گفتوگو رخشان بنی اعتماد

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با رخشان بنی اعتماد در قاب هفت
( بخش اول )

 

رخشان بنی اعتماد : سینما برای من ، دردی مقدس است

گفت و گو با بانوی سینمای ایران. سینماگری که فیلم هایش جریان ساز و مهم بوده اند و شخصیت اش همواره با وقار خاصی همراه بوده است. او در این گفت و گو ثابت می کند که همه آن هایی که در تلاش اند تا از هیبت یک هنرمند سینمای اجتماعی ، یک فعال سیاسی بسازند ، سخت در اشتباه اند . بنی اعتماد ، سینماگری است که خود را به جامعه اش بدهکار می بیند و به دلیل همین حس مسئولیت پذیری بالا و ستودنی است که گاه ، با شرایطی پیچیده روبه رو می شود . ریشه بنی اعتماد ، تلویزیون و مستند سازی است و هیچگاه بدون پژوهش ، بدون آگاهی نسبت به جامعه پیرامونی اش و بی دغدغه پشت دوربین فیلمسازی نایستاده است . با بنی اعتماد در این گفت و گو ، درباره موضوعات مختلف ، از تاثیر ریشه های مستند سازی بر نگاه اجتماعی اش تا نقش پژوهش در شناخت معضلات اجتماعی و نحوه روایت آن در سینمای داستانی ، مقابله هایی که با سینمای اجتماعی صورت می گیرد ، جایگاه امید در روایت های اجتماعی و سایر دغدغه هایش صحبت کرده ایم و تلاش کرده ایم که این هنرمند بتواند در فضایی آرام به ارائه دغذغه ها و دیدگاه های خود بپردازد .

 

شما از قدیمی های تلویزیون هستید. پس از سال ها به خانه خودتان خوش آمدید.

ممنونم . بله ، شبیه به یک پلک زدن است . وقتی امشب بعد بیشتر از بیست و چند سال به محوطه تلویزیون پا گذاشتم ، به 42 سال پیش برگشتم . زمانی که وارد تلویزیون شده بودم .

 

 

نزدیک به 30 سال است که در سینمای ایران ، اصر سینمایی خلق می کنید . اولین سوالی که در ذهنم هست ، این است که آیا شما از ابتدا به سینما علاقمند بوده اید ؟

واقعیت را بگویم نه . اینطور نبود که من شیفته سینما باشم و به این دلیل ، وارد سینما شده باشم . شرایطی در نوجوانی برای من رقم خورد که از یک طرف زندگی ام را به گونه ای رقم زد که نوجوانی نکرده ، وارد جوانی شوم و جوانی نکرده ، بزرگتر شوم آن شرایط ، به صورت خیلی جدی دغدغه هایی را برای من از همان سنینی که قدرت تحیلیل نداشتم تعریف کرد که تصمیم به کار در سینما بگیرم ، در حالی که شناختی از آن نداشتم . در واقع ، من وارد تلویزیون شدم که شغلی داشته باشم و بتوانم از قبل آن ، رشته مورد علاقه ام یعنی معماری را بخوانم . اما یک سال بعد از آن ، اعجاز برقراری ارتباط از طریق تصویر ، باعث شد که تصمیم من عوض شود . سال 53 بود که وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شدم و الی آخر ….

گفتوگو رخشان بنی اعتماد

ابتدا کارهای مستند سازی انجام دادید و بعد وارد ساخت فیلم های سینمایی شید . با دغدغه به این حوزه وارد شدید ؟

باز هم واقعیت این است که نه ، چون سینما را به دلیلی غیر از خود سینما انتخاب کرده بودم . البته در آن سنین جوانی ، طبیعتا به چنین تحلیلی نرسیده بودم ، اما بعد ها وقتی به خودم رجوع کردم ، بیشتر به من ثابت شد که سینما برای من وسیله است و هرگز هدف نیست . البته شاید این حرف ، یک حرف معمولی نباشد . در واقع قکر می کنم سینما یک وسیله و تریبون است و من این شانس را داشتم که این تریبون را به دست بیاورم . این تریبون خودش چیزی نیست اما به نظر من به همه کسانی تعلق دارد که تریبونی برای زدن حرف هایشان ندارند .

 

این نگاه منحصر به فرد از کجا با شما بوده است ؟

قکر می کنم این نگاه ، از ابتدا و از زمانی که وارد حیطه مستند سازی شدم و بعد در سینمای داستانی همیشه با من بوده است . خیلی هم ارادی و خود آگاهانه نیست . یعنی من غیر از این ، نمی توانم طور دیگری ببینم  و نگاه کنم . شاید به همین دلیل سینما ، برای من خیلی جدی است . بیشتر از آن ، تصوری که از سینما به عنوان لذت یک کار هنری دارم ، برای من به یک درد مقدس می ماند و از این بابت خوشحالم .

 

نگاه جدی شما به جامعه به تداوم در ساخت فیلم های اجتماعی انجامیده است ، به همین دلیل است که فعلیت در سینمای اجتماعی را انخاب کرید ؟

همان طور که اشاره کردم ، شیوه دیگری از فیلمسازی را بلد نیستم و اصلا مدل دیگری از سینما را جز این ، نشناخته ام . از همان ابتدا وقتی مستندهای ساده ای را در همین سازمان قدیمی ساختم و بعد از انقلاب که در سم در دانشکده تمام شده بود و شروع کردم به مستند سازی . کارهایی کردم که هنوز برایم ارزشمند هستند . هنوز هم وقتی با دوستان و همکاران آن دوره ، آن مقطع زمانی را مرور می کنیم . به یک عشق و انگیزه بی نهایت بر می خوریم . این که با چه تلاشی فیلم می ساختیم . نمی گویم ما می توانستیم آثار فاخری را بسازیم ، ولی هر آنچه که بود ، عشق و انگیزه ، عشق و انگیزه بالایی پشت اش بود . برای ما اهمیت داشت که تاثیر این فیلم در جامعه چیست و ممکن است چه تغییری را در جامعه به وجود بیاورد . برای ما مهم بود که چه کسانی در گروه اقتصاد تلویزیون که من در آنجا مشغول فیملسازی بودم به کارمان واکنش نشان می دهند . یعنی ما برای اثر گذاری ، برای رسیدن آن واکنس ها و بازخوردها ، انتظار می کشیدیدم .

 

 

پس ریشه سینمای امروز شما ، به همان روزها بر می گردد ؟

سینمای داستانی من جدا از این نیست . هنوز هم ترجیح می دهم اگر یک کاری را انجام می دهم ، ولو این که ممکن است در کارنامه ام نقطه درخشانی به نظر نیاید ، فیلم اثر گذاری باشد . یعنی فیلم باید ساخته شود اگر بتواند ذره کوچکی بحث ایجاد کند ، باب گفت و گویی را باز کند یا تحولی را سبب شود .

گفتوگو رخشان بنی اعتماد

در این مسیر پژوهشت نقش مهمی دارد چون بیشترین کمک را به واقع بینی و واقعیت نگاری کمک می کند ، درست است ؟

پژوهش برای یک فیلمساز اجتماعی ، یک مقطع از دوران فیمسازی از نیست ، بلکه نگاه کنجکاو ، خیره و جستجوگر ، با شخصیت مستند ساز یا فیلمساز اجتماعی آمیخته است . طبیعی است در دورانی که برای ساخت یک فیلم ، روی موضوعی متمرکز هستم ، می دانم که برای جه کاری پژوهش می منم . یک بار هم درجایی گفته ام که من خیچ وقت بیکار نیستم . منظورم همین بود که وقتی ساخت یک فیلم تمام می شود ، اینگونه نیست که آن نگاه جستجوگر استراحت کند و یا به جای دیگری از جهان نگاه کند . این یک بخش از شخصیت و وجود آدمی است با با حساسیت هایی نسبت به تمام اتفاقات پیرامون می نگرد . سعی می کند که برداشت هایش را ذخیره کند تا شاید بتواند در یک یا دو فیلم بعدتر ، آنها را به نشان بگذارد .

در محافل سینمایی وقتی بحث سینمای اجتماعی یا فیلمساز اجتماعی مطرح می شود ، نقطه نظرات متفاوتی به میان می آید و گاهی مخالفت های شدیدی نسبت به یک فیلم اجتماعی و یک فیملساز اجتماعی صورت می گیرد.

  • شما جه تعریفی از فیلمساز اجتماعی در سینمای امروز ایران دارید ؟

  • فیلمساز اجتماعی باید چگونه باشد و با چه شرایطی پشت دوربین قرار بگیرد تا یک فیلم اجتماعی را خلق کند ؟

فیلمسازان کمی نیستند که نگاه اجتماعتی دارند و از زوایای مختلف به مسائل و شخصیت های جامعه نگاه می کنند . به نظر من نمی توان نسخه پبچید که چگونه می توان فیلمساز اجتماعی شد و چگونه می توان نگاه اجتماعی داشت . زیرا فقط اراده نیست که این اتفاق را رقم بزند . مگر اینکه یک نفر ، از یک مقطع سعی کن بهتر ببین و بهتر درک کند . این که نسبت به فیلمساز اجتماعی موضع زیاد است ، به نظرم امری طبیعی است . البته طبیعی بودن ، به معنای آسان بودن نیست . اتهامات و هجمه ها و متاسفانه شاید بتوانم بگویم بی مروتی های زیادی به فیلمسازان اجتماعی می شود . طبیعی است فیلمی که زبان نقد اجتماعی دارد ،زبان گزنده و کنجکاو و بیان پرسشگر دارد ، می تواند باب طبع برخی ها نباشد.

 

 

برای فیلمسازی مثل من موضوعات آسیب زا و تلخ جامعه را مطرح می کنند ، خیلی طبیعی است که بخشی از مخاطبات این فیلم ها را دوست نداشته باشند . به نظرم این بخش آنقدر بدیهی است که اصلا جای بحث ندارد . اما بحث مهم ، مقابله با این سینما ، از جانب کسانی است که خود را مسئول پاسخگویی به نقاطی می دانند که در فیلم مطرح می شود . آن ها چون باید جوابگوی آن موقعیت آسیب زا باشند ، طبیعتا فکر می کنند از پس مسئولیت خود در قبال مسئله مطرح شده بر نمی آیند و یا اصولا به آن فکر نکرده اند . طبیعتا طرح موضوع توسط یک فیلم اجتماعی برای آن ها قابل پذیرش نیست . اما بدتر آنجاست که در برابر چنین سینمایی ، با قضاوت های نا به جا ، با زدن اتهام اغراق و سیاه نمایی ، موضع می گیرند و نوعی فضا را علیه فیلم به وجود می آورد . البته این مورد فقط در باره سینما نیست . برخی از ما ، هر گونه مطابلبه اجتماعی و بیان خواسته را تبدیل به یک موضع سیاسی می کنیم و گوینده را از گفتار باز می داریم . در مورد سینمای اجتماعی هم دقیقا همین اتفاق افتاده است .