گفتوگو محمود گبرلو با مهناز افشار بخش دوم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفتوگو محمود گبرلو با مهناز افشار در قاب هفت
بخش دوم

 

 از بین فیلم‌های مختلفی که بازی کردید ، مردم به تعدادی از آن‌ها رای داده اند . خودتان کدام‌ را بیشتر دوست دارید ؟

 من همه فیلم‌هایم را دوست دارم .

 

همه را ، کدام را بیشتر دوست دارید ؟

برف روی کاج‌ها ، من همیشه جمله‌ای درباره این فیلم می‌گویم .  این‌که رویای برف رویای من شد. فیلمی که متأسفانه با کم‌لطفیها دیر و بد اکران شد ، یکسری سینما نداشت و این در حالی بود که علی‌رغم جوسازی‌ها این فیلمی بود که نگاه خیلی مثبتی به روشنی به اصول و چارچوب خانواده داشت و فیلمی که آن را خیلی دوستش داشتم .

 

 

اما خیلی‌ها نمی‌پذیرفتند که این فیلم در چارچوب و اصول خانواده قرار دارد؟

عده‌ای در رویارویی با برف روی کاج‌ها ، نسبت به این فیلم و سازنده‌اش کمی کم‌لطفی کردند.  بله آن‌ها نظرشان این بود که برف روی کاج‌ها به اصول خانواده درست نگاه نکرده ، درصورتی‌که نیت ما اصلاً این نبود . تمامی عوامل این فیلم صاحب خانواده هستند روابط را می‌شناسند چارچوب را می‌دانند و ما خیلی سعی کردیم این فیلم پیامی مثبتی داشته باشیم .  دوست دارم واژه درست به کار ببرم و خیلی با واژه‌های منفی مثل بستن و تحریم و توقیف و … میانه‌ای ندارم .

می‌توانم خوش‌بین باشم و بگویم که روایت و قصه این فیلم به گونه‌ای بود که بعضی از دوستانی که کم‌لطفی داشتند آن را خوب متوجه نشده بودند ،گرچه هنر می‌تواند که سلیقه‌های متفاوتی را دربر بگیرد و فیلم‌ساز می تواند برای القای ذهنیت خودش قصه‌های مختلفی انتخاب کند . فیلم هیچ مشکلی نداشت اما عده‌ای دم از گذر از خطوط قرمز سخن می گفتند من فکر می‌کنم تمامی سینماگرانی که در ایران کار می‌کنند خطوط قرمز ، چارچوب‌ها و قوانینی را که باید رعایت کنند دقیقاً می‌دانند. من فکر می‌کنم اگر این قضاوت را داشته باشیم که ما در فیلم برف روی کاج‌ها خط قرمزی را رد کرده‌ایم یا تنگ‌نظرانه به قضیه نگاه کرده‌اند یا اصولاً خط قرمزا نمی‌شناسند.

 

 حالا که بحث خانواده و بازیگری و شناخت و چارچوب‌ها به میان آمد وضعیت بازیگری زنان سینمای ایران را چطور می‌بینید ؟

من فکر می‌کنم بازیگرهای خانم در سینمای ایران بسیار موفق هستند . اکثر آن‌ها دوستان و همکاران بسیار خوب من هستند و در شرایطی که معمولاً به قصه فیلم‌های خیلی سخت به بانوان می‌پردازد فکر می‌کنم بازیگرهای خانم خیلی خوب از پس این موضوع برمی‌آیند و نقش‌هایشان را خوب ایفا می‌کنند ،به‌طوری‌که در همین چند سال اخیر کم بازی‌های درخشان از خانم‌ها ندیده‌ایم .

 

دراین‌میان رقابت بوجود می آید . رقابتی که در سینمای ایران خیلی جدی است بخصوص در بین بازیگران و بالاخص در بین بازیگران زن . با حضور در این رقابت‌ها چطورید ؟

 نمی‌دانم چرا هر وقت بحث خانم‌های سینمای ایران مطرح می‌شود ، همه فکر می‌کنند رقابت بین خانم‌ها سخت‌تر است و یا مثلاً در آن ممکن است حسادت وجود داشته باشد و … ، واقعاً این‌گونه نیست  ،حداقل آن تعداد بازیگرانی که من می‌شناسم این‌گونه نیستند و اگر هم رقابت وجود داشته باشد از نوع خیلی خوب و محترم آن است . این را هم باید بدانیم  جایی که رقابت وجود نداشته باشد و آدم به فکر پیشرفت نباشد ،فکر نمی‌کنم اتفاقی ایجاد شود .

 

 بله ، رقابت باعث شکوفایی می‌شود یادم هست زمانی که فیلم سعادت‌آباد به نمایش درآمد حضور سه بازیگر مطرح زن در آن فیلم ، یک رقابت حساس را ایجاد کرده بود ؟

بله، شیسی سه خانمی که اعتراف می‌کنم یکی از بهترین همکاری‌هایمان را در آن فیلم با هم داشتیم .یعنی من ، خانم حاتمی و خانم قاضیانی ، آن‌قدر روابط خوبی با هم داشتیم و به درآمدن حس و حال یکدیگر کمک می‌کردیم که این همکاری و حس خوب درنتیجه بازی‌هایمان خوب بخودمان اثرگذار بود و به نظرم اتفاق خوبی بود . فرقی هم نمی‌کند که رقابت در بازیگران مرد باشد یا بین خانم‌ها رقابت باعث می‌شود که این حرفه جدی گرفته شود یعنی می‌تواند همیشه اتفاق منفی ایجاد نکند و باعث تعالی شود . وقتی شما مسمم هستی مرحله به مرحله جلو بروی ، اگر نگاه مثبتی داشته باشی ، با خودت  در صلح باشی و اصلا  هدفت هدف دیگری باشد  ، رقابت می تواند نقش مثبتی داشته باشد تا به آن نتیجه که می‌خواهی برسی.

 

 

جایزه‌ها چه تأثیری می‌تواند در عملکرد یک بازیگر داشته باشد؟

معتقدم کسب جایزه خیلی شیرین است . تشویق از کودکی برای همه مجزا بوده است . همیشه وقتی تشویق می‌شدیم ،ترغیب می‌شدیم که بهتر باشیم و یه کم جلوتر بیاییم و جدی‌تر به موضوع نگاه کنیم الان هم ماجرا همین است به اضافه این‌که جایزه بار مسئولیت هر بازیگر را بیشتر می‌کند طبیعتاً من بعد از دریافت جایزه‌هایم خیلی سخت می‌توانم انتخاب کنم چون فکر می‌کنم در قبال مردم منتقدان و فیلم‌سازان مسئولیت بیشتری دارم و این کار را سخت‌تر می‌کند.

 

تجربه بازیگری و نقاط عطفی که پشت سر گذاشته‌اید خیلی در مسیر حرکتی شما تاثیر مثبت گذاشته اند شما در رشته تدوین تحصیل می‌کردید که بعد به سراغ بازیگری رفتید برای کلاس‌های بازیگری حضور یافتید و بسیاری از جوانان علاقه‌مند به بازیگری که با برنامه هفت در تماس هستند این سوال را دارند که:

برای بازیگر شدن یا پیشرفت در بازیگری تجربه مهم‌تر است ، تحصیلات دانشگاهی مهم‌تر است یا….؟

تحصیلات دانشگاهی حتماً می‌تواند مؤثر باشد به دلیل این‌که استعداد ذاتی ماست ولی ما نیاز داریم یک چیزهایی را بدست بیاوریم تا به اصطلاح هدر نرود و در مسیر درستی مورد بهره‌برداری قرار گیرد و فکر می‌کنم آشنایی با دانش بازیگری برای هر بازیگری لازم است . بسیاری از بازیگرانمان را می‌شناسم که پژوهش تجربی شروع کرده اند  و وقتی بازیگری برایشان جدی شد ادامه تحصیل دادند .  حتی اگر قبلاً یک رشته ای  خوانده بودند بار دیگر دنبال یادگیری مجدد رفته اند . من تدوین می‌خوانم و بعد مدتی شاگرد مرحوم سمندریان بودم که مقطع مفیدی برای زندگی حرفه‌ای من بود و تاثیر زیادی در بازیگری و دیدگاه من نسبت به فعالیت هنری گذاشت.

گفتوگو محمود گبرلو با مهناز افشار

 

البته همه کلاس‌های بازیگری که نمی‌توانند مفید قلمداد شود ،  اما تجربه سینما به ویژه کار با فیلم‌سازان قدیمی می‌تواند برای هر سینماگر یک فرصت ویژه باشد؟

 همین‌طور است که شما می‌گویید سر صحنه فیلم آقای کیمیایی بودم که یادم است یکی از همکاران من به بریده روزنامه‌ای اشاره کرد که در آن نوشته شده بود آموزش بازیگری در سه ماه خب خیلی دردناک است ، مگر ماجرا شوخی است هیچ چیز در سه ماه نمی‌توان یاد گرفت . اما اگر آموزشگاه بازیگری نیتش پرورش استعداد جوان علاقه‌مند به بازیگری باشد قطعاً مفید هستند وجودشان لازم است.

سینمای ما به چهره‌های جدید و مستمر مستعد نیازمند است و مردم هم دوست دارند چهره‌های متفاوتی را ببینند و من در چند کلاس بازیگری رفت‌وآمد داشتم و می‌دیدم که چقدر دلسوزانه به شاگردانشان می‌رسند مشخص است که این دغدغه را دارند ، البته این را بگویم که همه چیز با استادها و آموزش‌ها بستگی ندارد و آن‌هایی که قرار است در آموزشگاه‌ها بازیگری یاد بگیرند باید بدانند تا سال‌های سال باید یاد بگیرند و این‌گونه نیست که هر وقت از آموزشگاه بیرون آمدند دیگر همه‌چیز تمام شده است  ، من خودم سر فیلم آقای مهرجویی ، کیمیایی دائم درحال یاد گرفتن هستم چون معتقدم ما خیلی کار داریم تا به اندوخته‌های مان اضافه شود . آن‌ها پر از تجربه اند و براحتی از آن‌ها یاد می‌گیرم . باید همکاری با قدیمی‌های سینما خیلی برایم ارزشمند باشد.

 

متروپل هم این‌گونه بود؟

 بله متروپل حال و هوایی داشت که بسیار دوست می‌داشتم .  این فیلم لحظه‌های نابی را در بازیگری به من داد ،که بعد از این‌همه سال فکر می‌کنم خستگی رو از تنم به در برد .

 

با آقای مهرجویی چطورید؟

من اعتقاد دارم که بعضی اسامی اعتبار کارنامه آدم هستند . مثل آقای مهرجویی ، مثل آقای کیمیایی و من آنچه که باید را از آقای مهرجویی آموختم.

 

فریدون جیرانی چه ویژگی‌هایی دارد؟

 من همیشه به دوستانی که برای اولین‌بار می‌خواهند با فریدون جیرانی همکاری کنند این را می‌گویم که جلوی دوربین های آقای جیرانی حسی را تجربه می‌کنید که به تابحال آن را تجربه نکرده‌اید . آقای جیرانی پر از تولد است ،پر از شوق و ذوق و هیجان است و این حس را به بازیگر انتقال می دهد . ضمن آنکه من به‌‌عنوان یک بازیگر وقتی می‌بینم که کارگردانم هم ضعف‌های من را درست می‌بیند و هم قوت‌های من را در نظر می‌گیرد واقعاً از همکاری با او لذت می‌برم.

 

 

هم فیلم‌های گیشه‌ای بازی کرده‌اید و هم فیلم‌های خارج از تعریف سینمای بدنه و برخوردهایی که بابت بازی در فیلم‌ها با شما صورت می‌گیرد چه واکنشی دارد ؟

یادم است که اوایل حضورم در سینما همیشه می‌گفتم مهناز افشار بازیگر سینمای بدنه و فیلم‌های تجاری است . آن زمان آن حرف‌ها را می‌زدند و حالا می‌گویند بازیگر فیلم‌های تجربی و روشن‌فکر و… راستش را بخواهید با احترام به همه این تفکیک ها و سلیقه‌ها معتقدم فیلم باید فیلم محترمی  شاید که تماشاگر عام و خاص با احترام از آن یاد کنند آتش‌بس ، سعادت‌آباد ، برف روی کاج‌ها و خیلی از فیلم‌های دیگر را هم تماشاگر عام می‌فهمد و هم تماشاگر خاص . یا فیلم هیچ کجا هیچ‌کس به نظرم فیلم متفاوتی بود و ساخته شدن آن توسط ابراهیم شیبانی خیلی جسارت می‌خواست فیلمی کاملاً متفاوت و محترم و جزو فیلم‌هایی است که من دوستش دارم یا پل چوبی که من نگاه و روایت مهدی کرم پور را در آن دوست دارم و می توانست زودتر از این به نمایش درآید ، تاخیر در اکرانش کمی بی‌انصافی بود .

 

و نکته اینجا بود که در این فیلم پس از سال‌ها با بهرام رادان هم‌بازی شدید ، یعنی بازیگری که به همراه او در اولین تجربه سینمایی مشترکتان جلوی دوربین رفته بودید ؟

 بله ،  بعد از سال‌ها بود . برای ما هم خیلی جالب بود اولین کاری که ما با هم کردیم فیلم شور عشق و بعداز آن البته چندین بار فیلم‌نامه‌هایی به ما داده شد که یک کار مشترک دیگر هم داشته باشیم اما ما تصمیم گرفته بودیم زمانی این کار را بکنیم که فیلمنامه ارزش این همکاری داشته باشدو  به نظرم پل چوبی همان فیلم‌نامه‌ای بود که منتظرش بودیم .

 

شما وارد عرصه تئاتر شده‌اید ، چه احساسی دارید از بازی در صحنه نمایش دارید ؟

 فکر می‌کنم صحنه نمایش ، صحنه آموختن است .  صحنه بسیار ارزشمندی است که باید احترامش را حفظ کرد . من بازیگر تئاتر نبودم که از صحنه نمایش وارد سینما بشوم . وقتی هم که دو تجربه تئاتری را پشت سر گذاشتم  ، سعی کردم که بیاموزم و اصلاً ادعایی در این زمینه ندارم . بازی در تئاتر برای من خیلی سخت بود و یادم هست در بسیاری از شب‌های اجرا آن‌قدر ناآرام بودنم که برای آنکه آرام شوم قرص می‌خوردم .

 

و در یکجا خوانده بودم که بازی در تئاتر زیاد باروحیه شما سازگار نیست واقعاً این‌گونه است ؟

خب ، بله دوستان تئاتری‌ام گاهی از من ناراحت می شوند می گویند اگر همچنین چیزی باشد چرا این را اعلام می کنی . حرف من این است که تئاتر کار بزرگی است و حوصله‌ای را می‌طلبید که شاید در من وجود نداشته باشد ، شاید هم ازین بابت که من چه در آن زمان که تدوین می‌خواندم و چه ارتباط بیشتر با دوربین سینما و تلویزیون بود تا صحنه نمایش با این اوصاف دوست دارم سالی یک‌بار در یک نمایش بازی کنم اونم به این علت که نیاز روحی من است و زمینه ای مفید برای آموختن من به شمار می‌رود .تداوم حسی بازیگر روی صحنه این‌که فرصت کات دادن وجود ندارد که نمی‌توانیم به کارگردان بگویید لطفاً یک بار دیگر تکرار کنید و … این‌ها تجربه‌هایی بود که من از بازی در تئاتر کسب کردم گرچه چند تجربه تئاتری من نوعی تلفیق تئاتر و سینما بودند که بازی در آن‌ها تفاوت عجیب با بازی در سینما نداشت .

 

 دغدغه خانم افشار در این سن و در این دوران چیست ؟

اگر شعار محسوب نشود ، دغدغه این روزهایم اول رسیدن به انسانیت است و دوم نزدیک شدن به رؤیاهایم