سینمای ایران ،گرچه خودش زیاد این لقب ها نمی پسند اما کسی نیست که بگوید اطلاق این لقب به او ، رنگ و بویی از اغراق دارد . بازیگر محبوب سینما و تلویزیون کشورمان در این گفت و گو درباره چگونگی نقش آفرینی اش در فیلم های مختلف سینمایی ، شاخصه های همکاری او با فیلسمازان متفاوتی که عیار بازیگری او را کشف کرده اند و جلا بخشیده اند و … صحبت کرده است . عبدی ، به این نکته اشاره کرده است که بازیگر ، آینه جامعه است .این که او بسیاری از نقش هایش را بر اساس مشاهدات اجتماعی اش ترسیم کرده و ارتباط با مردم نقش مهمی در رقم خوردن نقش های ماندگار او داشته است .

 

 

اکبر عبدی : مرد هزار چهره سینمای ایران . نسبت به این لقب چه حسی دارید ؟

این اصطلاحی است که دوستان در مورد من به کار می برند و شما هم این لطف را دارید که ممنون هستم و از این بابت خوشحالم ، اما واقعا مرد هزارچهره که نمی شود به من گفت. من همیشه در بازیگری اینگونه می پسندیدم که نقش های متفاوت را بپذیرم تا کارهایم به هم شباهت نداشته باشد .

 

تا 53 ، 54 سالگی ، در حدود 120 فیلم بازی کرده اید و بازی های ماندگاری را خلق کرده اید . این کارنامه چه دستاوردی برای شما به همراه داشته است ؟

همیشه در حال یاد گرفتن بوده ام و این بزرگترین دستاورد بازیگری برای من است. ( مقالات آموزش بازیگری را جدی بگیرید ) در هر کاری ، اگر آدم یک خط هم یاد گرفته باشد . به دردش می خورد و می تواند در زندگی از آن استفاده کند یا استفاده برساند . حتما باید همینطور باشد و این تجربه باید انتقال پیدا کند . حالا یا به وسیله کارکردن یا آموزش دادن این را هم بگویم که من این را که مثلا خودم معلم بشوم و بخوام سر کلاس بروم و به آدم ها درس بدهم ، اصلا صحیح نمی دانم و می توانم بگویم که حتی درآمدش را هم حلال نمی دانم ….

 

ولی بعضی آرتیست ها هم که چهره اند و در سینما بازی می کنند ، می توانند معلم های خوبی باشند ؟

بله می تواند ، اما با کار خودش . به عنوام مثال خود من سواد آکادمیک بازیگری را ندارم و نمی توانم بازگری را روی کاغذ درس بدهم . ممکن است کسی با دیدن بازی من به یک نکته برسد اما من معلم نیستم که چیزی را در یک کلاس به کسی بیاموزم . انتقال تجربه در کلاس درس وقتی درست است که بازیگر ، معلم باشد . حتی ممکن است سواد و تجربه داشته باشد ، اما معلم نباشد . او هم نمی تواند کار خودش را درست انجام بدهد . اما بعضی ها معلم خوبی هستند . مثلا ما مرحوم سمندریان یا استاد مودبیان را داشته ایم که صرف نظر از آرتیست بودن ، معلم های خوبی هم بودند .

 

یکی از ویژگی هایی که شما دارید و همه کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند ، ارتباط خوب شما با جامعه است . درست است که شاخصه های شخصیت های مختلف را از طریق ارتباط با مردم به دست می آورید ؟

بله . به نظرم نظر کاملا درستی است . ما وقتی بازی می کنیم ، آینه مردم جامعه هستیم . باید جست و جو کرد و مردم را در جامعه پیدا کرد . یکی از مشکلات ما این است که همیشه کم می بینیم . کم گوش می کنیم .

 

 

یعنی کمتر بین مردم هستیم ؟

کلا مردم اینگونه اند . کم می بینند و کم گوش می کنند و بیشتر حرف می زنند ! البته من همیشه سعی کرده ام که اینگونه نباشم . یک آرتیست ، مخصوصا اگر بازیگر ، کاریکاتوریست ، شاعر و عکاس است ، باید خوب ببیند ، خوب بشنود و زیاد هم ببیند و بشنود چون در هنرش ، به درد می خورد و اصلا هنر او یعنی درست نشان دادن جامعه به خود جامعه . من حتی به خاطر دارم در اوائل بازیگری ام هم کاراکترها را از اطرافیانم می گرفتم . مثلا در بازم مدرسه ام دیر شد به خاطر دارم که در تئاتر شهر ، داشتیم یک نمایش کار می کردیم که دوستان سازنده آن سریال نمایشی کودک آمدند و با آقای افضلی کارگردان آن نمایش صحبت کردند .

یکی از بچه ها در پارک من را دید و به من گفت : اکبر گامبو ! پدرش او را دعوا کرد . گفتم چرا دعوایش می کنی ! گفت : به این دلیل که به شما بی تربیتی کرد و گفت گامبو ! به او گفتم : گامبو بی تربیتی نیست . من که لاغر نیستم ، من چاقم ! او که چیز بدی نگفت ، نظرش را داد ! او اتفاقا پسر شیرین و بامزه ای بود و من ، راه رفتن و هول و ولاداشتن در آن سریال را از شخصیت او گرفتم .

گفتوگو با اکبر عبدی

 

شما هفتاد فیلم سینمایی و نزدیک به پنجاه سریال تلویزیونی بازی کرده اید که بیشتر آن ها تیپ ها و شخصیت های متفاوتی هستند و کمتر نقش و بازی تکراری از شما دیده ایم.

این اتفاق در کارنامه پر حجم شما چگونه رخ داده است ؟

قطعا در این اتفاق من به تنهایی نقش نداشته ام و وجود کارگردان و نویسنده فیلمنامه خیلی مهم بوده است . یک کارگردان داریم که لقمه جویده شده می خواهد و دل ریسک کردن را ندارد که بخواهد از من ، چهره جدیدی رو کند . حالا شاید به دلیل ریسک نکردن روی سرمایه گذاری باشد یا مسائل دیگر . اما یک کارگردان هست که اهل ریسک و تجربه کردن است . اتفاقق پسر مرحوم ملاقلی پور که نسبت فامیلی هم با من دارد  . اینگونه بود و من را خیلی خوب مهار کرد . او دائم از من می خواست که بازی نکنم و برای بازیگر سخت ترین کار این است که بازی نکند و زندگی بکند . و سخت تر از این ، آنجاست که یک بازیگر خودش را بازی نکند و به هیچ وجه ادا در نیاورد .

 

و بخش عمده ای از موفقیت شما از باورپذیر کردن نقش های مختلف به دست آمده است ؟

بله ، به نظر خودم دلیل موفقیت ام در بازیگری این بوده که تیپ با تبدیل به کاراکتر کرده ام و آن را قابل باور ساخته ام . در خوابم می آد با این که نقش یک پیرزن را بازی می کردم ، این اتفاق واقعا برای من افتاد و در فضای خارج از فیلمبرداری ، یک نفر تصور کرده بود من یک پیرزن هستم !

 

منکر نقش بالای کارگردان و فیلمنامه نویس و سایر عوامل مثل چهره پرداز و  .. نیستم . اما می خواهم بدانم اکبر عبدی چگونه این قدر دقیق به شناخت کاراکترهای مختلف می رسد ؟

این دست خود بازیگر نیست . نمی توانم بگویم آگاهانه این اتفاق می افتد . شاید بتوانم بگویم که این شاخت از درون بازیگر وارد نقش می شود . شاید از کودک درون شان می آید  . کلید اصلی این قضیه دست خداوند است . این ذوق و هنر باید در ذات آدم باشد . اتفاقا بحثی که من سر کلاس های بازیگری دارم ، یک وجه ار آن به همین برخورداری از استعداد و تقویت آن بر می گردد . این که بگوییم برویم این بچه شر و شیطان را که درس اش را نمی خواند و دائم در حال مردم آزاری است ، در یک کلاس بازیگری اسم نویسی کنیم تا از دست اش خلاص شویم ، دلیل نمی شود که او بازیگر خوبی بشود و اصلا بازیگر بشود . بعضی از پدر و مادرها واقعا اینگونه فکر می کنند .

با خودشان می گویند حالا برویم اسم این بچه را در یک کلاس بازیگری بنویسیم ، فوقش اکبر عبدی نمی شود ، اما بازیگر می شود که … ، خب این غلط است . آنها اول باید ببینند فرزندشان استعداد بازیگری دارد یا نه . اما من وقتی یک نقش را می خواهم بازی کنم ، علاوه بر این که سعی می کنم آن نقش را خوب بشناسم ، قبل از این که فیلمبرداری شروع شود ، مدتی با آن نقش زندگی می کنم . یعنی آن را در زندگی واقعی بازی می کنم . وقتی به می گویند نقش یک نجار با قصاب را بازی کن ، من که نجار یا قصاب نیستم ،  اما باید سعی کنم در راه رفتن ، نشستن ، حرف زدن … آنقدر ادای او را درست در بیاورم که مخاطب من را خارج از اکبر عبدی بازیگر ، بپذیرد .

البته همان طور که شما گفتید این تلاشی است که مربوط به خودم است اما دیگران هم در خلق کاراکتر من در فیلم های مختلف نقش دارند . همیشه گفته ام که از استاد منوچهر اسماعیلی تشکر می کنم و دست ایشان را می بوسم . نقش من در فیلم مادر مدیون دوبله درخشان ایشان بود . همین طور استادان دیگری مثل ناصر طهماسب ، منوچهر والی زاده ، حسین عرفانی و دیگران .یا استاد عبدالله اسکندری که همه جور به گردن من حق دارد .

 

ادامه دارد…