نمایشنامه در باران گریه کن
13
مه

نمایشنامه در باران گريه كن

 

نویسنده : عليرضا خرقاني

براي مرگ

شخصیت ها:

ليلا

اكرم

 

صدا : بيدار شو ليلا . بيدار شو و چشماتو بدوز به در . كسي تو راهه. كسي كه آشناس . كي مي دونه از ديدنش خوشحال مي شي يا ناراحت، كي مي دونه؟ پاشو . پاشو يه آب و جارويي كن. بعد مدتها مهمون مي آد خونه ت ليلا.

سكوت

ليلا : بالاخره اومدي سيروس.

اكرم : مثل هميشه. هنوزم منتظري ليلا.

ليلا : خواب مي بينم، نه؟ بگو كه خواب مي بينم.

اكرم : بيداري ليلا. بيدارِ بيدار.

ليلا : چه خياليه كه تو سرمه؟ خوابم.

اكرم :  امشب شب بيداريه ليلا جان. بيا استقبال.

ليلا : نه! اكرم تويي.

اكرم :  بهم مي آد قد و قوارم مثل اون باشه؟

ليلا : تو… اكرم… اينجا؟

اكرم : پس شناختيم.

ليلا : داشتم فراموشت مي كردم اكرم چرا اومدي؟

اكرم : تو فقط سعي كردي فراموشم كني.

ليلا : كاش خواب بود. بيدارم، نه؟

اكرم : يك سال گذشت ليلا. يك سالي كه مثل يه قرن گذشت. توي راه كه مي اومدم

اينجا همش نگران بودم. ترسم گرفته بود از اينكه چطوري باهام برخورد مي كني.

پاهام مي لرزيد. چند دفه شل كردم واسه برگشتن. ولي نتونستم برگردم.

ليلا : كاش برمي گشتي اكرم.

اكرم : ولي الان اينجام. پيش تنها خواهرم.

ليلا : كاش خواب بود اكرم. كاش هيچ وقت نمي اومدي. داشتم همه چيزو فراموش مي كردم اكرم. چرا اومدي؟

اكرم : اومدم كه ببينمت. دلم برات لك زده بود.

ليلا : كاش نمي اومدي.

 

 

اكرم : چند روزه كه مي خوام بيام. چند شبه خواباي آشفته مي بينم. خواب بابا رو كه همش با انگشت يه جايي رو نشونم مي ده. يه جاي دور. يه جايي كه نمي دونم كجاست. مي گه برو. مي گه اونجا يه كسي منتظر توئه. مي گم كي قربونت برم؟ مي گه برو مي فهمي. راه كه مي افتم همش بيابونه. تو اين بيابون تو رو مي بينم كه نشستي زير يه ديوار بلند و گريه مي كني. منو كه مي بيني مي ري. مي ري و هر چي كه دنبالت مي آم بهت نمي رسم ليلا. تو از چيزي ناراحتي. وگرنه اين خوابا نمي اومد سراغ من.

ليلا : كاش مي تونستم باور كنم.

اكرم : هر چي باشم مهمونم. نمي خواي تعارفم كني؟

ليلا : ديگه خيلي وقته تعارف كردن يادم رفته.

اكرم : چند ماهي مي شه كه بهت بيشتر فكر مي كنم. به جاي خالي پدر م فكر مي كنم. به جاي خالي پدر كه بعد از رفتن تو بيشتر شد.

ليلا : تو چه مي دوني جاي خالي چيه؟ تو و شوهرت با هم بودين. ولي من مثل دستمال گُهي پرت شدم تو جوب آب.

اكرم : مجبوريم كهنه خرمن باد بديم؟ اين يك سالي كه نديدمت دلم واسه خيلي چيزا تنگ شده بود. واسه صدات، واسه نگاهات، واسه راه رفتن ت ، واسه خنديدنت. كم نيست يك سال. مي خوام سير ببينمت .

ليلا : هيچ عوض نشدي اكرم.

اكرم : تو هم. هيچ تكون نخوردي.

ليلا : هنوز همونجور آشمال.

اكرم : خيلي ممنون.

ليلا : بايد نمي اومدي اكرم. بايد مي ذاشتي به نداشتن عادت كنم.

اكرم : داري خجالتم مي دي دردت به جونم.

ليلا : تو خجالت مي فهمي؟

اكرم : چرا بايد امشبو با اين حرفا خراب كنيم؟

ليلا : راست مي گي اكرم. برو بذار امشب خراب نشه.

اكرم : من اومدم خرابيا رو درست كنم.

ليلا : خونه خرابم كردين. ريدين تو زندگيم. مصب مو به گُه كشيدين. حالا اومدي اينجا و مي گي اومدم خرابيا رو درست كنم؟ پر رويي به خدا.

اكرم : آرو باش ليلا.

ليلا : هيچ دوست ندارم بيشتر از اين چشم م تو چشمت بي افته. برو دنبال كارت.

اكرم : يه سال خيلي چيزا رو عوض كرده. خيلي چيزارم به من ثابت كرد.

ليلا : اومدي اينا رو بگي؟ من اصلاً حالم خوش نيست. نمي خوام بد دهني كنم.

اكرم : بابا راست گفت ليلا.

ليلا : چي كارِت كنم؟ با چه زبوني بگم حال و حوصله تو ندارم؟

اكرم : من بهت خيلي احتياج دارم.

ليلا : برو آبجي . برو . من اين روزا قاطي ام . من اين روزا حال و حوصله ندارم يكي بشينه واسم چس ناله كنه. داري خسته م مي كني.

اكرم : خيلي وقتا دلم مي خواست سرمو بذارم رو يه شونه ي گرم خواهرانه ولي نبود. خيلي وقتا دوست داشتم بهت بگم هر چي تو دِلمه و سبك بشم. ولي نبودي ليلا.

 

 

ليلا : شوهرت كه بود.

اكرم : هنوزم دلت ازش چركه.

ليلا : چرا نباشه؟ اصلاً چرا اون عوضي رو نياوردي؟ چرا نياورديش تا تف كنم تو روش؟

اكرم : يدالله سلام رسوند.

ليلا : داري مي خندونيم.

اكرم : بخند ليلا.

ليلا : بخندم كه سينه تو صاف كني و بگي تموم؟

اكرم : اين قضيه بايد تموم بشه ليلا جان. نبايد بيشتر از اين از هم جدا بمونيم.

ليلا : شما رو چه به معاشرت با قاتل؟

اكرم : مرگ بابا كه دست من و تو نبود ليلا.

ليلا : دست تو كه نه، ولي دست منِ آشغال هرزه كه بود.

اكرم : به خودت فحش نده.

ليلا : خودم به خودم فحش بدم بده ، تو بدي بد نيست؟

اكرم : ليلا تو رو خدا!

ليلا : يادت نيست؟ من يادمه. گفتي آشغالِ هرزه.

اكرم : ازت خواهش مي كنم.

ليلا : چرا داري تنفرتو پنهان مي كني؟ مرگ پدر كه چيز ساده اي نيست. الان يه قاتل ، يه هرزه، يه كثافت ، يه هر جايي جلوت وايساده. اگه زن باشي تف مي كني تو روش. اگه زن باشي مي زني تو گوش ش. اگه زني بزن تو گوشم. اگه زن نيستي برو بذار به درد خودم بميرم.

اكرم :من ازت متنفر نيستم.

ليلا : چرا ، هستي. يك سال تنفرو پاك نمي كنه.

اكرم : من تو رو دوست دارم.

ليلا : اينم از آشمالي توئه. تو ازم متنفري. تو چشمات هست. من خواهرمو خوب مي

شناسم.

اكرم : خيلي چيزا عوض شده . منم مي تونم عوض شده باشم.

ليلا : تو هيچ وقت عوض نمي شي.

اكرم : ولي پيرتر كه شدم. تو هم پيرتر شدي. ما هر دومون يك سال پيرتر شديم.

ليلا : يك سال از هم دورتر شديم. آبي كه ريخت نمي شه جمع ش كرد. تنفرِ تو زندگي منو جهنّم كرد. تنفرِ تو گُه زد تو تموم زندگي من.

اكرم : باور كن كه عوض شديم.

ليلا : شما منو از خودتون طرد كردين. شما منو از خونواده روندين. چرا مي خواي همه چيزو پاك كني؟

اكرم : تو هر چي بگي حق داري.

ليلا : معلومه كه حق دارم. چي خيال مي كني؟ فكر مي كني چي؟

اكرم : همين كه با من حرف مي زني خيلي خانومي مي كني.

ليلا : من خانوم نيستم.

اكرم : كاش دلم مي اومد برم.

ليلا : كاش نمي اومدي.

اكرم : اگه بگي برو مي رم.

ليلا : داري دو دوزه بازي مي كني.

اكرم : من ديگه بازي كردن يادم رفته. مي خوام تا وقت هست سير ببينمت.

ليلا : چه خواب گُهي ديدم دم غروبي. چه تعبيري داشت.

اكرم : بايد تحملم كني ليلا.

ليلا : يعني بازم مي آي؟

اكرم : نمي دونم. كاش بي آم.

ليلا : نگفتم آشمالي؟ نگفتم؟

اكرم : ديشب باز بي خوابي زد به سرم. پلك رو هم نذاشتم. ياد بچگي مون افتاده بودم ليلا. ياد اين جور وقتا كه مادر برامون قصه مي گفت و خوابمون مي كرد. چقده دلتنگ شده بودم واسه قصه هاي مادر. انگار بچه شده بودم ليلا. انگار برگشته بودم به همون هفت هشت سالگي . تو اين گير و دار يه آن چشم رو هم گذاشتم. تو خواب و بيداري بود كه پدرو ديدم. پير نبود. مثل همون وقتي بود كه تو هفت هشت سالگيم مي ديدمش.

ليلا : اين كارو با من نكن اكرم.

اكرم : گفت پاشو اكرم. يه جايي ، يه كسي منتظرته.

ليلا : نگفتم داري دو دوزه بازي مي كني.

اكرم : كاش پدر مي گفت هيچ جايي ، هيچ كسي منتظر من نيست.

ليلا : ببين اكرم. من اصلاَ حالم خوش نيست. چند روزه كه حالم خوش نيست. با اين حرفا استخون لاي زخم من نذار اكرم.

اكرم : تا كي بايد تاوون پس بدم؟

 

طلوع فیلم آماده همکاری در ساخت تیزرهای تبلیغاتی شما است.

 

ليلا : خيلي چيزا رو تو نمي فهمي . نمي فهمي شب و روز تقاص يه بهتونو پس دادن چه دردي داره. نمي دوني تو شهر خودت غريبه بودن چه شكليه. كاش مي دونستي.

اكرم : عجيب بود. پدر مي خنديد.

ليلا : ولي رو من هيچ وقت نخنديد.

اكرم : مي خنديد. مي خنديد و يه قطره اشك زير چشمش بود.

ليلا : خدا ازت نگذره. تو داري با من چي كار مي كني؟

اكرم : تا حالا شده بري جلوي آينه و ببيني به اندازه ي يه عمر با خودت فاصله داري؟

ليلا : چس پيچم نكن اكرم.

اكرم : ديشب رفتم جلوي آينه . تو آينه يه كس ديگه اي رو ديدم. ديشب ديدم يه دختر بچه با موهاي بافته ي بلند تو آينه بود. ديشب ديدم پدر به دختر بچه خنديد.

ليلا : من ديشب يه زنو ديدم كه يه زن ديگه رو فرو كرد تو گُه . من ديشب بوي گُه مي شنفتم. الانم دارم مي شنفم. از ديشب تا حالا تو اين خونه بوي گُه مي آد.

اكرم : اين بوي تنفره. تو هيچ وقت به خودت فرصت ندادي تنفرتو پاك كني.

ليلا : اين بوي آشماليه. اين بوي… بوي…

اكرم : بگو ليلا . داد بزن. اگه مي توني گريه كن.

ليلا : گريه كنم؟ مگه مي تونم ؟ هميشه تا مي آي يه دردي رو فراموش كني يه عالمه درد ديگه قطار مي شن جلوي چشمات. كاش خواهرم نبودي اكرم. كاش پدر بين ما نبود. دلم مي خواد تف كنم تو روت. دلم مي خواد سيلي بزنم تو گوش ت. دلم مي خواد چنگ بزنم تو صورت ت. تو امشب تمام دردامو كشوندي جلوي چشمام.

اكرم : منو مي بخشي؟

ليلا : چقدر راحت سوال مي كني. چقده جواب سوالت سخته.

اكرم : كاش ببخشي م ليلا جان. اونجوري دلم قرص مي شه.

ليلا : من نخواستم. شما خواستين اكرم. شما كاري كردين كه بعضي وقتا اسم خودم م يادم مي ره. شما كاري كردين كه شب شده جهنّم برام. اين دستا خيلي وقته كه مي لرزن. اين دستا خيلي وقته كه آروم و قرار ندارن. من چي خواستم مگه؟ مگه معصيت كرده بودم؟ مگه خلاف شرع بود؟

اكرم : نمي دونم ليلا. نمي دونم.

ليلا : شما گوشتونو سپردين به دهن مردم.

اكرم : ما همه گناهكاريم ليلا جان. ما همه داريم تقاص گناه مونو پس مي ديم ليلا. من ، يدالله، موسي. همه داريم كفاره ي گناه مونو مي كشيم. گناه بهتون كم نيست. ولي ديگه نمي تونم. ديگه نمي كشم. منو حلال كن ليلا. تو رو به روح بابا. تو رو به حرمت خواهريمون حلالم كن. اگه حلال نكني دست از دامنت نمي كشم ليلا.

ليلا : بايد چي بگم؟ بايد بگم بخشيدمت؟

 

اكرم : هر چي مي خواي بگو. زير و شديم ليلا. كاش نفرين نمي كردي. كاش مي مرديم ليلا. كاش مي مرديم.

ليلا : فكر مي كني راحته؟ فكر مي كني راحته شب و روز به قيافه ي خودت نگاه كردن؟ فكر مي كني چي؟ چرا اومدي اكرم؟ داشتم عادت مي كردم. داشتم به سياه بختي عادت مي كردم. داشتم به نداشتن همه ي چيزايي كه حسرتشو كشيدم عادت مي كردم اكرم.من تو حسرت داشتن يه خونواده مردم اكرم. مي فهمي؟

اكرم : مام مرديم ليلا. ما خيلي وقته كه مرديم. از همون يه سال پيش مرده بوديم. مادر حرف خوبي مي زد ليلا.

ليلا : آدما دو بار مي ميرن. يه بار وقتي كه ميرن تو گور و بار دوم وقتي كه تنها مي شن.

اكرم : چه خوب يادت مونده.

ليلا : من روزي هزار بار مردم اكرم. داشتم خودمو پيدا مي كردم. داشت دلم قرص مي شد. داشت يه سايه مي اومد تو زندگيم. داشتم خودمو پيدا مي كردم. داشت يه مرد، يه پشت، پاش وا مي شد تو زندگيم. بايد چي بگم؟ كاش اسم بابا رو نمي آوردي. كاش اسم بابا رو نمي آوردي اكرم.

اكرم : اسم اون دلمو قرص كرد.

ليلا :ولي شما نذاشتين هيچ اسمي پشت من وايسه. هيچ اسمي اكرم. مي فهمي؟ مي فهمي اسم نداشتن چيه؟

اكرم : امشب اومدم ببينمت ليلا. اومدم يه سال نديدنو جبران كنم. ولي نمي شه. مي دوني ليلا، رنج تو رو دور كرده از تموم چيزايي كه حقّت بوده. رنج تو رو دور كرده از تموم زندگي.

ليلا : من عاشق شده بودم. من تازه داشتم عشقو مي فهميدم. تازه تازه يه هواي تازه داشت تو سرم مي پيچيد. كاش فقط يه روز بيشتر وقت داشتم اكرم. اونجوري شايد الان يه ليلاي ديگه بودم.

اكرم : يه ليلا كه دستش پر بود از بنفشه و ياس.نه؟

ليلا : داشتم مي فهميدم بودن با يكي كه دوستت داره چه شكليه. اين آرزوي زيادي نبود. دوست داشتم به كسي افتخار كنم . دوست داشتم مثل مادر نباشم اكرم. مي فهمي؟

 

 

اكرم : همه مون غريبيم ليلا.

ليلا : آخه چقدر حسرت؟… چرا دارم اين حرفا رو به تو مي زنم؟

اكرم :بگو ليلا. بگو كه منم بتونم بگم.

ليلا : حسرت كه گفتن نداره. دنياي من و تو از هم خيلي دوره. من حسرتام خيلي سنگينن اكرم. حسرتام پشت هر كسي رو مي شكنن. گفتن شون طاقت شنيدن مي خواد.من تموم اين يه سال براي خودم گفتم. هيچ كس نشنيد. اين دردا فقط مال خودم ن.فقط من از پس شون برمي آم. تو از خوشيات بگو.

اكرم : كنايه مي زني ؟

ليلا : مگه خوش نبودي؟ مگه يه مرد پشتت نبود؟ مگه بچه نداشتي؟ اينا مگه خوشي نميآرن؟ فقط اين وسط پدر كم بود كه من ازتون گرفتم.

اكرم : كنايه مي زني.

ليلا : كنايه نيست اكرم. كنايه نيست.

اكرم : گفتم كه. نفرين تو ما رو گرفته.

ليلا : نفرين چيه اكرم؟

اكرم : ما اومديم اينجا. پدر تازه مرده بود.هفت ش نشده بود هنوز. تو تنها نشسته بودي كنار همين بخاري. دو ماه از رفتنت گذشته بود. اومده بوديم حرفاي نگفته رو بهت بگيم و بريم. اومده بوديم بگيم كه چه حرفايي پشتت مي زنن مردم.اومده بوديم بگيم حقّت بوده كه از خونه انداختيم ت بيرون. اومده بوديم حسابي نقره داغت كنيم. اومده بوديم چيزايي بگيم كه عوض مرگ پدر و در بي آره. ما همشونو گفتيم ما مي گفتيم و تو فقط نفرين مي كردي. خدا به زمين گرمتون بزنه.

ليلا : من نفرين كردم؟

اكرم : يادت نيست؟

ليلا : نمي دونم. نمي دونم اكرم. من كه اهل نفرين كردن نيستم.

اكرم : يادت نمونده.

ليلا : من فقط از خدا سيروسو مي خواستم. كاش فقط يه روز ديرتر مي فهميدين.

اكرم : پدر گفته بود با ليلا كاري نداشته باشين. قبل رفتن ت چند دفه به من گفته بود. پدر خيلي دوست ت داشت ليلا. براي همينم يه هفته بيشتر دووم نياورد.گفته بود خبري تو راهه. خبري تو راه بود. گفت نذر كن. گفت نذر كن به خير بگذره.گوش نكردم ليلا. گوش نكردم. گوش نكردم و اين همه بدبختي اومد سراغمون. من بايد نذر مي كردم.

ليلا : كاش نذر مي كردي. شايد هيچ وقت پاي سيروس تو زندگيم باز نمي شد.

اكرم : تو حقّت بود ليلا. حالا مي فهمم كه حقّت بود. حقّت بود كه يه كسي از تنهايي درت بي آره.

ليلا : كاش حالام نمي گفتي. ديگه خيلي وقته كه زندگي كردنِ اونجوري يادم رفته.

اكرم : منو مي بخشي؟

ليلا : هميشه دوست داشتم يه سوال ازت بپرسم اكرم.

اكرم : بپرس آبجي. بپرس دردت به جونم.

ليلا : تو زود عروس شدي.

اكرم : هيجده سالگي.

ليلا : دير بچه دار شدي.

اكرم : بيست و هشت سالگي.

ليلا : تو ده سال فرصت داشتي واسه خودت زندگي كني. ده سال با شوهرت بهترين ساعتا رو گذروندي.

اكرم : نمي دونم.

 

 

ليلا : يادت مونده چه حالي داشتي وقتي عروس شدي؟ شب اول. شب دوم. عروس شدن چه حالي داره اكرم؟ نفس شوهر. نفس پاكي كه شب اول تو صورت ت باشه. تني كه مال خودت نباشه ولي گرماش رو بشناسي. لذّت پاك آميزش. يه مرد چه جوري مي تونه همه ي عمر پاي زن ش بمونه؟ چه جوري ؟ از بچه دار شدن برام بگو. از وقتي كه براي اولين بار بچه تو مي بوسي. از اولين باري كه تو آغوشت مي گيريش.

اكرم : مي فهمم ت ليلا جان. مي فهمم.

ليلا : برام بگو . برام از اينا حرف بزن. برام حرف بزن اكرم. حالا كه اومدي برام حرف بزن.

اكرم : خدا مي دونه كه هميشه به يادت بودم ليلا.

ليلا : تو هميشه خيلي از من جلوتر بودي. تو زندگي كردن . تو عشق. تو توي همه چيز ازم جلوتر بودي.

اكرم : ولي خدا تو رو بيشتر دوست داشت.

ليلا : چه توفير داشت؟ فرقش چي بود دوست داشتن ش يا نداشتن ش؟

اكرم : خدا هر كسي رو كه بيشتر دوست داشته باشه بيشتر امتحان مي كنه.

ليلا : سهم خدا تو تنهايي من چي بود؟ خدا كجا بود وقتي تنهايي جونمو بالا مي آورد؟ كجا بود وقتي زار مي زدم؟ كجا بود؟ تو صف نون، تو كوچه، بين مردم، تو اتاقم؟ اون كجا بود وقتي با هر كي حرف مي زدم جواب نمي داد. اون كجا بود وقتي صداش مي كردم؟ اون كجا بود وقتي بچه ها تو كوچه چادرمو مي كشيدن؟ اون كجا بود وقتي مردم به هم نشونم مي دادن؟ اون چرا سيروسو برام نگه نداشت؟ چرا بهم ندادش؟ من چه بدي كرده بودم اكرم. من اگه شما رو ببخشم خدا رو نمي بخشم اكرم.

اكرم : كفر نگو دردت به جونم.

ليلا : اين كفر نيست. اين شكايته از خدا به خود خدا.

اكرم : كاش به ما مي گفتي.

ليلا : شما نه منو خواستين نه سيروسو.

اكرم : تو عاشق بودي. هر چي مي گفتيم اثر نداشت.

ليلا : شما كار رو يه سره كردين. من براتون تموم شده بودم.

اكرم : حرف پشت سيروس زياد بود ليلا.

ليلا : تو تموم زندگيم فقط اون بهم گفت دوستت دارم. حرفي كه هيچ كس بهم نگفت.

اكرم : ما همه دوستت داشتيم ليلا.

ليلا : چقده راحت دروغ مي گي .

اكرم : كاش بهت مي گفتيم. كاش.

ليلا : منو دوست داشت اكرم. هميشه بهم مي گفت. هميشه. كاش يه روز ديرتر ما رو با هم مي ديدن. اونجوري الان يه كس ديگه اي بودم.

اكرم : منو مي بخشي. نه؟

ليلا : نمي تونم اكرم. نمي تونم.

اكرم : پس برام دعا كن.

ليلا : من اگه دعام مي گرفت براي خودم دعا مي كردم.

اكرم : برام دعا كن.

ليلا : كاش اصلا نمي اومدي.

اكرم : براي من دعا كن ليلا. برام دعا كن.

ليلا : دعا مي كنم اكرم. دعا مي كنم ،باشه.

اكرم : هر چيزي قيمتي داره ليلا جان.

ليلا : يعني چي؟

اكرم : نگاه كن ليلا. داره بارون مي آد. پدر عاشق بارون بود.

ليلا : بارون؟

اكرم : يادته چقدر بارونو دوست داشت؟ چقدر دلم هواشو كرده ليلا. چقدر دلم براش تنگ شده. مي بيني ليلا. مي بيني چه باروني پشت پنجره مي باره؟ چه صدايي داره اين بارون. دلم چقده تنگ بود واسه شنيدن صداش.

 

پیشنهاد می کنم از بخش عکاسی تبلیغاتی بازدید نمایید.

 

ليلا : چي داري مي گي؟ كدوم بارون؟

اكرم : نمي بيني؟ من دارم مي بينم.

ليلا : من كه چيزي نمي بينم.

اكرم : پدر اونجاس. مادر هم هست. اونا دارن به ما لبخند مي زنن ليلا. چه كيفي مي كنه پدر. زير بارون بودنو دوست داره. چه خيس شدي پدر. چه خيس شدي. من دارم مي بينمتون.

ليلا : تو چته اكرم؟

اكرم : برام دعا كن ليلا. پدر تو بهش بگو. بهش بگو برام دعا كنه.

ليلا :  تو امشب اومدي. تو امشب بعد يك سال اومدي. تو امشب اكرمِ يك سال پيش نيستي. تو امشب اكرمِ امشب هم نيستي. تو به اندازه ي يك عمر با خودت فاصله داري.

اكرم : كاش امشب قيمت خوشبختي مو بهت بدم.من به تو بدهكارم ليلا. من تموم زندگيتو بهت بدهكارم. كاش تو بدوني هيچ كاري از دستم برنمي آد.كاش بدوني دعا كردنِ تو اقلاَ اون دنيا رو برام مي خره. من امشب صدايي مي شنوم. صداي يه پدر كه دختري رو صدا مي كنه. من اومدم كه ببخشي م. من اومدم كه حلالم كني ليلا. چه

باروني پشت پنجره س ليلا. برام دعا كن. برام دعا كن ليلا جان. اقلاَ اين كار رو برام انجام بده ليلا.

ليلا : گريه نمي كنم اكرم. هيچ گريه نمي كنم.

اكرم : كاش گريه كني. مثل اين بارون. مثل بارون گريه كن. سبكت مي كنه.

ليلا : چرا داري بازيم مي دي؟ چرا مي خواي داغونم كني؟

اكرم : امشب برو زير بارون. امشب برو زير بارون و براي من دعا كن. دلت شكسته س ليلا جان. دعاي دل شكسته برنمي گرده. برام دعا كن ليلا. برام دعا مي كني؟

ليلا : نمي فهم م چي مي گي.

اكرم : بايد برم زير بارون. شايد اين بارون گناه مو شست. بايد گريه كني ليلا. بايد گريه كني. با بارون گريه كن.

ليلا : گفتي صدايي مي شنوي؟

اكرم : چند شبه پدر صدام مي كنه ليلا.

ليلا : كاش منم صدا مي كرد. كاش منم صدا مي كرد.

اكرم : كاش مي تونستم همه چيزو بهت بگم ليلا. كاش مي تونستم …