حامد بهداد
18
نوامبر

 

یک گفت و گوی متفاوت ، حاصل هم کلامی با بازیگری متفاوت. شخصیت خاص حامد بهداد را نمی توان از دنیای بازیگری اش جدا کرد . گویی این دو ، یک نفرند و تفاوتی بین بهداد بازیگر و بهدادی که رو در رویت به گفت و گو با او می نشینی ، وجود ندارد . آغشته شدن روج بهداد با سینما و بازیگری ، سبب شده تا او هم پر طرفدار باشد و هم سخت بتوان به درونیات او راه پیدا کرد ، اما وقتی کلید را یافتی و به درون او راه رسیدی ، جز یک قلب مهربان و صفا و صداقت و صمیمیتی مثال زدنی ، چیز دیگری نخواهد یافت . بازیگری که احساساتش آنقدر بالاست که گاه بر منطق اش غلبه می کند و در عین حالی که دوست دارد نقد پذیر باشد و به نظرات احترام بگذارد ، بیشتر از درون خودش الهام می گیرد و مسیر پیشرفت را از تکاپوی درونی خود جستجو می کند. بهداد ، در این گفت و گو ، درباره جایگاه ستاره نقش فیلمسازان بر در صیقل یافتن روج و توان بازیگر ، وضعیت اقتصادی بازیگران ، تعامل و نقد پذیری بازیگری و … صحبت کرده است.

 

 

حامد بهداد در چهل سالگی با سی و چهار فیلم سینمایی ، چهل سالگی برای بازیگری مثل شما چه دورانی است ؟

ان شالله که مبعث درون ما باشد و پیغمبر وجودمان به ما بگوید که بخوان و ما هم بخوانیم و پخته بشویم و کیف کنیم از اینکه در این دنیا قدم به عرضه گذاشتیم و هر چه بیشتر خداوند بصیرت بدهد.

 

در فیلم های مختلف ، کاراکترهای زیادی را بازی کرده اید . برای انتخاب این شخصیت ها به چه می اندیشید ، به چه فکر می کنید ؟

خود زندگی ، آدرس های خیلی متنوعی به تو می دهد که با کمی خوش ، این ها را دریافت می کنی . تحصیلات و مطالعه ، این دریافت ها را کانالیزه می کند. از طرفی فیلمنامه خودش مثل یک نقشه می ماند که تو را راهنمایی می کند که از کدام سو برو ، به کجا برو و می توانی در آن صورت به نقش ات برسی و رنگ آمیزی های مختلفی به آن بدهی.

 

و چه لذتی می برید از همکاری با فیلمسازان بزرگ ؟

خب ، در این همکاری ها بخشی ار آرزوی آدم متجلی می شود. در دوران دانشجویی یا قبل از آن وقتی فیلم های فیلمسازان بزرگ را می بینی ، خیلی دوست داری روزی با آنها کار کنی ، برای اینکه دیده شوی ، برای اینکه بالقوه های خودت تبدیل به بالفعل شود ، برای اینکه بتوانی بخشی از وجود خودت را تراپی کنی و این لذت بخش است . و مهمتر اینکه دوران شاگردی و تلمذ تمام نشده است . وقتی کنارشان قرار می گیری ، آن ها هر بار یک چیز نو به تو می گویند . مثل مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی که از آن ها خیلی حرف نو یاد گرفتم.

 

همکاری با داریوش مهرجویی در نارنجی پوش خیلی بحث برانگیز شد و در جایی دیدم نظر خواهی کردند و نوشتند این بدترین بازی حامد بهداد است و…؟

حتی اگر حقیقت داشته باشد این فرض محال ، طبیعی است . هر بازیگری در کارنامه اش اوج و فرودهایی دارد . در تاریخ سینما هم شما می توانید نمونه هایش را مشاهده کنید و این شامل حال تمام بازیگران دنیا می شود . شامل حال بهترین بازیگران مملکت خودمان هم می شود . گاهی اوقات بی انگیزگی ، عدم مطالعه درست و چیزهای خیلی پیش پاافتاده ، سنگ های راهت می شوند . با این وجود ، من گمان نمی کنم که نارنجی پوش بدترین کار من باشد.

 

 

حامد بهداد

شاید هم بازی شما در چه خوبه، برگشتی بود . فکر می کنید این فیلم برای شما ، یک اوج بود یا اوفول ؟

نه . درباره اوجش حرف نمی نزم . به خاطر اینکه همان طور که در نوشته ام عرض کردم ، فیلمساز را در این فیلم قربانی سانسور می دانم . و به این دلیل است که او هرگز نمی تواند همیشه در اوج باشد . فکر می کنم سانسور نفس فیلمسازهای دهه اول را تا حدی بریده است.

 

پرکار هستید اما معمولا بازیگری نیستید که به کاری سر بزنید . برخی از بازیگران همزمان در چند پروژه سینمایی و تلویزیونی بازی می کنند .

فکر می کنید این مطلوب و مناسب است ؟ ضربه نمی نزد به ایفای آن نقش ؟ این مدل بازیگری را می پسندید ؟

در دورانی که دانشجو بودم و درس می خواندم ، فکر می کردم این کار درستی نیست . الان شاید به دلیل شرایط نامطلوب اقتصادی ، دوست داریم پول در بیاوریم تا بتوانیم شرایطی مهیا کنیم که فیلمنامه بخوانیم ، فکر کنیم مطالعه کنیم که این پول در نمی آید . نمی دام فکر می کنم کار درستی نیست ولی کار غلطی هم نیست . دقیقا جواب مناسبی برای آن ندارم . فقط می دانم زمانی که ایده آلیست تر بودم فکر می کردم یک اثری را باید به آن ورود کنی ، وقتی نقش را در آوردی ، اجرایش کردی . از آن فاصله بگیری ، بعدا ورود کنی به پروژه بعدی.

 

پس بهتر است سوال را ببرم به سمت وضعیت اقتصادی اهالی سینما. آیا در سینمای ما ، سطح اقتصادی همه ، همچون بازیگران ستاره و مشهور هست ؟

نه نیست ، و اتفاقا با دولتمردان سر این موضوع حرف دارم . باید به جامعه هنری پول تزریق شود . باید واقعا مواظب شان بود . اگر هتک حرمتی از ایشان بشود ، اگر بی اجترامی به آن ها بشود ، چه قدر شکننده اند ،چه قدر زشت است . چه قدر حیف است . نه اوضاع خوبی نیست متاسفانه . همین طور که احوال سینما کمی مریض است ، اوضاع اقتصادی اش هم کمی مریض است . شاید اگر سوتفاهم ها برطرف شود و در ضمن نظام به ما ، اعتماد بیشتری داشته باشد و اجازه بدهد که با هم گفت و گو داشته باشیم. ما بتوانیم به آهستگی ، اعتماد ها را جلب کنیم و این خب مسلما با گفت و گو و رودرویی ، می توان آسیب ها را شناخت و بودجه های کلانتری تصویب کرد.

 

در این صفحه انواع انیمیشن ها را بشناسید

 

نسل جدید وارد می شود ، فیلمسازان اول وارد می شوند . نسل یک ، نسل دو ، این ها همه فیلم می سازند ، دوستانی که افراطی تر هستند ، آن ها هم حرف شان را می زنند و ما فضای بیشتری می خواهیم . به ما اعتماد شود ، حرف مان را می زنیم . اتفاق بهتری می افتد و به آزادی و دموکراسی بهتری خواهیم رسید . یک بخش از این اتفاق ، با تزریق امید و ثروت و توجه به اقتصاد هنر ، هر چه زودتر متجلی می شود . باید به رئیس جمهور محترم که به تازگی انتخاب شده ، بگویم که اگر جامعه سینمایی و مردم و هنرمندان توقعی از شما دارند ، بیجا نیست . متاسفانه ، فضایی به وجود آمده که پر از سوءتفاهم است ، مثلا بین خانه سینما با ارشاد یا با اتحادیه ، با پا در میانی مردان پخته ، مردانی که مدیریت بسیار بالایی دارند ، فراست و بصیرت دارند ، این سوتفاهم ها بر طرف خواهد شد.

حامد بهداد

 

فکر می کنید این سوءتفاهم ها ناشی از چه باشد ؟

بخشی از این سوءتفاهم ها اقتصادی است . عذرخواهی می کنم ، اما اگر پول به رگ های این سینما جاری شود ، دوستان اینقدر به هم نمی پرند . باید فیلم ساخته شود ، باید سینما پابرجا باشد . هر تفکری از هر جناحی ، باید فرصتی برای گفت و گو داشته باشد . نکته ای بود در دوران انتخابات ، به نظرم منطقی بود ، وقتی در دوره ای جناحی جلوی جناح دیگر را می گیرد ، خب ممکن است هنگام ظهور جناج دیگر عقده گشایی ها شروع شود و این طبیعی است . ما نمی توانیم عیب و ایراد روی آن بگذاریم . چون یک ری اکشن طبیعی دارد اتفاق می افتد . هر جناحی ار هر سمت و سویی باید به گفت و گو بنشیند.

 

مخصوصا در سینما که طیف های مختلف باید یاد بگیرند که به جای پرخاشگری و عصبانیت و … با هم گفت و گو کنند ؟

البته من فکر می کنم جماعت سینما و به طور کلی هنرمندان این جنبه را دارند . گفت وگو در جامعه را  ، هنرمندان رواج می دهند . ما خودمان در معرض نقد قرار می دهیم ، خودمان را تشریح می کنیم . سعی می کنیم تحمل مان را بالا ببریم تا به تعالی خودمان اضافه کنیم .

 

حامد بهداد اهل گفت و گوست ؟

بله ، چون بر این باور هستم که صدقه سری امام رضا ( علیه سلام ) موفق هستم ، میزان زیادی از توفیق ام را از بابت گفت و گو و تحلیل و آنالیز به دست می آورم . من بازیگری نیستم که مثلا فیلمنامه ای به من بدهند و بگویند خب مثلا این دیالوگ اش را بخوان . بحث می کنیم ، گفت و گو می کنیم ، نقطه نظرهایی هست ، خب آن ها را می پذیرم . و نقطه نظرهایی هم هست که می توانم به کرسی بنشانم ، ولی منطقی .

پس حامد بهداد چرا تحمل برخی نقدها را ندارد ؟ من یادم می آید هوشنگ گلمکانی نقدی نوشته بود  سریع حامد بهداد به آن عکس العمل نشان داد . فریبرز عرب نیا یک بار صحبتی کرد و حامد بهداد سریع عکس العمل نشان داد . یک سایت سینمایی مطلبی نوشته بود ، حامد بهداد سریع واکنش نشان داد . قصه چیست؟ خیلی از منتقدان وقتی حرف های حامد بهداد را مرور و مطالعه می کنند ، این سوال برایشان ایجاد می شود که چرا حامد بهداد نسبت به منتقدان اینگونه موضع می گیرد ؟ منتقدان در مورد شما نظرات متفاوتی دارند.

چرا انقدر نسبت به منتقدانش پرخاش می کنید ؟ آیا برای آن ها جایگاهی قائل نیستید ؟

نه . این بی انصافی است . اینگونه هم نیست .

 

چرا ! من در جایی خواندم که گفته بودید موفقیت هایم در بازیگری را مدیون منتقدان نیستم . درست است ؟

اینگونه که برداشت شده نیست و توضیح می دهم . حرف می زنم تا خودم را خوب تشریح کنم و توضیح بدهم تا اگر نکته ای هست ، روشن شود ، اگر سوءتفاهمی هست ، برطرف شود و اگر هم عقیده اس دارم ، بر سر آن عقیده پافشاری خواهم کرد . من بر این باور هستم که هیچ کسی از نقد مصون نیست ، حتی خود منتقد . در ضمن منتقدی که نقد می کند خودش باید هر روز درباره خودش به پردازشی جدید برسد . تمام افراد سیاسی ، نظامی ، فرهنگی ، ورزشی ، هنرمندان ، همه باید در خودشان غور کنند . این شامل حال منتقد هم می شود . منتقد هم عین هنرمند است . مصونیت سیاسی که ندارد . کاملا جزو مردم محسوب می شود . پس باید در خودش بنگرد و خودش را بررسی کند . اگر توهین و قضاوت کار بدی است و اگر هر چیزی شبیه به همین ، باید نقد شود . این شامل حامل منتقد هم می شود .

 

 

مرز این توهین مشخص نیست . گاهی وقتی فردی با فردی دیگر مخالفت می کند ، او می گوید به من توهین شده ، در حالی که ممکن است این گونه نباشد … من در روزنامه ها و سایت ها خواندم که در مورد دو منتقدی که در مورد یک فیلم و یک فیلمساز صحبت کرده بودند ، شما صفت لودگی را برایشان به کار بردید؟

بله

چرا ؟

ببینید وقتی در یک برنامه فرهنگی در کنداکتور نوشته شده که مثلا از این ساعت تا این ساعت به نقد و بررسی فیلم آقای مهرجویی می پردازیم ، تماشاگران ، حالا متخصصان یا عوام ، دوستان علاقه مند ، دانشجویان و …. نشته اند و می خواهند نقد دو نفر منقتد را درباره فیلم بشنوند و ببینند . حتی اگر آن منتقدان نظر بدی دارند ، با فیلم مخالف اند ، ساختار و فرم و زبان اش را دوست ندارند ، محتوای آن را نمی پسندند ، باید لطف کنند نظرشان را در اختیار بگذارند . نه اینکه درباره فیلم حرف نزنند . از هر دری سخنی برود ، اما در مورد آن فیلم هیچ حرفی به میان نیاید . این قشنگ نیست. از شما می پرسم ، از خود آن ها می پرسم ، از دوستان می پرسم ، آیا واقعا در شان کسی مثل مهرجویی است که با او این چنین رفتار کنید.

حامد بهداد

اما آن برنامه به بهانه اکران نارنجی پوش بود اما بحث درباره سینمای مهرجویی بود . ضمن آن که منتقد حق دارد که نظرش را مطرح کند مگر این طور نیست؟

خب مطرح نکردند . هیچ چیز درباره نارنجی پوش نگفتند . وقتی این کار را می کنید ، اسمش لودگی است.

 

کجای نپرداختن به این فیلم توهین و لودگی است ؟ این بیشتر نشانه گذاشتن از فیلمی است که به نظر رخی منتقدان ،فیلم حول خالقش نیست ؟

نه ، این نادیده انگاری ، به معنای احترام نیست . ما که بچه نیستیم . باید تشخیص بدهیم . ما انواع و اقسام نقاب ها را که به صورتمان می زنیم در قالب منتقد ، هنرمند و بازیگر ، این اطوارهایی که هر کدام نمایشی دارد ، می فهمیم . این دیگر این احتیاج به بررسی ندارد . ما در جامعه امروز به زبانی رسیده ایم که اجازه می دهد من در خدمت شما در یک رسانه ملی به گفت و گو بنشینم . شاید تا میزانی من این صلاحیت را دارم ، تا میزان خیلی بالاتری شما و آن رسانه.

 

زمانی که استاد سمندریان فوت شده بود ، از سوی حامد بهداد هیاهویی ایجاد شد و بازتاب رفتار شما در مطبوعات و از سوی مننقدان …. یادتان هست که ؟

این همه بعد از قضیه آن نقدی بود که عرض کردم . بعد از آن با من تند برخورد می شد . دور من را خط قرمز می کشیدند ، انگار که قاتل یک از دوستان در خیابان پیدا شده است .

 

 

اما برخی معتقدند که حامد بهداد وقتی عصبانی می شود ، اینگونه سخن می گوید یا اینگونه معترضانه صحبت می کند. واقعا این طور است ؟

من به هر حال انعکاس جامعه خودم هستم . اگر جامعه عصبانی است ، من هم هستم. اگر جامعه مقداری خشم دارد ، من هم دارم و در دهه ای که من مشغول به کار شدم ، حتما فیبدکی از سوی جامعه خوردم را به این کار آوردم ، همچنان که فیلم سینمایی ، سندی از جامعه وقت خودش است . به همین دلیل ، خیلی دوست دارم در این دوره ، جهانی لطیف تر ، بهتر و پر از صلح را داشته باشیم تا انعکاس فیلم های ما از جامعه ، منجر به آشتی بیشتری بشود ، منجر به اقتصاد بهتری برای فرهنگ ما بشود . و به ویژه ارتباط مردم با سینما بیشتر از این باشد . نه مثل امروز ، که متاسفانه باید بگویم سینما تبدیل به یک صنعت ورشکسته شده و ما گاه شاهد مردمی هستیم که از سینما گریزانه هستند . این پرفورمنس به یک مسابقه فوتبال می ماند ، صدهزار نفر باید دورش بنشینند و آن را ببینند .

از طریق آن به آگاهی جامعه اضافه می شود . آن سایتی که شما در باره اش حرف می زنید و حرف من در آن جلسه را نقد کرده ، جنجال را برای اصالت رسانه ترجیح داده است . به موازاتش نشریات تخصصی را داریم که کار جدی انجام می دهند و رسانه های عمیق تری هستند . من چون خودم را به عنوان یک بازیگر ، منتقد می دانم ، این را قبول دارم که ممکن است گاهی زبان ، تند باشد . این اشکالی ندارد ، ولی مهم این است که چه کسی و در کدام جایگاه از این زبان استفاده کند .

حامد بهداد

 

ولی به خاطر دارم همان منتقدی که شما به او معترض اید یا از او گله دارید ، یک بار دیگر در برنامه ای ، از بازی شما خیلی تعریف کرد ؟

نباید این کار را می کرد . به خاطر اینکه این برای من بد می شود ! راستش جای سعادت بیشتری است اگر ایشان بد من را بگوید یا من را رد کند . در ضمن اینجا یا پارادوکس وجود دارد ، اگر ایشان تعریف می کند که در نارنجی پوش حامد بهداد خوب است ، از آن طرف هم می گوید چرا مثلا مهرجویی حامد بهداد را انتخاب می کند ! من به یک چیز ایمان دارم و آن این که در کار رسانه ، پاراپاتزی بود ، پوپولیست بودن و این جنجال ها ، تا حدی اقتضای کار رسانه است و اشکالی ندارد . یعنی این شغل ما و آنهاست . همین طوری روبروی هم و در کنار هم ، این فضا به هیجان بیشتری نزدیک می شود . امیدوارم این حرکت ها مخاطب را بیشتر کند و همه اش منجر به استقبال مردم از سینما شود . یعنی به اینجا برسد که مردم ما هر چه بیشتر متوجه سینما ، فرهنگ ، فیلمنامه ، قصه و داستان شوند.

 

 

یعنی حامد بهداد اگر گفت و گو می کند ، اگر مکاتبه یا مصاحبه می کند ، از روی عصبانیت نیست بلکه او بیشتر سعی می کند به سینما کمک کند و باعث ارتقاء و رسد فکری اهالی سینما بشود ؟

همه ما داریم این کار را می کنیم . اگر از سوی من در گوشه ای و در زمانی ، کوتاهی شده است ، حتما ندانسته بوده است و این شامل حال همه می شود . در مورد آقای گلمکانی ، من توقع بازنگری داشتم . امروز با ایشان افتخار سلام و علیک دارم و گفتگو دارم . و نظرم درباره این منتقد مشخص است . اتفاقا ، و به عنوان مثال من این را می گویم که چرا نقدی که من مطرح کردم درباره لودگی منتقدان ،چرا آقای گلمکانی به خودش نگرفته است ؟ چرا سعید عقیقی و سعید قطبی زاده به خودشان نگرفته اند ؟ چرا بلافاصله در آن سایت از حرف من نقل قول می شود ؟ این دعوا از آن جایی شروع می شود که من یک یادداشتی که هنوز کاملا پاکنویس نکرده بودم و قرار بوده در یک روزنامه منتشر شود ، سر از آن سایت در می آورد . و این واقعا شرم آور است . به دروغ گفتند که این مصاحبه اختصاصی حامد بهداد است . که اینطور نبود ، وقتی اعتراض کردم به این خواسته انسانی من توجه نشد و به من گفتند تحمل کن ، بگذار بگذرد .