گفتوگو محمود گبرلو با ایرج رامین فر بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفتوگو محمود گبرلو با ایرج رامین فر در قاب هفت
بخش دوم

 

تحقیق و پژوهش چه قدر می تواند به روندی که شما درباره آن صحبت می کنید کمک کند؟

من همیشه در حال تحقیق هستم . امروز ، البته این کار به مدد تکنولوژی اینترنت و فضای مجازی کمی ساده تر شده است و می توانی سریع تر از گذشته ، به پاسخ هر سوالی که داشته باشی ، برسی . در سال هایی که ما کار می کردیم ، این چیزها نبود . ما باید کتاب می خواندیم و مطالعه می کردیم . پس تحقیق ما محدود می شد به رفتن به کتابخانه ها و ورق زدن کتاب ها . من تقریبا در تمام زمانی که قرار است به طراحی یک فیلم اختصاص دهم و بعد از آن در حین تولید یک فیلم ، دائم در حال تحقیق هستم . یعنی دلهره دارم که شاید اگر یک ایده را پیاده کنم ، نتیجه بهتری داشته باشد . فکر کردن ، تحقیق ، بحث با کارگردان همه وقت من را پر می کند . موازی با آن ها ، فیلم دیدن ، چیزی است که اصلا از من جدا نمی شود . از فیلم های کلاسیک گرفته تا فیلم های جدید.

 

طراحی برای فیلم های امروز سینمای ایران چه قدر برای شما نسبت به گذشته دارای تفاوت است؟

برای من که تمام تفکرم از دکور تئاتر می آید ، دشوار است چرا که پیاده کردن فکرهایم در سینما خیلی سخت است .

 

 

مثل کاری که برای طراحی صحنه و به خصوص دکورک فیلم مسافران در صحنه ذهنی بازیگر آن اجرا کردید ؟

بله ، یک تک دکور بود که نشسته بودیم و روی چگونکی اجرای آن فکر کرده بودیم تا به آن موقعیت معماری و فضایی که بیضایی می خواست و سخت بود ، برسیم . البته در اجرای خوب آن دکور و طراحی آن فیلم ، بودجه ای که آن زمان صرف شد ، نقش داشت . آن موقع نمی شد با جلوه های بصری به آنچه بیضایی در ذهن داشت ، رسید . ما یکسری ایده داشتیم که باید جلوی دوربین ساخته می شد . در شاید وقتی دیگر ، صحنه ای که خانم تسلیمی نزدیک یک پنجره می ایستد و آن پنجره در فکرش تبدیل به راهروی بیمارستان می شود . جلوی دوربین ساخته شد یعنی ما یک پنجره مثل همان پنجره اتاق ساختیم ، آن را به راهروی یک بیمارستان بردیم و آن صحنه با هنر مدیر فیلمبرداری آن فیلم که آقای رفیع جم بود و خیلی برای آن فیلم زحمت کشید ، به بهترین شکل اجرا شد .

 

شما که کار در آن شرایط سخت را با استفاده از خلاقیت به سرانجام می رسانید حتما از جمله کسانی هستید که امروزه ، قدر پیشرفت تکنولوژیک سینما را می دانید ؟

من اصلا  به جایی رسیده ام که فکر می کنم باید طراحی هنری در یک فیلم سینمایی با استفاده از تکنولوژی ، قدرت بگیرد . چرا که این تکنولوژی به شما کمک می کند که ایده ای غیر ممکن را ممکن کنید . سینما یعنی این و الان به اینجا رسیده است . آن زمان ما از سیم مفتول استفاده می کردیم و 12 تیک هم می گرفتیم . آن هم با نگاتیو و هزینه ای بالایی که داشت . ولی الان خیلی راحت ، همان کار را می توان با پرده سبز یا آبی انجام داد و جلوه های ویژه را با تصویر هماهنگ کرد . ما با تکنولوژی می توانیم به یکسری ایده نو فکر کنیم که در اجرا هم خیلی موفق تر خواهد بود . با این که تفکرم از جایی دیگر می آید ما اصلا مخالف روز آمدی نیستیم . ما باید با زمان جلو برویم چاره ای جز این نداریم .

 

وضعیت امروز طراحی صحنه و لباس در سینمای ایران را چگونه می بینید ؟

وضعیت خوبی است و من هیچ انتقادی به آن ندارم . فقط فکر می کنم از نظر صنفی ، اتفاقی که افتاد و خانه سینما برای مدتی طولانی تعطیل شد ، لطمه بدی به سینما و صنوف آن وارد کرد . البته این را هم بگویم که در آن مقطع نیز مدیریت خانه سینما اشتباهاتی داشت و بی اشتباه نبود .

 

هر دو طرف اشتباهاتی داشتند ؟

بله ، هر دو طرف اشتباهاتی داشتند . بود و نبود خانه سینما برای اهالی سینمای ایران مهم بود . یعنی بودنش بهتر از نبودنش بود ولی به هر حال با تمام اشتباهاتی که مدیرت کرد ، این بار دعا می کنم که این اشتباهات دوباره تکرار نشود و هر حرکتی که انجام می گیرد به نفع سینما باشد . امیدوارم وضعیت صنوف مشخص باشد و درهای ورود به حرفه های سینمای ایران ، آنقدر باز نباشد که نتوان آن را کنترل کرد . من اصلا مخالف حضور نسل جدید نیستم  ، نسل جدید باید بیاید و کار کند ، ولی این ورود باید بر اساس یک سیستم قانونمند باشد . یعنی یک آدم ، باید تجربیاتی را پشت سر بگذارد و بعد وارد سینما شود . این اتفاق وقتی نمی افتد ، دردناک است و گاه شرایطی را رقم می زند که من ، تنها راه را در کنار کشیدن خودم می بینم و این خیلی بد است . یعنی مجبورم باشم از بیرون ، ماجرا را نگاه کنم .

ایرج رامین فر در برنامه هفت

 

به آینده این صنف چه قدر امیدوارید ؟

آینده بستگی به این دارد که صنف های سینمایی قدرت بگیرند . در سینمای جهان هم این گونه است . گرچه ما باید به تعریف سینمای حرفه ای هم برسیم .

 

سینمای حرفه ای از نظر شما چه تعریفی دارد ؟ ما چه قدر از آن عقب هستیم ؟

ما یکسری فیلم متعلق به سینمای تجربه گرا داریم . در این سینما هم فیلم خوب ساخته می وشد و هم فیلم بد . اما در واقع سینمای حرفه ای نداریم و به نظر خیلی مانده تا به سینمای حرفه ای برسیم . سینمای حرفه ای ، یک سینمای منضبط و قانونمند است که در آن فیلمسازش ، از یک جای مشخص شروع می کند و بعد می آید فیملسازی می کند . حالا یا تحت تاثیر آموزش های آکادمیک یا بر اساس تجربیات عملی ، خیلی از کارگردانان بزرگ دنیا مثل جان فورد اصلا تحصیلات آکادمیک نداشتند اما تجربیات عملی بزرگی داشتند و سر صحنه ، خود را به مقام یک کارگردان توانمند می رساندند.

در سینمای حرفه ای ، همه چیز تعریف شده است . طراح صحنه باید دستیاری طراحان حرفه ای را پشت سر بگذارد تا بتواند بر اساس تجربیاتش ، در سینما خودش را نشان بدهد . اما در سینمای ما ، این تعریف ها نیست یا جا به جا شده است . معلوم نیست چرا طرف هنرپیشه خوبی است ما دوست دارد خیلی زود و بی مقدمه کارگردان شود . فیلمبردار می خواهد کارگردان شود . این در حالی است که او ابتداباید در کار و حرفه خودش ، حرفه ای شود . شما پشت صحنه فیلم های خارجی را که نگاه کنید ، می بینید یک پیرمرد80 ساله ، دارد آرک روشن می کند . چرا ؟ چون کار و تخصص اش نورپردازی ( نورپردازی در عکاسی ) است . او در سینمای حرفه ای قرار نیست فیلمبردار شود . چرا که در سینمای حرفه ای ، هر کس جایگاه خودش را دارد.

 

و بر خلاف سیستم های اداری که بعد از سی سال کار ، می گویند برو خانه و استراحت کن ، در سینما تازه بعد از سی سال کار ، باید از تجربیات یک متخصص استفاده کرد ؟

دقیقا ، سینمای حرفه ای همین است . یعنی تو به یک سنی می رسی که تازه باید شروع کنی به تجربه کردن سینما ! سینمایی که همانطور که گفتم ، محدود نیست و آنقدر وسیع است که تو هر فیلمی که بسازی و در هر فیلمی در رشته خودت فعالیت کنی و تجربه به دست بیاوری ، باز عقب هستی .

 

در سینمای ما تهیه کننده ها چه قدر به طراحان صحنه و لباس اهمیت می دهند ؟

نمی دانم چه بگویم ، سوال خیلی سختی است و جواب اش سخت تر . ببینید یک ارتباط درست و حرفه ای خیلی اتفاقی پیش می آید . قبل از انقلاب عنوان طراح صحنه و لباس نبود و در نهایت ، ساخت دکور مطرح بود . بعد از انقلاب که سینما جدی گرفته شد ، این حرفه یا مثلا صدابرداری سر صحنه جدی گرفته شد . همین که سمتی به عنوان طراح صحنه و لباس ایجاد شد ، نشانه یک گام به جلو بود اما مشکلاتش را هم به همراه داشت.

امروز هم ، تهیه کننده داریم تا تهیه کننده ! اگر تهیه کننده به شکل واقعی خودش یک آرتیست باشد ، نیمی از قضایا حل می شود . وقتی شما تاریخ سینما را مرور می کنید ، می بینید تهیه کننده کارهای هیچکاک ، در دانستن سینما ، هیچ کم از هیچکاک نداشته است . تهیه کننده حرفه ای ، جلوتر از کارگردان تشخیص می دهد که این اثر احتیاج به این طراح صحنه دارد ، این کارگردان را می خواهد ، این بازیگر باید باشد ، احتیاج به این فیلمبردار دارد . به این می شود گفت یک سینمای حرفه ای یا تهیه کننده حرفه ای . اما در ایران ، در بیشتر موارد همه این خواسته ها از سوی کارگردان مطرح می شود.

کارگردان وقتی احتیاج به من دارد ، من را صدا می کند و دیگر این را هم نمی پرسم که تهیه کننده نیست . لذت بخش ترین لحظه برای دست اندرکاران سینما ، لحظه ای است که تو را بر اساس یک شناخت قبلی انتخاب کنند . این برای یک فیلم یعنی ایده آل . یعنی مثلا تهیه کننده ای که فیلم های من را دیده باشد ، تشخیص دهد که این آدم برای این کار ، مناسب است . تهیه کننده با سرمایه گذار تفاوت دارد .