گفتوگو محمود گبربو با ابولفضل پورعرب بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو  محمود گبربو با ابولفضل پور عرب در قاب هفت
(بخش دوم)

 

عکسی که منتشر شد ، عکس خوبی نبود؟

بله و متاسفانه کلی هم دسرساز شد در جایی که من برای همراهی با مردم به آنجا رفته بودم نه سوژه شدن و …

 

با این وجود ، حضور امشب شما در برنامه هفت ، نشان می دهد خیلی پرانرژی هستید و حالا حالاها ، می توانید در سینمای ایران فعال باشید ؟

فرصت برای بازگویی همه آنچه در این مدت بر من گذشته ، کم است . مختصر می گویم که سپاسگذار هم هستم . چند عمل جراحی دشوار را پشت سر گذاشتم که از پزشک معالج به همراه پرسنل بیمارستان بهمن تشکر می کنم چرا که نسبت به من خیلی محبت داشتند و من سه بار آنجا بستری شدم که در بار سوم ، خوش خیم بودن بیماری را اعلام کردند و بعد ، اقدامات بعدی انجام شد و خوشبختانه به خیر گذشت . به لحاظ کاری اما واقعا می ترسیدم فعالیتی را شروع کنم . فیلم هایی را که از سینمای ایران می دیدم ، فیلم هایی نبودند که دوستشان داشته باشم . دهه ای که من وارد سینما شدم ، برای بازیگری انگار باید خواستگاری می رفتی و با پدر عروس دعوا می کردی تا تو را از دم در ، به داخل راه بدهند ! اما به نظرم ، فعالیت در سینمای امروز ، مطلوب نیست.

بخشی از این به بازتاب های رسانه ای و فعالیت رسانه های مجازی بر می گردد که مدام حاشیه سازند. این هم جزو فضای سینمای این سال هاست. من پنج ، شش سایت دارم که از وجود آنها بی خبرم و افراد مختلف برای من ایجاد کرده اند .من صفحه فیس بوک ندارم . سایت رسمی من صدا و سیماست . توقع دارم صدا و سیما در مقابل فضاسازی ها ،جواب بدهد که نمی دهد ! در یک محفل سینمایی ناگهان خبر مرگم را اعلام می کنند ، برایم جای سوال دارد که تلویزیون ، با این هم دوست و آشنایی که در آن دارم ، آن خبر را بدون اطلاع از درستی اش، منتشر می کند.

 

 

بله ، متاسفانه آن خبر ظرف مدت چند ساعت دهان به دهان چرخید و شایعه شد؟

اشکال ندارد ، اما چرا همان اول ، سراغ خودم نیامدند؟ اصلا فکر کنید که من مرده بودم ، چرا دنبال یافتن دلیل فوت من نبودند ؟ هر کدام به سلیقه خود نوشتند و اصلا فکر نکردند که ما هم زن و بچه داریم ، فامیل داریم ، مادر و پدر داریم ! یکی نوشت ایدز دارد ! دیگری گفت معتاد است . آن یکی گفت آنقدر وضعش بد است که داخل جوی و کنار خیابان پیدا شده ! هیچکس ننوشت که من سرطان دارم و هیچکس هم بلافاصله خبر را تکذیب نکرد ! دم در خانه ، به پسر من خبر داند که پدر فوت شده ! پسرم من از تو معذرت می خواهم ! بچه ، در آن لحظه شوکه شد اما خبر را تکذیب کرد که ای کاش نمی کرد تا صبح روز بعد ،خودم راهی مراسم کفن و دفن خودم می شدم.

 

البته تا جایی که به خاطر می آورم ، خبر اول را تلویزیون مطرح نکرد. آقای میرعلایی در خلال جشنواره چند سال پیش کودک در اصفهان آن خبر را شنید و گفت و خبرنگاران خبرگزاری ها ، با خود گفتند حرف او سند است و یکی یک در رسانه هایشان منعکس کردند ؟

بله ، گویا او هم بی خبر بوده و حین سخنرانی یک کاغذ را جلویش می گذارند و … من با آقای میرعلایی از سال 59 دوست بودم و با هم در تئاتر شهر ، کار تئاتر می کردیم . او در یک گروه فعال بود و من در گروهی دیگر . نمی خواهم بگویم او معرضانه این کار را انجام داده و او هم شوکه شده بود.

 

 

ولی متاسفانه برخی رسانه ها ، به شدت اسیر شایعات هستند ، و در برخی موارد خبرها را بدون اینکه در جریان صحت و سقم شان قرار بگیرند ، منتشر می کنند و این بیشتر به اعتبار خودشان آسیب می رند ، قبل از این که وارد بحث فضای مجازی شوید ، به این اشاره کردید که فضا را برای فعالیت در سینما ، مساعد نمی بینید ، علت چیست آقای پور عرب؟

به نظرم سینمای ما از اصل خودش دور افتاده و به همین دلیل هم در بسیاری از موارد ، فیلم ها با مردم ارتباط برقرار نمی کنند . موضوع ها ، متن ها ، دیالوگ ها ، همه آدم را متحیر می کند . ظاهر همه چیز درست است اما در باطن و اصل ، اینگونه نیست . امروزه کلماتی مثل خفن ، بترکون و …. در فیلم ها به کار برده می شود که بگویند فیلم ها روزآمد هستند ! ما یک مرسی می گفتیم می گفتند کات ! غیر قابل پخش است چون کلمه فرانسوی است و فارسی نیست . الان در فلان فیلم ، فرانسوی را تدریس می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.

ابولفضل پور عرب

مثل این که دل پری از سینما دارید ؟

از ماهیت سینما نه، از برخی فیلم هایی که ساخته می شوند. به نظرم استاندارها و قواعد به هم خورده ، ما اصلا نمی توانستیم دیالوگ را تغییر بدهیم . اصلا محال بود! باید چیزی که نوشته شده بود و تصویب شده بود را ادا می کردیم.

 

یعنی امروز هم آن روش را می پسندید؟

به نظر من برای این سینما ، سختگیری خیلی بهتر جواب می دهد . این روزها ، به شکل فراوان و گسترده ، کلاس بازیگری دایر است و فعالیت می کند . واقعا سینمای ما این همه بازیگر می خواهد؟ چرا فقط کلاس بازیگری؟ چرا کسی سراغ کلاس آزاد صدابرداری و فیلمبرداری نمی رود ؟

 

به نظر شما ضروری نیست که ما در این حجم بازیگر تربیت کنیم ؟

نه واقعا نیاز نیست . بعد هم من هنرپیشته که استاد نیستم . آقای گبرلو ! من هنرپیشه هستم ، حالا به صرف این که سنم بالا می رود ، باشد بشوم استاد و باید بروم تدریس کنم.

 

خب طبیعی است که به این راحتی نمی شود استاد شد؟

اما این اتفاق می افتد! چگونه است که یک مربی فوتبال ، دوره مربی گری می بیند اما به سینمای ما که می رسد ، من چون در شش فیلم بازی کرده ام ، می شوم استاد ! یادم می آید در مقطعی یکی از دانشکده ها از من برای تدریس بازیگری دعوت کرد . هر چه حساب کردم ، بسیاری از چهره هایی که با آن ها بازیگری را آموختیم ، استاد نیستند ، من که جای خود دارم .

 

 

با این وجود شما در جوانی به مقام یک بازیگر پرطرفدار در سینمای ایران رسیدید ، چرا این اتفاق در ابتدای دهه هفتاد رخ داد؟

خیلی راحت بخواهم حرف بزنم باید بگویم در آن سال ها بازیگر دیگری نبود و قرعه به من افتاد.

 

این که مزاح است . چه تحیلی بر این موضوع دارید؟

این حرف را جدی گفتم . یک روز نوبت من بود و دیده شدم و مورد توجه مردم قرار گرفتم. و حالا نوبت من نیست و دیگران این فرصت را در اختیار دارند . به همین سادگی!

 

ولی این را قبول دارید که مردم ، به این راحتی یک فرد را نمی پذیرند و به یک بازیگر بها نمی دهند؟

به هر حال نمی توانم این واقعیت را که نوبت من بوده تا چهره شوم ، نادیده بگیرم.

ابولفضل پور عرب

نوبت شما بوده ، ولی بازیگر باید از یکسری ویژگی هم برخوردار باشد ؟

البته ، من برای این که نوبتم شود و در آستانه این موقعیت قرار بگیرم ، زحمت کشیدم . در تئاتر فعال بودم و مطالعه می کردم . با نسلی از بازیگران برجسته که همه تئاتری بودند ، همراه بودم . ما خیلی کار می کردیم اما یا با مردم روراست بودیم و برای هر کاری که انجامش را برعده می گرفتیم ، بیشترین تلاش خودمان را به خرج می دادیم . نگران بودیم که نتیجه کارمان در یک فیلم ، نامطلوب شود . بازی در هر فیلمی را نمی پذیرفتیم و دوست نداشتیم طوری وانمود شود که حالا که به مرزی از شهرت نزدیک شده ایم ، بگویند این ها به خاطر پول بازی می کنند و تن به کاری می دهند . گرچه آن سال ها ، آرتیست کم بود و به این دلیل بود که مثلا من در یک سال نزدیک به هشت فیلم بازی کردم.

 

در همان دوره ای که ما بازیگران جوان کم داشتیم و شما به عوان بازیگر اصطلاح جوان اول در سینمای ایران مطرح شدید؟

بله ، پیشنهادها خیلی زیادتر از این حرف ها بود و به هر حال نمی شد به همه پیشنهاد ها بی اعتنا بود و بازی نکرد. مثلا آقای هاشم پور هم همین وضعیت را در ژانر خود داشت و سالی هفت ، هشت فیلم بازی می کرد. بعد موقع جشنواره که میشد ، پرکارترین ها ، به جای آن که امتیاز مثبت تلقی شود ، یک نمره منفی بود! و بر عکس کسی که گزیده کار بود ، امتیاز بیشتری می گرفت.