گفتوگو با مجید شاه حسینی
02
ژانویه

 

ماجرا از اینجا شروع شد

یکی از کارشناسان فرهنگی سینمای ایران که همواره نگاهی و ادبیاتی منحصر به فرد داشته است . شاید دیدگاه های او به مذاق خیلی ها خوش نیاید ، اما بی شک او برای دیدگاه هایش که از یک نگاه دلسوزانه به فرنگ ناشی می شود ، تحلیل های جالب توجهی دارد که می توانند در سطح کلان فرهنگی کشور ، مورد استفاده قرار گیرند . همکار قدیمی شهید سید مرتضی آوینی ، همچنان دیدگاه های آرمانگرای دیروز را با خود دارد . او امروز را با همان دیدگاه های آرمانی تحلیل می کند و در تلاش است تا فردا را بر اساس دغدغه هایش با چشم انداز آرمانگرایی ترسیم کند . شاه حسینی در این گفت و گو به مفهوم و جایگاه سینمای دینی ، نقش مدیران و هنرمندان در رقم خوردن فضای مطلوب تولید فیلم های ارزشمند و برخی از آسیب های موجود در این مسیر اشاره کرده است . صراحتا و با استدلال خود بر این نکته تاکید کرده که بازگشت کلیشه های سینمای پیش از انقلاب در سینمای دهه های اخیر ، به عنوان یک عامل بازدارنده مطرح بوده است.

 

سال هاست که به بحث سینمای دینی پرداخته ایم . شما از مسئولان سینمایی کشور بودید و از نظریه پردازان این مباحث هستید. در این سال ها خیلی تلاش شده تا به یک تعریف روشن و مشخص از سینمای دینی برسیم .

از زاویه نظر شما ، چه راهکارهایی را می توانیم به دست بیاوریم تا به آن تعریف مشخص برسیم و بتوانیم با یک مهندسی و نقشه راه ، به سمت یک سینمای متعالی ، ارزشمند و شناخته شده حرکت کنیم؟

این که می گویید تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفته ، به این بستگی دارد که تلاش را چه تعبیر بکنیم ؟ شاید به همان میزان کسانی تلاش کردند که مفهوم سینمای دینی را صادقانه نهادینه کنند و مصادیقی از آن را به مردم خوب کشور ما و مردم جهان عرضه بدارند ، به همان میزان هم البته تلاش تخریبی داشته ایم و شاید بتوانم بگویم یکی از دلایلی که هنوز تکلیف ما با مفهوم بلند سینمای دینی مشخص نشده است ، این است که بعضی ها آنچنان دامنه تشکیک در سینمای دینی را بالا بردند که گویی داریم از یک مفهموم پیچیده فلسفی صحبت می کنیم . البته داشتیم دوستان مصلخ و خوشفکری را که حالا در بین ما نیستند ولی ما وامدار افکار بلند آنها هستیم . آنها وقتی که از بین ما رفتند ، دوربین سینما روی دوش شان بود . منظورم دقیقا شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی است . ولی بعد ها کسانی با کج فهمی مبانی فکری ایشان ، گفتند دیدید آقا مرتضی هم گفت چیزی به عنوان سینمای دینی نداریم … ماجرا از این جا شروع شد !

 

البته طرح این دیدگاه که غلط است و در افکار و اندیشه های شهید آوینی در این زمینه و این که او اعتقاد راسخ به این مفهوم داشت ، شکی نیست .

بله . این کاملا مشخص است . با صحبت مقام معظم رهبری در این زمینه ، به نظرم تکلیف ما خیلی مشخص است . با مفهوم سینمایی که موضوع آن دین است . اصلا درباره ذات سینما صحبت نمی کنیم ، منتهی چه کنیم عزیزانی بودند که از ابتدا عزم پذیرش این معنا را نداشتند . حالا هر کجا بودند ، در این که این مفهوم نهادینه نشود و حتی برای این که مفهوم سینمای دینی محقق نشود ، موثر بودند … آمدند نسبت موضوع و مفهوم را با سینما منکر شدند و آنچنان بر دایره فرمالیزم طنیدند و سینما را صرفا فرم دانستند که یک خاکریز ما قبل دین که معناست سینما را منکر شدند و وقتی که شما از سینما مفهوم زدایی می کنید یعنی دیگر مفهوم دینی هم نخواهید داشت .

هر چه بود ، این نگاه وقتی که آمد و در سینما مطرح شد ، در جشنواره ها جایزه گرفت و به هر دلیل مورد نقد مدیران تکنوکرات هم واقع شد ، اصل و اساس گم شد ، یعنی این که سینمای دینی چیست و از آن چه می خواهیم ، اما در پاسخ به پرسش شما ، در حد فهم خودم عرض می کنم که این که آیا مفهومی به عنوان سینمای دینی داریم ؟ قطعا داریم . دنیا این مفهوم را به رسمت شناخته است . فیلمسازان بزرگی مثل کارل تئودور درایر ، آلفرد هیچکاک ، روبربرسون ، فرانکو زفیره لی و افرار دیگری در این حد ، سینمای دینی را در برخی از آثار خودشان به نمایش گذاشته اند که می توان وارد این مصادیق شد و ما امروز سر کلاس های سینما با دوستان دانشجو این آثار را بررسی می کنیم .

امروز در دینا جشنواره هایی با موضوع سینمای دینی وجود دارد . مثل جشنواره مذهب امروز که که جشنواره های معتبر است و بسیار پردامنه و شناخته شده است . اما در همین برنامه ، دوستان در قالب کارشناس تشریف آورده اند و صراحتا گفته اند که چنین مفهومی نداریم .

 

 

اصل سینمای دینی که پذیرفته شده است و نمی توان گفت سینمای دینی مفهومی ندارد . بحث بیشتر بر سر تعریف است نه وجود ….

من هم می گویم اگر می خواهیم بگوییم این موضوع وجود دارید یا نه . اتلاف وقت بزرگی کرده ایم . تازه منظورمان از دین هم شریعت است . یعنی هر نوع متافیزیکی را نمی توان دین دانست . ذن ، یوگا ، عرفان حلقه و … را با این مفهوم نباید مخلوط کرد . زمانی در قالب سینمای معناگرا ، آنقدر این دامنه باز شد که دیگر هر متافیزیکی دین تلقی شد . ما از پدیده های سوپرنچرال صحبت نمی کنیم . ما از دین به معنای شریعت صحبت می کنیم . آن دینی که در زندگی روزمره مردم جاری است .

گفتوگو با مجید شاه حسینی2

 

برخی ها هم تصور می کنند یا اینگونه القا می کنند که فیلم دینی ، لزوما یک فیلم تاریخی است .

ما فیلم دینی تاریخی هم داریم اما همین که دین می گوییم نباید یاد تاریخ بیفتیم . زندگی مردم در اکنون خودشان را می توان دینی دید و شیوه زندگی دینی را در کوی و برزن شهر جستجو کرد . شما اگر شیوه زندگی همین مردم را به عنوان یک واقعیت عینی که بر تصمیمات ، رفتار ، عمل ها و عکس العمل های آنها موثر است ، نشان بدهید ، دارید فیلم دینی نشان می دهید . اصلا انقلاب اسلامی ایران متصف به چیست و متهم به کدام مفهوم ؟ متصف به این است که زعم غربی ها غول دین را از شیشه درآورد ! البته این تعبیر آنها از دین است و معتقدند که که بعد از رنسانس ، ما این غول ها را داخل شیشه کرده بودیم و انقلاب دینی آمد در سال 1979 میلادی غول را از شیشه در آورد .

 

و آنها از انسان متدین و بالطبع سینمای دینی در هراس هستند؟

علت دارد . چرا تصور انسان دینی برای رسانه های غربی مشکل است ؟ چون او یک کنترل درونی دارد در حالی که انسان لائیک همه کنترل هایش از بیرون است . از طریق رسانه هاست. یعنی می توانید اون را مدیریت کنید و از طریق دیتا و داده ای رسانه ای ، همه عکس العمل های بعدی او را حدس بزنید ، ولی انسان متدین یک کنترل درونی دارد . سینمای دینی شیوه زندگی چنین انسانی را ترسیم می کند . انسانی که اتفاقا از نظر آنها خیلی پیش بینی پذیر نیست در حالی که ما از آنحا که در یک جهان بینی دینی زندگی می کنیم ، تقریبا این را می دانیم که انسان دینی چگونه زندگی می کند ، در مواقعی چگونه انتخاب می کند . اما کنار آمدن با این کنترل درونی برای آنها مشکل است .

 

 

شاید به این دلیل که سینمای دینی در مقابل طرز فکر رسانه ای آنها واقع می شود چون آدم را به درون خود ارجاع می دهد ؟

سینما انسان ها را کاملا هیپنوتیزم می کند . در این مورد که تعارف نداریم ! حتی علمای رسانه از سینما به عنوان سلف هیپنوتیزم یاد می کنند . حال هر چیزی در این روند دخالت کند ، از نظر آنها مذموم است . و دین یک کنترل درونی دارد . وقتی ما مفهوم متافیزیک یا سوپرنچرال را اینجا به عنوان دین مطرح نمی کنیم و دینی به معنای شریعت مدنظر ماست . این نوعی کنترل درونی را در رفتار انسان ها موجب می شود که شما نمود این را در برخی فیلمسازان مشهور دنیا می بینید .

 

پس چرا امروز برخی معتقدند که سینمای دینی به جای اثر گذاری و بر عمق گاه به سمت شعار حرکت می کند ؟

من شما را سال هاست که می شناسم و نظر شما را قبول دارم .آیا این توقع زیادی است که در یک جامعه دینی ، از فیلمسازان بخواهیم مردم متدین را در شیوه زیست شان ببینند ؟ اما این که به کسی بگویی فیلم دینی و مضمون دینی او یاد شعار بیفتد ، احتمالا سلوک یا شیوه خودش اینگونه نیست ، بنابراین وقتی که می خواهد درباره سلوک انسان های متدین فیلم بسازد و هم شعارزدگی به او دست می دهد و می گوید اینها کلیشه و شعار است . دنیا سینمای دینی را به رسمیت شناخته ، اما باید دید چرا در جمهوری اسلامی ایران و بعد از یک انقلاب دینی ، هنوز این مفهوم بلند آن طور که شایسته است ، محقق نشده است .

.

.

.

در ادامه متن کامل این گفت و گو را در قالب فایل pdf آماه کرده ایم، که می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

دانلود متن گفتوگو مجید شاه حسینی و محمود گبرلو در برنامه هفت