گفتگو مجید شاه حسینی بخش چهارم

توسط tolofilmblog در فیلمسازی بدون دیدگاه

گفت و گو محمود گبرلو با مجید شاه حسینی در برنامه هفت
بخش چهارم

 

میشه بیشتر در مورد اگر تراز وجود دارد ، چرا شوراها ناکار آمد هستند بفرمایید ؟

لاجرم کسانی که می گویند فیلم بد نباید ساخته بشود و اگر ساخته شد برای تنبیه آن مدیران هم که قابل نمایش نیست . من در این نگاه تردید دارم . دوستان تکنوکرات بیایند چون خوب اند ، بچه مسلمان اند ، هر کدام مسلط به یکی از فنون سینما هستند و شورایی بگذاریم تا اینها تصمیم بگیرند چه کنند ، پول بدهند و بگویند این فیلم دینی است و آن یکی نیست . ما در روش های مان اشتباه می کنیم . نتیجه اش تشخیص اشتباه است . از وقتی که اسکار به فیلم آرگو داده شد ، هزاران بار بحث اسکار خوب ، اسکار بد پیش کشیده شد.

این که اسکار خوب آن بود که به ما برای فیلم جدایی نادر از سیمین تعلق گرفت و اسکار بد این است که سال ها بعدش به آرگو دادند . از منظر تکنوکراسی شاید این بحث درست باشد ، اما از نظر مفهومی ، این بحث کاملا غلط است . اسکار به هماهن دلیلی به فیلم آرگو تعلق گرفت که با جدایی نادر از سیمین تعلق گرفت ، چرا نمی خواهیم این را بپذیریم ؟ نگاه اصول گرایانه اسکار از منظر خودش این بود که بگوید ایران جهنمی است برای ماندن ، لطفا از این جهنم بگریز . آیا پیام هر دو فیلم این نیست ؟ اینقدر فهم این معنا دشوار است که به خاطر نپدیرفتن اش بیاییم اسکار را به سال های خوب و بد تقسیم کنیم ؟

 

 

اما این نظر یک مثال نقض هم دارد . این که بچه های آسمان هم در دهه قبل ترش نامزد اسکار شد و داشت به اسکار می رسید ؟

خب به این دقت کنیم که بچه های آسمان برنده جایزه نشد . من البته نمی خواهم هر جایزه ای را که در جشنواره ها به سینمای ایران می دهند ، زیر سوال ببرم اما زمانی که بچه های آسمان به اسکار رفت و نامزد بهترین فیلم خارجی زبان شد ، ایران تحریم نبود ، سوژه دنیا نبود  ، عضو محور شرارت شناخته نشده بود و قرار هم نبود با ایران برخورد جدی بشود . می خواهم بگویم نتیجه تفکر تکنوکراسی این است که بگوییم یک سال ما لابی کردیم نتیجه داد و سال بعد تحریم کردیم آنها با ما لج کردند ! اسکار قاعده خودش را دارد . شاید این ما باشیم که جدایی نادر از سیمین را از منظر پایم نفهمیده ایم و به مفهومش دقت نکرده ایم که چه می گفت . آن فیلم می گفت از ایران بروید چون جای ماندن نیست و کسی که اصرار دارد بماند تبعاتش را می پردازد.

 

این تفکری که مطرح می کنید ، شاید ناشی از یکسری مصلحت ها باشد . با این قضیه چه باید کرد ؟

به نکته خیلی خوبی اشاره کردید . موضوع قابل بحث دیگر در تکنوکراسی ، مصلحت اندیشی های کمیت گرایانه است . یک وقت شما به عنوان یک مدیر ، مصالح نظام جمهوری اسلامی را در نظر می گیرید که اینجا باید به شما آفرین گفت . مصلحت اندیشی اینجا خوب است ما یک وقت شما به عنوان یک مدیر ، مصالح شخصی ، فردی ، یا جبهه ای و حزبی را مدنظر قرار می دهید که این خیلی بد است .

 

بله این یک اشکال است و همیشه به سینمای ما هم لطمه زده است ؟

مشکل این است که ما آمده ایم و بدون تخصص ، در این حوزه فعالیت می کنیم . به صرف این که من نوعی در جلوه های ویژه سرآمد هستم و در حوزه برنامه ریززی فکری هم آدم توانمند و درجه یکی هستم ، فکر می کنم می توانم یک مدیر موفق فرهنگی باشم . در حالی که اینها ، تخصص های جداگانه می طلبد . به همان دلیل که سینما و خانه سینما از 29 صنف تشکیل شده ، جالب است این را که بدانیم که موضوع و مفهوم و پیام پشت یک فیلم ، تخصص های بسیاری دارد .

از فیلسوفانی که که عقیده ای را در دینا مطرح می کنند ، تا نظریه پردازان هنری که آن فلسفه ها را به نظریه تبدیل می کنند و مکاتب هنری ایجاد می شود ، تا نویسندگانی که آن آثار را در قالب رمان به یک پدیده ماندگار ادبیاتی تبدیل می کنند ، تا فیلمنامه نویسانی که بر مبنای آن آثار اقتباسی پدید می آورند ، همه در واقع ، یک لشگر معنا هستند که پشت فیلم قرار گرفته اند و ما همه این را نادیده می گیریم . ناظر کیفی که باید بالاسر پروژه باشد و از معنا محافظت کند که یک وقت تا پایان فیلم هلاک نشود ،چه قدر معنا را می شناسد ؟ چه فیلمنامه های خوبی را داشته ایم که در اجرا دچار آفات تکنوکراسی شده و پیام پایانی آنها در قالب یک فیلم چیز دیگری شده است.

 

 

فرض کنید نکاتی که شما می فرمایید درست باشد. در مقاطع مختلف دولت های مختلف و مدیران متفاوت سرکار آمده اند . چهار سال قبل ، چهار سال قبل تر و … همه آنها اگر با آن تفکر و اندیشه ای که شما مطرح می کنید آمده باشند اما در عمل نتوانسته باشند به چشم انداز درستی برند ، چگونه می توان نسبت به آینده سینمای ایران امید داشت؟

من تا اینجای عرایضم ، به کسی نمره مدیریتی نداده ام . ادوار را هم بررسی نکرده ام و نگفته ام که همه مدیران سینمایی یکسان بوده اند . ما قرار شد که مد مورد هنری دینی و سینمای دینی صحبت کنیم و سوال شما این بود که راهش چیست و چرا محقق نشده و من به این حوزه ورود کردم .

گفتوگو گبرلو با مجید شاه حسینی1

 

خب مگر یکی از آسیب های محقق نشدن اهداف ، عملکرد مدیران نیست ؟

اگر قرار باشد به عملکرد مدیریتی بپدازیم ، این یک بحث تکنوکراسی خاص  می شود که خیلی مورد علاقه ام نیست . چرا بیاییم به مدیران نمرده بدهیم ؟ همه مدیران در دوره مدیریتی شان زحمت بسار می کشند . از عرایض من اینطور برداشت نشود که همه مدیرانی که متکفل امر سینما بوده اند ، هیچ کاری برای سینما نکرده اند . مدیران فعلی سینما هم زحمت می کشند ، مدیران قبلی هم تلاش کرده بودند . اصولا مدیریت کار پرزحمتی است . منظر ما سینمای دینی بود .

 

چون سیما بحث مدیریت را نقد کردید ، از منظر شما چگونه می توان به آینده سینمای دینی امیدوار بود ؟

این سوال بهتری شد ، بهتر است بیاییم به رویکرد مصلحانه نگاه کنیم و این که هنرمند فیلمساز و مدیر فکر نکنند وظیفه شان صرفا نشان دادن عیب است . فیلمسازان ما شده اند استاد بازکردن شکم و بعد بیمار را در این حالت رها کردند . و این که بعد بگویند وظیفه من بود که غده سرطانی نشان بدهم و خداحافظ شما . شما این بیمار را کشتید  ، رویکرد پرداختن به مشکلات اجتماعی لااقل چهار شرط دارد ، اولی تخصص است . آیا شما متخصص آن رشته هستید ؟ یا متخصصینی که آن رشته دارد ، با شما درباره آن موضوع مشورت کرده اند ؟ دوم نیت و صادقانه و خالصانه است .

یک پزشک متخصص هم اگر سقط جنین کند ،نزد قانون موخد است . شما برای جشنواره های خارجی و کف زدن های آن ها و گرین کارت ، فیلم ات را ساختی یا واقعا نیت ات درست بود ؟  ما اینجا قصد نیت خوانی نداریم ولی بالاخره چهار یا پنج فیلم یک فیلمساز می گوید که او دارد . در چه مسیری و برای کدام قبله فیلم می سازد . سوم شرایط مکانی و زمانی درست فیلمسازی است که اینجا مفهوم کانتکت و کانتکس به میان می آید . کانتکت خوب که مفهوم خوب است ، اگر در ظرف زمانی نادرست یا کانتکس نادرست عرضه بشود ، به ضد خود تبدیل می شود که این را می توان جای دیگری درباره اش صحبت کرد .

چهارم اصالت نتیجه است . یعنی شما اگر یک جراح کسی را بیمار کرد و او را جراحی کرد و به هر دلیلی بیمار او فوت کرد ، باز حق پیگیری برای خانواده متوفی موجود است که بگویند چرا او نتیجه نگرفته است . می خواهم عرض کنم صرف این که بنده آسیب های جامعه را تشخیص بدهم ، به معنای نگاه مصلحانه نیست اما شرط سینمای دینی ، برخورداری از نگاه مصلحانه است . به همین دلیل اگر من به این بحث ورود می کنم و آسیب شناسی مدیریت فرهنگی را به میان می کشم ، حتما باید نقاط قوت اش را بگویم نگاه مصلحانه نگاه عیب جویانه نیست که صرفا عیوب را بر ملا کند و دنبال چاره و راه حل نباشد .

نگاه مصلحانه مثلا نمی آید در بحث سوءاستفاده از کودکان در جامعه ، طرف را وسط زمین و هوا رها کند و برود . نگاه مصلحانه نمی آید بگوید چیزی به نام قصاص در جامعه این توابع را دارد و به ابعاد مثبت قصاص توجه نکند . نگاه مصلحانه نمی آید بگوید ما یک قشری را داریم که متظاهر به دین است و چنین صفاتی را دارد اما از شیرینی دین در فیلم او اثری نباشد . نگاه مصلحانه نگاه یک طبیب است . اگر سراغ عیبی می رود حتما راه حل هم نشان می دهد . شرط اول را برای ورد به مفهوم سینمای دینی ، باید نگاه مصلحانه بدانیم که این چهار شرط را رعایت کند .