کارگردان و کارگردانی
24
آگوست

کارگردان و کارگردانی

کارگردان (Director)

در مقاله قصد داریم به توضیح و تفسیر کارگردان و کارگردانی بپردازیم. اصولا کارگردان کسی است که بیشترین مسئولیت را در قبال تصویر و صدای فیلم دارد. او کسی است که ساخت فیلم را بر عهده دارد و معمولا فکر نهفته در فیلم و شکل نهایی اثر از اوست.

در سال های آغازین تاریخ فیلمسازی ، نقش کارگردان به اندازه ای که بعدها مهم و تاثیرگزار شد ، نبود ، زیرا ساختار فیلم ها بسیار ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی بود. با گسترش سینما و توسعه فیلم سازی ، حضور شخصی که بر کل فیلم نظارت داشته باشد و آن را از جهت فنی و هنری رهبری کند ، بیشتر احساس شد و به این ترتیب کارگردان به چهره ای شاخص و فردی مهم در عرصه فیلم سازی بدل شد ، کسی که فکر ، دیدگاه و خلاقیت خود را در فیلم ها اعمال می کرد .

چنین آزادی عملی می توانست به دستاوردهای ارزشمندی در فیلمسازی و پیشرفت هنر سینما منتهی شود ، کما اینکه پیش از اوج قدرت گیری استودیوها این گونه بود و بسیاری از تمهیداتی که امروزه به طور گسترده در فیلم ها می بینیم در همان سال های نخستین به کار گرفته شده اند ، و در آثار فیلم سازان بزرگی چون دیوید وارك گریفیث در دوران اوج نظام استودیویی ، میان سردمداران استودیوها و فیلم سازان منازعه ای دامنه دار بین پول و هنر به وجود آمد .

از طرفی استودیوها تنها خواهان تولید انبوه فیلم های پر فروش بودند و برای تکنیک ها و تجربه شیوه های جدید ارزشی قائل نبودند و از طرف دیگر کارگردانان خوش ذوق و با استعداد می خواستند تا حد ممکن استقلال و آزادی عمل داشته باشند تا اثرشان را غنای بیشتری ببخشند. در این میان برخی از فیلم سازان با هوشمندی این محدودیت ها را کنار می زدند و فیلم های خود را می ساختند مانند آلفرد هیچکاك برخی سرانجام تسلیم این محدودیت ها شدند و برخی حاضر نشدند به این محدودیت ها تن دهند ، آنها تا حد ممکن مقاومت کردند ولی در نهایت یا زیر بار این فشارها از پا در آمدند ، در این میان به فیلم سازان بزرگی چون اورسن ولز و اریک فن اشتروهایم می توان اشاره کرد .

اندر کار تولید فیلم بدل شده بود که انتظارات دیگران را بر آورده می کرد و در تدوین نهایی فیلم اختیاری نداشت. نظام ستاره سازی و قدرت گیری ستاره ها نیز ابعاد تازه ای به این مسئله بخشید به گونه ای که انگار وظیفه اول فیلم ساز ، خلق فرصتی برای ابراز وجود ستاره هاست .

با مطرح شدن تئوری مؤلف در دهه 1950 از سوی منتقدان و تحلیل گران فرانسوی ، تمایل تازه ای برای بازشناسی فیلم ها و فیلم سازان مطرح شد ، و فیلم سازانی به نام مؤلف معرفی شدند که در کارهای خود شخصیت و خصوصیات خاصی را ابراز می کردند و در عین حال که نظام استودیویی را تحمل می کردند ، دیدگاه شخصی خود را هم بروز می دادند .

به ویژه فیلم سازانی چون ، هاوارد هاکس ، نیکلاس ری ، آلفرد هیچکاك ، ارسن ولز و برخی دیگر اعتبار وسیعی کردند .

نقد مبتنی بر تئوری مولف در برخورد استودیوها با فیلم سازان موثر بود اما از آن هم مهم تر ، فروپاشی نظام استودیویی به ویژه در هالیوود بود . با ورود تلویزیون از میزان تماشاگر فیلم ها کاسته شد ، هزینه تولید فیلم بالا رفت و . . . .

دیگر ادامه کار برای استودیوها مانند سابق وجود نداشت. با فروپاشی استودیو های قدیمی و ظهور کمپانی ها و موسسات جدید فیلمسازی ، نظام ستاره سازی هم افول کرد و به این ترتیب فیلم سازان استقلال بیشتری پیدا کردند. قدرت گیری دوباره کارگردان ها روز به روز فزونی یافت ، به ویژه ورود استعدادهای جدید با ایده های نو و درخشان در دو دهه 1960 و 1970 ، این قدرت گیری را وارد ابعاد تازه ای کرد تا جایی که کارگردان را به بزرگ ترین مسئول شکل نهایی فیلم و مسئول موفقیت یا ناکامی آن بدل ساخت . اما در سال های اخیر ، بار دیگر شاهد قدرت گرفتن تهیه کننده ها و اعمال نفوذ آنها هستیم ، ولی کماکان نام فیلم سازها به اندازه ستاره فیلم ها درخشان و در موفقیت فیلم اثرگذار است.

 

کارگردان و کارگردانی : (Director)

کارگردان

به طور خلاصه ، کارگردانی شامل ، برنامه ریزی ساخت فیلم ، نظارت بر ساخت آن ، ارائه دستورالعمل به بازیگران و کلیه دست اندرکاران فنی تولید و ارائه تصویری هنری و فنی به فیلم از خلال امور این چنینی و مشابه آن است ، که توسط فردی به نام کارگردان صورت می گیرد .

در بهترین شرایط ، کارگردان است که باید قدرتمندترین فرد پشت دوربین باشد ، بینش ، هنر و دانش خود را به کار گیرد و از ابتدا تا انتهای تولید فیلم ، کنترل همه امور را در دست داشته باشد . البته او باید فیلمی بسازد که مخاطب داشته باشد ، چون به هر حال هزینه های تولید و پخش باید جبران شود . کارگردان گاه خودش ، فکری برای به فیلم برگرداندن در اختیار دارد( حتی ممکن است خودش فیلمنامه را نوشته باشد)  و گاه طرف قرار داد تهیه کننده ای قرار می گیرد که می خواهد فیلم نامه ای را فیلم کند.

کارگردان باید ، از همان ابتدا همکاری نزدیکی با فیلمنامه نویس برقرار کند و در نهایی کردن فیلم نامه هم نظر بدهد . او باید در تماس همیشگی با تهیه کننده باشد و اطمینان حاصل کند که آیا در چارچوب بودجه پیش می روند یا نه . همچنین او با بازیگران ارتباط دارد و در ارائه شخصیت پردازی درست از نقش ها به آنها کمک می کند ، با طراح صحنه و لباس همفکری می کند و تصمیم می گیرد کدام صحنه ها در کجا باید فیلم برداری شوند ( در داخل یا خارج استودیو ) . او در تهیه برنامه فیلم برداری ، تهیه فیلم نامه مصور ( استوری برد) نیز نقش دارد . او بر کل فیلم برداری نظارت دارد و زاویه هر نما ، نوع حرکت و فاصله ها را تعیین می کند و در نوع نورپردازی صحنه با مدیر فیلم برداری همفکری می کند . تدوین نیز زیر نظر او انجام می گیرد ، موسیقی متن با موافقت او تهیه و ضبط می شود و در آخرین مرحله یعنی همگاه سازی صدا و تصویر نیز نقش تعیین کننده ای دارد .

 

 

این همه وظایف و مسئولیت را کارگردان به تنهایی انجام نمی دهد بلکه او یک گروه دارد که شامل دستیاران ، منشی صحنه و . . . است . اما در نهایت اوست ، که نه تنها گروه خود بلکه کل فرآیند فیلم سازی را هدایت و نظارت می کند.

آنچه در بالا گفته شد بخشی از مسئولیت های کارگردانی است ، اما معمولا سه وظیفه مهم کارگردان که نقش اصلی در ساختار فیلم و هویت سمعی و بصری آن دارد و علاوه بر تکنیک و همراهی با عوامل سایر بخش ها ، نیاز به ذوق هنری هم دارد به قرار زیر است :

  • میزانسن
  • دکوپاژ
  • عوامل کارگردانی

 

دستیار کارگردان: (Assistant Director or AD)

دستیار کارگردان

کسی است که در کنار کارگردان در کلیه امور کار به کارگردان کمک می کند . او باید به کلیه کارها و تخصص ها آنقدر تسلط داشته باشد که اگر کارگردان به عللی حاضر نبود ، کار متوقف نشود و اگر عملا توانایی اجرایی ندارد باید علاوه بر مدیریت ، فهم ، درك و بینش چگونگی مراحل مختلف پروژه را در حد اظهار نظر صحیح با اوقاتی خوش و عکس العمل خندان بداند .

 

طراح شخصیت

کار اجرایی انیمیشن و نقاشی متحرك با طرح و طراحی شروع می شود . کارگردان بعد از دریافت و تصویب فیلمنامه کار خود را با پیدا کردن طراح کاراکتر شروع می کند . طراح کاراکتر باید تسلط کافی به طراحی آناتومی انسان و حیوان و نوآوری آن ها داشته باشد . اولین قدم که بسیار حساس است خلق و طرح شخصیت های داستان است و برای معرفی و شناخت بهتر و بیشتر کاراکترهای فیلم مدل شیت تهیه می شود و کاراکترها را از جهات و زوایای مختلف طراحی می کنند .

 

 طراح استوری بورد :(Storyboard)

بعد از طراحی کاراکترها و انتخاب آن ها زیر نظر کارگردان ، داستان مصور اجرایی توسط طراح دیگر که متخصص به کلیه امور فیلم ، طراحی و پرسپکتیو است شروع می شود و پلان ها و صحنه ها ، با رعایت خط به خط فیلمنامه روی کاغذهای کادربندی شده مخصوص طراحی و نقاشی می شود ، جای کاراکترها ، مکان ها ، اتفاقات ، مسیر حرکات با زمان بندی تقریبی داستان ، کادر به کادر در داستان مصور دیده خواهد شد .

 

 

طراح کلیدها

ابتدا و انتهای هر حرکتی را کلیدهای آن حرکت می گویند که طراح با در دست داشتن استوری برد و دستور و زمان حرکت (اکسپوزه شیت) کلیدها را در کادر و مکان ( صحنه ) خود طراحی می کند و زمان حرکت با نمودار حرکتی در کنار کلیدها یادداشت می شود .

 

برنامه ریزی

دستیار کارگردان اکثر اوقات برنامه و تاریخ برداشت ها را مشخص می کند و برنامه ها را روزبه روز تعقیب می کند و با برنامه ی کلی تولید مقایسه می کند . همچنین باید برگه هایی به عنوان برنامه روزانه کار تدارکات و فیلمبرداری مشخص کند , زمان رفت و آمد و حضور بازیگران و دیگر عوامل فیلمبرداری را کنترل کند .

 

وظایف دیگر

از وظایف دیگر دستیار کارگردان می توان به بررسی و نظم دادن به صحنه فیلمبرداری ( مثل صدا زدن بازیگران یا ایجاد سکوت در صحنه فیلمبرداری ) , تمرین کردن با بازیگران قبل از شوع برداشت ها و کارگردانی قسمت هایی اضافه بر فیلم یا برنامه تلویزیونی اشاره کرد . ( پیشنهاد میکنم مقاله اصول کارگردانی تئاتر تلویزیونی را مطالعه نمایید. )

وظایف دستیار کارگردان در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد . به عنوان مثال در کشورهایی مانند انگلیس و استرالیا سلامت و تنظیم بیمه عوامل فیلمبرداری و بازگران نیز به عهده دستیار کارگردان است . نکته جالب دیگر اینکه در کشورهایی از این قبیل دستیار کارگردان پس از کسب تجربه کافی معمولا به مدیر تهیه کنندگان یا تهیه کننده روی می آورند . دستیار کارگردانی در تئاتر هم تفاوت های عمده ای می تواند داشته باشد . وظایفی مانند یادداشت برداری در هنگام تمرینات بازیگران تا کارگردانی مستقیم بازیگران بر روی صحنه شامل آن می شود . بسیاری از کرداگردانان تئاتر کار خود را با دستیار کارگردانی آغاز می کنند .