تدوین و ترانزیشن
08
ژوئن

آشنایی با فیلمسازی: تدوین و ترانزیشن

تدوین / مونتاژ ( Editing ) : 

تدوین، آخرین مرحله تولید فیلم است که در آن، فیلم، شکل نهایی خود را پیدا می کند. این مرحله شامل :

  1. گزینش نماها و اندازه آنها
  2. ردیف کردن نماها صحنه ها و سکانس ها پشت سر هم
  3. مخلوط کردن تمام صداها و تعیین میزان بلندی آنها
  4. در نهایت در هم آمیختن و همگاه کردن صدای نهایی با تصویر، است.

 

این کارها به وسیله، استفاده از فیلمنامه دکوپاژ شده، قوانین و اصول فیلم سازی و ذوق هنری و خلاقیت تدوین گر، انجام می شود. لازم به ذکر است که به این مرحله، مونتاژ و ادیت هم گفته می شود.

اهمیت تدوین

با تدوین می توان روایتی را به صورت مداوم و سیال بیان کرد. تدوین زمان و مکان را فشرده می کند، عناصر متفاوت و پراکنده را مورد تاکید قرار می دهد و کنار هم می گذارد و آنها را چنان مرتب می کند که الگوهای معنایی خاصی ایجاد کنند.تدوین در ضمن، به نوعی واکنش تماشاگران را، شکل می دهد. براي مثال ارائه یک رشته نماهای کوتاه که به سرعت به یکدیگر برش می خورند، می تواند حس هیجان، حادثه و انتظار را در تماشاگر ایجاد کند، در حالی که نماهای طولانی آرامش بخش هستند، بر عنصر دراماتیک صحنه تاکید دارند و تماشاگر را با شخصیت ها فیلم بیشتر درگیر می کنند.

شیوه تلفیق صدا و تصویر هم، تاثیر بسیار مهمی بر تماشاگر دارد. برای مثال قابل شنیدن بودن یا نبودن گفت و گوها، ارائه موسیقی در لحظه ای خاص از فیلم، بالا و پایین شدن حجم صدا ها، به گوش رسیدن صدای محیط و همه و همه معنای خاصی می آفرینند و احساسات تماشاگر را به سمتی هدایت می کنند.

 

 تدوین گر ( Editor )

تدوین فیلم
تدوین فیلم

کسی است که مسئول سرهم کردن فیلم به صورت نهایی آن، با توجه به آنچه در بالا گفته شد، می باشد. تدوین گر که گاه به او برِشکار هم گفته می شود، معمولاً در شکست یا موفقیت فیلم، نقشی اساسی به عهده دارد. تدوین گر است که با گزینش، شکل دهی و مرتب کردن نماها و با مرتب کردن و در هم امیختن صداها و همگاه کردن آن با تصویر، در تکوین، ضرباهنگ، شکل و صورت فیلم و در تاکید و تاثیر نماهای مختلف، اثر بارزی بر جا می گذارد. استقلال و سهم خاص تدوین گر در تدوین، بسته به میزان کنترلی که فیلم ساز بر محصول نهایی اعمال می کند، متفاوت است.

 

امروزه فیلم سازان سعی می کنند، روابط نزدیکی با تدوین گران داشته باشند. برخی از فیلم سازان از قبل، طرح تدوین فیلمشان را می ریزند و در مرحله فیلم برداری، تا حد زیادی کار تدوین را خودشان انجام می دهند، به این معنی که براي مثال در هر نما، نوع نما را کاملا مشخص می کنند و نماهای مختلف با زوایا و فاصله های مختلف دوربین از سوژه نمی گیرند، که لازم باشد از بین آنها نمایی را انتخاب کرد و…، به این ترتیب فیلم سازان تعداد انتخاب ها را کاهش می دهند، تا شکل نهایی فیلم همان باشد که خودشان در ذهن دارند.

معمولاً تدوین از همان مرحله فیلم برداری آغاز می شود، به این ترتیب که، تدوین گر، فیلم هایی را که هر روز گرفته می شود ( راش ها )، در اختیار می گیرد و با مشورت کارگردان، آن تکه فیلم ها را سر هم می کند. وقتی فیلم برداری به پایان رسید، تدوین گر فیلمی در دست دارد که به صورت خامدستانه و خالی از ظرافت، تنها روند رویدادهای فیلم را تعقیب می کند. تدوین گر کار تدوین را با این فیلم آغاز می کند. او با نظر کارگردان، بهترین برداشت ها را انتخاب می کند و الگوی صدای فیلم را با تصویر همگام می کند. این نسخه از فیلم که اولین نسخه تدوین شده فیلم، برای رسیدن به شکل نهایی آن است، اصطلاحا راف کات نامیده می شود. البته این نسخه را نسخه تدوین شده فیلم ساز هم می نامند، چون کم و بیش حاوی دیدگاه فیلم ساز از فیلم است و هنوز چندان مورد مداخله کس دیگری قرار نگرفته است.

تدوین گر بعد از مشورت با فیلم ساز، نسخه تدوین اولیه را اصلاح و ویرایش می کند، جلوه های اپتیک براي انتقال نماها را به آن اضافه می کند ( براي مثال محو تدریجی، هم گذاري و… )، جلوه های ویژه را نیز به فیلم می افزاید و در نهایت نسخه نهایی را که در آن نماها، طول آنها و ترتیب قرار گیریشان به دقت مشخص شده و صدا نیز به خوبی با تصویر همگاه شده است را، ارائه می دهد.

لازم به ذکر است که تدوین گر بر کار مسئول مخلوط کردن صداها، نظارت می کند. صداي فیلم شامل گفت و گوها، موسیقی طبیعی، جلوه هاي صوتی و موسیقی متن است پس از آماده شدن نسخه نهایی فیلم، آن را به لابراتوار می فرستند تا در بخش ظهور و چاپ فیلم، نسخه اکران فیلم چاپ و آماده شود. لازم به ذکر است که در این مرحله امکان ایجاد تغییر، توسط کارگردان یا تدوین گر وجود دارد. به ویژه بعد از نمایش خصوصی فیلم و با توجه به واکنش تماشاگران می توان، تغییراتی در آن ایجاد کرد. امروزه با پیشرفت هایی که در عرصه تکنولوژی ویدئو و کامپیوتر رخ داده، کار تدوین گر، انعطاف، سرعت، دقت و سهولت بیشتري یافته است.

 

ترانزیشن ( Transition ) :

ترانزیشن یا انتقال، عبارت است از هر تکنیکی که در تغییر صحنه و ایجاد ارتباط، به ویژه از صحنه ای به صحنه دیگر مورد استفاده قرار گیرد که معمولا معرف تغییر در زمان یا مکان است. باید توجه داشت منظور از ارتباط، چیزی به جز خط سیر داستان است، یعنی برقراری ارتباطی جذاب و بدون ایجاد پرش در ذهن تماشاگر.

اهمیت ترانزیشن

براي انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر، آسان ترین کار آن است که آن دو صحنه را بدون هیچ تمهید اضافه اي به هم وصل کنیم، اما این کار ممکن است در ذهن تماشاگر اصطلاحا پرش ایجاد کند. حال اگر در فیلمی بدون توجه به کارکرد و اثرگذاری آن، تنها از این روش براي انتقال و اتصال بین صحنه ها استفاده شود، تماشاگر ممکن است، از دیدن آن فیلم پشیمان شود، زیرا دائما ذهنش دچار پرش می شود و او را از درگیری با ماجراي فیلم باز می دارد و در نتیجه از ادامه تماشای فیلم منصرف می کند. از طرف دیگر، استفاده ار تمهیدات مختلف برای انتقال صحنه ها یکی از عناصری است که در جذابیت فیلم اثر می گذارد. لازم است بدانید که ترانزیشن یکی از مسائل بسیار مهم برای داوران و منتقدان سینمایی است، زیرا ترانزیشن کار ساده ای نبوده و احتیاج فراوانی به تجربه و ذوق هنری فیلم ساز دارد.

انواع ترانزیشن

ترانزیشن فیلم
ترانزیشن فیلم

فیلم سازان ممکن است براي انتقال صحنه ها از روش هاي مختلف و گاه ابداعی خود استفاده کنند، اما معمولا روش های زیر در کنار اتصال معمولی صحنه ها، متداول و پرکاربرد هستند.

ترانزیشن به وسیله نماهای میانی

در این حالت برای اتصال دو نما از یک نمای کوتاه میانی و مرتبط استفاده می شود. مثلاً شخصی قصد دارد از تهران با هواپیما به اصفهان برود. در صحنه اول او را در راه فرودگاه تهران می بینیم و در صحنه دوم، او درحال صدا کردن یک تاکسی در نزدیکی فرودگاه اصفهان است. در این حالت این دو صحنه را با یک نمای میانی از، برخاستن یک هواپیما از روی زمین به یکدیگر متصل می کنیم. به عنوان مثالی دیگر در صحنه اول، یک شخصیت انجام کاري را آغاز می کند، مثلا کشیدن یک تابلوی نقاشی و در صحنه دوم می بینیم که تابلوی نقاشی آماده شده است، این دو نما را با یک نماي میانی از ساعتی دیواری که گذشت زمان را نشان می دهد به یکدیگر مرتبط می کنیم.

 

ترانزیشن به وسیله رنگ

در این روش، انتهای صحنه اول و ابتدای صحنه دوم، از اجسام و عناصری فیلم برداری می شود که از رنگ یکسان یا مشابه برخوردار باشند. برای مثال شخصی در یک خیابان در حال حرکت است و یک کیف قرمز به همراه دارد و قرار است به یک موزه نقاشی برود. پس صحنه اول حرکت این شخص در خیابان و صحنه دوم تمرکز او بر یک تابلوی نقاشی (رنگ غالب و اصلی این تابلوي نقاشی قرمز است ) در موزه است. برای اتصال این دو صحنه، در انتهای صحنه اول دوربین را آنقدر به کیف آن شخص نزدیک می کنند که رنگ قرمز آن کاملا در صحنه آشکار باشد و ذهن تماشاگر راجلب کند. در صحنه دوم نیز آنقدر دوربین را به تابلوی نقاشی نزدیک می کنند که رنگ قرمز آن کاملا به چشم آید و سپس از صحنه دوم فیلم برداری می کنند. در این حالت اتصال این دو صحنه به هم، خوب و جذاب به نظر می رسد. البته توجه داشته باشید اگر آن کیف نقش کلیدی ندارد، نباید بیش از حد بر آن کیف تاکید شود، زیرا تماشاگر ممکن است، گمان باطل بکند، مثلا تصور کند که شاید این شخص شیء خاصی براي مثال یک اسلحه در کیف دارد و قصد دارد که تابلوی نقاشی را بدزدد.

ترانزیشن به وسیله نور

در این روش، ترانزیشن به وسیله کم و زیاد کردن نور و یا قطع و وصل شدن آن انجام می شود. مثلا یک گروه دزد، قصد سرقت از یک جواهر فروشی را دارند. براي قطع کردن دزد گیرها، یکی از اعضای گروه باید برق جواهر فروشی را از کنتور اصلی قطع کند، سپس در جواهر فروشی اعضای دیگر گروه، باز کردن گاوصندوق را آغاز می کنند. پس دو صحنه داریم، یکی قطع کردن برق در محلی که کنتور قرار دارد و دیگری صحنه ای که دزدها دست به کار بازکردن یک گاوصندوق می شوند. صحنه اول را با قطع برق و تاریک شدن صحنه تمام می کنیم و صحنه دوم را با روشن شدن چراغ قوه ای که دست یکی از دزدهاست. به این ترتیب اتصال این دو صحنه با موفقیت انجام می شود.

 

 

ترانزیشن به وسیله دیالوگ

در این روش با استفاده از دیالوگ دو صحنه را به یکدیگر اتصال می دهند. براي مثال شخصی در حال تعریف کردن یک ماجرا برای شخص دیگري است. در این حالت درحالی که او موضوع را تعریف می کند در جای حساسی از دیالوگ هاي به یکباره صحنه قطع شده و به داخل همان ماجرا؟ وقتی اون اینو گفت می دونی چی کار کردم  براي مثال می رویم و ادامه ماجرا را خودمان می بینیم. به عنوان مثال دیگری، دو شخص مورد بازجویی هم زمان از یک ماجراي واحد قرار گرفته اند و فیلم ساز می خواهد بازجویی آن دو را پشت سر هم نشان دهد. در صحنه اول از متهم اول یک سوال پرسیده می شود و در صحنه دوم متهم بعدی به سوال پاسخ می دهد.

4/5 - (2 امتیاز)