گفتگو بابک حمیدیان بخش اول

توسط tolofilmblog در فیلمسازی 2 نظر

گفت و گو  محمود گبرلو با بابک حمیدیان در برنامه هفت
بخش اول

 

در تنهایی برای بازیگری گریه کردم

رشد بابک حمیدیان سریع نبود اما او در برهه زمانی نه چندان بلند ، به یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران شناخته شد . بازیگر توانمندی که کم تر می شود بازی تکراری از او دید و همیشه بازی هایش در نقش های مختلف ، نزد مخاطبان و کارشناسان جلوه گر بوده است . او در این گفت و گو درباره مسیر نه چندان همواری که برای اوج گیری در بازیگری پیش روی اش بوده صحبت کرده و به بیان شیوه هایی پرداخته که او به تجربه ، برای خلق بازی های متفاوت به آن ها رسیده است . حمیدیان همچنین از ارتباط نسل های مختلف بازیگری صحبت کرده و ضمن اشاره به آسیب های مختلفی که پیرامون بازیگری در سینمای ما وجود دارد ، ارزیابی خود را از حضور جوانان در عرصه بازیگری در دهه اخیر ارائه داده است.

 

تا سی سالگی ، بابک حمیدیان فیلم های بسیار درخشانی را بازی کرده و هر بازی اش برای ما لذت بخش و خاطره انگیر است . این اتفاق کمی نیست و این مسیر چقدر برای شما دشوار بود ؟

مسیر سختی را طی کردم و خدا را شکر می کنم . این مسر برای من هموار نبوده است . مسیری البته به دور از هیجانات مرسوم کار بازیگری این به خاطر آن چیزی است که من از تئاتر آموختم و از بزرگترهای خودم در تئاتر ، از آتیلا پسیانی ، از رضا کیانیان و دیگران آموختم که هیچ وقت هیجان زده نباشم ، که هرگز فکر نکنم قرار است سوپر استار باشم .

وقتی در بازار فیلم جشنواره کن ، فیلم رستاخیز را نمایش می دادند . من آن جا بودم و پس از با چند تن از تهیه کنندگان خارجی که فیلم را دیده بودند ، ملاقات کردم . از یکی از آن ها پرسیدم فیلم چه طور بود ؟ گفت : قبل از این که بگویم فیلم چطور بود ، باید بگویم فیلم عجب یزیدی داشت ! او از بازی شما در این فیلم غافلگیر شده بود .

از این بابت خیلی خوشحالم . رستاخیز برای من تجربه بی نظیری بود .

 

 

بایک حمیدیان به نظر من هیچ گاه خودش را تکرار نکرده و همیشه یک بازی متفاوت ارائه می دهد . این نشات گرفته از چیست ؟

این نشات گرفته از نقش هایی است که احتمالا با نقش های دیگر تفاوت دارند و به من پیشنهاد می شوند . این اولین بار نیست که این را می شنوم . یک چیری را دوست دارم داخل پرانتز بگویم . حضور در برنامه هفت این خطر را می تواند در آدم داشته باشد که در دایره سخت قضاوت از طرف همکاران قرار بگیرد . آدم سعی می کند که مقداری محافظه کارانه حرف برند . برای اینکه دوستان خودش را از دست ندهد ، بلکه بتواند به دوستان خودش اضافه هم بکند.

 

شما مطمئن باشید که هفت این خطر را ندارد . این برنامه بر آن است که درونیات یک بازیگر را کشف کند .

خدا رو شکر . اولین بار نیست که این را می شنوم . شاهین شجری کهن هم به من گفت تو پرسونای ویژه نداری که وقتی آدم به تو فکر می کند ، بگوید خب یک چیز شاخص از بابک حمیدیان به یاد آدم بیاید . الان نمی دانم که الزاما این خوب است یا نه . احتمالا در تجارب سال های پیش رو ، به این نتیجه می رسم که آیا مسیری که آمده ام ، مسیر خوبی بوده است یا خیر . اما واقعا مسیر سختی بود . اگر تکرارش می کنم  به این دلیل است که واقعا برای من مسیر همواری نبوده است.

به دلیل این که من در جاده شخصی خودم حرکت کردم . هم بیل ، هم فرعون و هم آسفالت ، در اختیار خودم بوده است ، ریختم ، با پا کوبیدم ، آرام یک ذره جلو رفتم و از جنس بازیگری که آن را آموختم ، احساس خوبی داشتم و از آن راضی بودم . این جنس از بازیگری ، به شدت دیر بازده است . یعنی ممکن است تو با پنج ، شش فیلم اول خودت ، قضاوت هم نشوی . و این سرخوردگی ها ، تاوان ها ، انتظارات ، تنهایی ها و گریه های خودش را دارد . ولی وقتی به سال های 91 و 92 می رسم ، می بینم که هر چه قدر که صبر کردم ، انگار آرام آرام دارم جواب می گیرم . این که خودم را تکرار نکرده ام ، واقعا خدا نکند روزی که من بخواهم خودم را تکرار کنم . تمام تلاش ام را می کنم که خودم را در موقعیت تکرار شونده قرار ندهم و این سخت است .

گفتگو بابک حمیدیان

 

خیلی از بازیگران هستند که وقتی فیلمنامه را می خوانند ، سعی خودشان را می کنند تا یک بازی دیگر را ارائه بدهند ، اما وقتی فیلم بر روی پرده سینما نمایش داده می شود ، منقتدان با صاحب نظران ، به این نتیجه می رسند که این بازی شبیه همان بازی های قبلی شده است .

بابک حمیدیان در زمانی که نقش را انتخاب می کند ، به چه فکر می کند ؟

مدل های مختلفی در رویارویی بازیگر با نقش پیشنهادی وجود دارد . مثلا وقتی پوران درخشنده پیشنهاد بازی در فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند را به من داد ، هرگز فکر نکردم که مگر می شود چنین نقشی را بازی نکرد ؟ مگر می شود من وقتی می دانم آن نقش کوچک اما تاثیر گذار و به لحاظ کار بازیگری با کیفیت است ، آن را قبول نکنم ؟ آن نقش ، چالش های شدید روحی برای من داشت ولی الزامی ندارد که مردم با آن چالش های روحی مواجه باشند.

مردم محصول را می بینند . مخاطب محصول را می بیند و آن را قضاوت می کند . هر چند که در نهایت ، در جشنواره فیلم فجر ، آن نقش مورد قضاوت قرار نگرفت و در جشن معتبر منتقدان ، به لطف رفاهی منتقدم ، از بازی من در آن نقش قدردانی شد . یک گونه از نقش های پیشنهادی هم هست که مثلا در فیلم چه آقای خاتمی کیا ، تو در موقعیت یک فیلم بزرگ قرار می گیری ، با کارگردانی که آن گونه از فیلمسازی را می شناسد . در ابتدا وقتی فیلمنامه را می خوانی ، به فضای ابراهیم حاتمی کیا مثلا تن می دهی . یک مدل هم هست مثل فیلم پنجاه قدم آخر که سازنده مهربان و بزرگش اش ، کیومرث پوراحمد ، دوست باشی تا اینکه بازیگرش باشی . مدل های مختلفی وجود دارد ، وقتی وارد جهان حرفه ای می شوی ، خطر هم تو را تهدید می کند . این که آیا انتخاب تو درست است یا نه . وقتی که تو سیمرغ هم می گیری ، این خطر به شکل دیگری وجود دارد .

 

 

مثال خوبی از هیس .. زدید . در پنجاه قدم آخر نقش اول را بازی می کنید و زمان طولانی تری برای ایفای نقش داردی اما در هیس ، زمان ایفای نقش کوتاه است . بعید می دانم که خانم درخشنده همه وقتی این نقش را به شما سپرد ، فکر می کرد بعد از نمایش ، بازی شما آنچنان بدرخشد که مورد استقبال واقع شود .

بایک حمیدیان با چه ریسکی این نقش کوتاه را پذیرفت ؟ آن را می خواهم از درون اش کشف کنم .

ادوارد نورتون از بازیگران مورد علاقه من است . یکی از محصولات متد اکتینگ و از آخرین نسل این گونه بازیگری است . او وقتی نقشی را انتخاب می کند ، نگرشی خاص دارد . من در خاطراتش خوانده ام و از زبان او می گویم . او می گوید من منتظر می شوم که نقش را شیرها و ببرها و پلنگ ها بدرند . من آرام مثل یک کفتار می آیم و سر فرصت ، هر آنچه را که باقی مانده و به در من می خورد ، می برم . من برای به دست آوردن یک نقش نمی جنگم . وقتی به این تئوری ، اقتدا بکنی ، خیلی پیچیده و جذاب است . قبول کردن نفش فیلم هیس برای من اینگونه بود . در فیلمنامه ، این نقش در حاشیه و برای خودش ، آرام رها شده بود اما وقتی خانم درخشنده برای من چگونگی رفتار هیستریک و عصبی من و بازخوردهای تلخ اجتماعی اش را ترسیم کرد ، نقش برای من دلپذیر شد ، برای این که بخش جذاب کار بازیگری شاید به غیر از مظاهر سانتی مال و ویترینی اش که می توان به سرعت از کنارش رد شد ، بخشی است که با مردم و با نظرات مختلف آنها گره می خوری . حتی ممکن است گونه پرخاشگرایان هاش هم نصیب تو بشود . اما من در شهرستان های کوچک هم که در میان مردم قرار گرفتم ، از مردم آغوش باز دریافت کردم خسته نباشید شنیدم . از آن انرژی گرفتم از بابت اینکه چقدر این نقش در پیکره این فیلم تاثیر گذار بود . و خوشحالم از این تاثیر گذاری برای اینکه پدر و مادرها ، دیگر اندکی آگاه باشند و مراعات کنند و مراقبت فرزندان زیبای شان باشند .

 

ادامه دارد…