اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی

توسط tolofilmblog در تئاتر بدون دیدگاه

برخی اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی

 

با بررسی دقیق و عمیق کتاب ها و مقاله هایی که در زمینه ی اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی نوشته شده و به ویژه با تجزیه و تحلیل ساختاری نمایشنامه های برتر تئاتر تلویزیونی می توان مبانی نگارش تله پلی را این چنین خلاصه کرد و ارائه داد :

 

داستان نمایش

داستان نمایش جزوی از اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی است. در تئاتر تلویزیونی ساده است ، کمتر پیچیده و طولانی می شود و خطوط بسیار و درهم پیچیده ندارد . در این داستان عموما کوتاه ، ساده و حتی خطی ، فراز و نشیب فراوان به چشم نمی خورد ، چون رویدادهای بسیاری را بر روی مسیر خود فراهم نیاورده است . گاهی به هیچ وجه داستانی به آن معنای دراماتیک زنجیره یا شبکه ی رویدادها برای استدلال مضمون یا هر موضوع دیگری وجود ندارد ، با این همه بیش از هر زمان و بیش از هر گونه روایت ، در هر نوع رسانه ی دیگر ، داستان نمایش نامه ی تلویزیونی همیشه به هر صورت که باشد ، آغازی مشخص دارد ، میانه ای معین و پایانی منسجم اما نه بسته ، بلکه عموما باز با نیم نگاهی به آینده ی داستان و رابطه ی این سه آغاز ، میانه و پایان و رویدادهای زنجیره ای بر روی هر یک از این سه مرحله بر حسب اصل احتمال و ضرورت است که قوام می یابد . عموما زنجیره ی رویدادها کمتر به شبکه ی استدلالی رویدادها بدل می شود ، یعنی در زمان ، کمتر جا به جا می شویم . اصلا لزومی به جا به جایی در زمان نیست ، در کمتر نمایش نامه ی تلویزیونی رجعت به گذاشته مشاهده می شود . این امر به راحتی و به مدد ابزار کارآمد کلامی به نقل رویدادهای گذشته که در کنش کنونی صحنه موثر افتاده ، یا می افتد ، محقق می شود . در نمایش تلویزیونی به راحتی اطلاعات می دهیم و از تجمع اطلاعات به ویژه در ابتدای نمایش نمی هراسیم . نباید فراموش کرد که تکیه گاه ما رسانه ای است که کارآمدترین وسیله ی اطلاع رسانی در عصر ما محسوب می شود و امروزه شاید پس از اینترنت و سخن آخر در این باب : داستان نمایش نامه های تلویزیونی یا به هیچ وجه تلخیص شدنی نیست ، قابلیت چکیده نویسی را ندارد وقتی که داستانی در شکل معمول دراماتیک آن در کار نباشد و یا خلاصه در ساده ترین و کوتاه ترین و البته در چند جمله کوتاه ، شرح رویدادهای اصلی منتج یا برآمده از یک موقعیت نمایشی و رابطه ی شخصیت ها یا کنش متقابل منظور شده در موقعیت اصلی .

 

نمایش نامه های تلویزیونی

مضمون در نمایش نامه های تلویزیونی جهانی است ، فقط به اینجا تعلق ندارد ، در همه جا تعمیم می باید به نظر می رسد مضمون از آن دیروز و یا امروز نباشد ، همیشگی است و همیشه هم  انسانی است . هر چه داستان ساده تر باشد ، مضمون پیچیده تر است . نمایش نامه های تلویزیونی چون رویکردی کاملا انسانی و جهانی دارند ، اغلب از یک مضمون پیروی نمی کنند . مضمون تابع موضوع و زمینه ی موضوعی خود در دل خود ، مضامین دیگری را نهفته دارد . مضامین زنجیره ی پیچیده و درهمی را می مانند ، و به همین خاطر نمایش نامه های تئاتر تلویزیونی ، چند لایه هستند و در هر لایه ، سطحی از مضمون و مضامین را مطرح می سازند و باز به همین خاطر تئاتر تلویزیونی ( تئاتر تلویزیونی در ایران و جهان ، حتما بخوانید ) میل فراوان به سوی طنز در گونه های مختلف دارد ، مضمون اصلی همیشه در خود مسئله ای پارادوکسال از زندگی جمعی و مناسبات گروهی انسان را جای داده است : زندگی و مرگ ، بودن یا نبودن ، آزادی و اسارت ، قبول ظلم یا ظلم در مقابل ظلم ، مسئولیت یا عدم مسئولیت اجتماعی در قبال زندگی دیگران ، دانستن یا ندانستن و یا احتیاج میان این دو و کوتاه سخن اینکه مضمون تئاتر تلویزیونی همیشه دغدغه برانگیز است .

 

 

مسیر داستان

مسیر داستان نیز حتما باید در اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی رعایت شود. مسیر داستان نموداری منطقی دارد بیش و کم با فراز و نشیب های هماهنگ و همسان اگر نقطه ی اوجی باشد ، اغلب در انتهای قسمت پایانی جای دارد و به نتیجه یا نتیجه گیری متصل است و داستان پس از گره افکنی با ضرباهنگی فزاینده ، اما بسیار معتدل به سوی نقطه اوج پیش می رود . اطلاعات پیش زمنیه ای نه فقط در بخش معرفی که همیشه بسیار کوتاه است یا اصلا وجود ندارد گنجانده شده ، بلکه برای پیمایش آسان مسیر ، این اطلاعات در تمام اجزا و بخش های مسیر و در کمترین رفتار یا کردار شخصیت ها و بیشتر در گفتار آن ها در نظر گرفته شده است . کنش نمایشی برآمده از تضادی است بسیار پنهان به طوری که کشمکش میان دو نیروی فردی نیست ، حتی میان یک فرد و یک گروه از افراد هم نیست ، در نمایش نامه های تلویزیونی کشمکش میان انسان به طور اعم نه اخص با یک نیروی ناشناخته و یا یک قدرت شناخته شده پی افکنده شده است. طی طریق در مسیر داستان عموما با ضرباهنگ فزاینده در نمایش نامه ها و به تبع آن نمایش های تلویزیون صورت می پذیرد . در آغاز آرام ، در میانه فزاینده و شتابنده و در انتها گاه انفجاری و سپس آرامش بعد از توفان و پایان و نتیجه عموما باز و رها .

 

 

شخصیت در تئاتر

شخصیت ، در تئاتر پیچیده نیست عام است هرگز منحصر به فرد نیست و عموما کهن الگوی شخصیتی است که بر حسب یکی از صفت ها یا یکی از مشخصه های مهم انسان نام گذاری شده است : مادر ، پدر ، زن ، شوهر ، مشتری ، زندانبان ، قاضی ، وکیل و … کنش های صحنه ای برای شخصیت در تئاتر تلویزیونی همیشه برآمده از صفت عالی یا ویژگی های شاخص انسانی اوست . نمایش نامه نویس اگر بخواهد شخصیت را پیچیده تر سازد ، کهن الگو به الگوی دوگانه ی شخصیتی بدل می شود : پدر ستمگر و نظامی دلسوز ، مادر فرزندکش می شود و قاضی خیانت پیشه …

شخصیت ها کم تعدادند ، به همان عدد هستند که لازم است ، حتی وقتی تعدادشان زیاد می شود ، اغلب زیر یک یا دو عنوان جای می گیرند : اعضای هئیت منصفه و … بعد بر حسب وظیفه و مسئولیتی که در کنش نمایشی به هر یک سپرده شده به چند دسته ی معدود تفسیم می شوند ، اعضای هئیت منصفه به دو دست موافق یا مخالف تقسیم می شوند ….

پدر و مادر و فرزند با هم خانواده را می سازند و در نمایش با عنوان گروهی خانواده ی فلانی یا بهمانی خوانده می شوند . بدین سان کنش نمایشی با تکیه بر محور چند شخصیت ، عموما الگوی نوعی تیپ در داستان طی طریق می کنند . در نمایش نامه هایی که بر نگره تضادهای اجتماعی شکل گرفت اند مثل تضاد انسان با جامعه ، با یک سازمان اجتماعی و … مسلم است که الگوهای نوعی اجتماعی به عوان شخصیت نمایش حضور فعال دارند . نام های خاص برای شخصیت ها هرگز مبین منحصر به فرد بودن یا حتی کاراکتر بودن آن ها نیست . نویسنده ی تئاتر تلویزیونی با انتخاب نام های خاص ، اما از انواع عامش می خواهد به جامعه ای خاص اشاره کند ، نه شخصیتی خاص . شخصیت ها در عین استقلال ، سخت به هم وابسته اند همگی هم پیش برنده اند و هم بازدارند . همگی در فاصله ی معین از کانون تضاد در جوانب گوناگون کشمکش حاصل از آن تضاد ایستاده اند : خریدار به فروشنده احتیاج دارد ، زندانی به زندانبان ، پلیس به دزد ، تام به جری و ….

 

موقعیت در تئاتر تلویزیونی

اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی

موقعیت نمایش از دیگر عناصر اصول نگارش نمایشنامه ی تلویزیونی است. موقعیت نمایش تلویزیونی از هر نوع و هر گونه که باشد ، به هر شکل که نوشته شود ، یا نمایش نامه ی موقعیت محور است یا به هنگام اجرا به اجبار و برحسب خصلت رسانه ای تلویزیون این چنین می شود و شگفتی دیگر اینکه اگر پس از اجرا هنوز بدل به نمایش موقعیت نشده باشد ، به طور حتم ، هنگام پخش ، تابع شرایط اجتماعی رنگ و مفهوم موقعیت را به خود پذیرا خواهد شد . اگر موقعیت را حاصل برخورد یا تقابل میان داده های درون قاب با داده های برون قاب بدانیم ، به صراحت باید اذعان کنیم که این تعریف در مورد تمامی آن نمایش نامه هایی که عنوان تله پلی را بر پیشانی خود دارند ، صادق است . موقعیت در تئاتر تلویزیونی بر حسب شرایط عام تعریف می شود ، همان طور که بر حسب شخصیت های عام نام گذاری می شود ، در تراس رستوارن ، در تقاطع چند خیابان ، در دل جنگل ، در پیاده روی پارک ، روی نیمکت عمومی ، در تالار اجتماعات دادگاه ، در نیمه ی روز که هوا نه سرد است و نه گرم ، نه آفتابی است و نه ابری و از این دست . اگر موقعیت در عالی ترین شکل خود در تئاتر به هویت نگاری شخصیت و آشکار کردن ابعاد وجودی و پنهان او کمک می کند ، در تئاتر تلویزیونی موقعیت نه تنها هویت نگار است که به همراه آن به تحلیل دیدگاه های شخصیت درباره ی مضمون اصلی می پردازد . دست آخر ، آخرین ویژگی موقعیت در نمایش تعمیم پذیری آن است که در نمایش های تلویزیونی به طریق اولی قابل بحث است . تجربه ی پنجاه و چند ساله ی نمایش ، در تلویزیون ثابت کرده است که تلویزیون به خاطر دلایل بسیار که مهم ترین آن ها خصلت نمایشگری آن است ، از میان محورهای اصلی و سه گانه ی نمایش ، موقعیت را بهتر و بیشتر در خود پرورش می دهد ، تا جایی که گونه ای از قالب چند قسمتی داستانی ، به طور عمده بر پردازش موقعیت استوار است.

 

ساخت فیلم مستند را با طلوع فلیم تجربه کنید.

 

کلام در تئاتر تلویزیونی

در یک کلام همان است که اغلب پس از نهضت ناتورالیسم خواستار آن بودند و آن را تعمیم می دادند ، با همان مشخصه ها و یا همن کارکردها. چنان طبیعی که گویی نسخه برداری مو به مو و دقیق ، اما مخفیانه واقعیتی روزمره است و چنان تئاتری البته پنهان که همه چیز نمایش به واسطه ی آن نمایشی یا تصویری شود . کلام باید آنچنان روشن و روان باشد که به هیچ وجه محسوس نباشد ، کلام از پیش حساب شده و تعیین شده و به اصطلاح به چشم نیاید و از سوی دیگر چنان با دیگر عناصر دراماتیک ، آمیخته ، سخته و پخته باشد که کمترین جمله و حتی کلمه ی آن حذف ناشدنی بنماید . بر خلاف آنجه بعضی درباره ی سینما و رابطه ی آن با کلام می گویند و گاه بسیار هم به خطا بر ان اصرار می ورزند . هیچ دستور و حکمی برای کوتاهی جمله ها یا موجز بودن داد و ستدهای گفت و گویی وجود ندارد . تک گویی با گفت و گو فرقی نمی کند ، بلند یا کوتاه ، باید امکان واکنش را به طرف مقابل بدهد تا کنش متقابل در موقعیت جاری شود . تئاتر تلویزیونی یک بار دیگر و با شیوه ی خود ثابت می کند که شنونده ی خوب به همان اندازه اهمیت دارد که گوینده ی خوب که خوب در این جا به معنی فعال و صاحب کنش است .