ابولفضل پور عرب
23
نوامبر

 

آنچه در گفت و گو با اولین ستاره مرد بازیگری بعد از انقلاب بیش از هر چیز جلوه می کند ، انرژی تمام نشدنی اوست . پور عرب ، همچنان با شوق از دوران ستاره بودن اش صحبت می کند و ارتباط با مردم را راز ماندگاری یک بازیگر موفق می داند . او در این گفت و گو به سایه روشن های دوران پرفراز و نشیب فعالیت اش در سینمای ایران پرداخته است . پور عرب که طی یکی دو سال اخیر ، با بازی در چند فیلم سینمایی و یکی دو کار تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی ، نشان داده که از نظر روحی توانسته خود را بازیابی کند ، همچنان بازیگری در سینما را دوست دارد و با عشق از بازیگری حرف می زند اما بیشتر از آن ، در جست و جوی آرامش است و دیگر توان رویارویی با حاشیه و هیاهو را ندارد . پورعرب در این گفت و گو ، دغدغه های زیادی هم درباره امنیت شغلی بازیگران سینمای ایران دارد و دیدگاه هایش را در این زمینه ارائه کرده است.

 

شما در سال های زیادی طعم ستاره بودن را چشیده اید. ستاره در سینمای ایران چه جایگاهی دارد ؟ بازیگران جوان امروز سینمای ما ، می توانند ستاره باشند ؟

ستاره شدن بازیگران ما به خودشان نیست ، به انتخاب مردم بر می گردد . به رفتار بازیگران ما و جایگاه مردمی آنها ربط دارد . بر خلاف آنچه به نظر می آید ، ستارگی صرفا به زیبایی بازیگر هم بستگی ندارد . ما بازیگری مثل رضا کرم رضایی داشتیم که بازیگر چهره نبود اما برای سینمای ما یک غنیمت بود . در سال های اخیر بازیگری به سختی جلوی دوربین می رفت و هر وقت با او کار می کردند ، مثل یک پدر ، نگرانش بودند و از او مراقبت می کردند . او آنقدر خوب بازی می کرد که زیبا جلوه می کرد . می خواهم این نکته را بگویم که هنرپیشه ای که خوب بازی می کند ، بین مردم جلوه زیبایی دارد . حالا هر نقشی که می خواهد بازی کند . در واقع این را مردم تعیین می کنند ، نه مثلا تعداد فیلم یک بازیگر و …

 

پس نسبت مستقیمی بین ستاره شدن و زیبایی صورت نمی بینید؟

نه . البته این نیاز هست اما به تنهایی کافی نیست . حال این که چرا لازم است ، روشن است . اگر یک بازیگر بخواهد نقش مثبت را جلوه بدهد ، باید برای دستیابی به باورپذیری و ارتباط با مخاطب ، شرایطی را داشته باشد اما این اصل نیست.

 

با این اوصاف ، درباره بازیگران نسل جدید ، ارزیابی خاصی دارید؟

راستش در چند سالی که فعالیت بازیگری نداشتم و به هر حال از سینمای ایران دور بودم ، چندان در جریان رفتارها و اتفاقاتی نیستم اما فیلم ها را دیده ام و می توان بگویم بازیگران با استعدادی به سینمای ما اضافه شده اند که این خوب است . اما نمی توانم بگویم که آنهایی که حالا نیستند ، چرا نیستند و کجا هستند یا جوان هایی که دو ، سه فیلم بازی کرده اند و دیگر از آن ها خبری نیست ، چه می کنند و چرا اصولا این جریان اتفاق می افتد ، و خیلی هم دوست ندارم به این فکر کنم که آیا این دست بازیگران با رابطه یا پول بازیگر شده اند که به ماندگاری نرسیده اند یا علت دیگری در کار بوده ، چون چه بخواهیم و چه نه ، این بحث ها پیرامون بازیگری وجود دارد و این خیلی بد است .

ابولفضل پور عرب

 

تحلیل و قضاوت شما چیست ؟

من چون در این فضا نبوده ام ، بهتر است بر اساس شنیده ها قضاوت نکنم . اما کارهای دیگر دوستانم را پیگیری کرده ام و به آن ها امیدوار هستم .

 

بازیگران هم دوره خودتان را می گویید ؟

بله ، بازیگرانی که آنها را می شناسم . مثل امین حیایی ، فریبر عرب نیا ، محمد رضا فروتن ، شهاب حسینی ، محمدرضا گلزار و … بچه هایی هستند که خوب بازی می کنند و می توان گفت که اینها زحمت کشیدند و تمرین کردند تا خوب شدند .

 

در جایی هم خوانده بودم که از بین بازیگران نسل بعدی ، از بازی بابک حمیدیان خیلی لذت برده اید ؟

بله ، بازی بابک حمیدیان را دوست دارم و جدای از بازیگری و فعالیت حرفه ای ، او یک انسان هنرمند و با شعور است .

 

به فراموش شدن برخی نورسیده ها اشاره کردید و تلاشی که از سوی برخی دیگر برای ماندگاری صورت می گیرد . راز ماندگاری یک بازیگر را در چه می دانید ؟

همان طور که اشاره کردم ، وقتی یک بازیگر با تلاش و پشتکار به موقعیتی رسیده باشد ، با زحمت بیشتر می تواند خودش را در این سینما نگه دارد . در ادامه نیز این مردم هستند که بازیگران خوب کشورشان را در گنجینه قلب هایشان قرار می دهند . مثل آقای مشایخی که پس از سال ها ، در قلب مردم جای دارد . ما به مردم خیلی بدهکار هستیم اما نهایت خواهشی که می توانم از آنها بکنم این است که به سینما بیشتر توجه کنند . بیشتر به سالن سینما بروند و کمتر به کپی فیلم های شبکه نمایش خانگی توجه نشان بدهند . دوست دارم آنها مقداری بیش تر از این ، از هنرمندان شان حمایت کنند . و حتی اگر دوستشان ندارند ، به آن ها وقت بدهند تا خودشان را تثبیت کنند . البته مردم ما همیشه اینگونه بوده اند و هستند.

 

 

برخی کارشناسان معتقدند که بازیگران نسل قبل ، ریشه در باورهای دگیری داشتند و بازیگران امروز ، این حال و حوصله را ندارند که بتوانند برای خود وقت بگذارند تا عمیق تر باشند؟

این نگرش درباره همه بازیگران قدیمی و جدید صدق نمی کند ، اما کلیت قضیه درست است و بازیگر باید برای تکامل خودش ، وقت بگذارد . از سوی دیگر ، رفتارهای اجتماعی هنرمندان خیلی می تواند در حفظ جایگاه آن ها اثر گذار باشد . هنرمندان ما نباید عینک بزنند و از بودن در بین مردم و در جامعه فرار کنند.

البته این را هم بگویم که بازیگر ، مثل هر کس دیگری گرفتاری های خاص خودش را دارد و مردم اینقدر بزرگوار هستند که حال بد یک بازیگر را به پای اخلاق و رفتار بد او ننویسند ، ما در کل ، بازیگر اگر به مخاطب اش احترام نگذارد و اگر غرورش را بشکند ، نه تنها خودش ، بلکه به کل بازیگری لطمه زده است . علتش هم واضح است اگر یک علاقه مند به سینما بخواهد از من بازیگر امضا بگیرد ، من باید با او رفتار خوبی داشته باشم ، چرا که شاید من و آن فرد ، همین یک بار تا آخر دنیا یکدیگر را ببینیم . پس من اگر هر مشکلی داشته باشم ، باید تلاش کنم تا جایی که امکان دارد ، مشکلاتم را کنار بگذارم تا این ملاقات کوتاه ، به یک خاطره خوب در ذهن او بدل شود.

 

هم یک خاطره خوب ایجاد می شود و هم این رفتار می تواند به جامعه الگو بدهد ؟

در لایه های زیرین این رابطه ، بله این اتفاق هم می افتد . زنده یاد تختی ، فقط در زمین کشتی تختی نیست . صفات اخلاقیو رفتاری اوست که از او تختی دارد . در هر صنف و شعلی می توان دنبال تختی ها بود . حتی در بازیگری ، من در طول مدت بیماری ام ، خیلی از این تختی ها را شناختم . خیلی ها به من زنگ نزدند و خبری از من نگرفتند ، اما خیلی ها هم که با من کار نکرده بودند و اصلا از آن ها توقعی نداشتم ، به من زنگ زدند و جویای احوالم شدند. البته اینجا ، جای گله نیست . ما آمدیم با هم خوش و بش کنیم و من بگویم که الهی شکر که دعای شما من را نجات داد.

ابولفضل پور عرب

الهی شکر ! در این بازگشت ، چه قدر بازیگری برای شما جدی است ؟

در اصل کار بازیگری ، دیگر برایم جدی نیست . شاید در رودربایستی کارهایی کرده باشم یا بخواهم انجام دهم اما این میل به بازیگری دیگر مثل گذشته نیست .

 

چرا نمی خواهید بازیگری را مثل گذشته پی بگیرید ؟

به قول آن بزرگ ، ساعت زنگ زده ، زنگ هاشو زده ! الان ترجیح می دهم که اگر قرار است در سینما فعالیت کنم ، فیلم بسازم تا اینکه بخواهم بازی کنم .

 

 

پس سینما را همچنان دوست دارید ؟

بله ، دغدغه ام حالا دیگر بازیگری نیست اما سینما هست . دلم می خواهد در یک شرایط بهتر ، بتوانم با آرامش در حیطه فیلمسازی فعالیت کنم .

 

یعنی می توانیم منتظر یک بازگشت متفاوت از شما باشیم ؟

راستش من نرفته بودم که بخواهم برگردم یا برنگردم . این بیشتر زاییده تعابیر بود . برخی رسانه های زرد کاری کردند که خیلی ها حتی به من زنگ نمی زدند تا احوالم را بپرسند چه برسد به این که پیشنهاد کار به من بدهند . الهی شکر که مردم ما اینقدر نسبت به ما با محبت هستند . من چون دلم می خواست با مردم حرکت کنم ، در یک تجمع ضد سازندگان فیلم علیه پیامبر اسلام شرکت کردم . برای حضور در آن مراسم از بیمارستان و پزشک معالجم اجاره گرفتم و در مراسم حضور پیدا کردم که برایم مشکل ساز شد ! تا من برگردم به سمت بیمارستان ، تلفنم زنگ خورد که آقا فلان سایت عکس ، تو را زده و …

 

عکسی که منتشر شد ، عکس خوبی نبود؟

بله و متاسفانه کلی هم دسرساز شد در جایی که من برای همراهی با مردم به آنجا رفته بودم نه سوژه شدن و …

 

با این وجود ، حضور امشب شما در برنامه هفت ، نشان می دهد خیلی پرانرژی هستید و حالا حالاها ، می توانید در سینمای ایران فعال باشید ؟

فرصت برای بازگویی همه آنچه در این مدت بر من گذشته ، کم است . مختصر می گویم که سپاسگذار هم هستم . چند عمل جراحی دشوار را پشت سر گذاشتم که از پزشک معالج به همراه پرسنل بیمارستان بهمن تشکر می کنم چرا که نسبت به من خیلی محبت داشتند و من سه بار آنجا بستری شدم که در بار سوم ، خوش خیم بودن بیماری را اعلام کردند و بعد ، اقدامات بعدی انجام شد و خوشبختانه به خیر گذشت . به لحاظ کاری اما واقعا می ترسیدم فعالیتی را شروع کنم . فیلم هایی را که از سینمای ایران می دیدم ، فیلم هایی نبودند که دوستشان داشته باشم . دهه ای که من وارد سینما شدم ، برای بازیگری انگار باید خواستگاری می رفتی و با پدر عروس دعوا می کردی تا تو را از دم در ، به داخل راه بدهند ! اما به نظرم ، فعالیت در سینمای امروز ، مطلوب نیست.

بخشی از این به بازتاب های رسانه ای و فعالیت رسانه های مجازی بر می گردد که مدام حاشیه سازند. این هم جزو فضای سینمای این سال هاست. من پنج ، شش سایت دارم که از وجود آنها بی خبرم و افراد مختلف برای من ایجاد کرده اند .من صفحه فیس بوک ندارم . سایت رسمی من صدا و سیماست . توقع دارم صدا و سیما در مقابل فضاسازی ها ،جواب بدهد که نمی دهد ! در یک محفل سینمایی ناگهان خبر مرگم را اعلام می کنند ، برایم جای سوال دارد که تلویزیون ، با این هم دوست و آشنایی که در آن دارم ، آن خبر را بدون اطلاع از درستی اش، منتشر می کند.

 

بله ، متاسفانه آن خبر ظرف مدت چند ساعت دهان به دهان چرخید و شایعه شد؟

اشکال ندارد ، اما چرا همان اول ، سراغ خودم نیامدند؟ اصلا فکر کنید که من مرده بودم ، چرا دنبال یافتن دلیل فوت من نبودند ؟ هر کدام به سلیقه خود نوشتند و اصلا فکر نکردند که ما هم زن و بچه داریم ، فامیل داریم ، مادر و پدر داریم ! یکی نوشت ایدز دارد ! دیگری گفت معتاد است . آن یکی گفت آنقدر وضعش بد است که داخل جوی و کنار خیابان پیدا شده ! هیچکس ننوشت که من سرطان دارم و هیچکس هم بلافاصله خبر را تکذیب نکرد ! دم در خانه ، به پسر من خبر داند که پدر فوت شده ! پسرم من از تو معذرت می خواهم ! بچه ، در آن لحظه شوکه شد اما خبر را تکذیب کرد که ای کاش نمی کرد تا صبح روز بعد ،خودم راهی مراسم کفن و دفن خودم می شدم.

 

البته تا جایی که به خاطر می آورم ، خبر اول را تلویزیون مطرح نکرد. آقای میرعلایی در خلال جشنواره چند سال پیش کودک در اصفهان آن خبر را شنید و گفت و خبرنگاران خبرگزاری ها ، با خود گفتند حرف او سند است و یکی یک در رسانه هایشان منعکس کردند ؟

بله ، گویا او هم بی خبر بوده و حین سخنرانی یک کاغذ را جلویش می گذارند و … من با آقای میرعلایی از سال 59 دوست بودم و با هم در تئاتر شهر ، کار تئاتر می کردیم . او در یک گروه فعال بود و من در گروهی دیگر . نمی خواهم بگویم او معرضانه این کار را انجام داده و او هم شوکه شده بود.

 

 

ولی متاسفانه برخی رسانه ها ، به شدت اسیر شایعات هستند ، و در برخی موارد خبرها را بدون اینکه در جریان صحت و سقم شان قرار بگیرند ، منتشر می کنند و این بیشتر به اعتبار خودشان آسیب می رند ، قبل از این که وارد بحث فضای مجازی شوید ، به این اشاره کردید که فضا را برای فعالیت در سینما ، مساعد نمی بینید ، علت چیست آقای پور عرب؟

به نظرم سینمای ما از اصل خودش دور افتاده و به همین دلیل هم در بسیاری از موارد ، فیلم ها با مردم ارتباط برقرار نمی کنند . موضوع ها ، متن ها ، دیالوگ ها ، همه آدم را متحیر می کند . ظاهر همه چیز درست است اما در باطن و اصل ، اینگونه نیست . امروزه کلماتی مثل خفن ، بترکون و …. در فیلم ها به کار برده می شود که بگویند فیلم ها روزآمد هستند ! ما یک مرسی می گفتیم می گفتند کات ! غیر قابل پخش است چون کلمه فرانسوی است و فارسی نیست . الان در فلان فیلم ، فرانسوی را تدریس می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.

ابولفضل پور عرب

مثل این که دل پری از سینما دارید ؟

از ماهیت سینما نه، از برخی فیلم هایی که ساخته می شوند. به نظرم استاندارها و قواعد به هم خورده ، ما اصلا نمی توانستیم دیالوگ را تغییر بدهیم . اصلا محال بود! باید چیزی که نوشته شده بود و تصویب شده بود را ادا می کردیم.

 

یعنی امروز هم آن روش را می پسندید؟

به نظر من برای این سینما ، سختگیری خیلی بهتر جواب می دهد . این روزها ، به شکل فراوان و گسترده ، کلاس بازیگری دایر است و فعالیت می کند . واقعا سینمای ما این همه بازیگر می خواهد؟ چرا فقط کلاس بازیگری؟ چرا کسی سراغ کلاس آزاد صدابرداری و فیلمبرداری نمی رود ؟

 

به نظر شما ضروری نیست که ما در این حجم بازیگر تربیت کنیم ؟

نه واقعا نیاز نیست . بعد هم من هنرپیشته که استاد نیستم . آقای گبرلو ! من هنرپیشه هستم ، حالا به صرف این که سنم بالا می رود ، باشد بشوم استاد و باید بروم تدریس کنم.

 

خب طبیعی است که به این راحتی نمی شود استاد شد؟

اما این اتفاق می افتد! چگونه است که یک مربی فوتبال ، دوره مربی گری می بیند اما به سینمای ما که می رسد ، من چون در شش فیلم بازی کرده ام ، می شوم استاد ! یادم می آید در مقطعی یکی از دانشکده ها از من برای تدریس بازیگری دعوت کرد . هر چه حساب کردم ، بسیاری از چهره هایی که با آن ها بازیگری را آموختیم ، استاد نیستند ، من که جای خود دارم .

 

 

با این وجود شما در جوانی به مقام یک بازیگر پرطرفدار در سینمای ایران رسیدید ، چرا این اتفاق در ابتدای دهه هفتاد رخ داد؟

خیلی راحت بخواهم حرف بزنم باید بگویم در آن سال ها بازیگر دیگری نبود و قرعه به من افتاد.

 

این که مزاح است . چه تحیلی بر این موضوع دارید؟

این حرف را جدی گفتم . یک روز نوبت من بود و دیده شدم و مورد توجه مردم قرار گرفتم. و حالا نوبت من نیست و دیگران این فرصت را در اختیار دارند . به همین سادگی!

 

ولی این را قبول دارید که مردم ، به این راحتی یک فرد را نمی پذیرند و به یک بازیگر بها نمی دهند؟

به هر حال نمی توانم این واقعیت را که نوبت من بوده تا چهره شوم ، نادیده بگیرم.

ابولفضل پور عرب

نوبت شما بوده ، ولی بازیگر باید از یکسری ویژگی هم برخوردار باشد ؟

البته ، من برای این که نوبتم شود و در آستانه این موقعیت قرار بگیرم ، زحمت کشیدم . در تئاتر فعال بودم و مطالعه می کردم . با نسلی از بازیگران برجسته که همه تئاتری بودند ، همراه بودم . ما خیلی کار می کردیم اما یا با مردم روراست بودیم و برای هر کاری که انجامش را برعده می گرفتیم ، بیشترین تلاش خودمان را به خرج می دادیم . نگران بودیم که نتیجه کارمان در یک فیلم ، نامطلوب شود . بازی در هر فیلمی را نمی پذیرفتیم و دوست نداشتیم طوری وانمود شود که حالا که به مرزی از شهرت نزدیک شده ایم ، بگویند این ها به خاطر پول بازی می کنند و تن به کاری می دهند . گرچه آن سال ها ، آرتیست کم بود و به این دلیل بود که مثلا من در یک سال نزدیک به هشت فیلم بازی کردم.

 

در همان دوره ای که ما بازیگران جوان کم داشتیم و شما به عوان بازیگر اصطلاح جوان اول در سینمای ایران مطرح شدید؟

بله ، پیشنهادها خیلی زیادتر از این حرف ها بود و به هر حال نمی شد به همه پیشنهاد ها بی اعتنا بود و بازی نکرد. مثلا آقای هاشم پور هم همین وضعیت را در ژانر خود داشت و سالی هفت ، هشت فیلم بازی می کرد. بعد موقع جشنواره که میشد ، پرکارترین ها ، به جای آن که امتیاز مثبت تلقی شود ، یک نمره منفی بود! و بر عکس کسی که گزیده کار بود ، امتیاز بیشتری می گرفت.