گفتوگو محمود گبرلو با آنا نعمتی
28
ژانویه

گفتوگو محمود گبرلو با آنا نعمتی بخش دوم

گفتوگو محمود گبرلو با آنا نعمتی در برنامه هفت
بخش دوم

 

خیلی از مردم ایران بازیگری را ساده می‌انگارند معمولاً برای ایفای یک نقش بازیگران ما باید چه سختی‌هایی را متحمل شوند و برای هر حضور تازه باید چه راهی را طی کنند؟

این سوال بارها از من شده است و این جا یک بار دیگر توضیح می دهم که هنرمند فقط از جسمش مایه نمی‌گذارد از وقتی از وقت و عمر و خانواده‌اش می‌زند مهم‌ترین چیزی که او باید صادقانه گروه بگذارد احساسات و روحش است بارها و بارها باید به این احساسات لطمه بزنی آسیب بزنی آن را برگردانیم عوض کنی و برای رسیدن به یک نقش این پروسه آسان نیست اگر به بحث بازیگری جدی نگاه شود واقعاً باید دشواری‌های متعددی را تحمل کرد این بویژه امروز و برای نسل جدیدی که پر از انگیزه و انرژی است و براساس یک دیدگاه جهانی پیش می رود جدی‌تر است این دوره واقعاً با دوره شروع فعالیت من متفاوت است و باید بگویم که در آن دوره کار کمی آسون‌تر بود و با آن صورت از تمرین‌ها و دورخوانی های امروز خبری نبود چون اصولاً شیوه فیلم‌سازی آن زمان متفاوت است.

 

 

امروز بود در خانه‌های برای بازی در فیلم یکی می‌خواد باهات حرف بزنم باید سن من بالا می‌رفت و از آنجاکه تمام حس و باید با سرعت انتقال می‌دادم گریم سنگین روی صورت من انجام شد ضمن آنکه برای این فیلم وزنم را تقریباً ده کیلو زیاد کردند قبل از اون فیلمی که دو سال کار نکردم و بعد از حضور در دو کار تئاتری و به محض این‌که داشتم وزنم به حد ایده‌آل می‌رساندم بازی در فیلم بعدی پیشنهاد شد نوعی برای من سخت  بود چون همه چیز را باید از هم می‌ پاشیدند و بهم می‌ریختند.

برای انارهای نارس موتورخانه های متعددی داشتیم و هر روز بعداز آنکه گریم می‌شدم با لباس‌های شخصیت انیس و همراه با آقای مصطفوی با اتوبوس و مترو به کوچه‌ پس‌ کوچه‌های پایین‌شهر می‌رفتیم و این سیرهای مختلف را از نزدیک می‌دیدیم و اولین سکانس فیلم در اتوبوس را واقعاً زندگی کردم جدای از این مطالعه و تحقیق و شناخت آدم کمک می‌کند ضمن آنکه عناصری در تولید یک فیلم حضور دارند خیلی همراه هستند می توانند به بازیگر کمک کنند و دشواری کمتری متحول شود فیلمنامه و قابلیت‌هایی که نقش دارد حضوری کارگران آگاه و روشن که می‌داند که از تو چه می‌خواهد و عامل حرفه‌ای دیگر در درآمدن بازی یک فیلم یک بازی بازیگر اثرگذار است.

این همراهی برای یک بازیگر خیلی مثبت است چون به‌هرحال احتمال خطا برای من بازیگر هست و با این همراهی به حداقل می‌رسد سرم خیلی جاها برای بازی خودم برنامه‌ریزی دارم تا بتوانم امتداد حصار کل بازی را نگه دارم ولی ممکن است این جاهایی که باید تمرکز زیادی داشته باشید تمرکزم به هم بخورد یا از دستم در برود ممکن است اوراکل باشیم در جایی اشتباه بازیگر آن‌جا همیشه کارگردان است که بتونم راهنمایی کنم.

 

چه قدر به آرزوها و آرمان هایتان رسیده اید؟ آرامش شغلی برای شما وجود دارد؟

از بابت آرزوهای زندگی شخصی ، بله ، خدا را شکر و خیلی خوشحالم. یک خانواده خیلی خوب ، یک پدر مادر همراه ، یک دختر گل و … رایکا 13 ساله است و از داشتن اش بسیار خوشحالم . او یکی از بزرگ ترین انگیزه های تلاش من در زندگی است و خوشحالم یک دختر دانا و عاقلی است. اما از نظر آرامش حرفه ای ، راستش برای من نه ، و مطمئنم برای هنرمندان دیگر هم این آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و البته این قضیه ، به نبود تداوم در رونق سینما بر می گردد . سینمای ما با مخاطبانش زنده است و باید برای رونق همیشگی این سینما ، کار کرد . مخاطبان ما فهیم و دانا هستند که نسبت به همه مسائلی که در سینما وجود دارد ، قطعا اشراف دارند.

قهر و فاصله گرفتن شان از سینما هم به مدیریت های اشتباهی بر می گردد که در دوران مختلف صورت گرفته است . به اینکه ما همیشه دور یک میز می نشینیم و راجع به سینما صحبت می کنیم و این صحبت ها و میزگردها و میهمانی ها و محافل ادامه می یابند اما در عمل هیچ اتفاقی نمی افتد. این خیلی ناراحت کننده است که ببینیم سینمای ما در فروردین ماه 60% ریزش مخاطب داشته است . تمرکز و تفکر فرهنگی و هنری ما باید به سمت سینمای فرهنگ و اندیشه برود. همه باید کمک کنیم که به نوعی سینمای مستقل اوج بگرد و به حیات خود ادامه دهد.

اینکه بتوانیم ذائقه مخاطب را عوض کنیم . این را بدانیم که مخاطب همیشه به دنبال فیلم های جنجالی و پر سر و صدا نیست. فیلم های گروه هنر و تجربه و فیلم های مختلفی که در سینمای بدنه در حال اکران است ، جدا از این فضا نیست . اگر ما به ارتقا و رشد فرهنگ و هنر و اندیشه در سینما کمک کنیم ، قطعا مخاطبان فهیمی خواهیم داشت و هر چه سینما به درون خانواده ها برود ، آرامش و امنیت شغلی هنرمندانش ، بهتر تامین شود.

گفتوگو محمود گبرلو با آنا نعمتی1

 

رسیدن به این هدف ، به چه کسانی بستگی دارد؟ مسئولان؟ یا فیلمسازان؟

این بستری است که باید فراهم شود. باید دغدغه مشترک همه باشد و  نه سوژه بحث در میزگردها. الان شما چند سال است که برنامه هفت را تهیه می کنید و مردم با شما همراه اند . شما با این برنامه همراه هستید ، چون مردم سینما را دوست دارند… این ها ناشی از یک دغدغه مشترک است. اگر بتوانیم با مردم همراه شویم و آنها را با مدیریت درست و فیلم خوب به سینما بیاوریم ، تولیدات مان رونق می گیرد ، و این آن چیزی است که در سینمای ما نیست یا لااقل ثبات ندارد.

وقتی شرایط آرمانی نباشد ، فعالیت برای من بازیگر که حداقل در هر فصل اکران باید فیلم روی پرده داشته باشم ، سخت می شود. هم برای من و هم برای همه هنرمندان ما که تعدادشان زیاد است و به واسطه همه علاقه مندان و چهره های جوانی که در حال ورود به این حرفه هستند ، روز به روز زیادتر هم می شود. آن جوان هم دوست دارد پیشرفت کند و به مرحله ای برسد که جایگاه داشته باشد ، ولی این اتفاق خیلی وقت ها نمی افتد . الان مهمترین مشکل ما ، امنیت شغلی است.

 

 

بازیگری که امروز وارد این عرضه می شود . بعد از بیست سال چه اتفاقی برای او می افتد؟ کجا قرار می گیرد؟ با عزیزان هنرمندی رو به رو می شویم که آهسته آهسته از عرصه بازی خارج می شوند و خیلی وقت ها از آن ها بر نداریم ، تا زمانی که می شنویم بیمارند و تنگناهایی دارند و باید فقط برایشان دعا کنیم . وقتی ما از هنر حرف می زنیم ، این از جمله مهم ترین مسائلی است که اصالت یک کشور را جلوه می دهد و باید کاری کنیم که هنرمند ما ، عاری از همه مشکلات باشد و آرامش داشته باشد ، در حالی که هیچ امنیتی وجود ندارد . من هنوز که هنوز است بارها و بارها هر وقت از بیمارستان تجریش رد می شوم ، یاد زنده یاد مهدی فتحی می افتم . رفتن او برایم خیلی ناراحت کننده بود.

با خود می گویم ده سال دیگر چه اتفاقی برای تو می افتد ؟ من دو سال کار نکردم ، هیچ کس از من نپرسید کجا هستم ، الان خیلی از هنرپیشه هایمان کجا هستند ؟ و چه کاری برایشان کرده ایم . این که فقط به آن ها بگوییم استاد ، کافی است ؟ خب این استاد ، جایگاه دارد . این استاد ، به من مسیر درست را یاد می دهد. او راهنمای من می شود . اولین معلم من وقتی اولین فیلمم را شروع کردم و می توانم بگویم چارچوب اخلاقی و هنری و دقت و اخلاق را از او یاد گرفتم ، خانم گلچهره سجادیه بوده است . خانم گلچهره سجادیه الان دقیقا کجای سینما است؟ او برای من الگو بوده است . الگوی من الان کجاست ؟ شاید او با سینما قهر کرده است . شاید دوست ندارد کار کند. شاید چیزی آزارش می دهد و هزاران شاید دیگر.

 

حرف درستی است ، باید این جایگاه مورد تجلیل و تقدیر قرار گیرد و از جایگاه هنرمندان ، مراقبت شود ؟

امیدوارم که سازمانی یا ارگانی یا صنفی ، گروهی ، نمی دانم که کدامشان یک روز بانی این اتفاق بشوند. امیدوارم به سن بازیگری من قد بدهد و ببینم که سازمانی وجود دارد که همه در آن عضو می شوند و می دانند که ده سال دیگر بازنشسته می شوند و در خانه می نشینند و ثمره سال های سال زحمت و تلاش و شب بیدار ماندن ها را می گیرند. این حیف است که دیگر در این دوره و زمانه کسی یاد پیشکسوت های سینما نمی کند . این ها اعتبار سینمای ایران هستند و اگر آن ها نبودند شاید ما الان اینجا ننشته بودیم و در مورد سینما با هم صحبت نمی کردیم . آرزوی سلامتی و طلوع عمر بابرکت برای همه بزرگواران دارم.