گفت و گو آتیلا پسیانی
01
دسامبر

 

دقیق با حوصله و پرمهر . گفت و گو با بازیگری که سال ها تجربه بازیگری در تئاتر ، سینما و تلویزیون را دارد و با هوش شناخت علمی اش از این مقوله ، همواره مشوف نسل بعد از خود بوده ، بیشتر می تواند شکل یک مصاحبه آموزشی را بگیرد . هم کلامی با بازیگری که حالا سمت استادی دارد و حرف هایش ، برای بسیاری از کسانی که عاشق دنیای بازیگری هستند و البته اهالی سینما و بازیگری ، همیشه مفید و قابل استفاده است . بازیگری که معتقد است دوره آموخت در بازیگری ، هیچگاه به سر نخواهد رسید و همیشه برای یادگیری ، دیر است ! پسیانی ، در این گفت و گو ضمن ارزیابی شرایط امروز بازیگری در سینمای ایران ، به بحران موجود در این حرفه ، تفاوت های انتخاب بازیگر در ایران در مقیاس با مدل های استاندارد جهانی ، حضور نابازیگران در سینما ، وضعیت آموزشگاه های بازیگری و … پرداخته است و نقطه نظرات خود را در خصوص این موضوعات ارائه داده است.

 

نام بیش از پنجاه فیلم سینمایی در کارنامه فعالیت بازیگری شما به چشم می خورد و چهره های متفاوتی را از خود ارائه داده اید.

رمز و راز باورپذیری بازی یک بازیگر در نقش های متفاوت را چه می دانید ؟

من فکر می کنم که برای بیشتر بازیگرانی که به این حال دست پیدا می کنند ، یعنی سعی نمی کنند نقش های مشابه را بازی کنند ، انتخاب هایی که انجام می دهند ، خیلی شرط نیست بلکه مهم پیشنهادهایی است که نمی پذیرند و فیلم هایی است که انتخاب نمی کنند ، می توانم بگویم در کارنامه چنین بازیگرانی ، آنچه بیشتر افتخار برانگیر است . قبول نکردن پیشنهادات تکراری و بد است و این کار ساده ای نیست . اصولا بازی نکردن برای یک بازیگر خیلی سخت است . ختما من هم در یک جاهایی از کارنامه بازیگری ام ، لغزش داشته ام و نمی خواهم خودم را مستثنا بدانم اما یک اصل کلی وجود دارد و آن این است که اگر انتخاب با دقت صورت بگیرد ، احتمال خطا پایین می آید و حداقلش این است که یک بازیگر به یک آدم کلیشه ای بدل نمی شود . در کل اما ، من جزء بازیگران خیلی خوش شانس سینمای ایران هستم که خوشبختانه در کارنامه ام فیلم بد کمتر دارم .

 

معمولا نقش های کوچک اما بسیار کلیدی را هم با وسواس همیشگی ایفا می کنید این از دقت نظر شما می آید .یا از شناخت کارگردان ها ؟

بعضی وقت ها انتخاب کارگردان است و بعضی وقت ها پیشنهاد خود ماست ، در حالی که به من نقش پر حجم تری پیشنهاد شده اما به دلیله ضیق وقت یا به دلیل اینکه علاقه داشتم که با آن کارگردان حتما کار کنم ، خودم پیشنهاد کردم که نقش کوچک تر را بازی بکنم . بعضی وقت ها هم این نقش های کوچک به قدری جایگاه ویژه ای در کل کار پیدا می کنند که حیف آدم با آن نقش دست و پنجه نرم نکند.

گفت و گو آتیلا پسیانی

 

از بین فیلم هایی که بازی کرده اید و مردم در نظر سنجی هفت به آن رای داده اند به روز شیطان اشاره می کنم که همین اثر گذاری را دارد؟

بله ، بهروز افخمی کارگردان بسیار خوبی است و یکی از کارگردان هایی است که تکلیف بازیگر با او روشن است و فکر می کنم این شانس بزرگی برای هر بازیگری است که حداقل یک بار بهروز افخمی کار کند . او همیشه در سکانس های مختلف ، با یک پیشنهاد ریز کلیدی ، می تواند بازیگر را به بهترین شکل راهنمایی کند و در این زمینه همیشه غیر مستقیم وارد عمل می شود . آنقدر غیر مستقیم که گاهی به نظر می رسد درباره حواشی گپ می زند ! او در روز شیطان ، بارها و بارها با یک اشاره کوچک ، برای من پنجره های خیلی بزرگی باز کرد .

 

همان طور که در ابتدای بحث اشاره کردید ، بخشی از این ماجرا به انتخاب بر می گردد و بخش دیگرش به فیلمنامه ای که می تواند سبب شود عیار بازیگر بیشتر به چشم بیاید و یا شخصیت در آن به گونه ای نوشته شده باشد که بازیگر نتواند آن طور که باید ، نقش خود را ایفا کند؟

حتما همین طور است . من ممکن است بعد از خواندن فیلمنامه اولیه ، بازی در یک فیلم را بپذیرم اما در نهایت ، فیلم خوبی به کارنامه من اضافه نشود . علت اش این است که برخی فیلمنامه ها ، پیشنهادی را که برای بازی به بازیگر می دهند ، صرفا یک جالت بیسیک و زمینه سازی دارد و فیلمنامه نویس در طراحی شخصیت ها ، به جزئیات نقش وارد نمی شود . البته در این حال و هوا هم بعضی وقت ها ، ممکن است تحت شرایطی ، اگر یک تیپ نوشته شده باشد ، بازیگر بتواند با زیرکی و ترفند ، آن را به یک کاراکتر باورپذیر نزدیک کند .

 

 

و نتیجه نهایی ، می تواند بر اساس یک کار گروهی ، قابل قبول شود ؟

همین طور است . مربع طلایی فیلمنامه نویس ، تدوین گر و بازیگر حرف اول و آخر را در این زمینه می زند و اصلا کار هیچ یک بدون دیگری معنا نمی یابد . یعنی فیلمنامه خوب ، بازی خوب بازیگر را به دنبال دارد ، راهنمایی کارگردان ، اثر خاص خودش را دارد و نهایتا دست تدوینگر خیلی بازتر می وشد . چنانچه می توانم بگویم دیده شدن بازی خوب بازیگران ما ، در بسیاری از موارد ، محصول کار خوب تدوینگران ماست.

 

 

با این اوصاف ، چه تحلیلی بر وضعیت بازیگری در سینمای ایران دارید ؟

بی رودربایستی بگویم .

بله راحت و صریح ؟

به نظرم ما دچار یک بحران اساسی در بازیگری هستیم . یعنی اتفاقی که در دهه 60 برای بازیگران ایرانی افتاد و به وضعیت بازیگری در دو دهه بعد از خودش هم کمک کرد ، امروز دیگر اثراتش را از دست داده است . در آن دهه سعی شد با استفاده  از بازیگران مجرب ، آموزش و انتقال تجربه به نسل بعد اتفاق بیفتد و اصول رعایت شود . اما در ادامه ، علاوه بر این که مراکر آموزشی کارکرد خود را از دست دادند ، اعتبار بازیگری به دلیل بی توجهی به نکته ای که اشاره کردم و نیز اتفاقات ریز و درشت دیگر ، از جمله ظهور شغل مشکوک و مبهمی به اسم بازیگردانی دچار خدشته شد ضمن آن که کارگردان هایی مشغول به کار در سینما شدند که اساسا شناختی از مقوله بازیگری نداشتند . این شرایط سبب شد تا نسلی از بازیگران در این فضا پرورش پیدا کنند که در رفتار و کیفیت بازیگری متفاوت از نسل قبل از خود بودند .

 

این بحران از کجا شروع شد ؟

به نظرم بخشی از این بحران از سریال های تلویزیونی شروع شد . یعنی به دلیل تولید انبوده سریال تلویزیونی در یک دوره ، به طور مرتب نیاز به جذب بازیگر جدید به عنوان یک ضرورت مطرح شد و متاسفانه لازم وجود نداشت که این بازیگران جوان که بسیاری از آن ها ، باهوش و با استعداد بودند ، آموزش ها لازم را ببینند و بعد جلوی دوربین ظاهر شوند .

گفت و گو آتیلا پسیانی

 

آموزش دیدن یا ندیدن یک بازیگر ، بیشتر کجا به چشم می آید ؟

وقتی بازیگر ، حد واسط لنز و مخاطب قرار می گیرد ، شناخت تکنیک برای ارائه بازی او ، یک شرط مهم است . بازیگر برای باورپذیری خود باید بتواند یک حس را درست به مخاطب منتقل می کند اما بروز آن خیلی سخت است و حتما شناخت تکنیک بازیگری را می طلبد . این آنچیزی است که متاسفانه به فراموشی سپرده شده است و باعث شد تا آنچه برای جلوی دوربین رفتن یک بازیگر کافی به نظر می آید ، کاملا در مکتب و نگاه بازیگری اصیل ، ناکافی باشد. و این نادیده انگاری به نظرم بحران را به وجود آورد و آن را شروع کرد.

بحرانی که به سینما هم کشیده شد . البته این بحران را که می گویم ، می توانیم وارد استثنائات هم بشویم چرا که به هر حال نمی توان کارهای ارزشمندی را که در همین سال ها در زمینه بازیگری ارائه شده ، منکر شود . اما در حالت کلی ، بحران وجود دارد . در بسیاری از کارها ، با خودش ، نوعی آسان نگری و سهل انگاری و کمی تنبلی را حمل کرده است!

 

اینجا چه کسانی می توانند مقصر باشند؟ شما به نقش مبهم بازیگردان اشاره کردید که البته خودتان هم در این نقش فعالیت کرده بودید ؟

عوامل مختلفی در ایجاد این بحران نقش دارد و باید مجموعه عوامل آن را بررسی کرد . ما درباره یک کلیت صحبت می کنیم و آنچه مشخص است ، در دو دهه اخیر ، نوعی سهل انگاری توام با محافظه کاری وارد حرفه ما شده است .

 

سهل انگاری را توضیح دادید . محافظه کاری در کدام بخش ؟

محافظه کاری از این بایت که نقش های جدید در فیلمنامه ها نوشته نمی شود و بسیاری از کاراکترها یا به قول شما تیپ ها ، بسیار به هم شبیه هستند و دیگر این دل و جرات وجود ندارد که نقشی تازه خلق شود .

 

یعنی بحش از این بحران ممکن است به فیلمنامه نویس هم برگردد؟

بله دلیل ایجاد بحران به همه اجزای شکل دهنده آن بر می گردد . یعنی فیلمنامه ای که چندان خوب نباشد ، کارگردانی که چندان برایش دغدغه نباشد که بازیگرش چگونه بازی می کند. بلکه فقط اسم بازیگر ممکن است دغدغه اش باشد ، یا در برخی موارد ، ممکن است یک تهیه کننده با کمک بازیگر به یک نقطه ای می رسند که بازیگری ، ساده تر از این جرف ها اتقاق می افتد و گاه حتی ، در بسازی از فیلم ها یا سریال ها ، این اتفاق به صورتی رخ می دهد که مثلا تعداد کم برداشت ، تبدیل به یک فضیلت می شود .

البته بازیگران امروز ، به خصوص بازیگران جوان خیلی معتقد به این بحران نیسنتد بلکه معتقدند که توانمندی هایی دارند اما میدان و فرصت لازم به آن ها داده نمی شود . مثلا یکی از انتقاداتی که مطرح است این است که مثلا می گویند کسانی که بازیگردان هستند یا انتخاب بازیگری می کنند ، افرادی را که با آن ها ارتباط دارند و دوست شان هستند یا در عضو دارو دسته یا گروهشان هستند ، یا زیرمجموعه آموزشگاه آن ها هستند ، انتخاب می کنند . بخشی از این بحران ، به این قضیه بر می گردد و گرنه جوان علاقه مند به بازیگری دوست دارد آموزش ببیند ، تجربه کسب کند و جلوی دوربین برود . البته تا آن جا که من خبر دارم ، در تئاتر هم همین حرف ها مطرح است … ( تئاتر تلویزیونی از آغاز تا امروز )

 

خب ، با این دید هم می شود به قضیه نگاه کرد . من اصلا منکر این ماجرا نیستم که به هر حال همیشه کلایه در این زمینه وجود دارد اما این کمبودهاست که انتخاب ها را محدود می کند . یعنی دایره انتخاب آن کسی را که قرار است بازیگر انتخاب کند ، محدود می کند و به انتخاب افرادی که آن ها را می شناسند و از انرژی و توان آنها مطمئن است ، می رساند . این صرفا مهنای پارتی بازی یا باندسازی نیست . بعضی وقت ها می تواند معنایش کمبود وقت و کمبود حوصله در حرفه ما باشد که اتفاقا من به آن اشاره کردم و معتقدم باید سریع تر ، اصلاج شود تا بتوان بهتر از آنی که هست ، به نتیجه رسید.

 

از جمله کارگردان هایی که در سینمای ایران به بازیگری اهمیت خاصی می دهد و شما هم با او همکاری کرده اید ، می توانم به ابراهیم حاتمی کیا اشاره کنم .

حاتمی کیا از جمله فیلمسازان سینمای ما به شمار می رود که مقوله بازیگری باریش خیلی جدی است . به نظرم او بازیگری را خیلی خوب می شناسد و شاید یکی از علت های پافشاری او بر این که حتما در کارهایش بازیگردان داشته باشد ، از همین دیدگاه بیاید که با استفاده خیلی از کارگردان ها از بازیگردان داشته باشد ، از همین دیدگاه بیاید که با استفاده خیلی از کارگردان ها از بازیگردان متفاوت است. این واقعیت وجود دارد که برخی از کارگردان های ما نسبت به مقوله بازیگری شناخت ندارند و حضور بازیگردان ، بدون شناخت کارگردان به کار فیلم و بازیگری لطمه می زند . عده ای هم با دیده بسته می نگرند و تصور می کنند که اگر کسی را به عنوان مشاوره امور بازیگری یا انتخاب بازیگر یا بازیگردان در کنارشان داشته باشند ، ضعف خودشان را امضا کرده اند که به نظرم چنین چیزی هم نیست.

 

 

در خارج از کشور و در کشورهای صاحب اعتبار در زمینه سینما ، معمولا تشکل ها یا بنگاه هایی هست که بازیگران در آن جا متمرکز می شوند و بازیگر ، از آن طریق انتخاب می شود . مثلا فیلمنامه به آن تشکل می رود و افراد متخصص ، بازیگران مورد نظرشان را انتخاب می کنند.

ولی در کشور ما ، چنین تشکل هایی وجود ندارد ؟

نه اصلا ، وجود ندارد .

و بیشتر این شخص است که در این زمینه دخالت می کند و رای می دهد .

بله ، دقیقا و اگر هم قرار باشد تلاشی برای به وجود آوردن چنین سیستمی صورت گیرد ، با مقاومت و حتی استهزای بسیاری از اهالی سینما رو به رو می شود !

چرا اینگونه است ؟

برای اینکه ما تنبل شده ایم و من از ابتدای بحث خود به همین مشکل اشاره کردم . برای اینکه حرفه ما بدون این که دست به چنین کارهایی بزنیم ، چرخش در حال چرخیدن است . و این به شدت ما را تنبل کرده است . در واقع ما قدمی بر نمی داریم برای اینکه سختگیری های بیشتری بکنیم ، مراکز حرفه ای تری به وجود بیاوریم . صافی ها را بیشتر و بیشتر بکنیم تا دوغ و دوشاب با همدیگر یکی نشوند و خروجی ، زلال باشد.

 

گفت و گو آتیلا پسیانی

 

مقاومتی که اشاره کردید ، به چه علت رخ می دهد؟

بخشی از اهالی سینما تصویر می کنند چرا باید این کار را کرد و چرا باید بازیگری را جدی تر از این گرفت ، در حالی که ما بدون جدی انگاری هم فیلم مان را می سازیم ، فیلم ما اکران هم می شود و خدا رو شکر فروش خوبی هم دارد ! البته منظور من از اینجاد تشکیلات ، تشکیلات صنفی نیست . ما تشکیلات صنفی داریم و ورود به مشکلات آن هم بحث دیگر می طلبد . منظور من ، ایجاد یک تشکیلات حرفه ای است که بتواند بحث آموزش اولیه ، تولید ، آموزش حین کار و … را در بر گیرد . چیزی که مطلقا در ایران وجود ندارد و اغلب بازیگران ما بعد از بازی در یک فیلم شروع می کنند درباره بازیگری نظریه و تز دادن و فکر می کنند دیگر همه چیز تمام شد !

 

در حالی که واقعا همه چیز در بازیگری او تمام نشده است ؟

من همیشه اعتقادم بر این بوده که هر بازیگری که برای خودش این تصور ایجاد شود که دیگر دوره یادگیری او به سر آمده و الان همه چیز را می داند ، کارمند این حرفه است . هیچوقت در این حرفه ، هنرمند نخواهد شد . هنرمند ، حتما با خودش پویایی دارد . یعنی مرتب سعی می کند خودش را اصلاح کند . مرتب با دیده انتقادی نسبت به کار خودش نگاه می کند . او باید نه با بدبینی ، با دید انتقادی نسبت به بازیگری خودش بنگرد تا یک قدم به جلو بردارد و اگر این کار را نکند ، به نظر من ، حتما کارمند این حرفه است و نه بازیگر ضمن آن که قطعا سعی می کند تا با شلوغ بازی ، ضعف هایش را بپوشاند!

 

 

در سال های اخیر متاسفانه بازیگران ما از زبان بدن شان استفاده نمی کنند . علت چیست ؟

اگر چنین چیزی به این وضوح وجود دارد ، زنگ خطری است که به صدا در آمده و نشان می دهد که سینما و تلویزیون ما بیشتر به سمته رادیویی شدن پیش می رود .

 

این به همان نبود جدی انگاری در بازیگری مربوط است ؟

بله ، این هم به همان مجموعه اتفاقاتی مربوط است که مانع رشد و پویایی بازیگری ما شده است.

 

خیلی از علاقه مندان به بازیگری تصور می کنند با خواندن کتاب بازیگری می توان بازیگر شد .

اصولا کتاب ، چقدر برای آن ها و برای یک بازیگر مفید است ؟

یک بازیگر به نظر من هیچوقت نباید کتاب بازیگری بخواند ! البته هیچ وقت من کمی جنبه شوخی هم دارد اما واقعا مطالعه کتاب بازیگری اگر پشتوانه تجربی بازیگری برای یک بازیگر یا یک علاقه مند بازیگری همراهش نباشد کاملا می تواند گمراه کننده باشد . علتش هم به نوع برداشت متفاوت هر فرد بر می گردد . کسی که تا به حال کار نکرده و از جلوی دانشگاه کتاب بازیگری می خرد و سعی می کند از روی کتاب ، بازیگری را یاد بگیرید ، گمراهمی شود اما کسی که بارها و بارها کار کرده ، وقتی که آن کتاب را مطالعه می کند ، این فرصت برایش مغتنم است چون می تواند آنچه در ذهنش فراموش شده و زنگار گرفته ، دوباره صیقل بدهد و به راه بیاندازد .

گفت و گو آتیلا پسیانی

چه تحلیل بر وضعیت امروز آموزشگاه های بازیگری دارید ؟

من دوست ندارم درباره این قضیه ، خیلی شفاف صحبت کنم چون سیستم آموزشی هنری در کشور ما ، متاسفانه خیلی پخته نیست و خودش را اصلاح نکرده . یعنی سال های سال است که شکل و شمایلش عوض نشده و به همان روش موجود از قبل راهش را ادامه می دهد . در آموزشگاه های بازیگری ما هم این پویایی به مراتب پایین تر از آن وجود دارد . اگر یکی دو تا تلاش کوچک هم وجود دارد ، از سوی بخری دوستان است که برایشان احترام خاصی قائل هستم اما متاسفانه تلاش آنها هم در این دریای تنبلی و بی تلاشی ، گم است .

 

یعنی بیشتر تلاش های فردی ناشی از دغدغه آن هاست تا این که سیستماتیک باشد ؟

قطعا اینگونه است .

 

و فارع از حضور استادان شناخته شد در عرصه آموزشی ،سیستم دانشگاهی ما هم دچار سستی و ضعف است ؟

سیستم آموزشی ما دینامیسم و پتانسیل نیروی محرکه شدن برای بازیگری را از دست داده است و این به نظر من خیلی ربطی به افراد ندارد . من اگر نقدی دارم ، منظورم از این نقد ، این نیست که استادان زیر سوال بروند ، منظورم این است که سیستم آموزشی در زمینه هنر و بازیگری به گونه ای ناکارآمده شده که حتی افرادی که صلاحیت دارند و در کار خودشان معتبرند و پویا هستند در چنین سیستمی کارایی نداشته باشند .