گفتوگو شهاب حسینی
15
دسامبر

 

سینما سیرک نیست !

بازیگری که در تکاپو برای تکامل ، مدتی از فضای بازیگری دور شد تا عیار خود را در فیلمسازی بیازماید . او که در این گفت و گو از علاقه شدیدش به سینما سخن می گوید ، معتقد است که هنرمند باید به کار خود متعهد باشد و ضمن این که به مخاطب می اندیشد ، اما نباید اساس سینما را بر جذب مخاطب بنا ندهد چرا که این رویکرد ، ممکن است در بند مدت بر ماهیت هنری سینما اثر منفی بگذارد و این هنر را به سمت و سوی سرگرم کنندگی صرف ، سوق دهد . شهاب حسینی در این گفت و گو عقایدش را درباره بازیگری در سینمای ایران ، بر اساس همه تجاربی که در سال های مختلف حضورش در این عرصه به دست آورده ، بیان کرده و درباره چند فیلم شاخصی که در آنها بازی کرده و مورد استقبال مردم واقع شده اند ، صحبت کرده است .

 

ما در آستانه آغاز اکران اولین فیلم بلند سینمایی شما در مقام کارگردان میزبان شما هستیم . از این که از بازیگری وارد فیلمسازی شدید ، دلشوره نداشتید ؟

برای من همیشه این سیر در امتداد بازیگری قرار داشته است . برای من همیشه کارگردان هایی که سابقه درخشان بازیگری داشته اند ، یا بازیگرانی که به عرصه کارگردانی روی آورده اند ، از جذابیت ویژه ای برخوردار بوده اند . نمونه های ایرانی و خارجی آن همیشه برایم قابل احترام بوده اند و تصور می کنم که به هر حال در امتداد این فعالیت بازیگری ، شاید چنین تغییراتی لازم باشد .

 

با کدام هدف ؟

برای دستیابی به درک بیشتر از حرفه ای که در آن کار می کنیم . تقریبا بعد از 16 سال که از فعالیت من می گذرد ، به جایی می رسم که به طور طبیعی برخی از هیجانات کاری ام را از دست می دهم . یعنی آن وجوه سطحی و بیرونی ماجرا و حاشیه های حرفه ام ، دیگر خیلی برایم جذاب نیست و در عوض ، چیزهای دیگری است که ذهن من را به خودش مشغول می کند ، دغدغه ام می شود و در واقع اگر حتی نخواهم به آن ها فکر کنم ، من را آزار می دهد .

یعنی نوع تغییر مسیر در پاسخ به یک ندای درونی است .

بله ، به این دلیل که این وادی ، همواره آدم را چالش های جدیدتری دعوت می کند .

گفتوگو شهاب حسینی

 

و این به آن معناست که ممکن است دنیای بازیگری را کنار بگذارید ؟

نه . اینگونه که نیست به نظرم برای انتقال بهتر ذهنیت خودم باید یک تعریف را برای شما ارائه دهم . این که به نظرم بهتر است بیاییم و بین ارکان مختلف ساخت یک فیلم ، وحدت را در نظر بگیریم . وقتی اینگونه واحد نگاه کردیم ، بهتر است که اول به همه ما ، عنوان سینماگر اطلاق شود و بعد از آن ، بیاییم این سینماگر را به شاخه های تخصصی مثل کارگردانی ، بازیگری ، طراحی صحنه و .. تقسیم کنیم.( با عوامل فیلمسازی آشنا شوید ) این نگاه واحد ، ما را کمک می کند که بتوانیم ابعاد مختلف دیگر کارمان را هم بشناسیم . تک بعدی رشد نکنیم .

مسیر تکاملی که آن را طی کرده اید . خیلی قابل تحسین است .در آستانه 41 سالگی هستید و 16 سال است که فعالیت هنری می کنید و اوج های فراوانی را پشت سر گذاشته اید و به عبارتی دیگر ، روزهای پراقتداری را در بازیگری سپری کرده اید و حالا به مرحله ای رسیده اید که می خواهید وارد عرصه فیلمسازی و تولید شوید . به نظرم این برای یک بازیگر در سطح شما نکته مهم و جالب و قابل تقدیر به نظر می رسد.

شهاب حسینی چگونه این مسیر را به این سرعت طی کرد ؟

ممنون از شما .سرعتش اش که واقعا خواست خدا بوده است و من فقط مراحل مختلف را بر اساس آنچه شرایط برای من به وجود آورده ، طی کرده ام و به اینجا رسیده ام . می توانم بگویم من فقط سعی کرده ام برای به ثمر رساندن موقعیت ها ، بازیکن مناسبی در زمین باشم !

 

اما این تمایل به خلق باید ریشه در گذشته شما داشته باشد ؟

بله . تخیل داستانی من از دوران کودکی ، یکی از سرگرمی های من بود قبل از اینکه حتی بخوابم . برای خودم رویا می پروراندم . بعد این میل ، کم کم با بازی های کودکی آمیخته شد و در واقع یک شکل دیگری به خودش گرفت . بعدا که نوجوان شدم ، فیلم و سینما ، به خصوص در آن مقطع که برای ما مثل امروز انتخاب های متعددی برای تفریح و سرگرمی وجود نداشت اهمیت پیدا کرد و به یک عرصه بسیار مهمی بدل شد . سینما برای من ، یک رویا بود . دیدن یک فیلم برایم یک سرگرمی صرف نبود . من به شخصه در آن اثری که روی پرده می دیدم ، غرق می شدم و تا مدت ها به آن فکر می کردم . البته شاید این میزان اشتیاق در خیلی ها وجود داشته باشد اما موضوع این است که سینما بر من تاثیر زیادی داشت . وقتی وارد عرصه بازیگری سینما شده بودم و برای آموختن ، شروع کردم به رصد آثار بزرگ تاریخ سینمای جهان (اولین فیلمبردار جهان را بشناسید)، فراتر از آن چه باید در خلال فیلم دیدن ، در زمینه حرفه خودم یاد می گرفتم ، احساس کردم که دارم زندگی را یاد می گیرم .

 

گرفتن درس زندگی از سینما نکته جالبی است .

بله سینما می تواند بر تجربه های آدم اضافه کند و این خیلی مهم است . فیلم های خوب دنیا ، تجربه هایی را در اختیار آدم می گذارد که هر فردی ، بدون اینکه لازم باشد تا این تجربه ها از سر بگذراند ، دریافتی فنی و خوب از آن فیلم ها خواهد داشت و این همیشه من را ترسانده است و امروز هم به من همین حس را منتقل می کند .

 

چرا ترس ؟ به خاطر ارتباط عمیقی که با فیلم برقرار می کنید ؟

به خاطر این که به این حس می رسم که پشت جذابیت های ظاهری کار من ، حقیقت بسیار هولناکی وجود دارد . و آن حقیقت این است که خروجی این حرفه ، با روح ، روان ، اندیشه و تفکر آدم ها سر و کار دارد.

گفتوگو شهاب حسینی

 

نکته مهمی است . و این حقیقت ، مسئولیت هنرمند را زیادتر می کند ؟

بله . مسئولیت آدم را خیلی سنگین می کند . شما هر چه قدر در سینما جلوتر می روید ، باید بیشتر به اعماق فرو بروید و دایره اکتشافات هم باید گسترده تر بشود ، چون پیچیدگی های انسان تمامی ندارد ! یعنی شما هر زاویه ای را انتخاب می کنید . پی می گیرید ، می بینید که یک زاویه جدیدتر هم وجود دارد و کار سینما همین است . به همین دلیل است که می گویم سینما می تواند در زندگی آدم تاثیر گذار باشد و در زندگی من اینگونه بوده است . سینما شاید بتواند به آدم ها ، برای نوع تفکر ، نوع زندگی و نوع تصمیم گیری آن ها پیشنهاد بدهد .

 

در مقطعی گفتید که ترجیح می دهید دور از فضای بازیگری باشید . علت چه بود ؟

من در یک دوره گفتم بدم نمی آید که کمی استراحت کنم . این استراحت ، به معنای فرار از روزمرگی در این حرفه است . این که مدام منتظر باشم ببینم از کدام دفتر تماس می گیرند بهتر است یا این که مدتی را از این فضا دور شوم ؟ کدام برای من بازیگر مقرون به صرفه تر است ؟ فعالیت باری به هر جهت در سینما به تدریج از انگیزه های آدم کم می کند . این برای من ، لحظه مرگ است ، چون اصولا من آدم کم حوصله ای هستم و درجا زدن من را اذیت می کند و به همین خاطر ، بیقراری می کنم . آدم به یک جایی که می رسد ، از درون به وضعیتی میرسد که نسبت به خیلی چیزها نمی تواند بی تفاوت باشد و از دیدن مسائل مختلف دردش می گیرد . ما مثل حساسه و سنسور هستیم . زودتر از همه باید عمق مسائل را درک کنیم . برخی از دوستان هم هستند که به صرف این که در سینما فعلیت می کنند و صبح با خودوری گروه فیلمبرداری می آیند و نهار و میان وعده و عصرانه و شام می خورند و بازی می کنند و با خودرو به خانه بر می گردند و دستمزد هم می گیرند ، بسنده می کنند و می گویند ما عجب شغل خوبی داریم .

 

اما در این نگاه تعهد هنرمندانه جایی ندارد دیگر ؟

اصلا فرصتی برای این ابراز تعهد نیست در صورتی که هنرمند باید به کار خود متعد باشد . البته این به معنای زیر سوال بردن کلیت ماجرا نیست . اما در چنین تفکری تامل جایی نخواهد داشت . من بارها گفته ام که کار ما یک کار خدماتی است. حالا خدمات با تحت عنوان خدمات فرهنگی قرار می گیرد . من هم باید کارم را درست انجام بدهم . وقتی برای کار من انرژی ، بیت المال و … خرج می شود .، باید از آن یک خروجی خوب اتفاق بیفتد . باید از نگاه صرفا تجاری دور شویم . وقتی ما از اول به این فکر کنیم که این فیلم چه قدر بر می گرداند ، راه درستی نرفته ایم . ممکن است اصلا برنگرداند ! فیلم ها هم مثل آدم ها ، سرنوشت متفاوتی پیدا می کنند.

.

.

.

در ادامه، متن کامل این گفت و گو را در یک فایل pdf برای شما آماده کرده ایم که از طریق فایل زیر می توانید دانلود کنید.

گفت و گو محمود گبرلو باشهاب حسینی در برنامه هفت