گفت و گو پانته آ بهرام
27
نوامبر

 

همچنان عاشق بازیگری هستم

بازیگری که در او می توان  عشق به بازیگری را به عیان دید . پشتکار و تلاش پانته آ بهرام در تئاتر و سینما ، او را به عنوان یکی از بازیگران متفاوت زن در سینمای ما شناسانده است . او از بازیگران زنی است ک نقش های پیچیده را آنقدر راحت بازی می کند که شاید کسی متوجه او و هنرش نشود . او به دلیل خاستگاه بازیگری اش ، تن به شرایط موجود در سینما نمی دهد و ترجیح می دهد گزیده کار باشد . او در این گفت و گو ضمن صحبت درباره اوج های بازیگری اش ، تجارب مختلفی که در بازیگری به دست آورده و سایر مسائل دنیای بازیگری خود صحبت کرده است و در خلال گفت و گو ، آنچه بیشتر جلب توجه می کند . میزان شناخت او از حرفه ای که در آن فعالیت می کند و این که او به واسطه تعریف علمی اش از بازیگری ، به تکامل در بازیگری به شدت معتقد است و همواره از ایستایی و در جا زدن فرار می کند.

 

به نظرم شما در سینما ، تئاتر و تلویزیون ، یک بازیگر متفاوت هستید . دستیابی به این موفعیت ، آگاهانه بوده است؟

این البته لطف شماست . خودم هم فکر می کنم در نهایت همین طور است . نه از منظر خودخواهی . شاید علت اش این باشد که من کارم را با احترام به بازیگری شروع کردم و بازیگری برای من یک حرفه دم دستی ، ساده و زودگذر نبود . شاید اصلا مهم ترین دلیلی که کارم را با تئاتر شروع کردم ، همین بود . چون می دانید که تئاتر نه پول دارد و نه شهرت.

 

چه شاخصه ای برای شما اهمیت داشت که این شروع را انتخاب کردید؟

برایم این مهم بود که قدرتمند ، درست ، دقیق و صحیح حرکت کنم . طبیعتا بازیگری هم مانند هر چیز دیگری در دنیا ، پدیده ای است که وقتی به آن احترام بگذاری ، متقابلا از آن احترام می گیری . فکر می کنم که سعی خودم را در تمام این سال ها به خرج داده ام تا همواره کارم از یک کیفیت استاندارد برخوردار باشد و به نظر می آید که این اتفاق افتاده است. یعنی به نظر خودم ، جزء بازیگرانی هستم که همواره سعی می کنم یک کیفیت استاندارد را در بازیگری رعایت کنم .

گفت و گو پانته آ بهرام

 

این متفاوت بودن البته نظر همه منتقدان و صاحب نظران است . من قبل از این که به استودیو بیایم، نقدهایی را که نسبت به بازی های شما نوشته بود ، مرور کردم و این صفت متفاوت را در نظریه همه منتقدان و نویسندگان دیدم.

متفاوت بودن به خصوص در حوزه بازیگری ، سخت است ؟

بله

این تمایز و تفاوت چگونه به دست می آید ؟

من جزو کسانی هستم که معتقدم بازیگری یک علم است . وقتی با دانش و آگاهی واردش بشوی ، همه مولفه هایش را در نظر بگیری و همه قابلیت های خودت را در کنار آن بشناسی و بتوانی از همه آن ها درست استفاده کنی ، از جمیع جهات کامل می شوی . فکر می کنم علت رسیدن به تفاوتی که شما از آن می گویید این باشد کارم را با دانش شروع کرده ام . من اولین جایزه بازیگری ام را وقتی به دست آوردم که نوزده ساله بودم . برای نمایش مرگ یزدگرد آقای بهرام بیضایی در جشنواره تئاتر فحر . به نظرم می آمد که این شروع خیلی محکمی برای یک دختر جوان است برای این که بداند راهش را درست انتخاب کرده یا نه . همیشه به هنرجویانم نیز این نکته را انتقال داده ام که زود تکلیف تان را با زندگی و آینده تان روشن کنید . اکثر بازیگران در رشته های دیگری تحصیل می کنند و بعد می آیند بازیگر می شوند .

 

بسیاری از جوانانی که علاقه مند به بازیگری هستند ، دوست دارند مفهوم این جمله را بدانند و از تجربه شما استفاده کنند؟

اکثرا بچه ها در دوره تحصیل شان ، هنر را حرفه نمی دانند و شغل به حساب نمی آورند . حال شاید یک دلیل این ماجرا هنوز هم به عدم پذیرش خانواده ها برگردد با وجود این که امروز این قضیه خیلی کمتر از قبل شده است . اما به هر حال معمولا بچه ها وادار می کنند که بروند در رشته های دیگری تحصیل کنند و بعد فعالیت هنری به عنوان یک علاقه در کنارش قرار بگرید . این که می گویم آنها باید زود تکلیف شان را روشن کنند برای این است که بدانند که این حرفه ، یک حرفه بسار جدی است و اگر واقعا دوست اش داری ، باید برایش عمر صرف کنی . بنابراین ، باید خیلی زود آن را شروع کنی ، خیلی زود بفهمی که دقیقا چه چیزی می خواهی و آینده ات را بر این اساس بچینی و جلو بروی.

خیلی از آدم ها در سنین بالا در خیابان از من می پرسند که ما چگونه بازیگر شویم ! مثلا یک خانم پنچاه ساله ، یک آرزوی اینگونه دارد و من وقتی نگاهش می کنم ، افسوس می خورم که چرا الان ؟ نه این که بگویم دیر است ، نمی گویم این که آن خانم می خواهد بازی کند ، دیر است . منظور من این است که اگر زودتر تکلیف شان را روشن کنند . اگر زودتر بدانند چه می خواهند ، این کار را درست تر ، عمیق تر ، صحیح تر و پایه ای تر دنبال می کنند .

 

 

شاید این ذهنیت ، نشات گرفته از این باشد که برخی ها ، بازیگری را به گونه ای نشان داده اند که انگار یک حرفه خیلی ساده و سطحی است و خیلی سخت نیست . دلیل اش را نمی دانم . برخی بازیگران جوان سینمای ایران هستند که در سال چند فیلم بازی می کنند . هم زمان که سر این صحنه فیلمبرداری هستند ، سر آن صحنه فیلمبرداری هم هستند! روز این جا نقش جوان متفاوت را بازی می کنند . شب نقش دیگری را بازی می کنند و خیلی راحت و ساده ! بعد مردم یا آن هایی که علاقه مند هستند ، فکر می کنند همین است دیگر!

بازیگری چیز خاصی نیست ، یک چهره جذابی داشته باشید و از یک تیپ و صدا هم برخوردار باشید. بازیگر می شوید!

بحث درباره نکته ای که مطرح می کنید ، طولانی و اجرای آن زمان بر است . در واقع باید در ذهن مردم تغییر الگو داده شود که تعبیرشان را از پدیده بازیگری تغییر دهند . این فرآیند خودش زمان می برد ، اما در دنیای خارج از ایران هم همواره این دو شکل وجود دارند . یعنی بازیگران استخوان داری که وقتی شما بخواهید درباره بازیگری حرف بزنید ، از آن ها مثال می آورید فعالیت دارند و بازیگرانی از آن جنس که شما به آن اشاره کردید هم می آیند چند کار انجام می دهند و گاهی اوقات حتی خوب به نظر می رسند ، بعد آرام آرام از گوشه ای ناپدید می شوند . یعنی این قضیه ، فقط مختص اینجا نیست . مبحث سینما را باید تئاتر و مدیوم های دیگر جدا کنیم . سینما کلا چه در ایران و چه در دنیا ، یک بازی شطرنج است . و من بر خلاف برخی ها ، اسم روابط حاکم بر آن را مافیایی نمی گذارم . چون خیلی از دوستان من ، از این اصلاح استفاده می کنند . من ترجیح می دهم که نگویم مافیا ، بگویم کی بازی شطرنج که باید آن را بلد باشیم .

گفت و گو پانته آ بهرام

 

شطرنج هم بازی خیلی سختی است و موفقیت در آن ، کار هر کسی نیست ؟

دقیقا همین طور است . یعنی یکسری مهره چیده می شود و مهره ها را باید به درستی بر صفحه شطرنج جا به جا کرد . البته من خودم آدمی هستم که در حوزه سینما ، تخته نرد بازی کرده ام و اصلا وارد بازی شطرنج نشدم ! من تاس ریختم و اصلا با شکل دیگری رفتم جلو . چون هیچ وقت آن شکل از کارکردن را یاد نگرفتم . مثلا در سینمای ما در سطح کلان دو جناح کلی وجود دارد که ما مثلا می گوییم جناح خصوصی ها و جناح دولتی ها . من وقتی می گویم منظورم این دو تاست ، نمی گویم کدام سیاه ، کدام سفید ، چون اساسا موضع گیری نمی کنم . ولی معمولا بازیگران باید در یکی از این دو جناح قرار بگیرند و بازی کنند . کمتر کسی پیدا می شود که این کار را بکند . این که می گویید متفاوت ، شاید یکی از دلایل متفاوت بودن من هم این است ، هیچ وقت نه در جناح سفید قرار می گیرم نه در جناح سیاه ، برای این که به نسبی بودن همه چیز جهان معتقدم . مضاف بر این که دلم می خواهد هم تماشاچی ای که طرف آن مهره هاست من را دوست بدارد و هم تماشاچی ای که طرف این مهره هاست. و این قدر همه چیز آن جا پیچیده و در حال جابه جایی است که من معمولا ، می گویم اصلا وارد آن بازی نمی شوم .

 

اما بعضی از این بازیگران وارد این بازی می شوند ؟

بله خیلی از بازیگرانی که الان شما گفتید که می آیند و به نظر می آید که خیلی از پایه و اساس درستی برخوردار نیستند ، آن ها جزء کسانی هستند که بلدند در این شطرنج حرکت کنند . ببینید، بخشی از بازیگری ، نمایشگری اش است . منظورم نمایشگری خارج از حوزه بازیگری است . باز مثال می زنم به این دلیل که سینما در ایران یک پدیده وارداتی است . در کشورهای دیگری که سینما اتفاق می افتد ، مد لباس ، زندگی خصوصی ، خانه و زندگی ، سفرها ، کارهای خیریه ، این ها همه نمایش گری های بازیگران است.

کارهایی خارج از حوزه بازیگری . البته ما به نسبت سینمای دنیا ، بعضی از نمایش گری را در ایران نداریم ، به همین دلیل ، این ماجرا به صورت دیگری باید اتفاق بیفتد که تو بتوانی در ذهن مردم ، جا بیفتی و از سوی آن ها حمایت شوی . بنابراین معمولا بازیگران مجبورند وارد یک جنجال یا یک نحله سیاسی یا یک اندیشه و … بشوند تا از آن ها حمایت شود و یک گروه از آن ها حمایت کند . خیلی ها هم به این شکل وارد بازیگری می شوند و جلو می روند . خیلی صادقانه حمایت می شوند . یک تهیه کننده یا یک کارگردان از آن ها حمایت می کند.

 

این جا هنر متعهد دیگر مفهوم دارد؟

نه قاعدتا او فقط به خود متعد خواهد بود.

 

شما قائل به این نیستید که یک بازیگر می تواند به شغل و حرفه اش متعهد باشد ؟

نه حتما هست و باید باشد . من می گویم بعضی از دوستان و همکارانی که شما مثال می زنید که از جایی می آیند که دقیقا معلوم نیست کجاست ، نه تحصیلات ویژه ای دارند و نه چیزی برای ارائه ، به این شکل وارد بازی می شوند . یعنی ورودشان به سینما و کارکردن و بود و نبودشان ، منوط به این شکل از حمایت هاست.

 

ولی طبیعتا آن ها خیلی سخت می توانند به ماندگاری برسند؟

بعضی هایشان این قدر به این کار علاقه مند می شوند که سینما را در خود سینما یاد می گیرند و این آموزش دیدن یا خود را در معرض آموزش قرار دادن ، باعث می شود که بمانند . ولی معمولا تعدادشان کمتر است . رمز ماندگاری یک بازیگر در سینما به خیلی شاخصه ها بستگی دارد . مهمترین اش مخاطب است . تا وقتی که مردم تو را پس نزنند و دوستتت داشته باشند ، اولین داشته تو هستند . و بعد این که توانایی هات را بشناسی و درست ، به موقع و دقیق موقعیت ات را تشخیص بدهی . در شرایط درست بهترین انتخاب را انجام بدهی . و با هنر روز کشورت و جهان در ارتباط باشی ، این هم برای تمام نشدن خیلی مهم است . مدام باید در جریان همه وقایع مهم جهان و نه صرفا وقایع هنری قرار بگیری تا زنده بمانی و آدم خوبی باشی . این خیلی مهم است ، آدم خوبی باشی ، چه در حوزه همکارانت و چه در خارج از آن ، آدم ها دوستت بدارند.

پانته آ بهرام بخش دوم

 

شما خودتان فکر می کنید مخاطبان برنامه هفت از بین فیلم های چهارشنبه سوری ، من مادر هستم ، هیچ ، پستچی سه بار در نمی زند و بدرود بغداد ، به کدام رای بدهند ؟

بین چهار شنبه سوری و من مادر هستم ، فکر می کنم مردم یکی از این دو را انتخاب کرده باشند .

مردم با 5/35 درصد چهارشنبه سوری را انتخاب کرده اند و من مادر هستم ، هیچ ، پستچی سه بار در نمی زند و بدرود بغداد در رده های بعدی قرار گرفته اند .

دست شان درد نکند که من را نگاه می کنند .

 

شما با کارگردانانی مثل اصغر فرهادی ، حسن فتحی ، کار کرده اید . پستچی سه بار در نمی زند و چهار شنبه سوری ، چه قدر یک گارگردانی قدرتمند می تواند در بازی بازیگری که خود از سطح علمی برخوردار است ، اثر بگذارد و به او کمک کند ؟

من خودم جزء بازیگرانی هستم که به شدت وابسته به نگاه کارگردان هستم . به خاطر این گفتم این اقبال را داشتم که با کارگردان های خوب کار کنم . حسن فتحی کارگردان بزرگی است . با اصغر فرهادی که در جهان احتیاج به گفتگو ندارد ، اگر راجع به او حرف نمی زنم چون به حد کافی ، گاهی بیش از حد کافی درباره اش حرف زده می شود . این قدر خوب و دقیق و درست است که همه ما معتقدیم جایگاهی که در جهان دارد ، حق اوست.

هنرمندی مانند حسن فتحی ، از جنس دیگری است . نوع نگاهش اساسا به زندگی و کار ، نگاه شاعرانه ای است . حتی وقتی کارگردانی می کند ، نوع ادبیات اش با آدمی مانند رضا کاهانی و یا بهرام توکلی یا هر کدام از بچه هایی که با آن ها کار کرده ام ، بیست و پنج تا فیلم ، تا این لحظه ، من هیچ وقت فیلم هایم را نشمرده بودم . خیلی وابسته به این نگاهم ، یک اصطلاحی دوستانم در مورد من به کار می برند و می گویند انگار روی پانته آ یک مجموعه دکمه طراحی شده و فقط کافی است کارگردان به نسبت توقع و خواسته ای که در لحظه دارد ، یکی از این دکمه ها را فشار بدهد تا آن چیزی که در لحظه از پانته آ می خواهد ، بگیرد.

 

و به همین دلیل است که به راحتی در قالب یک شخصیت فرو می روید و یک شخصیت را خلق می کنید ؟

حتما همین است . اولا این که من ، معتقدم پایه جهان بر اساس عشق است و چیزی که نهایتا دنیا را نجات خواهد داد ، عشق است . چون دنیا که به نظر می رسد که رو به خوشحالی نمی رود . اگر قرار است نجاتی برای جهان و هستی ، یک روزی وجود داشته باشد قطعا در دستان عشق خوهد بود و بس ، من عاشق کارم هستم و زندگی ام را روی کارم گذاشته ام . من هیچ کار دیگری غیر از بازیگری انجام نداده ام و فکر می کنم نمی توانم به سمت دیگری بروم و اصلا نخواهم رفت ، نه این که از ناتوانی باشد . تمام زندگی ام متمرکز روی این ماجراست .

 

با عبدالرضا کاهانی در چند فیلم همکاری کردید که ما هیچ را در نظرسنجی گذاشتیم . همکاری با او چه دستاوردی برای شما داشت ؟

من با چند کارگردان بسیار باهوش کار کردم که رضا کاهانی از جمله آنهاست . او اساسا جزء باهوش ترین آدم هایی است که با آن ها مواجه شده ام ، نه فقط در حوزه بازیگری ، اساسا انسان باهوشی است . برای هر قدمش فکر می کند . برای هر کاری حتما اندیشه می کند و بعد انجام می دهد . من حداقل کمتر آدمی را دیدم که این قدر روی کارهایش تیزبین ، نکته بین و دقیق باشد . انتخاب شدن توسط چنین آدمی ، همواره در کارنامه کاری باعث افتخار است و فکر می کنم که هم چنان این قدر با هم خوب هستیم که ممکن است این اتفاق دوباره پیش بیاید . البته اگر سینمای ایران قدر عبدالرضا کاهانی را بداند و …

 

و فریدون جیرانی که الان هم دارید با ایشان کار می کنید ؟ من مادر هستم هم فیلم متفاوتی بود هم نقش شما در آن نقش بسیار متفاوتی بود ؟

آقای فریدون جیرانی هم جزء کسانی هستند که همواره به من لطف داشته اند. من را از آن زاویه درست دیدند و واقعیت این است که ، چون حالا بحث درباره من و بازی من است . من این اقبال را دارم که هر کس سراغ من می آید قطعا می داند که قرار نیست به سرمایه خاصی برسد . یعنی نه قرار است سرمایه ببرم نه به بازگشت سرمایه عجیبی فکر کنم و نه به هیچ چیز دیگری .. وقتی کسی پانته آ بهرام را صدا می کند ، فقط به بازیگری پانته آ بهرام فکر می کند ، نه به هیچ چیز دیگر . این خب از پیشانی بلندی من است .

پانته آ بهرام بخش دوم

 

این حرف یعنی این که بعضی بازیگران هستند که با خودشان سرمایه می آورند ؟

البته که این طور است . بله

 

در سینمای ایران ؟

بله . خصوصا الان . خصوصا در این روها ، من خیلی می شنوم که این اتفاق می افتد ، البته در خیلی از موارد هم همکاری در ساخت یک فیلم مستقل ، نیازمند این سرمایه هاست و اصولا سینمای مستقل برای سرپا ایستادن از این راهکارها استفاده می کند .

 

 

یعنی بازیگر با خودش سرمایه گذار می آورد؟

اصلا پیش آمده که تماس گرفته اند و به من گفته اند که می توانید با خودتان سرمایه گذار بیاورید و من گفته که نه !

 

شما این قضیه را بد می دانید یا خوب؟

ارزش گذاری نمی کنم . فایل بندی می کنم . من جزء کسانی نیستم که بتوانم این فعالیت را هم انجام بدهم . کاش اصلا این گونه نبود . کاش سینمای ما ، آنقدر سیمای ثروتمندی بود که اصلا لزومی نداشت که چنین پیشنهادی را به یک بازیگر بدهند . یا اصلا یک بازیگر فکر کنید که لازم است که این کارا را بکند . کار بازیگر ، بازیگری است . دستمزد می گیرد ،کارش را می کند . این اشتباهی است که به نظر من سینما شروع کرده و پی اش را گرفته است .