گفتو گو با مهران احمدی
16
ژانویه

 

باید آینه را جمع کرد

نقش های متفاوت و بازی های خیره کننده مهران احمدی ، او را به بازیگری بدل کرده که هم از جایگاه مردمی برخوردار است و هم کارشناسان و متخصصان ، هنر بازیگری او را ستودند. با این حال به نظرم مهران احمدی ، به کم تر از آنچه استحقاقش را دارد ، دست یافته است . او که به شاگردی در مکتب بازیگری معتقد است ، خاک صحنه را خورده و اگر از طریق تلویزیون یا سینما به شهرت و محبوبیتی دست یافته ، آن را به یک باره به دست نیاورده است و این چیزی است که برای خود او هم ، از ارزشی دو چندان برخوردار است.

شاید همراه شدن با حرف ها و دیدگاه های مهران احمدی ، همه علاقه مندان به بازیگری را به این نتیجه برساند که مسیر شهرت و دستیابی به موقعیت ممتاز یک بازیگری ، به این آسانی ها هم که تصور می شود نیست . بازیگری که هیچگاه خود را کامل نمی بیند و همواره در تقلای دستیابی به کمال است ، اما به توان حرفه ای خود اعتقاد دارد و به همین دلیل ، هیچ گاه نگاه دم دستی و باری به هر جهت به بازیگری نداشته است.

 

بسیاری از کارشناسان به شما لقب خالق بازی های شگفت انگیز داده اند . این میزان توان در خلق شخصیت های متفاوت از کجا می آید ؟

من از توجه و تعریف شما و کارشناسان ممنونم اما به نظرم من وقتی مهران احمدی هستم که وظیفه ام را به درستی انجام داهم . از نظر من بازیگر کسی است که توانایی ایفای چند نقش متفاوت قابل باور و قانع کننده را داشته باشد و به صرف گفتن دیالوگ یا خنداندن یا بروز احساسات دیگر در مخاطب ، نمی توان به مقام بازیگری رسید .

 

خیلی دوست دارم بدانم برای رسیدن به این نقش ها چگونه عمل می کنید . هر چند می دانم که تحصیل کرده اید و درس بازیگری خوانده اید ، تئاتر کار کرده اید و … اما طبیعتا در درون این نقش ها می توان ویژگی های بارزی را کشف کرد و علائمی را پیدا کرد ؟

بیست و چهار سال تجربه بازیگری و شاگرد حوزه مکتب بازیگری بودن ، خیلی چیزها رو به آدم اضافه می کند . در یک لحظه مهران احمد دیده می وشد و از میانه های دهه هشتاد در سینما ظهور بروز پیدا می کند . شاید آنجا مردم با خود بگویند که او از کجا آمده و به بازیگر فیلم های سینمایی و سریال ها تبدیل شده؟ اما اگر بیاییم و تاریخ را ورق بزنیم ، فعالیت هنری من به اواخر دهه شصت بر می گردد و در رسیدن من به موقعیت فعلی ، کار مداوم در تئاتر ، کارگردانی کردن و عرق ریختن در حوزه تئاتر ، مطالعه سینمایی ، فیلم دیدن ، دانشگاه رفتن و … به علاوه استعداد نصف و نیمه ای که حتما خداوند در نهاد من گذاشته، و من سعی می کنم از آن درست استفاده کنم ، حتما تاثیر داشته است . ولی مطمئن هستم که هر نقشی را که قرار است من بازی کنم ، برایم تازگی دارد . مثل روز اولی که من وارد این عرصه شدم . یعنی هیچگاه فکر نمی کنم که کارم در این عرصه تمام شده است. این شاید یکی از رموزی است که در کار من وجود داد.

 

به شاگردی در مکتب بازیگری اشاره کردید . در کشور ما جایگاه و مفهوم این شاگردی چیست ؟

اگر جدی به بازیگری نگاه کنیم ، قطعا این جایگاه وجود دارد . اگر با این مقوله علمی برخورد شود، کار پرزحمتی است. همه آنهایی که در بازیگری ، استخوان ترکاندند و عمر گذاشتند ، می دانند که بازیگری به همین واسطه ، یکی از سخت ترین  کارهای دنیاست .

 

 

و به همین علت است که بعضی مواقع ، می گویند بازی یک بازیگر در یک فیلم ، در آمده یا گرفته و یا نگرفته ؟

بله بخشی از قضیه ای که شما به آن اشاره می کنید به علمی بودن بازیگری بر می گردد و بخشی دیگری ، به آنی مربوط می شود که باید در ذات بازیگر وجود داشته باشد . شما شاید بازیگران زیادی را ببینید که همه چیز در زمینه تکنیک بازیگری در آنها درست است ولی گویی یک چیز کم دارند و آن یک چیز ، همان آن بازیگری است . به قول معروف بازیگری ، یک دروغ بزرگ است که ما قرار است به واقعی ترین شکل آن را بروز دهیم و یک نقش را به گونه ای ایفا کنیم که برای تماشاگری قابل باور باشد مثلا اگر قرار باشد من پدرم در یک فیلم مرده باشد ، خب این واقعیت بیرونی ندارد و یک دروغ محض است اما من نقشی را بازی می کنم که پدر او در داستان فیلم از دنیا رفته ، پس باید این دروغ را برای تماشاگر باورپذیرش کنم ، گویی این اتفاق برای خود من افتاده است .

این دروغ باید آنقدر واقعی برای خود شخص بازیگر بروز پیدا کند و آنقدر باورپذیر باشد که خودش به این دروغ ایمان بیاورد تا روی صحنه یا جلوی دوربین ، تماشاگر هم توی بازیگر و اتفاقی که برایت افتاده را ، باور کند .

گفتو گو با مهران احمدی 2

 

به نظرم اطلاق خلق کردن بهتر از این است که بگوییم بازیگر یک دروغ را باور پذیر می کند ؟

بله ، حالا راجع به این موضوع می توان ساعت ها صحبت کرد . من می خواستم این نکته را بگویم که با رفتار می توان دروغ گفت اما طوری آن را بازی کرد که چشمان بازیگر دروغ نگوید.

 

و مهران احمدی چگونه در ذات خود ، این توانایی را پیدا کرد ؟ از چه زمانی آن را پیدا کرد ؟

اوایل دهه 60 ، وقتی تلویزیون سریال سلطان و شبان را پخش می کرد ، من ده ، یازده سال بیشتر نداشتم . به آن سریال و بازی مهدی هاشمی عزیز علاقه بسیاری داشتم و بازی او را در جمع فامیل تقلید می کردم . این گذشت تا حضورم در نمایش های محله جدی شد و یک نمایش را با عبدالرضا کاهانی که با ما هم حمله ای بود در کوچه اجرا کردیم .

 

یعنی در شهر نیشابور ؟

بله ، انتهای یک کوچه بن بست در محله را به سن اجرای نمایش تبدیل کردیم، سپس با سریشم ، تراکت های دستی را شبانه روی دیوارها چسباندیم و قرار شد که فردای آن روز ، ساعت ده صبح نمایش را اجرا کنیم. فردا ساعت هشت صبح که بیدار شدیم، تمام خیابان ها و کوچه های شهر را برف گرفته بود و ما فرصت آن اجرا را از دست داده بودیم . می خواهم بگویم میل به اجرای تئاتر در همان سال ها در ما بود.

تا این که در دبیرستان ، این فرصت دست داد و من نمایش هایی را کارگردانی کردم که آقای کاهانی در آنها بازی کرد . بعد در سطح وسیع تر ، نمایش هایی را در اداره ارشاد نیشابور اجرا کردیم که موفق شد بعد از سال ها ، تئاتر نیشابور را از رکود در آورد . از آن گروه ، نام های زیادی به جامعه هنری معرفی شد. حامد بهداد از دوستان من بود که در کانون پرورش فکری با هم آشنا شدیم و افراد دیگر.

 

در اوائل دهه شصت که من هم فعالیت تئاتری داشتم ، گروه تئاتر نیشابور را یادم است و اصولا نیشابور به داشتن گروه های تئاتری خوب ، مشهور بود ؟

به هر حال شهر فرهنگ و هنر است و حضرت عطار و حضرت خیام جزو مشاهیر آن هستند .

 

پس آشنایی شما با آقای کاهانی و حضور مداوم در کارهای او ، به آن سال ها بر می گردد ؟

بله ، سال ها گذشت و در دانشگاه چندین نمایش را با هم کار کردیم تا زمانی که او کارگردان سینما شد .

 

شناخت کاهانی از شما در خلق شخصیت هایی که در فیلم هایی چون بیست و .. برای او ایفا کرده اید ، چه قدر تاثیر گذار بوده ؟

این شناخت قطعا موثر بوده. کاهانی بازیگری را می شناسد و آدم بسیار باهوشی است . می توانم بگویم نیمی از این مرتبه و درجه ای که کاهانی به دست آورده ، به هوش وافرش مربوط است وچون خودش بازیگری را تجربه کرده و از سویی تحصیل کرده بازیگری بوده ، بازیگری را می فهمد و یکی از شاخصه های او این است که بازیگرانش را خوب هدایت می کند و فضا و اتمسفر درست و دقیق را به خاطر روابط درستش ، در فیلم هایش حاکم می کند و این فقط به شناخت او از بازی من و خود من محدود نمی شود . به همین دلیل است که در همه فیلم های او ، می توانید بازی های خوب و باورپذیری را از بازیگران مختلف ببینید .

همین طور است و برای خلق یک اثر ، در وهله اول فیلمنامه خوب ، بعد کارگردانی خوب و سپس بازی ها ، در کنار هم می تواند کیفیت آن اثر را بالا ببرد .

حتما خوب بودن همه این موارد در کنار هم نتیجه می دهد و هیچ کس هم حق مصادره موفقیت یک اثر به نام خودش را ندارد .

 

یعنی بازیگر نمی تواند بگوید این من بودم که موجب موفقیت این فیلم شدم ؟

نه بازیگر ، نه کارگردان و نه تهیه کننده و دیگران ، سینما یک کار گروهیی و جمعی است و چه خوب است که ما محترمانه در کنار هم کار گروهی انجام دهیم و هیچ ادعایی هم نداشته باشیم . البته متاسفانه نوعی اپیدمی توهم زاید الوصفی هم در کار ما وجود دارد که در خقا یا آشکارا ، بعضی ها تصور می کننند فقط خوشان محور هستند.

.

.

.

در ادامه، متن کامل این گفت و گو را در قالب یک pdf برای شما آماده کرده ایم که می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

 

دانلود متن گفتو گو محمود گبرلو با مهران احمدی