گفتوگو با مهدی فخیم زاده
31
دسامبر

 

بازنشستگی برای من زود است

گرچه مهدی فخیم زاده بیشتر به عنوان بازیگر سینما و کارگردان سینما و تلویزیون نزد مردم شناخته شده و کارهای موفقی را به ویژه در تلویزیون ساخته است ، اما شخصیت او به عنوان یک تهیه کننده سینما به عنوان یکی از کسانی که در دهه نخست سینمای پس از انقلاب تاثیر پررنگی بر ادامه حیات سینما داشت و نیز به عنوان یک فیلمنامه نویس مسلط به ادبیات نمایشی ، دارای اهمیت است . فخیم زاده به  دلیل احاطه بر اتفاقات ریز و درشت صنعت سینما طی سه دهه اخیر معمولا نققطه نظرات کاربردی و تعیین کننده ای در محافل رسانه ای داشته است و در این گفت و گو نیز می توان با گوشه ای از این دیدگاه ها همراه شد.

 

قبلا گفته بودید که شما اصلا به سینما علاقه مند نبودید و بیشتر به سمت تئاتر گرایش داشتید، چه شد که به تدریج به سمت سینما کشیده شدید ؟

بله ، دقیقا اینطور بود . من خیلی به تئاتر علاقه مند بودم . خیلی هم تئوریک روی بازیگری کار می کردم . اصلا تصمیمی نداشتم که به سینما بیایم و در قامت یک بازیگر سینما ، فعالیت کنم . شاید بتوانم بگویم هیچ چیز از سینما نمی دانستم . یعنی بیشتر مطالعاتم در زمینه تئاتر و ادبیات نمایشی بود . از سینما ، فقط کلمه دکوپاژ را بلد بودم و آن هم به این دلیل که این کلمه فرانسوی بود و من هم فرانسوی می دانستم و می دانستم کوپه یعنی تقطیع و هیچ چیز دیگری از سینما نمی دانستم و هیچ علاقه ای هم نداشتم که بدانم اما تئاتر می دانستم و همه چیز آن ، برایم قابل تحمل بود جز بی کاری اش ! یعنی تو در تئاتر ، یک دوره بیکار می ماندی تا مثلا زنده یاد استاد سمندریان بخواهد کاری را روی صحنه ببرد . یا خود من گاهی با یک نمایشنامه را از فرانسه به فارسی ترجمه می کردم و بعد با بچه های هم دوره ای تئاتر آن را کار می کردیم تا روی صحنه ببریم اما بیکاری های پیاپی تئاتر ، خیلی ما را اذیت می کرد.

 

تا این که پیشنهاد بازی در اولین فیلم سینمایی به شما رسید . منتظر آن پیشنهاد بودید ؟

منتظرش که نبودم . حتی وقتی زنده یاد رضا میرلوحی داشت تپلی را می ساخت و به من پیشنهاد بازی در این فیلم را دارد ، اول زیاد این پیشنهاد را جدی نگرفتم اما بعد رفتم و آن نقش را بازی کرد م .

و خب بازی در سینما درآمدش بیشتر بود .

نه ! در آمد بازی در سینما برای بازیگرانی مثل من زیاد نبود . حتی الان هم همینطور است . سینما همیشه برای بازیگران راس هرم درآمد داشته است اما برای بازیگران به قول معروف مستضعف ، آنچنان درآمدی ندارد . همیشه همین بوده به خاطر دارم برای بازی در فیلم توپولی 1500 تومان گرفتم و رفتم آن فیلم را بازی کردم که نسبت به همان سال ها هم پولی نبود .

 

 

شما از جمله سینماگرانی هستید که به همه جوانب سینما توجه می کنید . قصه و فیلمنامه همیشه برای شما اهمیت داشته و البته تماشاگر و اقتصاد سینما

دقیقا همیشه این دغدغه را داشته ام .

می خواستم به عنوان سینماگری که هر دو دوره را تجربه کرده اید ، از تفاوت سینمای بدنه پیش از انقلاب با امروز بگویید .

به سینمایی که امروز وجود دارد و در آن بیست تا سی فیلم روی پرده می رود می شود به نوعی سینمای بدنه گفت اما در قبل از انقلاب ، ما دو نوع فیلم داشتیم . یک سری فیلم متعلق به سینمای بدنه داشتیم که قالب فیلم های تولید شده در یکسال سینما را تشکیل می داد یکسری فیلم هم متعلق به سینمای نخبه گرا داشتیم که البته بعضی از آن ها جعلی و بعضی هایشان اصلی و واقعا متعلق به سینمای هنری بود اما فیلم های دیگر ، فیلم هایی بود که سازندگانشان ادای فیلم هنری را در می آوردند که امروزه ، بیشتر آن نوع فیلم ها را به نام سینمای جشنواره ای می شناسند که امروز هم بعضی از این قسم فیلم ها ، جعلی اند و بعضی ها ، واقعا خوب و هنرمندانه . اما اگر بخواهیم کلیت سینمای بدنه فعلی با سینمای بدنه فعلی با سینمای بدنه پیش از انقلاب را مقایسه کنم باید بگویم این سینما با آن سینما اصلا ارتباطی ندارد و دچار نوعی تفاوت ماهوی شده است . در واقع سینما بعد از انقلاب ، حقیقتا رشد قابل قبول و قابل دفاعی داشته است.

مهدی فخیم زاده

 

حتی در زمینه بازیگری؟

بله ، به خصوص در زمینه بازیگری ، البته قبل از انقلاب ما بازیگران برجسته ای داشتیم ولی آن ها جملگی بازیگرانی بودند که از تئاتر به سینما آمده بودند . اما امروز ، وضعیت بازیگران بهتر ار گذشته است . البته باید به این نکته توجه کرد که در سینمای پس از انقلاب ، به سبب فضای فرهنگی حاکم ، جذابیت فیلم ها از سطح به عمق حرکت کرد و این یعنی به سمت توجه به قصه و فیملنامه های سینمایی ، نیاز بیشتری به استفاده از بازیگران بهتر و حرفه ای تر به وجود می آید.

پس بر اساس این نگاه و اعتقادی که به تاثیر شرایط بر افزایش کیفی سطح بازیگری در سینمای ایران دارید ، به نظر می رسد با این تحلیل از وضعیت کلی بازیگری در سینمای پس از انقلاب هم رضایت داشته باشید.

باید توجه کنیم که در مقوله بازیگری و حضور در این عرصه ، همیشه عده ای هستند که به صورت حرفه ای به آن می نگرند و عده ای دیگر نیز رویکردهای دیگری را دنبال می کنند که در این جا ، بحث بر سر اقلیت و اکثریت کسانی است که امروزه در این حوزه فعالیت می کنند به میان می آید ، با همه این اوصاف باید بگویم که وضعیت بازیگری در سینمای ما به سمت و سویی رفته که کفه ترازو به سمت بازیگران تحصیل کرده ای که در قبال مخاطب پاسخگو هستند، سنگینی می کند و این راضی کننده است.

 

 

در دو ده اخیر ، گاهی در سینما بیشتر فعال بوده اید و گاه در تلویزیون . الان هم که در این گفت و گو شرکت کرده اید ، 10 سالی است که از سینما در عرصه کارگردانی و بازیگری دور هستید ، علتش چیست ؟

علت اش این است که به تلویزیون نزدیک شده ام.

 

یعنی به نظر شما در مقطع کنونی ، تلویزیون قدرتمندتر از سینماست ؟

نه ، بحث قدرت تلویزیون مدنظر نیست . شاید نوعی تغییر رویکرد خودم بعد از سال ها فعالیت در سینما بوده باشد . حقیقت این است که من در اوج فعالیت فیلمسازی ام ، یعنی در مقطعی که فیلم های همسر و تاواریش را در دهه هفتاد ساختم ، و از هر دوی آن فیلم ها استقبال شد ، متوجه اهمیت جعبه جادویی تلویزیون شدم . در آن زمان تصور بر این بود که من و همکارانم ، کارگردان ها و بازیگرهای سینما هستیم و صرفا فیلمسازی برای نمایش روی پرده عریض سینما را بلد هستیم .

 

پس در همان مقطع انتخاب خود را کرده بودید ؟

من در آن مقطع به تلویزیون هجرت کردم و حضورم در تلویزیون مصادق شد با حضور آقای لاریجانی ، تشکیل سینما فیلم و حضور آقای حیدریان که از سینما به سینما فیلم آمده بود و از اهالی سینما برای حضور در تلویزیون ، چندان با استقبال اهالی سینما روبه رو نمی شد و خیلی ها می گفتند که آدم سینما ، کارگردان و هنرپیشه سینما نباید به تلویزیون نقل مکان کند ، ولی من زیاد به آن حرف ها اهمیت نمی دادم . بعد ها دیدم که حق با آنها بود .

 

از چه لحاظ ؟ از نظر شناخت و تفاوت های دو رسانه یا اعتبار هنری بیشتر سینما ؟

به این دلیل که وقتی به تدریج در تلویزیون کار کردم . متوجه شدم که ما این جعبه را نمی شناسیم و تلاش کردم تا دکوپاژ ، زمان بندی ، تقطیع ها و همه نکات تکنیکی تلویزیون را که با سینما متفاوت است ، بشناسم . تنهاترین سردار را ساختم و بعد ولایت عشق و بعد سریال های پلیسی پربیننده .

 

بعد از مدت ها ، یک پیشنهاد سینمایی را پذیرفتید و در فیلم آذر ، شهدخت ، پرویز و دیگران بازی کردید . فیلمی که البته با سلیقه و نگاه سینمایی شما تفاوت داشت .

من خیلی نسبت به این مسئله حساسیت نداشتم . بیشتر به خاطر خود بهروز افخمی این فیلم را بازی کردم . آدمی به روز است و دائم در حال مطالعه . یکی از نادر آدم هایی که همیشه او را در حال مطالعه دیده ام . کارهایش را هم از کوچک جنگلی و عروس تا شوکران و .. دنبال کرده بودم و دوست داشتم . یک شب بهروز زنگ زد و و برنامه کاری من را پرسید و این پیشنهاد را به من داد . من هم فیلمنامه را خواندم و پیشنهادش را پذیرفتم . البته نکته ای که می گویید ، درست است . حقیقت اش این است که شاید اگر این فیلمنامه را هر کس دیگر برای من می فرستاد ، پیشنهادش را قبول نمی کردم ولی به بهروز گفتم که به تو اعتماد دارد م و در این فیلم بازی می کنم .

 

 

بعد از چهل سال فعالیت ، آقای فخیم زاده الان کجای راه است؟

همچنان در راه هستم و ظاهرا پایانی را بر این راه نمی توان متصور بود ولی به هر حال ، این راهی است که باید رفت .

 

پس به پایان راه فکر نمی کنید ؟

من که خیال ندارم به این راه پایانی بدهم .

 

همه اینگونه هستند ؟

نه ، بعضی ها پس از سال ها فعالیت در سینما خوشان را به نوعی بازنشسته می کنند اما من چنین خیلی ندارم  . البته بعضی از هنرمندان برجسته تاریخ هنرهای نمایشی ، روی صحنه از دنیا رفته اند . امیدوارم برای من هم چنین اتفاقی بیفتد .