گفتوگو با مجید شاه حسینی بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

بخش دوم گفتوگو محمود گبرلو با مجید شاه حسینی
در قاب هفت

 

من نظر دیگری دارم . شاید دستیابی به این مفهوم به طور کامل محقق نشده باشد ، اما خیلی ها در این سال ها در سینمای ایران کار کردند و به دنبال رسیدن به آن بودند . حالا شاید یک عده دغدغه کمتری داشتند و برخی ها هم فکر می کردند سینمای دینی یعنی این که ما باید خیلی رو و آشکار از دین حرف بزنیم . مثل فیلم های متعددی که به دوران تاریخی می پردازند و این تصور ایجاد شد که این یعنی سینمای دینی .

 

 

این در حالی است که حتی خیلی از کسانی که فیلم اجتماعی می سازند ، در درون خود به عنوان یک انسان ، باورهای معنوی دارند و آن را در یک بستر اجتماعی ارائه می دهند ، اما فضا طوری ایجاد شده که آن فیلمساز چون ظاهر دینی ندارد ، فیلمش متهم به این می شود که تو غیر دینی هستی و یک فیلمساز دیگر که تظاهر به دینداری می کند و به یک مقطع تاریخی هم می پردازد ، رو و آشکار هم هست ، می شود فیلمساز دینی .. متاسفانه تعریف ها و نگاه ها شاید یک مقدار به تبین درست این مفوم آسیب زده باشد ؟

پدیده از ظاهر خیلی پیچیده تر است . من نمی توانم اینطور با حسن نیت موضوع را نگاه کنم . وقتی از هر زاویه موضوع را نگاه می کنی به یک چالش چهار ساختی می رسی که پیش از انقلاب در سینمای ما وجود داشت و در نمیه دوم دهه هفتاد هم دوباره جان گرفت که چون یک پایه این چالش دین است ، به این منجر شده و فقط بحث ظاهر و ریا و تظاهر و رانت دینی سازی نیست . ما عمیقا با این چالش مواجه هستیم  . پیش از انقلاب شما این چالش را  در قالب چالش سنت و مدرنیته ، چالش دین و بی دینی ، چالش استبداد و آزادی ، چالش زن گرایی افراطی در مقابل مردگرایی تفریطی به شکل یک بسته یا پکیج داشتید .

این بسته در قالب فیلم های سینمای ایران به ما می گفت که اگر شما دین دارید ، ضرورتا از سه چالش دیگر سهمتان این است ، حتما سنتی هستید ، حتما مستبد هستید و حتما مردسالار هستید . در چند فیلم قبل از انقلاب مثال بزنم که این الگو هست ؟ اگر در چالش دین و بی دینی مقابلش را انتخاب کردید ، حالا حتما مدرن هستید ، حتما لیبرال هستید و حتما زن سالار یا فمینیست هستید ! شاید رسیدن به آنچه من می گویم برای کسانی که با زمینه این بحث آشنا نیستید و آن سینما را به یاد نیاورند ، مشکل باشد ما واقعا این بسته وجود داشت و مخاطب انتخاب دیگری هم نداشت . از نیمه هفتاد به این سوء فیلم های متعددی دیدیدم که نشان می داد این پکیج دوباره از سینمای ایران سربرآورده است ، مرد سنتی ، متعصب و مستبد کاراکترهایی بودند که بار دیگر به این سینما برگشته بوند .

 

بله این جریان وجود داشت و نمی شود گفت که تمام شده ، اما نمی توان از تلاش های مهمی که خارج از این بسته در سینمای ایران صورت گرفته چشم پوشی کرد ؟

بحث من این است که این جریان نه تنها وجود دارد بلکه خیلی هم سرزنده است و تشویق می شود . وقتی شما این جریان را تشویق کردید ، تکرار می شود و به کلیش فیلمسازی بدل می شود . پرسش اینجاست که چرا این کلیشه را نمی شکنیم ؟ ما از این چالش چهارتایی ، هیچکدام را قبول نداریم ، چون وارداتی است . مثل بحث جبر و اختیار است که وقتی در صدر اسلام از فرهنگ یونان وارد فرهنگ اسلامی شد و به اهل بیت عصمت و طهارت عرضه شد ، فرمودند لا جبر و لا تفویض بل امر بین امرین . مشکل این چهار چالش در این است که همه از کوه المپ آمده است . چون تعریف استبداد و آزادی را بر اساس تعریف آنجا می فهمند ، تعریف فمینیسم را طبق افسانه های یونایی در می یابند و تعریف دین و بی دینی را هم طبق دعوای پرومتئوس و زئوس از یونان باستان می گیرند و همچنین است درباره تعریف سنت و تجدد . اما ما هیچکدام از این رهگفت ها را نمی پذیریم و تعریف خودمان را داریم  حتی از سنت .

 

این تعریف خودمان خیلی مهم است . پس از انقلاب اسلامی خیلی ها تلاش کردند بر مبنای اندیشه های دینی مدیریت و سیاستگذاری بکنند . حداقل درباره آنها  که نمی توانیم بگوییم از اندیشه های گذتشه تبعیت کردند .. آنها سعی کردند از تعریف هایی که از اندیشه دینی در هنر وجود دارد ، بر اساس فرمایشات حضرت امام یا بزرگان و علما بهره ببرند و آن را در سیاستگذاری خودشان اعمال بکنند . این که چه قدر موفق شدند یا نشدند و این که جریان گذشته همچنان در فیلمسازی نفوذ داشت و جایزه می گرفت ، بحث دیگری است .

گفتوگو با مجید شاه حسینی بخش دوم2

 

به نظرم اول بپذیریم که این تلاش صورت گرفته و بعد آن را از این زاویه آسیب شناسی بکنیم که در کجا موفق بوده ایم و در کجا عیب و ایراد داریم . برای رسیدن به کمال ، نقائص را بر طرف کنیم ؟

من اهل حاشیه سازی نیستم و در صددم که اصلاح در ساحت بحث ، سبب شود که به موضوع برسیم . اما به عنوان کسی که فیلم های جشنواره را طی همه این سال ها دقیق دیده ، زمانی در تولید این سینما دخیلی بوده و زمانی بیننده این سینما بوده ، می گویم که این چالش جدی است و اصلا یک اتفاق نیست . آنقدر ریشه دار است که در سینمای ما ، حتی کسانی که ظاهر متدین دارند ، در آثارشان ار آن به عنوان یک کلیشه و تقلید بامزه تبعیت می کنند ! حتی فیلمسازانی که خیلی جنجالی اند و متصف به این که کارهای ویژه می سازند .

به سمت آن کلیشه می روند و فوری هم می روند سر این بحث که ما چنین کیس هایی را در جامعه داریم یا نه . اما در باب بحثی که شما دوست دارید ثبوتی باشد ، اول باید بپذیریم که ما یک انقلاب دینی کرده ایم و بپذیریم که که سینما با این انقلاب بیعت کرد تا ماند . در حقیقت ، سینمای ایران به دلیل پیشینه اش در قبل از انقلاب ، خودش را متهم می دانست . نزد خود احساس گناه می کرد و به همین دلیل هم گروهی از سینما نزد بزرگان این نظام رفتند و بعضی ها تا پاریس نزد امام رفتند و گفتند آن سینمایی که در ایران بوده ، سینمای مطلوب ما نیست و ما سینمایی را دوست داریم که با دین و انقلاب سازگار باشد .

دست آخر این که اگر سینما بعد از انقلاب ماند و در زمره مکاسب محرمه تعطیل نشد ، به دلیل بیعتی بود که با انقلاب کرد . اگر در سینما تصویه هم صورت گرفت ، به دست عناصر انقلابی و مدیران انقلاب نبود بلکه توسط دوستان سینماگر بود . چون انقلاب در بدو پیروزی خیلی گرفتاری داشت و اصلا فرصتی نداشت که بخواهد چنین کاری بکند . سینما اگر به حافظه خودش رجوع کند و آن سال ها را ببیند ، کاملا به خاطر می آورد که وقوع دفاع مقدس ، یک تحول معنایی عظیم در جامعه را رقم زد و هشت سال ، موتور فکری و فرهنگی جامعه ما بود . همه اینها را باید بپذیریم تا بتوانیم وارد این بحث بشویم .

 

این درست است اما اتفاقا بسیاری از تحولات مثبت سینمای ایران نیر در دوران دفاع مقدس رخ داد ؟

اینجا وقتی ما می توانیم بگوییم که موفق بوده ایم که احساس کنیم سینما به عوان رسانه تصویری از دفاع مقدس آن چیزی را نشان داده که توصیف کننده واقعیت جبهه های ما بوده و نه روایت کننده ذهنیت های فیلمسازان و جنگ های خیالی که برخی دوستان سعی می کردند دفاع مقدس را با آن جنگ ها یکی کنند . به نظر من این اتفاق در سینمای مستند و مجموعه ی روایت فتح افتاد اما متاسفانه سینمای داستانی ، به هر دلیل در این زمینه عقب ماند و انتظاری که از آن می رفت ، محقق نشد . به محض این که جنگ در ظاهر با پذیرش قطعنامه به پایان رسید ، شد در اولین سال پذیرش قطعنامه ما ردپای فیلم های ضد جنگ را در سینمای ایران می بینیم که مشخصا می توانم به عروسی خوبان اشاره کنم که در سال 67 به جشنواره فجر می آید و یا بای سیکل ران که اصل مبارزه و انقلاب را در یک دور باطل نشان می دهد .

 

 

اما به عنوان نمونه های موفق هم فیلم های شاخصی چون دیده بان ، مهاجر ، هور در آتش و … وجود دارند . چرا وجه مثبت قضیه را نبینیم و نسلی که با سینمای دفاع مقدس وارد میدان شد ؟

من اینجا نه مسئول هستم و نه مدیر فرهنگی و به عنوان یک منتقد صحبت می کنم . فیلم مهاجر سال 67 آمد و دیده نشد . یعنی آن را ندیدند و وقتی که شهید بزرگوار آوینی در سوره آن مقاله عجیب خسته نباشید بچه ها را زد ، عضوی از هیئت داوران آن دوره که بعدا مدیریتی در سینما هم پیدا کرد ، آن پاسخ طوفانی را داد و … می گویم که اگر کاری شد ، نظام مند و بر اساس یک مدیریت نبود . این یک نکته مهم است . در واقع این رویه بر اساس انگیزه فردی بچه مسلمان هایی بود که از جبهه برگشته بودند و در حال و هوا و حس آن دوران فیلم می ساختند . یک فیلمساز به من می گفت که مدیران دهه اول نتوانستند از شور انقلابی ما درست استفاده کنند . او می گفت ما در روزهای اول بر دیوار حوزه هنری با اسلحه پاس می دادیم و داوطلبانه این کار را انجام می دادیم . فکر می کردیم اینجا قلعه انقلاب است و ما باید از آن محافظت کنیم . این انگیزه و شور ، موتوری بود که به واسطه سال های انقلاب و دفاع مقدس در فیلمسازان وجود داشت ، بنابراین بروز و ظهور فردی آن را در بعضی از فیلم ها می بینید .